eitaa logo
جارچی شاهرود
49.9هزار دنبال‌کننده
24.2هزار عکس
10.5هزار ویدیو
101 فایل
بزرگترین رسانه شاهروددراستان سمنان @jarchy0273 لینک دعوت 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/204472353Cbb461f6e3a 👇رزرو تبلیغات وارسال مطالب👇 @adminjarchy @adminjarchy1
مشاهده در ایتا
دانلود
💢استـخــدام مـعـلــم 👩‍🏫👨‍🏫 اگه لیسانـس داری و میخوای معلم بشـی حتمـا عضــو کـانـال زیـر شـو😍 👇 https://eitaa.com/joinchat/747438252C4bcb28d247 📍منـابـع قبولی آزمــون استـخـدامـی ➕شرایط سِنی و لیست رشته ها☝️
هدایت شده از خبرورزشی⚽️
820.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺55'گل اول استقلال به استقلال خوزستان توسط فلاح 🔹استقلال1 _ 0استقلال خوزستان https://eitaa.com/joinchat/4293591195C8693346b3a
این گره به دست بانک مرکزی باز می‌شود 🔹با وجود تلاش مجلس برای افزایش وام ازدواج متناسب با تورم، در صورت عدم افزایش سقف کلی منابع توسط بانک مرکزی، صف دریافت وام ازدواج طولانی‌تر خواهد شد. 🔹رقم وام ازدواج ۲ سال است ۳۰۰ میلیون تومان باقی مانده و اکنون مجلس پیشنهاد افزایش آن به ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان را مطرح کرده است. 🔹درحال‌حاضر حدود ۵۵۰ هزار نفر در صف وام ازدواج هستند و برای پرداخت وام با رقم فعلی، ۱۸۴ هزار میلیارد تومان منابع لازم است؛ همچنین در صورت افزایش رقم وام، نیاز مالی به ۲۷۵ هزار میلیارد تومان می‌رسد. 🔹در این شرایط بدون افزایش جدی منابع از سوی بانک مرکزی، ممکن است تمامی ثبت‌نام کنندگان سال آینده وامی دریافت نکنند.
مهلت ثبت‌نام در تکمیل ظرفیت پذیرش کاردانی علمی کاربردی ۱۴۰۴ تمدید شد 🔹️مهلت ثبت‌نام در مرحله تکمیل ظرفیت برنامه پذیرش دوره‌های‌ کاردانی نظام آموزش علمی کاربردی با شیوه صرفاً بر اساس سوابق تحصیلی برای ورودی نیمسال دوم ۱۴۰۴ تمدید شد.
دست‌دست نکن، خیلی راحت مبلتو عوض کن!❗️ 📍اقساط 10 الی 36 ماهه 📍بدون پیش پرداخت 📍بدون ضامن 📍بدون سود و روکش 📍حتی بدون چک 📍ارسال رایگان برای همشهریان شاهرودی 📌آدرس: بازار سرپوشیده/پشت پاساژ پردیسان/بازار مبل و فرش شاهرود ☎️شماره تماس:09337733715/02332243284
حقوق کارمندان در سال آینده ۲۱ تا ۴۳ درصد افزایش پیدا می‌کند سخنگوی کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۵: 🔹حقوق کارمندان در سال آینده ۲۱ تا ۴۳ درصد افزایش پیدا می‌کند. 🔹تصویب شد که میزان افزایش حقوق ۲۱ تا ۴۳ درصدی برای کارمند، کارگر و بازنشسته باشد. 🔹این افزایش به صورت پلکانی معکوس اجرا خواهد شد. صفحه رسمی ایتای جارچی👇 @jarchy0273 صفحه رسمی جارچی بانوان👇 @jarchybanovan صفحه رسمی روبیکای جارچی👇 https://rubika.ir/jarchyO273 صفحه رسمی جارچی استان👇 https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
Arash Ap ~ Musics-Fa.ComArash Ap - Safar (320).mp3
زمان: حجم: 5.5M
🎵 سفر 🗣 مسیح & آرش ‌‌‌‌_______________________↯ 🤩 @jarchy0273 🤩 ‌__________________________
گفت :خوبی بی وفا .رفتی و دیگه یادی از ما نکردی سحر لبخند کم رنگی بر صورت نشاند وگفت :چی بگم .شرایط اینطوری ایجاب می کردناهید آهسته دستش را فشرد و گفت :به امید خدا همه چی درست میشه.سحر باز نگاهش را در خانه به گردش در اورد شاید سیاوش را گوشه ای پیدا کند دلتنگی امانش را بریده بود چشمانش بی قرار ، مردی را جستجو می کرد که چند روزی از آخرین دیدارشان می گذشت وقتی او را نیافت بالاخره طاقت نیاورد آهسته پرسید :سیاوش نیست ؟ناهید که دلتنگی را از چشمان بی قرار سحر خواند گفت :اینجانیست .بیمارستانه.همراه دایی همایون و داداشت افشین بیمارستان پیش علی موندن.سحر با نگاهی بی فروغ به ناهید نگاه کرد پس امروز هم سیاوش را نمی دید چقدر دلتنگش بود چقدر امید داشت او را ببیند بغض آمد و در گلویش نشست برای اینکه مانع چکیدن اشکهایش شود.دستش را جلو برد لیوان شربت مقابلش را برداشت و جرعه ای نوشیدپروین رو به شریفه گفت :چرا شما همین طوری خشک و خالی نشستین ؟چرا چیزی نمی خورین.شریفه پشت چشمی نازک کردوگفت میخورم ممنون.پروین متوجه دلخوری مادر زن سیاوش بوداما انقدر حالش خوب بود که حتی دلخوری او هم نمی توانست حالش را خراب کند.دل او را هم به دست می اورددوباره همه چیز درست میشد .همه چیز را با هم درست می کردندهمین که همه زنده و سالم بودند اهمیت داشت باقی اش را میشد درست کرد.سحر رو به پروین پرسید :علیرضا حالش خوبه ؟ما دیروز میخواستیم خدمت برسیم که ببینیمش ولی نشدپروین با ذوق گفت :خوبه مادر .یک مقدار ریه اش عفونت کرده .سیاوش می گفت مشکل خاصی نیست .چند روز بستری بشه حل میشه .الهی شکر که بچه ام زنده اس سحر سعی می کرد کوتاهی مادرش را در حرف زدن جبران کند.پس گفت :خدا رو شکر که دلتون شاد شد و یکبار دیگه خدا علیرضا رو بهتون بخشید.پروین با محبت به عروسش لبخند زدبی قراری و دلتنگی را از چشمانش می خواند و گفت : تو هم که بر گردی به این خونه دیگه همه چی میشه مثل قبل .حتی از قبل هم بهترشریفه با ناراحتی پرسید :سیاوش کجاست ؟پیداش نیست اصلاپروین به روی شریفه لبخند زد و گفت :بیمارستانه،شریفه سکوت کردآقا محمد با آرامش خاصی که داشت بحث را عوض کرد :خدا بعضی وقتا معجزه هاش رو اینطوری نشون بنده هاش میده .الهی شکر که اینبار معجزه خدا شامل حال ما شد.لیلا ظرف بزرگ میوه را وسط گذاشت و کنار پدر شوهرش نشست محمد نگاه مهربانی به او انداخت و گفت :چشمت روشن عروسم لیلا لبخند زد :چشم و دلتون روشن محمد با همان محبت و مهربانی گفت :اون یکی خبر خوب هم به مادرت بده بذار حسابی دلش شاد بشه پروین کنجکاو به لیلا نگاه کرد لیلا با خجالت سر پایین انداخت تا خواست دهان باز کند و حرفی بزند در باز شد و سیاوش و همایون وارد شدند با دیدن مهمان ها جلو آمدند و سلام و احوال پرسی گرمی کردند.سیاوش بعد از حال و احوال با آقا محمد و شریفه خانوم رو به روی سحر که آرام تر از همیشه سر جایش ایستاده بود ، ایستادبی توجه به سایرین که گرم احوال پرسی و گفت و گو های عادی بودندبه صورت او نگاه کرد سحر بالاخره نتوانست طاقت بیاورد نگاهش را به صورت پر از لبخند سیاوش داددلتنگی از چشمانش می بارید سیاوش با لبخند و محبت پرسید :خوبی ؟سحر دوست داشت بگوید :بدون تو خوب بودن را بلد نیستم.اما به جای واقعیت ،دروغ گفت :خوبم،سیاوش آهسته پرسید :نمیخوای برگردی سر خونه و زندگیت ؟سحر سکوت کرد باید برمی گشت ؟آن هم وقتی سیاوش در نبود علیرضا او را انتخاب نکرده بوداگر حالا انتخابش می کرد فایده ای داشت ؟ باز هم اجبار ،اجبار دوباره به چه کارش می آمد ؟ او رفته بود تا سیاوش با قلبش تصمیم بگیردو قلب سیاوش در نبود علیرضا حکم به برگشتن سحر نداد.حالا که علی آمده و یکبار دیگر سیاوش باید از روی عقل و اجبار برگشتن سحر را انتخاب می کرد موافق میلش نبود.سیاوش که سکوت سحر را دید سر پایین انداخت اعضای خانواده دور هم نشستند سیاوش رو به مادر زنش کرد و پرسید :چه خبر؟خوبین ؟شریفه با لحنی که دلخوری اش را هوار می کشید گفت :از احوال پرسی های شماسیاوش سر پایین انداخت و گفت :شرمنده ام .این مدت حال روحی خوبی نداشتم .مرگ علی داغونم کرده بود شریفه گفت :الهی شکر حالا که دلتون شاد شدسیاوش رو به مادر زنش باز لبخند زد :همه کوتاهی هامو جبران می کنم سحر دلتنگ به لبخند سیاوش نگاه کرد خیلی وقت بود لبختدش را ندیده بود افسوس که دیگر وقتی برای با هم بودن نداشتند وگرنه روزی هزار بار با صدای بلند قربان صدقه لبخندهایش می رفت لیلا رو به برادرش پرسید :افشین نیومد ؟ سیاوش پاسخ داد :نه بیمارستان موند .من اومدم یک سری وسایل بردارم برگردم بعدش اون میادپروین به دخترش نگاه کرد وگفت :اینجوری که آقا محمد گفتن انگار تو قراره یک خبر خوب بهمون بدی .ماجرا چیه ؟ ادامه دارد... @jarchy0273
♦️با هم دعای فرج را برای سلامتی و فرج آقا امام زمان(عج) می‌خوانیم 🔹با قرائت دعای فرج به این جمع میلیونی بپیوندیم ایتای جارچی روبیکای جارچی روبینوی جارچی. جارچی تلگرام پیج اینستاگرام
❌ 📣 و مراقبت پوستی اورجینال و ترند✨ رو میتونید از فروشگاه آوینا تهیه کنید 🛒🌝 >هدیه 🎁 خاص و جذاب در رنگبندی و تنوع ‌مختلف موجوده که میتونید توی کانال ببینی 😉 : خ امام چهارراه پیشوا جنب بلوار ابن سینا مجتمع پادرا طبقه اول روبرو پله برقی مراقبت پوستی آوینا
🌺ارایه خدمات زیبایی‌ آرایش دائم و تمامی خدمات آرایشی دیگر👇 ✅میکرو بلدینگ و فیبروز ابرو ✅ شیدینگ و کانتورلب ✅بن مژه ✅ کراتین ، بوتاکس و پروتئین تراپی مو ✅فیشال ✅لیفت و لمینت مژه و ابرو ✅رنگ ولایت ✅کوتاهی و تمامی خدمات زیبایی‌ و............ مشاوره و نوبت دهی 👇 ابراهیمی 09193344967 09366788388☎️ پیج اینستاگرام 👇 micro -artist-ebrahimi لینک گروه ایتا 👇 https://eitaa.com/joinchat/1133839202C17e86403ba شاهرود