✏️جهت اطلاع
⬅️ تسلط انصارالله يمن بر تنگه بابالمندب، سران رژيم صهيونيستي را نگران کرده است. شبکه 12 رژيم صهيونيستي به نقل از يک مقام اين رژيم گفت کنترل حوثيها بر تنگه بابالمندب خطرناکتر از وضعيت کنوني تنگه هرمز است و دليل آن هندسه ساده موقعيت جغرافيائي است. کشتيها در فاصلهاي عبور ميکنند که در تيررس بصري و ديد مستقيم مواضع انصارالله مستقر در جزيره پريم قرار دارند. آنها ميتوانند کشتيها را با چشم غيرمسلح ببينند.
⬅️ رويترز مدعي سازوکار پنهان تهران و پکن براي دور زدن تحريمها، شد. رويترز در گزارشي به نقل از پنج منبع آگاه نوشته ايران با استفاده از يک سازوکار شبه پاياپاي، بخشي از درآمد نفتي خود در چين را به اعتبار خريد کالا و اجراي طرحهاي زيرساختي تبديل کرده و از اين طريق، بدون عبور مستقيم پول از شبکه بانکي بينالمللي، ميلياردها دلار مبادله انجام داده است. به گفته اين منابع، در چارچوب اين سازوکار، ايران در يک سال گذشته بين 2 تا 2.5 ميليارد دلار را جابهجا کرده و حتي در برخي قراردادهاي ادعايي خريد تجهيزات پدافند هوايي نيز به کار رفته است.
⬅️ نخست وزير رژيم صهيونيستي ادعا کرد زيرساختهاي زيرزميني حزبالله در کوههاي "عليالطاهر" در جنوب لبنان را منهدم کرده است. بنا بر ادعاي نتانياهو، اين زيرساخت، يک مجموعه راهبردي بود که طي بيش از دو دهه ساخته شده و هزينه آن توسط ايران تأمين و طراحي آن نيز با حمايت ايران انجام شده بود. اين زيرساخت و مرکز فرماندهي واقع در اين رشتهکوه قرار بود بهعنوان پايگاهي براي فتح الجليل مورد استفاده قرار گيرد و امکان ديدهباني و هدايت آتش عليه متولا و کريات شمونا را فراهم کند. با انهدام اين زيرساخت، دستيابي به کنترل عملياتي بر رشتهکوه عليالطاهر، هم در سطح زمين و هم در زير زمين، تکميل شده است.
🖊📃قطعنامهها و ضرورت شکستن اجماع عليه ايران
🔻قادر باستاني تبريزي
⬅️ ارجاع پرونده هستهاي ایران به شوراي امنيت را نبايد ساده گرفت. در دو جنگ گذشته، آژانس عملاً جادهصافکن تهاجم به ايران شد و زمينه لازم براي اقدام نظامي را فراهم کرد. در شوراي امنيت، روسيه و چين با استفاده از حق وتو مانع تصويب اقدامات جدي عليه کشورمان ميشوند، اما مسئله فقط نتيجه رأيگيري در شوراي امنيت نيست. مهمتر از آن، رأي 23 کشور از 35 عضو شوراي حکام آژانس به ارجاع پرونده و مخالفت تنها سه کشور است. اين رأي، در ميانه يک تجاوز آشکار به ايران، تلاش فزاینده آمریکا و غرب برای سیاسی و امنیتی کردن فعالیت هستهای ایران است.
هر قطعنامه و هر رأي موافق، بخشي از پروندهاي است که دشمن براي توجيه وحشيگريها و اقدامات بعدي ميسازد. اين موضوع از آن جهت اهميت دارد که قطعنامهها، علاوه بر آثار حقوقي احتمالي، يک سند سياسي براي پروندهسازي و مستند کردن اتهامات محسوب ميشود. بنابراين براي ممانعت از صدور اين قطعنامه بايد تلاش بيشتري ميکرديم و نبايد اجازه ميداديم چنين اجماعي عليه ايران شکل بگيرد. با اين حال، هنوز ايران ميتواند با ديپلماسي فعال و تعامل سازنده با آژانس، مانع عميقتر شدن انزوا و شکلگيري اجماع بيشتر عليه خود شود. از اين منظر، قطعنامه شوراي حکام نبايد با اين استدلال که اثر فوري و تعيينکننده ندارد، ناديده گرفته شود.
واقعيت اين است که دشمنان فقط به دنبال يک قطعنامه يا يک تصميم مشخص نيستند. مسئله، ساختن تدريجي يک اجماع سياسي و رسانهاي عليه ايران است که بتواند در آينده اقدامات شديدتر را براي افکارعمومي جهان قابل توجيه جلوه دهد و لابد هر برگ قطعنامه، هر بيانيه و هر رأي مثبت کشورها، ميتواند قطعهاي از اين پازل باشد و اتکا به وتوي روسيه و چين نبايد موجب کمتحرکي ايران در برابر اين روند شود.
در سطح بينالمللي، همراهي اروپا با سياست آمريکا و شکلگيري تدريجي اجماع جهاني عليه ايران، قابل توجه مسئولان و تصميمگيران است. در سطح منطقهاي نيز تحولات يمن و درياي سرخ، تنگه هرمز و مناسبات کشورهاي عربي با آمريکا بايد با دقت بيشتري دنبال شود. حتي موضوعاتي مانند امکان حمايت کشورهاي مختلف از بازگشايي تنگه هرمز، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت جنبه سمبليک داشته باشد، نشانهاي از شکلگيري يک محيط فشردهتر پيرامون ايران است.
اين ضرورت زماني جديتر ميشود که مجموعه فشارهاي واردشده بر ايران را در کنار يکديگر ببينيم. اسرائيل همواره تضعيف جمهوري اسلامي ايران تا مرز فروپاشي سرزميني را دنبال کرده است، درحالي که هدف اصلي آمريکا هم تضعيف شديد قدرت کشورمان بوده است.
از اين رو، راهبرد آمريکا در قبال ايران را نبايد صرفاً نظامي ديد. فشار اقتصادي، سياسي، امنيتي و ديپلماتيک، همزمان در سطوح داخلي، منطقهاي و بينالمللي اعمال ميشود. هدف هرچه باشد، نتيجه اين فشارهاي چندلايه، تضعيف توان ملي و افزايش شکاف ميان ايران و جامعه جهاني است و پاسخ به چنين وضعيتي نميتواند تکبعدي باشد. ايران براي عبور از اين مرحله، به راهبردي چندوجهي نياز دارد که در آن قدرت دفاعي، ديپلماسي، اقتصاد و مهمتر از همه انسجام داخلي و رضايت مردم، در کنار يکديگر قرار بگيرند.
قدرت نظامي، بدون ترديد، يکي از مهمترين عوامل بازدارندگي و بقاست و نبايد اهميت آن را ناديده گرفت. اما قدرت نظامي به تنهايي قادر نيست، مسائل اقتصادي، اجتماعي، سياسي و ديپلماتيک را حل کند. اتکاي بيش از اندازه به يک ابزار، همان ابزار را هم فرسوده ميکند. همچنين نبايد تمام بار مقابله با اين تهديدات بر دوش يک نهاد قرار گيرد. کشور به تقسيم کار ملي نياز دارد. دولت، دستگاه ديپلماسي، نهادهاي اقتصادي، رسانهها و همه ظرفيتهاي اجتماعي بايد در کنار بخش دفاعي کشور نقش خود را ايفا کنند. راهبرد ملي زماني مؤثر خواهد بود که همه اجزاي قدرت کشور در جاي مناسب خود به کار گرفته شوند.
در اين ميان، يک مؤلفه از همه مهمتر است و آن رضايت و همراهي مردم است. تجربه جنگهاي گذشته نشان داده است که مهمترين عامل بازدارنده در برابر دشمن، ايستادگي جامعه و بياعتنايي مردم به فراخوانهاي دشمن براي ايجاد شکاف داخلي بوده است. سرمايه اجتماعي، بخشي از قدرت ملي و در شرايط بحران، تعيينکنندهترين بخش آن است. از همين رو، حفظ مردم در کنار نظام و کشور، ضرورت امنيت ملي است. هر اقدامي که شکاف ميان مردم و حاکميت را بيشتر کند، در شرايط فشار خارجي هزينه امنيتي خواهد داشت. متأسفانه بخشي از جريانهاي راديکال، دنبال فرصتطلبي سياسي هستند و صداوسيما نيز به آنها تريبون ميدهد. اين روند به جاي تقويت انسجام ملي، شکافهاي داخلي را بيشتر ميکند. رسانه ملي بايد به جاي تشديد دوقطبيها، صداي وحدت، آرامش و واقعبيني باشد. زمان، زمان فرصتطلبي سياسي و تسويهحساب داخلي نيست.
با اين همه، هنوز راه براي اصلاح مسير باز است. ايران بايد در موضوع هستهاي، با آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي يافتن راهکارهاي اجرايي و عملي و ادامه تعامل سازنده گفتوگو کند. اين به معناي ناديده گرفتن حقوق ايران يا پذيرش اتهامات نيست. هدف بايد جلوگيري از عميقتر شدن اجماع عليه ايران باشد. ايران امروز به همافزايي همه ظرفيتهاي ملي، از قدرت دفاعي و ديپلماسي تا اقتصاد، انسجام داخلي و سرمايه اجتماعي نياز دارد. آينده کشور نبايد به وتوي ديگران وابسته باشد. شکستن اجماع عليه ايران، فقط با قدرت نظامي ممکن نيست. ديپلماسي فعال، اقتصاد توانمند، رضايت مردم و انسجام ملي، بخشي از قدرت بازدارندگي کشورند. هنوز فرصت وجود دارد. اگر همه ظرفيتهاي ملي همزمان و هوشمندانه به کار گرفته شوند، ميتوان مسير را تغيير داد و اجازه نداد هر قطعنامه، گام ديگري در جهت انزواي ايران باشد.
@jepress
🖌📄ضرورتِ راهبردي تابآوري در برابر نظر مخالف
🔻غلامرضا بني اسدي
⬅️ توهين ميکنم، پس هستم! فحش ميدهم پس فقط من بايد باشم! اين شده است منطق برخي «نژادپرستان جناحي» که هيچ حرف و سخني از غيرخود را تاب نميآورند چه رسد به مخالف پندارشان. قبلا هم گفته بودند کشور مال ماست. راه خروج را هم نشان داده بودند که هرکس مثل ما نيست بگذارد و برود اما زبانشان چنين به هتاکي حريص نبود. تحريف ميکردند و توهين اما حالا فحش هم ميدهند. کلماتي که اندازه دهان خودشان است و کسي که به اخلاق ديني و انساني اندکي التزام داشته باشد زبان و قلم بدان نميآلايد. رفتارشان هم مثل گفتارشان با معيارهاي ديني هزار فرسنگ فاصله دارد. منطق دين و منهج علوي روشن است« سَلاَمَةُ اَلْعَيْشِ فِي اَلْمُدَارَاة سلامتى زندگى،در مدارا کردن است.» مدارا هم در حق مخالف است همان که در ادبيات نجيب و نظام تربيتي ايراني هم چنين ضرب المثل شده است از زبانِ« لسان الغيب حافظ» که
آسايش دو گيتي، تفسير اين دو حرف است/ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
اما عدهاي خلاف اين مشي را ميروند. مروت که بماند، در مدارا هم فقيرند. دارايي شان کلمات ناپالوده و رفتارهاي ناپخته و آرزوهاي محال التحقق است. همين هم شده که دشمن را وانهاده و با خودي درگيرند. خوديهايي که با آنان «ناهم انديش» هستند. در يقه گيري و تخريب و توهين به حرامترين شکل آن رفتار ميکنند. خشم و خشونت در کلامشان موج ميزند اينجاست که ميشود گفت ما به «تابآوري» نياز داريم. براي افزايش آن هم حتما و همگاني بايد بکوشيم. نياز به «تابآوري» فقط در برابر مشکلات اقتصادي نيست، بزرگترين و راهبرديترين «تابآوري» که بايد روي آن متمرکز شويم، تاب آوري در برابر نظر مخالف است. در اين که براي ديگران هم حق نظر و حق مليت و حق زندگي قائل باشيم و کسي نتواند با يک خبر نادرست ما را به اقدام نادرست بکشاند. به تجربه ميگويم، بسياري از آنچه باعث آتشين مجازي برخي افراد ميشود اصلا اتفاق نيفتاده است اما برخي وقوع آن را صددرصدي پنداشته و دويست درصد عليه آن موضع ميگيرند. تريبون هم دارند و فضاي مجازي هم در تخريب واقعيت و حقيقت کنارشان است. بگذريم.
همه در اين فضاي سنگين، احساس خفگي ميکنيم اما ياد همه مان باشد که نياز راهبردي امروز ايران «تابآوري» در همه ساحتها به ويژه در حوزه تعامل با مخالف است. با رسميت دادن به تفاوتها، با قبول تعدد سلايق، با فهم تفاوت ميان اختلاف و دشمني است که ميتوانيم تاب آوري ملي را چنان بالا ببريم که دشمن در قعر نااميدي مطلق بيفتد. توهين و تخريب و فحاشي تيغ دشمن است در دهان ما. آن را «قي» کنيم، بر آتشِ دشمن ساخته، آب تاب آوري بريزيم تا از چاه و چاله به آزاد راه سلامت و موفقيت برسيم....
@jepress
🖊📃مناسبتها
🔹الگوي اخلاص
⬅️ بيستم شهريور سالروز شهادت آيتالله سيد اسدالله مدني است. شهيد آيتالله مدني يکي از بزرگاني بود که نامشان مترادف نيکيها، فضائل عالي و ارزشهاي الهي است. به همين سبب اقدام جنايتکارانه عليه چنين کسي، اقدام عليه ارزشهاي بلند ديني محسوب ميشود. بيجهت نيست که امام بزرگوار در پيامي که به مناسبت شهادت اين عالم به تمام معني اسلامي فرستادند به انزوا و رسوائي منافقين که قاتل شهيد مدني بودند اشاره و سبب و بهانه اين جنايت منافقين را چيزي جز عناد با مکتب انسانساز اسلام و احکام سعادتبخش شريعت نميدانند.
شهيد آيتالله مدني پيش از هر چيز به طهارت نفس و تقوا و اخلاص در عمل اهميت ميداد و حتي پيروزي بر دشمنان و طاغوتها را زماني مفيد و مؤثر ميدانست که همراه با تقوا و اصلاح نفس و اخلاص باشد و با بيان گيرا و شيرين خود ميگفت: «ما بايد بدانيم که وقتي ميتوانيم از اين پيروزي استفاده ببريم که اول خودمان نفسمان را اصلاح کرده باشيم به اين معنا که اگر نفسمان اصلاح نشده باشد پيروزي به هر حدي برسد چاره دردهاي ما را نخواهد کرد.» و در جاي ديگر سرکوب طاغوتيان و ايجاد حکومتالله در روي زمين را آنگاه مفيد ميشمارد که در مملکت جان هم حکومتالله مستقر شود و تقوا حاکم بر ملک جان بشود و در اين رابطه چنين ميگويد: «همه طاغوتها را سرکوب کردن وقتي به دردتان ميخورد که در مملکت بدن خودمان حکومتالله مستقر شده و حکومت طاغوت ريشهکن بشود.» او خود حقيقتا در ملک جان خويش حکومتالله را مستقر کرده و به قول امام عزيز، عمري را در تهذيب نفس گذرانده بود. داشتن نيروي جاذبه قوي از ويژگيهاي برجسته آيتالله شهيد مدني بود، همان چيزي که به قول استاد مطهري بيانگر شخصيت بالاي اشخاص و نشانگر وجود پايگاههاي مثبت در افراد الهي است. او داراي جاذبه زيادي بود. يکي از نزديکان آيتالله مدني درباره اين ويژگي ايشان ميگويد: «ايشان آنچنان جاذبه داشت که وقتي بچهها و جوانان به ايشان ميرسيدند خيال ميکردند که با پدرشان يا محرم اسرارشان روبرو شدهاند و آنچان دافعه داشت که دشمنان را بر خود ميلرزانيد.»
شهيد مدني در بُعد علمي نيز عالمي کمنظير بود و از استادان معروف و برجسته حوزه بشمار ميرفت. حضرت امام که سخنانشان معيار دقيق و روشني براي شناخت اشخاص و ويژگيهاي آنهاست درباره علم و اخلاص ايشان گفتهاند: «از چهرههاي کمنظيري بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوي و تعهد و زهد و خودسازي برخوردار بود». هنوز چهره گريان اين شهيد محراب انقلاب اسلامي ايران در خاطرهها زنده است که طي نطقي در جمع خبرگان ملّت و در سالهاي اول انقلاب، هشدار تکان دهندهاي به شخصيتهاي مطرح و انقلابيون آن زمان داد. شهيد مدني در آن نطق مشهور با اشاره به داستان قرآني «يوسف و زليخا» وقتي به آن قسمت داستان اشاره کرد که زليخا از عيبگيري زنان مصر با خبر شد و آنان را به ضيافتي دعوت کرد و به دست آنان کارد و ترنجي داد و سپس به يوسف دستور داد که وارد ضيافت شود و آمدن يوسف همان و بريده شدن دست زناني که ملامتگر زليخا بودند همان، با گريه دردناکي در پشت تريبون گفت: «آقايان! نکند در محشر و قيامت محمدرضا (پهلوي) جلوي ما را بگيرد و بگويد ديديد شما هم وقتي دستتان ترنج دادند دستتان را بريديد و مثل من کاخ نشين و طاغوتي شديد!!»
@jepress