eitaa logo
"جواز نوکری" کانون نغمه پردازی
10.5هزار دنبال‌کننده
153 عکس
77 ویدیو
88 فایل
این کانال مخصوص اشعار و سبک های اجرا نشده و جدید برای ذاکرین عزیز می باشد... کانال های دیگر جواز نوکری @javazenokari_com ارتباط با دبیر کانون 👉 @khoshroo13700
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 غزل مصیبت شهادت امام موسی کاظم علیه السلام 💠 از شاعـر گرانقدر گروه شـــــاعران جواز نوکـــــرۍ ⭐️علی اصغر یزدی⭐️ 📸 goo.gl/XRYYyu ➖➖➖ هر پاره سنگی در دِلِ دریا که گوهر نیست بیچاره آن چشمی که از داغ شما تر نیست زندان عقول ناقص این اهل دنیا بود زندان مکانی هست که موسی ابن جعفر نیست حتی زن بد کاره هم ایمان به او آورد تا صورتش را دید فهمید او ستمگر نیست هر، روزه اش با تازیانه می شود افطار در قعر زندان های هارون چیز بهتر نیست؟ زنجیر ها با شوق جسمش را بغل کردند آنقدر که جایی برای بوسه دیگر نیست خورشید را بر تخته ای کوتاه می بردند تابوت او دست کم از زنجیر و خنجر نیست در روز عاشورا برای اشک ثارالله قطعا دلیلی بهتر از لبخند اصغر نیست در آن هیاهو یک مسیحی گفت: ای مردم! این جسم خونین جسم فرزند پیمبر نیست؟ اسلام را در روز روشن زیر پا بردند شاید گُمان کردند در گودال مادر نیست زینب نگاهی کرد سوی علقمه وقتی می خواست در محمل رَوَد اما برادر نیست ➖➖➖ ❌ انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد. ❌ 🔆 تخصصی ترین کانال سبک و شعر مخصوص ذاکرین 1️⃣ لینک کانال تلگرام 👉 goo.gl/3hY4Yu 2️⃣ لینک کانال سروش 👉 goo.gl/W7umm6 3️⃣ لینک صفحه اینستاگرام 👉 goo.gl/gDGjg4 🌐 سایت گروه 👉 www.javazenokari.com 🔹 گروه فرهنگی شاعـــــران جواز نوکـــــرۍ 🔸 ❤️ در انجام بهتر بارگذاری مطالب خواهشمندیم نظر خواهی را انجام دهید.
💠 شعر مربع ترکیب شهادت امام موسی کاظم علیه السلام💠 از شاعـر گرانقدر گروه شـــــاعران جواز نوکـــــرۍ ⭐️ محمد مبشرۍ ⭐️ 📸 goo.gl/PsTZFT ➖➖➖ وای آقا چه قَدَر محبس و زندان دیدی؟ بی حیایی ز عدویت چه فراوان دیدی کس ندیده است غمی راکه تو آن سان دیدی دوری از خانه و کاشانه و یاران دیدی وقتی از هجر غمت جان رضایت می سوخت جگر حضرت معصومه برایت می سوخت وای ، از حال تو و خنده ی سِندی ، آقا دل پر درد تو و طعنه ی سِندی ، آقا وای از جسم تو و کینه ی سندی ، آقا وَ چه تلخ است تَهِ قصه ی سندی ، آقا وای بر من چه قَدَر قلب شما را آزُرد نام بانوی حیا را چه قَدَر بد می بُرد شیعیان را که زِ داغ تو خبر آوردند پیکرت را به روی لِنگه ی در آوردند پیکرت را نه ، که از آن جسم اثر آوردند صحنه ای بود که اشک همه در آوردند روضه ای سخت میان دل شیدا مانده غل و زنجیر به اعضای شما جا مانده عرشیان شکوه به انسیه ی حورا بردند شیعیان نوحه کنان نام تو آقا بردند بدنت را به روی دست چه زیبا بردند گریه کردند و گل باغ خدا را بردند گریه ی دخترتان شعله به دل ها می زد ناله از داغ شما حضرت زهرا می زد خوب شد دختر تو بعد تو تحقیر ندید خوب شد دخترکت کنده و زنجیر ندید هیچ کس بر تن تو لطمه ی شمشیر ندید اثر از نیزه و سنگ و اثر تیر ندید خوب شد بر تن پاکت کفنی آوردند نوحه خواندند و ادب کرده و خاکت کردند وای ! اما بدنی بود که عریان شده بود یوسفی بود گرفتار بیابان شده بود صید بی رحمی آن گله ی گرگان شده بود پیکرش منزل صد زخم فراوان شده بود ناگهان دید یکی چکمه به پا می آید خنجری دارد و با قصد قفا می آید ➖➖➖ ❌ انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد. ❌ 🔆 تخصصی ترین کانال سبک و شعر مخصوص ذاکرین 1️⃣ لینک کانال تلگرام 👉 goo.gl/3hY4Yu 2️⃣ لینک کانال سروش 👉 goo.gl/W7umm6 3️⃣ لینک صفحه اینستاگرام 👉 goo.gl/gDGjg4 🌐 سایت گروه 👉 www.javazenokari.com 🔹 گروه فرهنگی شاعـــــران جواز نوکـــــرۍ 🔸 ❤️ در انجام بهتر بارگذاری مطالب خواهشمندیم نظر خواهی را انجام دهید.
🔴 متفاوت ترین سبک ها را از کانال فرهنگی جواز نوکری بخواهید ... ✳️ لازم به ذکر است این اشعار و سبک ها از جایی کپی نشده و مستقیماً از گروه شاعران جواز نوکری در کانال قرار میگیرد. 🔺اشعار و سبک های سال 97 🔺 👈 👈 👈 👈 ✅برای شریک شدن در ثواب کارهای این گروه در صورت امکان گروه شاعران جواز نوکری را به ذاکرین دیگر معرفی کنید... ⬇️ گروه فرهنگی شاعران جواز نوکری ⬇️ لینک کانال سبک و شعر جواز نوکری 📚 @javazenokari
💠 شعری تقدیم به باب الحوائج حضرت موسی بن جعفر علیه السلام 💠 از شاعـر گرانقدر گروه شـــــاعران جواز نوکـــــرۍ ⭐️ ابراهیم زمانی ⭐️ 📸 goo.gl/sDSXRW ➖➖➖ واژه در واژه همه عمر غزل خوان بودی ســندِ مــــــحکمِ زیبایــــی قرآن بودی چارده سال غریبانه به زنــــــدان بودی همه ی عمر سرِ ســفره ی باران بودی حضرتِ گل چه قدَر خار که بر تَن داری دوســتی با همه و این همه دشمن داری " کاظِم الغَیظ " شکوفا شدنِ لبخندی الگویِ مهر و محبَّت به زن و فرزندی شال و عمّامه شبیهِ پدرت می بندی همه بیگانه ولی با همه خویشاوندی هیچ مســکین و اســیری نرود از یادت " بِشرِ حافی " شود آنکس که شود آزادت خانه ات نورِ علی نور ... فقط زیبایی است شعر در شعر بهشت است غزل آرایی است پســرِ خانه عجب حیدرِ خوش سیمایی است دخترِ حضرتِ موســی چه قدَر بابایی است بنویســــید ســرِ خُم به سلامت باشد حضرتِ فاطمــــه ی قم به سلامت باشد مردمِ شهر به این واقعه اذعان دارند همه از رایحه ی چشمِ تو باران دارند سرِ این سفره نشستند اگر نان دارند و مسلمانِ تو هستند که ایمان دارند گوش کن گوش صدایِ جرسی می آید دارد انگار از آن دور کســی می آید ... کیست این مثلِ علی در دلِ شب آهسته کیسه بر دوشِ شکسته دلِ قامت خسته خانه خانه همه ی شــــهر به او وابسته او که حتی دلِ دشمن هم از او نشکسته شهر خاموش شد و نقشِ تو بر ماه افتاد مـــاه هم کوچه به کوچه پیِ تو راه افتاد کفر افتاد به پایِ تو مســلمان برگشت مور آمد در این خانه ســلیمان برگشت زنِ بدکاره تو را دید و پشیمان برگشت آه... وقتی که نگهبانِ تو گریان برگشت دســتِ یک شـــهر به دامانِ عبایت افتاد اشــــک حلقه زد و زنجیر به پایت افتاد مثلِ یک معجزه ای خوب که معلوم شدی سوره شمسی و از نور که محروم شدی روز ، زندانی شب بود که محکوم شدی سوختن ارثیه ات بود که مسموم شدی جگرت سوخت غمِ کرب و بلایی ها را دشتِ لب های تو خشکاند لبِ دریا را تو کریم بن کریمــی پُرِ احســان هستی پسـرِ خاکی و از مــــــادرِ باران هستی جانِ عالم به فدایت که خودت جان هستی پدرِ واقعــیِ کشــــورِ ایـــــران هستی گندمی گونه ای و خوشه ی گندم داری یک رضا مشهد و یک فاطمه در قم داری ➖➖➖ ❌ انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد. ❌ 🔆 تخصصی ترین کانال سبک و شعر مخصوص ذاکرین 1️⃣ لینک کانال تلگرام 👉 goo.gl/3hY4Yu 2️⃣ لینک کانال سروش 👉 goo.gl/W7umm6 3️⃣ لینک صفحه اینستاگرام 👉 goo.gl/gDGjg4 🌐 سایت گروه 👉 www.javazenokari.com 🔹 گروه فرهنگی شاعـــــران جواز نوکـــــرۍ 🔸 ❤️ در انجام بهتر بارگذاری مطالب خواهشمندیم نظر خواهی را انجام دهید.
💠 شعر شهادت حضرت موسى بن جعفر علیه السلام 💠 از شاعـر گرانقدر گروه شـــــاعران جواز نوکـــــرۍ ⭐️ مهدی کبیری ⭐️ ⭐️ عالیه رجبی ⭐️ 📸 goo.gl/1YBey9 ➖➖➖ بین هجومی از خفقان در سیاه چال پیچیده باز صوت اذان در سیاه چال درپشت ابر کینه ی ظلمت پرستها خورشید کرده چهره نهان درسیاه چال قلبی که قبله ی همه عشاق عالم است افتاده است از ضربان در سیاه چال ای ماه روزه دارصفر با لبان تو هر روزِ سال شد،رمضان درسیاه چال دارد به حال وروز تو خون گریه میکند زخمی که باز کرده دهان،درسیاه چال لب تشنه بودی و سر تو داد میزدند خولی وشمر وزجر وسنان در سیاه چال چرخید با اصابت هرتازیانه ای دور سرت زمین و زمان در سیاه چال با اقتدا به حضرت مادر نماز را این بارهم نشسته بخوان در سیاه چال ما نان ز دستهای کریم تو میخوریم گرد از عبای خود بتکان در سیاه چال سهم دعای هرشب عجل وفاتی ات شدغربت و سپردن جان درسیاه چال گروه شاعرانه ها ➖➖➖ ❌ انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد. ❌ 🔆 تخصصی ترین کانال سبک و شعر مخصوص ذاکرین 1️⃣ لینک کانال تلگرام 👉 goo.gl/3hY4Yu 2️⃣ لینک کانال سروش 👉 goo.gl/W7umm6 3️⃣ لینک صفحه اینستاگرام 👉 goo.gl/gDGjg4 🌐 سایت گروه 👉 www.javazenokari.com 🔹 گروه فرهنگی شاعـــــران جواز نوکـــــرۍ 🔸 ❤️ در انجام بهتر بارگذاری مطالب خواهشمندیم نظر خواهی را انجام دهید.
💠 شش غزل مصیبت و مدح شهادت حضر موسی بن جعفر علیه السلام 💠 از شاعـر گرانقدر گروه شـــــاعران جواز نوکـــــرۍ ⭐️ سیده فرشته حسینی⭐️ 📸 goo.gl/mP1Ehc ➖➖➖ غزل اول جهان را بیکران را جن و انسان را دعا کردی زمین را آسمان را ابر و باران را دعا کردی تمام مردم ایران سر خوان شما هستند که هم شیراز هم قم هم خراسان را دعا کردی اثر کرده دعایت در زنی آوازه خوان حتی و این یعنی تمام رو سیاهان را دعا کردی تمام کائنات و هستی و خلقت نمک گیرت غل و زنجیر را ، دیوار زندان را دعا کردی به ضرب تازیانه روزه ات را باز می کردند تو اما قبل افطارت نگهبان را دعا کردی _ _ غزل دوم آرزومند کاظمین توام کاش ای کاش مستجاب کنی کاش مانند گنبد زردت دل من را طلای ناب کنی مثل نوری میان زندانی می توانی به یک اشاره ولی از افاضات نور پیشانیت روی خورشید را حجاب کنی باب حاجات نام دیگر توست سائل خیر نام دیگر من نه! بعید است از محبت تو من دلخسته را جواب کنی گرچه در عاشقی کم آوردم با خودم بیت نم نم آوردم انقدر از تو شعر می گویم که مرا شاعرت خطاب کنی "لحظه ی مرگ چشم در راهم " مثل بانو شطیطه می خواهم با قدم رنجه بر سر خاکم مدفنم را پر از گلاب کنی _ _ غزل سوم هفت آسمان مست از صفای "ربنا"یت باران گرفته در جواب "آتنا"یت وقتی دعایت شامل جلاد هم شد پس خوشبحال آنکه بوده آشنایت باب الحوائج بودن تو خود گواه ست بر فضل و احسان و کرامات رضایت گرچه در آن زندان تو را محبوس کردند نزدیک تر بودی در آنجا با خدایت از غربت تو صبر زندان هم سر آمد اما نکردی یک سر سوزن شکایت شلاق زندان بان خجل از زخم هایت زنجیرها شرمنده اند از ساق پایت بار گناهان چشم او را کور کرده با پا اگر می زد عدویت بر عبایت آقا! به جان مادرت ما را دعا کن بسته به تو چشم امید شیعه هایت غزل چهارم جفا را ظلم ها را ، رنج ها را هم تحمل کرد اگر چه سخت ! اما ناسزا را هم تحمل کرد روایت ها حکایت دارد از داغی که در دل داشت که او یادآوری کوچه ها را هم تحمل کرد "بلاءللوا" تا صبح می خواند این روایت را سکوت و گریه های بی صدا را هم تحمل کرد برایش سخت بود اما دعا می کرد در سجده تشهد با وجود زخم پا را هم تحمل کرد "الهی من ید الهارون خلصنی" به لب هایش بمیرم دور بودن از رضا را هم تحمل کرد غزل پنجم صبح نشابور و شب بغداد شاهد بود دلتنگی م را صبح گوهرشاد شاهد بود گفتم سلام ای نور چشم حضرت موسی بغضم می شکست و پنجره فولاد شاهد بود محصور بودی و دلت تنگ رضایت بود بی تابی ت را هر شب بغداد شاهد بود بغض تو را نشکسته حتی ضربه ی شلاق حال تو در آن لحظه را جلاد شاهد بود هر روزه روزه داری و هر شب عزاداری آنکس که افطار تو را می داد شاهد بود هر چند زندانبان عبایت را لگد می کرد در سجده بودی کور مادر زاد شاهد بود _ _ غزل ششم سلام ای که زمین و زمان گرفتارت گره گشایی از بند شیعیان کارت همیشه کار شما بوده دستگیری خلق به مور هم نرسیده اگر چه آزارت اگر چه ملک جهان تحت امرتان بوده همیشه نان و نمک بوده است افطارت ستون عرض و سمایی ولی تو را هارون چقدر بی ادبانه نموده احضارت بگو چه شد که غريبانه کنج زندانی بگو بگو به من از غصه های بسیارت فرو نخور غم خود را امام مظلومم فدای جسم نحیف و نگاه غمبارت ➖➖➖ ❌ انتشار با لینک کانال جواز نوکری و نام شاعر مجاز می باشد. ❌ 🔆 تخصصی ترین کانال سبک و شعر مخصوص ذاکرین 1️⃣ لینک کانال تلگرام 👉 goo.gl/3hY4Yu 2️⃣ لینک کانال سروش 👉 goo.gl/W7umm6 3️⃣ لینک صفحه اینستاگرام 👉 goo.gl/gDGjg4 🌐 سایت گروه 👉 www.javazenokari.com 🔹 گروه فرهنگی شاعـــــران جواز نوکـــــرۍ 🔸 ❤️ در انجام بهتر بارگذاری مطالب خواهشمندیم نظر خواهی را انجام دهید.