eitaa logo
عشق بی پایان 🫂
54 دنبال‌کننده
10 عکس
3 ویدیو
0 فایل
اینجا تا دلت بخواد رمان میبینی🎀
مشاهده در ایتا
دانلود
این رمان ها بر اساس واقعیت ساخته نشده
هشدار❌❌❌❌ یه دختری به اسم eat به پیوی شما میاد و خودشو ایناز معرفی میکنه و از شما می خواد که عضو کانالش بشید اگه بگید نه همش اسرار می کنه انقدر می کنه آخر مجبوری شی که عضو کانال بشی وقتی بشی ساعت 3 نصفه شب به گوشی شما زنگ میخوره ولی وقتی شما جواب میدی کسی جواب نمیدی😱😨 حواستون باشه به تهدید هاش گوش ندید و بلاکش کنید❕ این دختر هکره ولی خطرناک اینو توی تمام کانال هاتون پخش کنید و سنجاقش کنید اگه ببینه سنجاق کردید می‌ترسه و وارد کانال شما نمیشه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پارت هجدهم: گرفتم خوابیدم ساعت 8 صبح با صدای یه نفر بیدارشدم دست و صورتم شستم و رفتم پایین ببینم چه خبره دیدم آرتا آمده پریدم بغلش -کجا بودی بی شعور کی آمدی چرا به من نگفتی +امروز آمدم مامان بابا و ستایشم نمی‌دونستن -به من میگفتی +میخواستم سوپرایزت کنم همین جوری اشک از چشمام میومد از محمد عصبانی بودم و الان خوشحال بودم که آرتی آمده فقط از چشمام اشک میومد برای ستایش گفته بودم چه اتفاقاتی افتاده بین منو محمد الان میخواستم به آرتی بگم به مامان بابام نمی‌گم چون بابام محمدو می‌کشه آرتی رو بردم بالا -داداش +جونم -من رل دارم +امیر مگه نبود -با امیر کات کردیم و من با یه کی رل زدم اسمش محمده +به سلامتی -نه اصلا به سلامتی نیست +چیزی شده کاری کرده باهات -داداش امیر بهم گفت محمد داره بهم خیانت می‌کنه +چی -ارع امیر گفت من یه رل داشتم و به محمد گفت برو امتحانش کن و دوتاشون باهم رل زدن فردا هم قرار دارن +ای ..... همشون رفتم پایین یه چیزی برای خودم درست کردم من وقتی که عصبی هستم برای خودم نوشیدنی درست میکنم آمدم گلاب و شکر و یخ و آب با گل محمدی قاطی کردم و خوردم خیلی خوب بود یه دو سه تا خیار و غوره با لیمو و نمک درست کردم رفتم بالا با فیلم خوردم اعصابم یکم درست شد ساعت یک بود رفتم پایین ناهار بخورم خیلی حس خوبی بود مامانم بود ستایش و آرتی بودن بابام بود میخواستم گریه کنم ولی نزاشتم بابام و مامانم بفهمن -مامان من امروز با امیر میرم بیرون آرتی+منم بیام -تو کجا آرتی+همون جای که تو میری -لازم نکرده مامان+برو دخترم خوش بگذره -بسوززز زود غذا خوردم رفتم بالا آماده شم چون کلاس والیبال داشتم یه لباس شورتک مشکی برداشتم شلوار جین آبی پوشیدم و یه لباس مشکی آرایش کردم و وسایل آرایشم برداشتم کفشم پوشیدم عطرمم رو خودم خالی کردم رفتم پایین باهه خدافظی کردم سوار ماشین شدم آهنگ گذاشتم وقتی برگشتی واسم از دریا بگو از دشت پروانه ها بگو از قاصدک ارزوووو ادامه دارد https://eitaa.com/jajsjsjsjsjs
ادمین فعال میخوام🎀 @sana_js بیاد پی🌷
پسرا روزتون مبارک✨
اگه بعد تو عاشق نشم چی آدم سابق نشم چی✨🫀
من از سرتم زیادی بودم اینو از انتخاب های بعدیت فهمیدم😁
𝚆𝚎 𝚠𝚎𝚛𝚎 𝚑𝚊𝚟𝚒𝚗𝚐 𝚏𝚞𝚗 𝚞𝚗𝚝𝚒𝚕 𝚠𝚎 𝚐𝚛𝚎𝚠 𝚞𝚙...🫠