🔻لینک دانلود صفحات روزنامه 17 شهریور 1405
https://jepress.ir/Archive/pdf/1405/06/17/14050617.pdf
📝سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی سهشنبه 17 شهریور 1405
🔻سلبيها بدتر از صليبيها
بسمالله الرحمن الرحيم
⬅️ دقيقترين تحليل درباره هدف ترامپ از حمله نظامي به ايران اينست که موضوعاتي از قبيل فعاليت هستهاي، حقوق بشر و جبهه مقاومت همگي بهانه هستند و خواسته اصلي او تسلط همهجانبه بر ايران است.
در بطن اين تسلط همهجانبه، غارت نفت ايران وجود دارد، سلطه سياسي مورد نظر است و نفوذ در ارکان فرهنگي – اجتماعي و در نهايت تجزيه کشور نيز در برنامه قرار دارد. آمريکا و رژيم صهيونيستي براي رسيدن به اين اهداف بشدت فعالند و سرمايه کلاني را بکار گرفتهاند.
قويترين اهرم سازمانهاي سيا و موساد براي تحقق اهداف آمريکا و رژيم صهيونيستي در ايران نااميد کردن مردم و رواج روحيه بدبيني به همديگر و به دولت است. استفاده از ابزار فضاي مجازي و کشاندن اذهان و افکار عمومي به موضوعات مورد نظر اين سازمانهاي جاسوسي در سالها و بهويژه ماههاي اخير شدت يافته است.
متأسفانه دو اهرم ديگر اخيراً به اين ابزار دشمن اضافه شده که يکي از آنها خارجي و ديگري داخلي است. اهرم خارجي، فشار اقتصادي مورد نظر آمريکاست که با تشديد محاصره دريائي و افزودن بر تحريمها به پيش ميرود و اهرم داخلي، دميدن بر تنور اختلافات داخلي است که در ظاهر توسط افراد افراطي از يک جناح خاص صورت ميگيرد ولي ترديد نبايد کرد که دستهاي پنهان همان سازمانهاي جاسوسي موساد و سيا گردانندگان اصلي اين صحنه خطرناک هستند.
بيجهت نيست که در روزهاي اخير سمپاشي عليه رئيسجمهور و تعدادي از مسئولين سابق و کنوني به بهانهها و شکلهاي مختلف به اوج رسيده بطوري که حتي بعضي تجمعات شبانه را هم تحت سيطره خود درآورده است. دشمن با تحرکات سلبي درصدد از بين بردن روحيه، نااميد کردن مردم و بيپشتوانه ساختن نظام سياسي و جبهه نظامي کشور است. آمريکا و رژيم صهيونيستي حضور مردم را رکن اصلي تابآوري ايران در برابر تهاجمات نظامي ميدانند و به همين دليل درصدد فروپاشاندن اين رکن هستند. سلبيها که از يکطرف به مسئولين توهين ميکنند و از طرف ديگر بذر نااميدي و فرسوده کردن روحيهها را در دستور کار دارند، پيادهنظام آمريکا و رژيم صهيونيستي هستند. سازمانهاي سيا و موساد براي مرحلهاي که بتوانند رکن حضور مردم را به فروپاشي برسانند برنامههاي دقيقي دارند. آنها ميدانند که در آن مرحله هيچ نيازي به تهاجم نظامي ندارند و به همين دليل حتي رئيسجمهور مورد نظر خود را هم مشخص کردهاند و در حال مجهز کردن او به ياران، ادوات نظامي و ساير امکانات هستند. مايه تأسف شديد است که درست در چنين شرايط خطيري عدهاي از مدعيان انقلابيگري در زميني بازي ميکنند که دشمن آن را آماده کرده است! اين عملکرد سلبيها قطعاً از ضربهاي که صليبيها در جنگهاي طولاني به مسلمين وارد کردند خطرناکتر است. زيرا امروز ايران به نمايندگي از اسلام، انسانيت، شرافت و غيرت در برابر جبهه کفر ايستادگي ميکند و آماج حملات صليبيهاي جديد است و هيچ وظيفهاي بالاتر از دفاع از ايران و مقابله با تهاجم نوصليبيها وجود ندارد.
اين مقابله فقط وقتي موفق خواهد بود که در داخل ايران عقلاي قوم تمام توان خود را براي تقويت مؤلفههاي مقاومت در برابر دشمن بکار بگيرند. اين مؤلفهها، وحدت واقعي، تقويت ديپلماسي، حل مشکلات اقتصادي، تدبير براي شکستن محاصره دريائي و مصون نگهداشتن سنگر خيابان از مصادره توسط سلبيها هستند. عقلاي قوم اگر در تقويت اين مؤلفهها کوتاهي کنند، پاسخي براي خدا، مردم ايران و آيندگان نخواهند داشت.
✏️ جهت اطلاع
⬅️ بلومبرگ براساس نسخهاي از يک سند گزارش داد آمريکا فشارهاي ديپلماتيک خود بر ايران را تشديد کرده و پيشنهاد داده پرونده هستهاي ايران به دليل آنچه "مانعتراشي تهران در فعاليت بازرسان برنامه هستهاي" خوانده، به شوراي امنيت ارجاع شود. براساس اين سند، بازرسان آژانس نتوانستهاند محل ذخيره اورانيوم ايران را که تا حدي قابليت استفاده در ساخت سلاح را دارد، راستيآزمايي کنند. ناظران معتقدند موضوعاتي از قبيل هستهاي و حقوق بشر بهانه هستند و آمريکا در تلاش است به نفت ايران دست پيدا کند، امري که ايران هرگز به آن تن درنخواهد داد.
⬅️ مسئول نمايندگي وزارت خارجه در هرمزگان گفت: اجازه خروج و آزادي 10 صياد هرمزگاني که از اواخر مرداد در امارات بازداشت شده بودند، لغو شد. سليماني افزود: بليط بازگشت صيادان دستگير شده به بندرعباس صادر شده بود و هماهنگيها لازم بين مسئولان ايراني و اماراتي براي بازگشت آنان صورت گرفته بود ولي در آخرين لحظه، طرف اماراتي بدون ارائه دليل موجه، از خروج اين شهروندان هرمزگاني جلوگيري کرد. مسئول دفتر وزارت امور خارجه در هرمزگان صبح ديروز از برنامهريزي براي ورود اين صيادان از فرودگاه دبي در ساعت 13 و سي دقيقه خبر داده بود و خانوادهها نيز براي استقبال، آماده بودند.
⬅️ دبير کل اتحاديه عرب بدون اشاره به حضور پايگاههاي آمريکايي در کشورهاي عربي گفت اين کشورها طرفي در جنگ ميان آمريکا و ايران نيستند و حاکميت آنها عرصهاي براي تسويهحسابها نيست! "نبيل فهمي" بيتوجه به در اختيار قرار داشتن خاک اين کشورهاي عربي براي تجاوز اسرائيل و آمريکا عليه ايران و تداوم آن، گفت: حمله ايران به اراضي و تأسيسات کشورهاي عربي امري است که اتحاديه عرب آن را نميپذيرد و توجيهي براي آن پيدا نميکند!
⬅️ مشاور رئيس امارات گفت: امارات در حال توسعه مسيرهاي جايگزين براي صادرات انرژي و تجارت است تا از مختل شدن فعاليتهايش در نتيجه درگيري با ايران جلوگيري کند. انور قرقاش افزود: يک رابطه کارکردي و عادي با ايران ميتواند و بايد دوباره برقرار شود اما بازسازي اعتماد مسئله ديگري است که ممکن است دههها طول بکشد.
🖊📃 نقشه پنهان آمریکا براي نفت ایران
🔹 الگوي کاراکاس
توافق نفتي اخير آمريکا و ونزوئلا، با ادعاي کنترل 55 درصدي واشنگتن بر سرمايهگذاري مشترکي شامل بيش از 65 ميليارد بشکه نفت و امتيازهايي که مقامهاي آمريکايي مدت آنها را تا يک قرن اعلام کردهاند، تصويري از نوع «پيروزي» مطلوب دولت آمريکا ارائه ميکند. در اين چارچوب، ونزوئلا فقط يک پرونده منطقهاي نيست، بلکه الگويي براي سنجش سياست واشنگتن در برابر ديگر دولتهاي نفتي، از جمله ايران است.
در ونزوئلا، عمليات نظامي، بازداشت رئيسجمهور و شکلگيري دولت موقتي که ظرف هفت ماه با دسترسي بلندمدت آمريکا به ميادين نفتي موافقت کرد، اهرم لازم را فراهم ساخت، اما در ايران پس از شش ماه درگيري آشکار، چنين فروپاشي سياسي رخ نداده است. بنابراين فشار به حوزه اقتصادي منتقل شده است. «عمليات مطرود اقتصادي» اسکات بسنت با هدف قطع «تمام شريانهاي اقتصادي» تهران، چين را نيز بهعنوان بزرگترين خريدار نفت ايران هدف ميگيرد. پيوند دو پرونده همينجاست یعنی محدود کردن دسترسي پکن به نفت تخفيفخورده و تقويت قدرت آمريکا در بازار انرژي.
🔹 اهرم تا مالکيت
تجربه ونزوئلا اين احتمال را مطرح ميکند که هدف واشنگتن در مذاکره احتمالي با ايران صرفاً پايان جنگ يا محدودسازي برنامه هستهاي نباشد. اگر تهران زير فشار اقتصادي به ميز مذاکره بازگردد، مدل مورد نظر ميتواند بهجاي چارچوب توافق هستهاي 2015 برجام رفع تحريم در برابر بازرسي ــ به الگويي نزديکتر به کاراکاس متمايل شود که شامل ورود سرمايه آمريکايي، حقوق برداشت و خريد نفت و حضور مستقيم در زيرساخت انرژي ايران، با عنوانهايي مانند «سرمايهگذاري براي بازسازي» است. با اين حال، ايران با ونزوئلا تفاوتهاي اساسي دارد.
رهبر بازداشتشده يا دولت موقتي آماده واگذاري امتياز يکصدساله وجود ندارد و انتقال سهم مالکيت به آمريکا مستلزم توافقي بسيار فراگير يا فروپاشي کامل ساختار سياسي است. تجربه ايران در توافق برجام، عراق در دهه 1990 و روسيه از 1401 نيز نشان ميدهد دولتهاي تحت تحريم ميتوانند رکود، تورم و صادرات تخفيفي را تحمل کنند، بدون آنکه داراييهاي راهبردي خود را واگذار کنند. «مالکيت در برابر رفع فشار» نيز بدون وجود دولتي همراه، سابقه روشني ندارد.
🔹 مانع حاکميت نفتي
ساختار صنعت نفت ايران نيز اجراي نسخه ونزوئلايي را دشوارتر ميکند. اين بخش کمتر از صنعت نفت ونزوئلا فرسوده شده و تهران طي دو دهه مسيرهايي براي کاهش وابستگي به واشنگتن ايجاد کرده است. مهمتر از آن، ميراث مليشدن نفت در سال 1329 به رهبري محمد مصدق، حاکميت بر منابع را به موضوعي حساس در طيفهاي سياسي ايران تبديل کرده است. حتي دوام توافق ونزوئلا هم قطعي نيست. قانون اساسي آن کشور مالکيت اصلي منابع هيدروکربني را براي دولت محفوظ ميداند و امتيازي يکصدساله که ازسوي دولتي انتخابنشده امضا شده، ممکن است در آينده لغو شود.
بنابراين کاراکاس بهمعناي تکرار قريبالوقوع همان قرارداد در تهران نيست. اهميت آن در ايجاد سابقهاي براي تبديل فشار به کنترل منابع، هر زمان که شرايط سياسي اجازه دهد، نهفته است. نشانه مهم در مذاکرات احتمالي آينده، ظهور عباراتي مانند «سرمايهگذاري بازسازي» و «مشارکت در برابر رفع تحريم» خواهد بود، واژگاني که ميتوانند از تلاش براي حضور مستقيم در بخش انرژي حکايت کنند.
@jepress
🖌📄وقتي «رطبخورده» نسخه «شعب ابي طالب» ميپيچد
🔻دکتر سيد محسن موسويزاده مدرس دانشگاه
⬅️ در روزهاي اخير و به دنبال تلاش آمريکا براي تشديد فشار اقتصادي بر کشورمان، مسئله شعب ابيطالب و مقاومت پيامبر اسلام (ص) و يارانشان در برابر فشارهاي اقتصادي مشرکان، بار ديگر در فضاي اجتماعي مطرح شده است. برخي با استناد به اين موضوع، ميگويند همانگونه که پيامبر و يارانشان در شعب ابيطالب در برابر مشرکان ايستادند و در تاريخ درس مقاومت دادند و سرفراز از اين آزمون بيرون آمدند، ما نيز بايد چنين مسيري را طي کنيم.
اما آنان که چنين پيشنهادي ميدهند، يک نکته را فراموش ميکنند و آن داستان رطب و پيامبر است. در زمان پيامبر اکرم، طفلي بسيار خرما ميخورد. هر چه او را نصيحت ميکردند که زياد خوردن خرما ضرر دارد، فايده نداشت. مادرش تصميم گرفت او را به حضور پيامبر بياورد تا ايشان او را نصيحت کنند. وقتي او را به حضور پيامبر آورد، حضرت فرمودند: «امروز برويد و او را فردا دوباره بياوريد».
روز ديگر، زن به همراه فرزندش خدمت پيامبر حاضر شد. حضرت به کودک فرمود زياد خرما نخورد. در اين هنگام زن، که نتوانست کنجکاوي و تعجب خود را مخفي کند، از ايشان سؤال کرد: «يا رسولالله، چرااين نصيحت را ديروز نفرموديد؟» حضرت فرمودند: «ديروز وقتي اين کودک را حاضر کرديد، خودم خرما خورده بودم و اگر او را نصيحت ميکردم، تأثيري نداشت».
اين واقعه، نقدي است بر هر آنکه انتظار مقاومت دارد اما خودش از «سطح زندگي» و «موقعيت» متفاوتي برخوردار است. اصل اساسي هر مقاومت موفقي، اعتماد است. اين اعتماد زماني شکل ميگيرد که مردم ببينند تصميمگيرندگانشان در سختيها، همرنج و همسرنوشت آنان هستند. اگر شرايط زندگي حاکمان در شرايط فشار، با سطح زندگي و معيشت مردم همخواني نداشته باشند، چگونه ميتوان انتظار داشت که جامعه با جان و دل، دعوت به ايستادگي را بپذيرد؟ دعوت به مقاومت، از تريبوني که خود طعم «رطب» را چشيده، جز ناباوري و شکاف بيشتر، ثمري نخواهد داشت.
داستان رطب، استعارهاي از اين اصل حکمراني است که «فرمان مؤثر، از آن کسي برميآيد که خود در متن آنچه فرمان ميدهد، حضور دارد.» وقتي سياستگذار، خود از امتيازات و سطح معيشتي بهتري برخوردار است، دعوت او از مردم به تحمل فشار، شبيه حرف کسي است که خود سير است و به گرسنهها درس تحمل ميدهد. در چنين شرايطي، شعب ابيطالب از معناي تاريخيش تهي شده و به ابزاري براي توجيه ناکارآمدي بدل ميگردد.
بزرگترين درس شعب ابيطالب، همسرنوشتي بود. پيامبر صليالله عليه وآله و يارانشان در يک کشتي بودند با يک نوع گرسنگي، يک نوع محروميت و يک نوع تحريم. هيچ طبقه ويژهاي وجود نداشت که از گزند تحريمها در امان بماند. اما امروز، هزينههاي بحرانهاي اقتصادي را جامعه ميپردازد، درحالي که برخي از اين فشارها مصون هستند.
حرف زدن از مقاومت و شعب ابيطالب بدون همسطح شدن مسئولان و فرزندانشان با مردم در سختيها، تنها به بدبيني و فرسايش اعتماد دامن ميزند. اگر قرار است درسي از تاريخ بگيريم، بايد اولين قدم، انطباق باشد، انطباق سبک زندگي، درآمد و کيفيت زيست مسئولان با دشوارترين لايههاي جامعه. تا زماني که «آنکه رطب ميخورد»، ديگران را از خوردن رطب منع ميکند، هيچ منطقي چنين نصحيتي را قبول نخواهد کرد. مقاومت، ميوه اعتماد است و اعتماد، در سفرههاي مشترک شکوفا ميشود.
@jepress
🖊📃شهدای 17 شهریور زمینهسازان پیروزی انقلاب اسلامی
⬅️ 17 شهريور 1357، نقطه عطفي در تاريخ مبارزات خونين ملت سرافراز ايران اسلامي است. در اين روز رژيم جلاد پهلوي که در اثر حضور گسترده مردم در تظاهرات روزهاي قبل از آن، ازجمله راهپيمايي تاريخي عيد فطر و همچنين راهپيمايي گسترده روز 16 شهريور به خشم آمده بود و شعلههاي فروزان انقلاب اسلامي را هر روز پرفروغتر مييافت، به منظور جلوگيري از گسترش تظاهرات مردم مسلمان، نقشه شومي را طراحي نمود تا به خيال خود با ارتکاب جنايتي عظيم وکشتاري گسترده، شعلههاي فروزان انقلاب را براي هميشه خاموش نمايد. 17 شهريور 1357 مطابق با 5 شوال آن سال بود و کمتر از يک هفته از راهپيمايي تاريخي عيد فطر ميگذشت و روز قبل از آن هم راهپيمايي گستردهاي عليه رژيم شاه برپا شده بود. رژيم سفاک پهلوي در اجراي اين نقشه شوم ازاوايل صبح جمعه (17 شهريور) به وسيله فرمانداري نظامي با انتشار اطلاعيهاي در تهران و يازده شهر ديگر حکومت نظامي اعلام کرد. اعلام حکومت نظامي تقريبا همزمان با ساعتهايي بود که مردم درحال تجمع در ميدان شهدا (ژاله سابق) بودند. به همين دليل ميتوان گفت حکومت نظامي درحالي اعلام شده بود که تظاهرکنندگان چندان اطلاعي از موضوع نداشتند و از طرفي گمان نميکردند رژيم پهلوي، سفاکي خود را به جايي برساند که بخواهد انبوه مردم اعم از زن و کودک و پير و جوان را آماج مسلسلها قرار بدهد و در سر خود انديشه قتلعام مردم را بپروراند. گرچه رژيم شاه ميخواست با کشتار 17 شهريور از پيروزي انقلاب اسلامي جلوگيري کند، اما همين جنايت سبب شد بر خشم مردم ايران افزوده گردد و بر عزم آنان در جهت ساقط کردن رژيم طاغوت بيافزايد به طوري که مردم در اين راه گامهاي بلندتري برداشتند و روند پيروزي انقلاب اسلامي را به طور چشمگيري افزايش دادند. در واقع جنايت رژيم پهلوي در روز 17 شهريور يکي از عوامل حضور گسترده و همهجانبه مردم در صحنه انقلاب شد و با رهبري بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي حضرت امام خميني رحمةاللهعليه منجر به پيروزي انقلاب گرديد.
در اعلاميه شماره يک حکومت نظامي رژيم طاغوت در 16 شهريور که آن روز منتشر شد، اعلام شده بود از ساعت 6 صبح روز جمعه 17 شهريورماه 1357 مقررات حکومت نظامي را به مدت 6 ماه در بعضي از شهرهاي برقرار است. بخش عمدهاي از مردم مسلمان تهران که هنوز از حکومت نظامي اطلاعي حاصل نکرده بودند پيش از ساعت 6 صبح طبق قرار قبلي از هر سو به سوي ميدان شهداي تهران سرازير شدند. مردم وقتي به ميدان رسيدند با يک منظره غيرعادي روبرو گرديدند. تانکها اطراف ميدان را گرفته بودند و تيربارها و مسلسلها در گوشه و کنار استقرار يافته وبالاخره همه چيز براي انجام يک جنايت بزرگ و وحشتناک آماده شده بود. ماموران رژيم پس از چند اخطار، از زمين و هوا، از چپ و راست و عقب و جلو، مردم را به گلوله ورگبار مسلسلها بستند و هزاران نفر را کشتند و هزاران تن زخمي شدند، زمين ميدان شهدا در مدت کوتاهي گلگون شد و پيکر پاک مردان و زنان وجوانان پيرو حق در سينه ميدان روي هم انباشته گرديد. دژخيمان شاه در کشتار مردم آنقدر حريص بودند که از هر سو کوچه و خيابانها را بر روي مردم بستند تا از فرارشان جلوگيري کنند و براي آنکه جنايت را به اوج برسانند وهمه ميدان را در شعله آتش فرو برند خاکارههاي آغشته به بنزين را در ميدان پخش کردند و آن را آتش زدند.
به اين ترتيب بود که جنايتي که زبان و قلم از وصف همه ابعاد آن عاجزند، به وقوع پيوست و در تاريخ ثبت شد. ولي رژيم جبار شاه برخلاف انتظاري که داشت نه تنها نتوانست با بوجود آوردن اين فاجعه دهشتانگيز مردم را بترساند وقيام و نهضت را متوقف سازد، بلکه انقلاب از آن تاريخ به بعد اوج و گسترش کمنظيري گرفت و سرانجام به حکومت ننگين جباران خاتمه داد. هفده شهريور چهره کريه وستمکارانه و خونخوار رژيم شاه را هرچه بيشتر آشکار ساخت و سبب شد که مردم مصممتر از هميشه عزم خويش را جزم نمايند تا رژيمي را که تا اين حد خونخوار و بيرحم نسبت به مردم بود سرنگون سازند و با ريشهکن ساختن دستگاه شاه، عوامل خونخوار و چپاولگران جهاني را از کشور بيرون کنند و نظام مقدس اسلامي را جايگزين آن سازند بدينترتيب خوني که در 17 شهريور بر زمين ريخته شد، زمینهساز 22 بهمن پيروز گرديد.
@jepress