تصور کن...
تصور کن همچون هایدی یا آنه یا خیلی دیگه از کاراکتر های کلاسیک توی یه دهکده پر از همسایه های مهربون و چراگاه هایی هستی که هر روز گوسفند هارو به اونجا میبری و روی علف ها دراز میکشی و میخونی و مینویسی و استراحت میکنی،قشنگ ترین قسمت اش هم اتاقکی هستش که سر تا پایش از چوب است و شلوغی پر از کتاب و لباس های نخی همراه خود دارد