﴿جمع اضداد﴾
تلگرام وصل شد خداحافظ تا جنگ بعدی.
من برگشتم دلم نیومد تنهاتون بذارم😔 (الکی میگم تلگرامم قطع شد)
استراحت فعالیت ذهنی، فعالیت بدنیه
و برای همینه که آدمهای اهل فکر و مطالعه
باید ورزشکار هم باشن؛ و اِلا که یا بیثمر میشن و یا دیوانه.
از تلگرام هی برام نوتیف میاد
حس بچه ای رو دارم که کیک تولد بیاری جلوی بچه بذاری جایی که دستش نرسه👩🏻🦯
﴿جمع اضداد﴾
روزای پیش یه نقاشی کشیدم که خب، واقعا خوشگل شد و فکر نمیکردم انقدر خوب بشه. گوشیم حافظه نداره که ازش
از جمله نقاشیهام که هرچقدر میبینمش بازم دوستش دارم. (صفحه اول دفتر برنامه ریزی سال پیش بود)
کاش میتونستم قلمو بگیرم دستم و یه عالمه تابلوی مقاومتی بکشم و در خونهها پست کنم تا هر وقت که ناامید و زخمآلود برمیگردن، یادشون بیاد که «حتی اگر کشته شویم و همگی به شهادت برسیم، حتی اگر خانههایمان بر سرمان خراب شود هرگز از مقاومت دست نخواهیم کشید!».
پ.ن: جملهی گیومه از سید حسن نصرالله.
تهران - بهمن - ۱۴۰۴خورشیدی
پدربزرگ خدا بیامرزم همیشه میگفت آدم تا جوان است باید دنیا را بگردد. راست میگفت. همان موقعها بود که دلم خواست از هر مجالی برای عزیمت دریغ نکنم. که ساده بگیرم و تجربه کنم. که عرض زندگی ام را مهمتر از طولش بدانم. راستش را بخواهید، واژهی مهاجر از کودکی برایم شیرین بود. شاید همین شد که در هفده سالگی، از دیار بیرون زدم و صدها کیلومتر بعد، در پایتخت مقیم شدم. و همین شد که در هر سفر به جنوب و غرب و شرق یاد گرفتم مسیر از مقصد چه بسا محترمتر است. امروز بعد از نماز صبحِ روز جوان در حرم کریمه، باز روانهی جاده شدیم. نسیم سحر به صورتم میخورد و نیلی آسمان روبرویم بود، که دریافتم اصل جوانی در رهاییاش است.
ببین و بگذر. در هیچ مکانی، هیچ واقعه ای و هیچ آدمی گیر نکن. که در طریقت ما، توقف کم از عقبگرد نیست ...