eitaa logo
تلنگر بیداری دانشگاهیان بیدار
781 دنبال‌کننده
14هزار عکس
7.6هزار ویدیو
658 فایل
جبهه اتحاد دانشگاهیان بصیر ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 هشدار مهم رهبر شهید انقلاب : احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله است «این، یک قاعده کلی است که احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله خواهد شد، بنابراین اگر می‌خواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، باید از نشان دادن احساس ضعف بپرهیزیم و نقاط قوت فراوانی را که در اختیار داریم، آشکار کنیم.» یک قاعده کلی است که «احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله خواهد شد»، بنابراین اگر می خواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، باید از نشان دادن احساس ضعف بپرهیزیم و نقاط قوت فراوانی را که در اختیار داریم، آشکار کنیم. این قاعده کلی در عرصه های فرهنگی و اقتصادی نیز صادق است. اشتباه برخی در چالش بزرگ اقتصادی که کشور اکنون دچار آن است، این بود که در زمینه اقتصادی اظهار ضعف شد و دشمن دید که اینجا می‌توان فشار آورد و فشار را زیاد کردند. اسفند ۱۳۹۵
🔴 تولیدات فرهنگی مانع واردات فرهنگی نیز همانند اقتصاد است و اگر در عرصه فرهنگی تولید نداشته باشیم، نیازمند واردات خواهیم شد و نتیجه واردات هم «کمر راست نکردن تولید داخلی» خواهد شد. امروز یکی از مشکلات کشور، واردات فراوان و تا حدی بی‌حساب و کتاب در مقابل تولید ناقص داخلی است. نتیجه پایین بودن تولیدات فرهنگی، واردات رسمی و قاچاق در بخش فرهنگ : اکنون واردات فرهنگی زیاد است و همه این موارد در چارچوب طراحی دشمنان برای تغییر دادن نسل جوان از نسلی عاشق انقلاب و امام و ارزشها به یک عنصر وابسته به فرهنگ غرب و بی‌خاصیت برای کشور است. 🔴طراحی‌های فرهنگی خطرناک‌تر از توطئه های امنیتی و حتی تهدید نظامی: حرکت نظامی دشمن، ملت را مستحکم‌تر و منسجم‌تر می کند اما حمله فرهنگی اراده‌ها را تضعیف می کند و نسل جوان را از کشور می گیرد.
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴سعی کنید اظهار ضعف نکنید هشدار مهم رهبر شهید انقلاب : احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله است «این، یک قاعده کلی است که احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله خواهد شد، بنابراین اگر می‌خواهید دشمن را از تهاجم به خودتان منصرف کنید، سعی کنید احساس ضعف نکنید و نقاط قوت فراوانی را که در اختیار داریم، آشکار کنید.» این قاعده کلی در عرصه های فرهنگی و اقتصادی نیز صادق است. اشتباه برخی در چالش بزرگ اقتصادی که کشور اکنون دچار آن است، این بود که در زمینه اقتصادی اظهار ضعف شد و دشمن دید که اینجا می‌توان فشار آورد و فشار را زیاد کردند. این اظهار ضعف در مقابل دشمن نباید بشود. ۱۶ /اسفند/ ۱۳۹۵ ⭕️متن کامل در زیر https://khl.ink/f/35917
🔴از کودتای ۲۸ مرداد تا کودتای ۱۴۰۴ مردم تهران در تابستان سال ۱۳۳۲ شاهد چماق‌کشی شعبان‌بی‌مخ‌ها و میان‌داری پری‌بلنده‌ها بودند اما این فقط نمایش خیابانی ماجرا بود. ۶۰ سال طول کشید تا نوری ضعیف بر سناریوی مخفی آن تابیده شود. اولین‌بار در سال ۲۰۱۳ سازمان سیا با انتشار اسنادی محدود و به شدت سانسور شده تحت عنوان کتابچه «نبرد برای ایران» به نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد اعتراف کرد. با این روند احتمالاً در سال ۱۴۶۴ اندکی از واقعیت پشت پرده و طراحی‌های صورت‌گرفته برای ایران در زمستان ۱۴۰۴ را خواهیم فهمید. اتفاقاتی که رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان فتنه یاد کردند. ماجرای دی‌ماه ۱۴۰۴ از منظر آشوب و بلوا به عنوان معنی دیگری از فتنه، روشن‌ترین بعد قضیه است. برخی از نیروهای پلیس و حافظان امنیت به طرزی به شهادت رسیده‌اند که این سطح از سبعیت و خشونت تنها از داعشی‌ها ساخته است. سر بریدن، آتش زدن زنده‌زنده‌ی افراد و مثله کردن افراد از جمله این جنایات است. در این بلوا فقط ۲۲۲ دستگاه آمبولانس مورد حمله قرار گرفته و تعدادی از آنها کاملاً سوخته و از بین رفته‌اند. حمله به ماشین‌های آتش‌نشانی، ده‌ها مرکز درمانی، مدارس، ادارات دولتی، بانک‌ها، فروشگاه‌ها و مغازه‌های مردم ابعاد دیگری از این آشوب است. حمله آشوبگران به ۳۰۰ مسجد و آتش زدن مساجد و قرآن و در مواردی به همراه نمازگزاران، سند روشنی از هدف و ماهیت اصلی این ماجراست. بزرگترین بازندگان این آزمون نیز خائنانی بودند که در صحنه‌ی عمل به پیاده نظام دشمن تبدیل شده و با طناب ارباب آمریکایی، خود را در چاه افکندند. همان اربابی که گمان می‌کرد زمستان ۱۴۰۴ ایران چیزی شبیه تابستان سال ۳۲ است و می‌توان با چمدانی دلار و مشتی مزدور، رؤیاهای خود را عملی کند. https://khl.ink/f/62446
🔴دلیلِ دشمنی، سلاحِ صاحبخانه نیست. با خلع سلاح، نزاع تمام نمی‌شود دشمن همچون دزدی است که قصد تصرف خانه را دارد اما این‌طور وانمود می‌کند که دلیل دشمنی، سلاحی است که صاحبخانه برای دفاع در دست دارد و اگر آن سلاح را زمین بگذارد، نزاع تمام می‌شود، بنابراین تلاش می‌کند با حیله‌گری و استفاده از انواع روش‌ها ازجمله حرف زدن، شوخی کردن، لبخند زدن، و تشر زدن، صاحبخانه را خلع سلاح کند و به خانه وارد شود. https://khl.ink/f/35252
🔴«تکثیر علمی» در تحول علوم انسانی نیست 🔴وقتی رهبر انقلاب می‌فرمایند ما در بعد محتوایی مثل بعد ابزاری توفیق نداشتیم، به شکل غیرمستقیم می‌خواهند بفرمایند علوم اجتماعی و علوم انسانی در کشور ما علیل است. یعنی سهمی که علومی مثل فیزیک و پزشکی در باروری علوم ابزاری ایفا کردند، علوم انسانی در بعد محتوایی ایفا نکرده است. ما باید به چرایی این رویداد پی ببریم. «علوم انسانی بومی» در همه‌جای دنیا رایج است و مخصوص کشور ایران نیست. در قلب غرب هم به علوم انسانی بومی معتقدند. در کشور ما عده‌ای می‌ترسند که ما یک بازنگری در علوم انسانی داشته باشیم. یک دلیل این است که رشد علوم انسانی، نسبت به رشد علوم پایه سخت‌تر است؛ چراکه رشد علوم پایه در لابراتوارها و به روش تجربی صورت می‌گیرد اما رشد علوم انسانی علاوه بر جهد و کوشش به زیربناهای دیگری هم احتیاج دارد. دلیل دوم این است که ما مرجعیت علمی را در این حوزه از علم از دست داده‌ایم. باید بپذیریم که مرجعیت علوم انسانی هر کشوری باید در همان کشور باشد. در مسئله‌ی علوم انسانی باید این دغدغه را داشته باشیم که بر اساس جلو برویم و مایه‌های اصلی علوم انسانی را برای خود تعریف کنیم. مثلاً چرا ما بومی از جمله فلسفه‌ی روان‌شناسی، فلسفه‌ی تعلیم و تربیت و فلسفه‌ی جامعه‌شناسی نداریم؟ کسانی که می‌خواهند در حوزه‌ی علوم انسانی کاری کنند، نمی‌دانند کجاست. فکر می‌کنند «تکثیر علمی» نقطه‌ی عزیمت است! در حالی که تکثیر علمی در علوم انسانی یعنی توجه به مرجعیت علمی دیگران. مثل این‌که شما فکر کنید هرچه مقاله‌ی آی.اس.آی بنویسید علم و به تبع آن جامعه‌ شما رشد می‌کند، در حالی که این طور نیست. بنده اسم این کار را تکثیر علم می‌گذارم. تکثیر علم یعنی کپی کردن علم. شما می‌توانید یک یا دو مقاله داشته باشید که آی.اس.آی هم چاپ نکند ولی چون در یک پارادایم مرجعیت بومی نوشته شده، منشأ تحول در جامعه‌ی شما باشد. https://khl.ink/f/21846
🔴 ضعف و عدم آمادگی مسئولان ظرفیت ملت را نابود می کند شجاعت در برابر هیبت دشمن، جزو شاخص‌ها ست. در مقابل دشمن اگر مسئولین کشور و خوف بکنند، بر سر ملت خواهد آمد. آن ملتهائی که ذلیل و مقهور دست دشمن شدند، عمده‌ی علت این بود که مسئولان - پیشروان قافله‌ی ملت - ، اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهی در بین آحاد مردم عناصر مؤمن، فعال، فداکار، آماده‌ی به جانبازی هستند، منتها مسئولین و رؤسا وقتی خودشان این آمادگی را ندارند، نیروهای آنها هم از بین میرود و این هم نابود میشود. آن روزی که شهر اصفهان در دوره‌ شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حکومت باعظمت صفوی نابود شد، خیلی از بودند که حاضر بودند مبارزه و مقاومت کنند؛ اما شاه سلطان حسین ضعیف بود. 👌 اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین‌ها بشود، دچار مدیران و مسئولانی بشود که و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمی‌کنند، در مردم خودشان احساس توانائی و قدرت نمی‌کنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود. ⭕️فرازهایی از بیانات قائد شهید امت در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت‌ ۱۳۸۷/۰۹/۲۴ https://khl.ink/f/4992
🔴نقش حاج قاسم در نجات نوامیس در اربیل عراق کاک مسعود بارزانی: ما می‌دانیم که اربیل به دست داعش در حال سقوط بود. چه اتفاقی افتاد که داعش نتوانست وارد شهر شود؟ بله همه می دانند که داعش به دروازه های اربیل رسیده بود و بیم آن می رفت که شهر عن قریب اشغال شود. من پس از حمله داعش با آمریکایی ها، ترک ها، انگلیس، فرانسه و حتی عربستان تماس گرفتم که همه مقامات این کشورها در جواب گفتند که فعلا هیچ کمکی نمی توانند بکنند. فورا با مقامات ایرانی تماس گرفتم و به آنها صریحا گفتم که شهر در حال سقوط است. اگر نمی توانید کمکی کنید ما شهر را تخلیه می کنیم. لذا مقامات ایرانی فورا شماره تماس قاسم سلیمانی را به من دادند و گفتند حاج قاسم نماینده تام الختیار ما در امور مبارزه با داعش است. لذا فورا با حاج قاسم تماس گرفتم و اوضاع را دقیقا شرح دادم. حاج قاسم به من گفت: من فردا صبح بعد از نماز صبح اربیل هستم. به او گفتم فردا دیر است همین حالا بیایید. حاجی گفت: کاک مسعود فقط امشب شهر را نگهدار. بارزانی در ادامه می گوید: فردا صبح حاج قاسم در فرودگاه اربیل بود. من به استقبالش رفتم. حاجی با ۵۰ نفر از نیروهای مخصوصش آمده بود. آنها سریعا به محل درگیری رفتند و نیروهای پیشمرگه را سازماندهی دوباره کردند و در عرض چند ساعت ورق به نفع ما برگشت. در ضمن کمک‌های تسلیحاتی ایران نیز برای ما رسید. حاج قاسم چند نفر از نیروهایش را جهت مشاوره نظامی در اربیل گذاشت و خودش به کربلا بازگشت. بارزانی می گوید: ما بعدها یک فرمانده داعش را اسیر کردیم و از او پرسیدیم چگونه شد شما که در حال فتح اربیل بودید به یک باره عقب نشستید؟ این اسیر داعشی به ما گفت: نفوذی‌های ما در اربیل به ما خبر دادند قاسم سلیمانی در اربیل است لذا روحیه افراد ما به هم ریخت و عقب نشستیم. بارزانی در بخش دیگری از این مصاحبه گریزی به کوبانی می‌زند و می گوید: اگر راهنمایی‌های سردار سلیمانی نبود داعش در کوبانی قتل عام بزرگی بوجود می آورد و ما خود را مدیون سردار سلیمانی می دانیم. گوهر معرفت | 💻@gowharemarefat🏴🚩
✨ یک در مورد حجاب.. استراتژی «یاالله»؛ هک کردنِ سیستمِ لجبازی با رمزِ اصالت! 🗝 رفقا، بیایید روی یک پیشنهاد عملی و ساده، یعنی معجزه‌ی کلمه‌ی «یاالله»، یک ذره بیشتر زوم کنیم. می‌خواهم این کلمه را برایتان کالبدشکافی کنم تا ببینید چه سلاحِ قدرتمند، صمیمی و عجیبی در دست داریم و از آن غافلیم. در دنیایی که پر از دوقطبی و تنش است، ما به یک (میان‌بر) نیاز داریم؛ کلمه‌ای که هم کار کند، هم به کسی برنخورد و هم اثرش تا ساعت‌ها در ذهن مخاطب بماند. بیایید ببینیم چرا «یاالله» دقیقا همان چیزی است که به آن نیاز داریم: 🚪 ۱. ریشه‌ای به عمقِ فرهنگ و حریمِ زنِ ایرانی یک لحظه چشمانتان را ببندید. حیاط‌های آجریِ قدیمی، حوض فیروزه‌ای، درهای چوبی با کلون‌های سنگین... یادتان هست پدربزرگ‌ها وقتی می‌خواستند وارد خانه‌ای شوند که نامحرمی آنجا بود، چه می‌کردند؟ سرشان را پایین می‌انداختند، و با صدایی رسا و پر از حیا می‌گفتند: *«یااااالله...»* این کلمه در ناخودآگاهِ جمعیِ ما ایرانی‌ها یک پیام روشن دارد: «من دارم وارد حریم تو می‌شوم، خودت را جمع کن تا من شرمنده‌ی زنانگی و زیبایی تو نشوم.» وقتی شما در خیابان از کنار یک خانم با پوشش نامناسب رد می‌شوید و آرام می‌گویید «یاالله»، در واقع دارید همان سنتِ اصیل را زنده می‌کنید. شما به او نمی‌گویید «تو بدی»، بلکه دارید می‌گویید: «حریم شخصیِ تو برای من آن‌قدر محترم است که نمی‌خواهم نگاهم به آن بیفتد.» این کلمه بوی غیرت، احترام و امنیت می‌دهد، نه بوی گیر دادن! 🛡 ۲. یک سپرِ ضدگلوله (تذکری که هیچ جوابی ندارد!) بزرگ‌ترین ترسِ ما برای تذکر دادن چیست؟ اینکه طرف مقابل برگردد و یک جوابِ تلخ بدهد. وقتی می‌گویید: «خانم موهاتو بپوشون!»، طرف مقابل سریعاً گارد می‌گیرد و می‌گوید: «به تو چه!» یا «چشمت رو درویش کن!» اما معجزه‌ی «یاالله» این است که هیچ سطحی برای درگیری ایجاد نمی‌کند. یک لحظه تصور کنید؛ شما چشمتان را پایین انداخته‌اید، می‌گویید «یاالله» و عبور می‌کنید. طرف مقابل چه می‌خواهد بگوید؟ بگوید به تو چه که گفتی یاالله؟! بگوید اسم خدا را نیار؟! بگوید چرا چشمت را بستی؟! این مدل تذکر، مخاطب را کاملاً خلع‌سلاح می‌کند. شما باهوش‌ترین رفتارِ ممکن را انجام داده‌اید؛ پیام را رسانده‌اید، اما هیچ بهانه‌ای برای دعوا و لجبازی دستِ طرف مقابل نداده‌اید. 🧠 ۳. اثرِ روان‌شناختی؛ یک Plot Twist در ذهنِ مخاطب نسل امروز (نسل Z) در فضای مجازی پر از کلیشه‌های منفی نسبت به افراد مذهبی شده است. وقتی یک فردِ دغدغه‌مند از کنارشان رد می‌شود، آن‌ها در ذهنشان منتظر یک حمله‌اند. منتظرند تا شما با لحنی تند چیزی بگویید و آن‌ها هم با تمام قوا دفاع کنند. اما وقتی شما فقط یک «یااللهِ» آرام، دلسوزانه و عبوری می‌گویید، مغزِ او دچار یک Plot Twist (چرخشِ غافلگیرکننده) می‌شود! انتظارِ دعوا داشت، اما با «احترام و حیا» مواجه شد. این تضاد، یک شوکِ روانیِ ملایم و مثبت ایجاد می‌کند. گاردش می‌شکند. در آن ۵ تا ۷ ثانیه‌ی طلاییِ بعد از عبور شما، با خودش فکر می‌کند: «چرا این‌طوری گفت؟... آهان، مربوط به ظاهرم بود.» شما با این کار، به جای اینکه انگشتِ اتهام را در چشمش فرو کنید، وجدانش را بیدار کرده‌اید. این یعنی تهِ هوش هیجانی! 🌊 ۴. معجزه‌ی فراگیری؛ خلقِ یک تحولِ نرم حالا تصویر بزرگ‌تر را ببینید. فرض کنید این استراتژی در جامعه فراگیر شود. دختری که با پوششِ ناهنجار از خانه بیرون آمده، در طول مسیرِ نیم‌ساعته‌اش، به جای شنیدنِ تیکه‌های آزاردهنده یا دعواهای خیابانی، از پنج نفرِ مختلف (یک جوان، یک پیرمرد، یک خانمِ چادری) فقط یک کلمه‌ی محترمانه بشنود: «یاالله...» چه اتفاقی می‌افتد؟ این کلمه مثل قطره‌های مداومِ آب روی یک سنگ سخت عمل می‌کند. یک «فشارِ اجتماعیِ مثبت و نرم» شکل می‌گیرد. اتمسفرِ جامعه به او می‌فهماند که «ظاهرِ تو در این عرف پذیرفته نیست»، اما این پیام با زبانِ عشق و احترام مخابره می‌شود. اگر این «یاالله» گفتن‌هایِ عبوری و دلسوزانه زیاد شود، آن دوقطبیِ سمی (Toxic) می‌شکند و یک تحولِ عمیق، آرام و ماندگار در کفِ خیابان‌ها رقم می‌خورد. رفقا! بیایید این کلمه‌ی جادویی را دوباره به ادبیاتِ روزمره‌مان برگردانیم. با دستانی لرزان از عشق و دلی پر از دغدغه، سکوت را بشکنیم، اما با زیباترین کلمه‌ی ممکن. یا علی 👋 *(اگر این حرف‌ها به دلت نشست، برای بقیه‌ی دغدغه‌مندان هم بفرست)* ✍️ محمد جاویدان 🔹🔹🔹🔹🔹🔹 👌بی تفاوتی و تواکل و ترک وظیفه عذاب الهی و پیامدهای نامطلوب اجتماعی بدنبال دارد. یا الله بسم‌الله! 🌷✊🙏🇮🇷🇵🇸🙏✊🌷
خاطره‌ای زیبا از زبان مرحوم حجت‌الاسلام سیدعلی اکبر ابوترابی : ✍️ در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان می‌گفتیم، اما به گونه‌ای که دشمن نفهمد. روزي جوان هفده ساله ضعیف و نحیفي، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «چیه؟ اذان می‌گویی؟ بیا جلو»! یکی از برادران اسدآبادی دید که اگر این مؤذن جوان ضعیف و نحیف، زیر شکنجه برود معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت: «چیه؟ من اذان گفتم نه او». آن بعثی گفت: «او اذان گفت». برادرمان اصرار کرد که «نه، اشتباه می‌کنی. من اذان گفتم». مأمور بعثی گفت: «خفه شو! بنشین فلان فلان شده! او اذان گفت، نه تو». برادر ایثارگرمان هم دستش را گذاشت روی گوشش و با صدای بلند شروع کرد به اذان گفتن. مأمور بعثی فرار کرد. وقتی مأمور عراقی رفت، او رو کرد به آن برادر هفده ساله که اذان گفته بود و به او گفت: «بدان که من اذان گفتم و شما اذان نگفتی. الان دیگر پای من گیر است». به هر حال، ایشان را به زندان انداختند و شانزده روز به او آب ندادند. زندان در اردوگاه موصل (موصل شماره 1 و 2) زیر زمین بود. آنقدر گرم بود که گویا آتش می‌بارید. آن مأمور بعثی، گاهی وقت‌ها آب می‌پاشید داخل زندان که هوا دم کند و گرمتر شود. روزی یک دانه سمون (نان عراق) می‌دادند که بیشتر آن خمیر بود. ایشان می‌گفت: «می‌دیدم اگر نان را بخورم از تشنگی خفه می‌شوم. نان را فقط مزه مزه می‌كردم که شیره‌اش را بمکم . آن مأمور هم هر از چند ساعتی می‌آمد و برای این‌که بیشتر اذیت کند ، آب می‌آورد ، ولی می‌ریخت روی زمین و بارها این کار را تکرار می‌کرد» . می‌گفت: «روز شانزدهم بود که دیدم از تشنگی دارم هلاک می‌شوم . گفتم : یا فاطمه زهرا ! امروز افتخار می‌كنم که مثل فرزندت آقا حسین بن علی اینجا تشنه‌کام به شهادت برسم» . سرم را گذاشتم زمین و گفتم : یا زهرا ! افتخار می‌کنم . این شهادت همراه با تشنه‌کامی را شما از من بپذیر و به لطف و کرامت،‌ این را به عنوان برگ سبزی از من قبول کن . دیگر با خودم عهد کردم که اگر هم آب آوردند سرم را بلند نکنم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم . تا شروع کردم شهادتین را بر زبان جاری کنم، دیدم که زبانم در دهانم تکان نمی‌خورد و دهانم خشک شده است . در همان حال، نگهبان بعثی آمد پشت پنجره، همان نگهبانی که این مکافات را سر ما آورده بود و همیشه آب می‌آورد و می‌ریخت روی زمین. از پشت پنجره مرا صدا می‌زد که بیا آب آورده‌ام . اعتنایی نکردم . دیدم لحن صدایش فرق می‌کند و دارد گریه می‌کند و می‌گوید : بیا آب آورده‌ام . مرا قسم می‌داد به حق فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که آب را از دستش بگیرم . عراقی‌ها هیچ‌ وقت به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) قسم نمی‌خوردند . تا نام مبارک حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) را برد ، طاقت نیاوردم . سرم را برگرداندم و دیدم که اشکش جاری است و می‌گوید : «بیا آب را ببر ! این دفعه با دفعات قبل فرق می‌کند». همین‌طور که روی زمین بودم، سرم را کج کردم و او لیوان آب را ریخت توی دهانم . لیوان دوم و سوم را هم آورد . یک مقدار حال آمدم . بلند شدم . او گفت : به حق فاطمه زهرا بیا و از من درگذر و مرا حلال کن ! گفتم : تا نگویی جریان چی هست، حلالت نمی‌کنم . گفت : دیشب، نیمه‌شب، مادرم آمد و مرا از خواب بیدار کرد و با عصبانیت و گریه گفت : چه کار کردی که مرا در مقابل حضرت زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول الله (ص) شرمنده کردی ؟ الان حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در عالم خواب زیارت کردم . ایشان فرمودند : به پسرت بگو برو و دل اسیری که به درد آورده‌ای را به دست بیاور اگر نه همه شما را نفرین خواهم کرد. «کتاب حماسه‌های ناگفته» (به روايت علی اكبر ابوترابی)، عبد المجيد رحمانيان، انتشارات پيام آزادگان، چاپ اول : ۱۳۸۸،صفحات ۱۲۵-۱۲۷
تلاوت سوره مبارکه صف توسط قاری برجسته حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا مشایخی میدان شهدای تهران، ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵
زمان: حجم: 3.9M
❇️تلاوت سوره مبارکه صف توسط قاری برجسته حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا مشایخی میدان شهدای تهران، ۲۷ مرداد ماه ۱۴۰۵