eitaa logo
تلنگر بیداری دانشگاهیان بیدار
781 دنبال‌کننده
14.1هزار عکس
7.6هزار ویدیو
658 فایل
جبهه اتحاد دانشگاهیان بصیر ایران
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 نه برای کسب بیش از پیش و تحقق مطالبات برحق توده‌های میلیونی این ملت نجیب و بی نظیر، که گرانی‌ها و تورم و سایر سختی‌های شرایط کنونیِ برخاسته از توطئه دشمنان خارجی و پادوهای داخلی آن‌ها را تحمل می‌کنند،کارگزاران نظام به‌ویژه نهادهای نظارتی از جمله سازمان بازرسی کل کشور و دادستانی کل کشور و نیز مجلس شورای اسلامی باید کمربند‌ها را محکم‌تر بندند و با نقشه راه و برنامه منسجم و هیئت اندیشه‌ورز توان‌مند وکارآزموده و نیروهای انقلابی فداکار و از خودگذشته و شیفته خدمت بی مزد و منت_ و نه تشنه قدرت_بیش از پیش همت کنند. 👌برای نهج البلاغه در عمل باید کمربند‌ها را محکم‌تر بندند نه
هدایت شده از کفِ دانشگاه
🔴 مردم، آزمایشگاه تصمیمات اقتصادی دولت نیستند ◽واکنش انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شهید رجایی پیرامون افزایش قیمت بنزین @kdnews_net
هدایت شده از کفِ دانشگاه
🔴 رئیس کدام مجلس شورای اسلامی؟! 🖊نامه بسیج‌ دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی خطاب به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ▫️حافظه انتخاباتی مردم و دانشجویان آنقدر کوتاه نیست که شعارها و بیانیه های انتخاباتی جنابعالی در زمستان ۱۳۹۸ را فراموش کند. شما روزی با نقدهای تند بر الگوهای مدیریت گذشته در مجلس، از ضرورت برچیدن ساختار «ریاست محور» مجلس و نفی بدعت «نماینده و نماینده‌تر» سخن می‌گفتید و خواستار بازگرداندن اقتدار به بدنه ۲۹۰ نفره نمایندگان بودید. اما امروز، کارنامه مدیریت شما بر صندلی ریاست، تصویر معکوس و دردناکی از همین شعارها و وعده هاست! @kdnews_net
هدایت شده از کفِ دانشگاه
🔴 وقت تغییر زمین بازی و هجوم پیش‌دستانه است 💢واکنش بسیج دانشجویی شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی به افزایش لجام‌گسیخته نرخ ارز @kdnews_net
هدایت شده از کفِ دانشگاه
🔴 مماشات با دشمن کافیست 🖊نامه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به اعضای محترم شورای عالی امنیت ملی در بخشی از نامه آمده است: ▫️زمان مماشات و صبر منفعلانه گذشته است. شورای عالی امنیت ملی باید با کنار گذاشتن احتیاط‌های بی‌مورد، پشتیبانی عملیاتی، تسلیحاتی و اطلاعاتی از حزب‌الله را برای حفظ جنوب لبنان به بالاترین سطح ممکن برساند. بر این اساس، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در این پیچ تاریخی، مطالبات صریح خود را اعلام می‌دارد. @kdnews_net
از چه کسی باید تقدیر کرد؟ می‌گویند ارزش یک کاپیتان را وقتی می‌شود فهمید که کشتی گرفتار حادثه شود. اما یک سؤال مهم وجود دارد: اگر یک کاپیتان اصلاً اجازه ندهد کشتی گرفتار حادثه شود، چه؟ فرض کنید دو کشتی، با فاصله چند ساعت، از یک بندر حرکت می‌کنند. هر دو یک مقصد دارند و هر دو باید از مسیری عبور کنند که در بخشی از آن، صخره‌ای خطرناک در زیر آب پنهان شده است. کشتی اول به کاپیتانی سپرده شده که سال‌ها تجربه دارد؛ مردی شجاع، جسور و محبوب خدمه. کشتی آرام پیش می‌رود تا این‌که ناگهان صدایی مهیب کشتی را می‌لرزاند. چند ثانیه بعد، همه می‌فهمند چه اتفاقی افتاده: کشتی به صخره برخورد کرده است. آب با سرعت وارد کشتی می‌شود. مسافران هراسان‌ هستند. بچه‌ها گریه می‌کنند و خدمه سراسیمه‌اند. اما کاپیتان نمی‌ترسد. با صدای بلند دستور می‌دهد: «همه آرام باشند، قایق‌های نجات را آماده کنید.» خودش به میان مسافران می‌رود. یکی را آرام می‌کند، دیگری را به سمت قایق نجات هدایت می‌کند و تا آخرین لحظه کنار خدمه می‌ماند. سرانجام همه نجات پیدا می‌کنند. کاپیتان هم، طبق سنت، آخرین نفری است که کشتی را ترک می‌کند. صبح روز بعد، داستان در بندر می‌پیچد. مردم برای استقبال می‌آیند و خبرنگارها صف می‌کشند. عکس کاپیتان روی صفحه اول روزنامه‌ها می‌رود: «قهرمانی که جان صدها نفر را نجات داد.» برای او مراسم تقدیر برگزار می‌کنند. لوح تقدیر می‌دهند و از او در رادیو و تلویزیون دعوت می‌کنند. کاپیتان درباره آن شب حرف می‌زند: «در آن لحظه فقط به یک چیز فکر می‌کردم؛ نجات جان مسافران.» مردم تحت تأثیر قرار می‌گیرند. چند ماه بعد، از او برای سخنرانی دعوت می‌کنند. موضوع سخنرانی؟ «چگونه در سخت‌ترین شرایط، رهبر بمانیم؟» کاپیتان معروف می‌شود. دوره‌های آموزشی برگزار می‌کند، کتاب می‌نویسد و داستان شجاعتش را برای مدیران و رهبران تعریف می‌کند. حالا برگردیم به کشتی دوم: کاپیتان دوم هم همان مسیر را طی می‌کند. او هم در همان شب به همان منطقه می‌رسد. چند کیلومتر قبل از صخره، افسر کشتی چیزی را روی صفحه ناوبری می‌بیند. کاپیتان نقشه را نگاه می‌کند. چند لحظه سکوت می‌کند و بعد فقط می‌گوید: «دو درجه مسیر را تغییر بده.» افسر می‌پرسد: «دلیلش چیست؟» کاپیتان جواب می‌دهد: «صخره.» کشتی مسیرش را کمی تغییر می‌دهد. چند دقیقه بعد، از کنار صخره عبور می‌کند. هیچ اتفاقی نمی‌افتد. نه کسی می‌ترسد، نه کسی زخمی می‌شود، نه قایق نجاتی به آب انداخته می‌شود و نه کشتی آسیب می‌بیند. صبح، کشتی سالم به مقصد می‌رسد. مسافران پیاده می‌شوند، خداحافظی می‌کنند و هرکدام دنبال زندگی خودشان می‌روند. و کاپیتان؟ او هم به اتاقش برمی‌گردد. هیچ‌کس برایش جشن نمی‌گیرد.کسی به تلویزیون دعوتش نمی‌کند. هیچ روزنامه‌ای درباره‌اش نمی‌نویسد و هیچ‌کس برایش کف نمی‌زند. حتی مسافران نمی‌دانند که چند ساعت قبل، اگر او فقط کمی دیرتر متوجه می‌شد، ممکن بود همان کشتی به یک فاجعه تبدیل شود و این‌جاست که داستان عجیب می‌شود: کاپیتان اول در مدیریت بحران دیده شد؛ کاپیتان دوم در پیشگیری از بحران دیده نشد. این فقط داستان دو کاپیتان نیست. در سازمان‌ها هم همین اتفاق می‌افتد. مدیری که بحران بزرگی را جمع می‌کند، قهرمان می‌شود؛ اما مدیری که با یک تصمیم درست اجازه نمی‌دهد بحران شکل بگیرد، شاید هیچ‌وقت دیده نشود. کارمندی که اشتباه بزرگی را در آخرین لحظه اصلاح می‌کند، تحسین می‌شود؛ اما کسی که از ابتدا جلوی آن اشتباه را گرفته، معمولاً دیده نمی‌شود. ما برای نجات‌یافتن جشن می‌گیریم؛ برای غرق‌نشدن نه. شاید به همین دلیل، بعضی از ارزشمندترین موفقیت‌های زندگی و مدیریت، قابل مشاهده نیستند. چون موفقیتشان در چیزی است که اتفاق نیفتاده است. و شاید یکی از سخت‌ترین کارهای یک مدیر همین باشد؛ کاری کند که همه‌چیز خوب پیش برود؛ آن‌قدر خوب که هیچ‌کس نفهمد چه فاجعه‌ای می‌توانست اتفاق بیفتد.