#مهریغلامپور
این عکس را اسفند ۱۴۰۱ از سردار #تنگسیری گرفتم؛ روی ناو شهید رودکی،بعد از پایان اختتامیه جشنواره فیلم مقاومت.
لنچ، سمت چپ همین تصویر منتظرش بود. باید پایینی میرفت از ناو و برمیگشت به ساحل.
من و یک خبرنگار توانستیم پشت صحنه با او همکلام شویم. وقتی خودم را معرفی کردم و اسم رفیق قدیمی به میان آمد چشمهایش برق زد.
چند کلامی با خنده گفت و آخرش گفت به فلانی سلام برسان.
پیشتر خیلی در موردش شنیده بودم از خاطرات مشترکشان در خلیج و ... شبیه همان خاطرات بود، خنده رو و با ابهت.
او و رفقایش از ناو پایین رفتند و دوباره ناو حرکت کرد. مقصد مشخص بود ماندن معنی نداشت.
به هر حال او رفت. مثل بقیه رفقایش که آن شب حضور داشتند و در جنگ ۱۲ روزه رفتند.
*و ما هنوز روی ناو ماندیم. #ناوایران هم مثل ناو شهید رودکی به راهش ادامه میدهد، باید هم ادامه بدهد. حتی بدون #دلیرانتنگستان، بدون #علیرضاتنگسیریها. ماندن معنایی ندارد.
روحت شاد سرباز #خلیجتاابدفارس
https://eitaa.com/jashh2
سومین دوسالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان
یکم: نهم اسفند بود که خبر جنگ پیچید. کودکان میناب شهید شدند و اهالی اپستین، به خیالشان شجره طیبه را
این درخت را روز اول جنگ تحمیلی سوم کاشتیم. همزمان با تولد صورتی پوشمان. این عکس را درست یک ماه و یک روز بعد، ازین درخت گرفتم. سبز شده و جوانه زده. این درخت یادگار همه صورتیپوشهای پرواز کرده ایران عزیزمان است. مادر به درختها که رسیدگی میکرد یا هر کدام را که میکاشت میگفت این به نیت فلانی.
امشب دیدم رهبر عزیزمان خواستند که به نیت شهدا در روز طبیعت درخت بکاریم. چه حس خوبیست این همه قرابت.
امیدها جوانه خواهد زد. ایران سبزتر خواهد شد.
#ایران
#میناب
#شجرهطیبه
#مهریغلامپور
https://eitaa.com/jashh2
#رقیهکریمی
دوست من مینا
دوستي دارم كه خيلي دوستش دارم. سالها پیش که سرش خلوت تر بود داستان می نوشت. اصلا در یک جشنواره داستان کوتاه پیدایش کردم و الا من کجا و تبریز کجا. حالا مینا داستان نمی نویسد دیگر وقتش را ندارد. سالهاست که در تبریز استاد دانشگاه است. گاهی حرف می زنیم با هم. مینا در دانشگاه تبریز یک دوست شهید دارد. اسمش را نمی داند. چون شهید گمنام است اما خودش اسم آن شهید را گذاشته است حسن آقا. همیشه دلش که می گیرد می رود زیارت حسن آقا که شاید اسمش حسین باشد شاید هم علی شاید هم کامبیز یا ایرج. هر چه که باشد برای مینا فقط حسن آقا است. همیشه از شهدا که می شنود یا می خواند حسرت می خورد. می گوید چقدر فاصله داریم ما ...
من هم با دلی قرص و محکم حرفش را رد می کنم و می گویم نه ... خودت را دست کم نگیر دوست من. هر کس وظیفه ای دارد. وظیفه آدم ها شبیه هم نیست. قرار نیست ما کار هم را بکنیم. هر کس باید کار خودش را بکند. به بهترین شکل ممکن. دیروز یک مدیر مدرسه از بوشهر حرف می زدم. اما نه در مدرسه بود و نه در بوشهر. وسط خیابان های تهران بود. هر کجا که لازم باشد. هر کجا که انفجاری باشد. خانه ای خراب شده باشد. دیروز برایم عکسی فرستاد و گفت این عکس را ببین این منم. این که وسط نشسته استاد دانشگاه اصفهان است. بغل دستی هم یک کارگر ساده. می گفت استاد دانشگاه اصفهان دیشب تا صبح شیشه های شکسته خانه ها را جمع می کرده. خانه ای که خانه خودش نیست. شهری که شهر خودش نیست. بعد هم پنجره های بدون شیشه را با پلاستیک می پوشانده. می گفت این یکی که بغل دست دکتر ایستاده کارگر روز مزد فلان کارخانه است. سواد زیادی ندارد اما مرخصی گرفته و آمده است برای کمک. و من به یک ترکیب از سه گوشه ایران فکر می کردم. بوشهر و اصفهان و اراک. دکتر و مدیر مدرسه و کارگر ساده. اما در کنار هم ایستاده اند و هر کدام دارند به وظیفه ای که می دانند باید به آن عمل کنند عمل می کنند.
دیروز دوباره به مینا گفتم. گفتم وظیفه خودت را دست کم نگیر. قرار نیست میدان همه ما شبیه هم باشد. هر کسی میدان خودش را دارد. یکی پای لانچر است. یکی با قایق تندرو روی آب خلیج فارس. یکی تنگه را بسته. یکی در خیابان شیشه های شکسته را جمع می کند. یکی می نویسد. یکی هلال احمر است. یکی آتش نشان. یکی در روزهای اول و سخت جنگ سنگر نانوایی را خالی نکرد. یکی کف خیابان است. مادرها با بچه هایشان حرف می زنند. یکی شعر می گوید. یکی مداحی می کند. یکی نذر پرچم می کند. یکی در به در به دنبال پرچم می گردد تا از شیشه ماشینش بیرون بیاورد و مدام از همه می پرسد پرچم اضافی نداری؟ یکی پرچم می دوزد. یکی شاید وسط خانه اش دلش با میدان است. برای سلامتی آنها دعا می کند. صلوات می دهد. مثل مادر من که خیابان هم نمی تواند بیاید. یکی
شاید صلوات هم نمی دهد اما دلش با این جبهه است. هر کدام از ما میدانی دارد و همه ما با هم یک میدانیم ... قرار نیست شبیه هم باشیم. قرار است در جایی که هستیم بهترین باشیم. اصلا قرار هم نیست شهید بشویم تا بهترین باشیم. هنوز خیلی کارِ نکرده روی زمین داریم.
یادم باشد اینبار این متن را برای او هم بفرستم. دوستم میدان مهمی دارد. میدانی که من نمی توانم آنجا باشم. میدانی که فقط میدان خودش است. نه من و نه هیچ کس غیر از او.
#ایران
#رفیق
https://eitaa.com/jashh2
بیانیه سومین دوره دوسالانه جایزه ادبی شهید حدادیان منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، خانواده شهید حدادیان با اذعان به اینکه در برهه کنونی، موضوع جنگ آمریکایی_صهیونیستی علیه وطن عزیزمان ایران نسبت به دیگر موضوعات، از لحاظ اهمیت در اولویت است؛ نگارش داستان کوتاه با موضوع این جنگ را پیشنهاد دادهاند.
به این ترتیب، داستاننویسان عزیز میتوانند داستانهای خود را علاوه بر موضوعات سابق ، با موضوع دو جنگ تحمیلی اخیر، یعنی دفاع مقدس ۱۲روزه و جنگ رمضان به آدرس الکترونیکی و ایتای این دبیرخانه ارسال نمایند.
داوری این بخش نیز مثل دو موضوع دیگر فراخوان بهطور مستقل انجام میشود و جوایز برگزیدگان در هریک از موضوعات نیز بدین شرح است:
برگزیده اول ۱۲ میلیون تومان به همراه لوح تقدیر و تندیس
برگزیده دوم ۱۰ میلیون تومان همراه لوح تقدیر و تندیس
برگزیده سوم ۸ میلیون تومان همراه لوح تقدیر و تندیس
آثار برگزیده دو دوره اخیر در مجموعه داستانی چاپ خواهند شد.
علاقهمندان میتوانند آثار خود را با قلم B Nazanin ۱۴ در قالب فایل Word به نشانی الکترونیکی دبیرخانه به آدرس ja.shahidhadadiyan@gmail.com یا از طریق صفحات رسمی دبیرخانه در پیامرسانهای ایتا ارسال کرده و تأییدیه دریافت کنند. همچنین شماره تماس ۰۹۱۹۲۷۰۰۴۸۰ برای ارتباط مستقیم با دبیرخانه اعلام شده است.
محدودیتی در تعداد آثار ارسالی در هر سه موضوع وجود ندارد.
با توجه به شرایط پیش آمده زمان پایانی برای ارسال اثر پایان خرداد ماه ۱۴۰۵ میباشد.
#تمدید
#جنگرمضان
https://www.mehrnews.com/news/6792989
https://eitaa.com/jashh2
بزرگترین ظلم
#محسنشاهرضایی
ظلم بزرگ چیست؟ بزرگترین ظلم چیست؟ ظلم های بزرگ زیادند اما بزرگترین ظلم شاید *ممانعت از انتشار جریان فیض* باشد. ظلمی که میتواند مسیر علم، دانش و معرفت را تغییر دهد و جهالت و ضلالت را برای انسان به ارمغان آورد. نمونه بارز این جفای عظیم، ممانعت از جریان سازی علمی توسط ائمه اطهار در تاریخ دویست و پنجاه ساله حضورشان در میان مردم میباشد. این گونه است که امام همامی چون حضرت صادق،صاحب *بحور العلوم الزاخره* با چهار هزار نفر شاگرد نتوانست علمی را که از سرچشمه حکمت در دل داشت به نوع بشر ارمغان دهد گرچه آنچه را که از خود باقی گذاشت بشریت را تا سپیده دم دولت حکمت و کرامت و عدالت کافی است، اگر دریابند.
از دیگر مصادیق برای این بزرگترین ظلم در عصر معاصر، میتوان به موجود حقیر و ذلیلی به نام دونالد ترامپ اشاره کرد که از روی جهالت،خودشیفتگی و خودخواهی خلقی را از اندیشه های گوهربار مردی دانشمند از تبار همان امامان معصوم محروم ساخت. تقارن ایام اربعین آن حکیم شهید را با شهادت امام دانایی ابوجعفر صادق علیه السلام گرامی می داریم و بر ظالمین و مانعین علم و حکمت و فضیلت در طول تاریخ لعن و نفرین میفرستیم.
#ایران
#دلایران
#صادقآلمحمد
#پناهایران
https://eitaa.com/jashh2
#هداحشمتیان
گاهی فکرهام را بلند بلند می گویم
گاهی فکرهام را بلند بلند اینجا می نویسم ، مثلا توی اسفند با خودم گفتم آقا چقدر کاشتن درخت دوست داشت ، به مدیر شبکه پویا گفتم ، استقبال کرد پویش کاشت درخت به یاد رهبر شهید یا سرو ایران شد. یا همان رفتن مادران مینابی به مذاکره که البته فکرهای بلند بلند و حرف های دلی بود ، اما خب اینجا را خانه می دانم و بی ترس و لکنت حرف میزنم .
حالا که موسم #حج شده داشتم با خودم فکر کردم اگر ما #سیهزارحاجی را فرستادیم و #جنگ شدت گرفت و بین ما و عربستان شکرآب شد ، آیا این سی هزار نفر لقمه ی هلو بپر تو گلو نیستند برای #آلسعود ؟ راحت می توانند تبدیل شوند به گروگان یا اصلا دلشوره برای مسئولین هوا و فضا یا #پاشنهیآشیل اصلا . خب چه کاری است. همین عربستان هم نشان داده سرنوشت حاجی ها و اعتبارش چندان برایش مهم نیست مثل دفن کردن حاجی ها توی فاجعه ی مِنا تو گورهای بی نشان یا زبانم لال پیدا شدن بعضی هاشان تو سطل های زباله . مگر همان موقع برای پیدا کردن و تحویل اجساد ایرانی ها گروکشی نمی کرد ، چقدر باهاش راه آمدیم تا اجساد را پس گرفتیم . حاجی های آفریقایی که درصد زیادی شان اصلا معلوم نشد کجا و چطور دفن شدند .
حالا داشتم با خودم فکر می کردم اگر تصمیم بر فرستادن شد ( نمی دانم با چه انگیزه ای و البته که موارد شرعی اش را نمی دانم ) خود حاجی ها پویشی راه بیندازند و پول حج شان را نذر کنند برای صنعت موشکی ، برای واحدهای آسیب دیده ی صنعتی برای مردم و خانه های آسیب دیده ، چه حجی قشنگتر از این؟!
به قول مولانا : ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید /معشوق همینجاست بیایید بیایید . معشوق تو همسایه ی دیوار به دیوار/ در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟ ده بار از آن راه بدان خانه برفتید / یک بار از این خانه بر این بام برآیید
#رمیجمرات اکنون و امروز مگر همین موشک زدن به قلب شیطان بزرگ نیست ؟
شیطان پشت مرزهاست و ما رمی جمرات مان را به نیابت از #خامنهای ها و #موسوی ها و #حاجیزاده ها انجام میدهیم . سنگ ها و سنگ ریزهها حالا #سجیل ها و #فتاح ها هستند.
( البته که باز هم فکرهایم را بلند بلند می گویم.)
برگرفته از کانال @delirann در بله
https://eitaa.com/jashh2
سومین دوسالانه جایزه ادبی شهید محمدحسین حدادیان
روایتهایی زنانه از قلب لبنان و در دل جنگ روایتهایی بیواسطه، به قلم📝 خانم رقیه کریمی نویسنده و م
این پیام را خانم #رقیهکریمی امشب برایمان ارسال کرد.
دوستاني كه مجموعه روايت هاي "جنگ به روستای ما آمد " را دنبال می کردید ... مادر راوی را یادتان هست؟ همان پیرزن بد اخلاقی که عاشق پسر کوچکش علی بود. می نشست پای تمام شبکه های خبری از الجزیره تا mtv تا اخبار جنگ را دنبال کند. راوی مدام می گفت می ترسم خدا مادرم را با علی امتحان کند ...
علی هم امروز شهید شد ...
روایتهای جنگ به روستای ما آمد را از اینجا میتوانید بخوانید.
https://eitaa.com/jashh2