🌱از دیوانه ای پرسیدند :
چه کسی را بیشتر دوست داری؟
دیوانه خندید و گفت : "عشقم" ...
گفتند: "عشقت" کیست؟؟
گفت: "عشقی" ندارم!!
خندیدند و گفتند :
برای "عشقت" چه کارهایی حاضری بکنی...؟
گفت: مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ،
خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، دروغ نمیگویم ،
تنهایش نمیگذارم ، خودم را فدایش میکنم...
به او گفتند : اگر عشقت تنهایت گذاشت ،
بی وفایی کرد ، خیانت کرد چه...
اشک در چشمان دیوانه حلقه بست و گفت:
اگر بامن اینکار را نمیکرد که....⚘
دیوانه نمیشدم
📝 #علی_قاضی_نظام
نيمى از زندگى مان
ميشود صرف اينكه به آدمهاى ديگر ثابت كنيم،
ما چقدر خوشبختيم...
به آدم هايى كه شايد خوشبختى
برايشان تعريف ديگرى دارد
حتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشيم،
اما همين خودنمايى،
ما را تبديل ميكند به بدبخت ترين آدم روى زمين!
غذايى اگر جلويمان ميگذارند،
قبل از لذت بردن از غذا،
ترجيح ميدهيم آن را به رخ ديگران بكشيم...
سفرى اگر ميرويم،
ترجيح مان اين است كه بگوييم،
ما آمديم به بهترين نقطه ى روى زمين،
تو بمان همان جهنم هميشگى...
وارد رابطه اگر ميشويم، عالم و آدم را با خبر ميكنيم،
كه ببينيد چقدر خاطر من را ميخواهد،
تو اما بمان در همان پيله ى تنهايى ات...
ما لذت بردن را پاک فراموش كرده ايم
مسيرى را ميرويم كه خط پايان ندارد،
فقط ميرويم كه از بقيه جا نمانيم!
ـ🌱🌱🌱
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
بر لبش جام شرابی و سبویی در دست
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری !؟
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به آتش کرده؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
🌱صائب تبریزی