جانـان۱۲۸ .
امشب شب ِتاسوعاست، شب ِحضرت عباس'ع شب ِحضرت چارهساز.. فردا صبح هم شنبههای خانوم امالبنین'س و همچ
تو روضه حضرتعباس'ع منو خیلی
دعا کنید، خیلی.. التماس دعا.
هدایت شده از - زَهور -
بلاخره «یومالعباس» رسید؛
و ما، امسال شکستهتر از قبل پناه آوردیم به پناهِ حرم؛ شکسته تر، فهمیده تر و زهر چشیده تر.
فهمیدیم رفتن علمدار و حمله به خیمه ها یعنی چه.
چشیدیم زهر هلهله ی بعد شهادت علمدار یعنی چه.
فهمیدم بی پناهی بعد عباس یعنی چه.
چشیدیم «الان انکسر ظهری و قلت حیلتی» را..
و آن لحظه که بیت و حسینیه به دست شقی ترین های زمانه ترک برداشت و تلی خاک شد، فهمیدیم به زمین زدن عمود خیمه عباس چه بر سر اهلِ او آورد..
[ در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.. ]
امشب همون شبی هست که ٤ ماه منتظرش
بوديم، دل زخمیمون رو کشوندیم که شب
تاسوعا با همهی وجودمون بگیم.. ای اهل
حرم میر و علمدار نیامد.. امسال ایرانیها
بهتر از هرکسی معنی این جمله رو میفهمند.
هدایت شده از ‹آبینه.›
در عرض چندماه دوبار شب دهمو تجربه کردیم. شاید در اینده هیچکس درک نکنه که دهم ماه رمضون ما همون دهم محرم بود.