با اين همه، هنوز راه براي اصلاح مسير باز است. ايران بايد در موضوع هستهاي، با آژانس بينالمللي انرژي اتمي براي يافتن راهکارهاي اجرايي و عملي و ادامه تعامل سازنده گفتوگو کند. اين به معناي ناديده گرفتن حقوق ايران يا پذيرش اتهامات نيست. هدف بايد جلوگيري از عميقتر شدن اجماع عليه ايران باشد. ايران امروز به همافزايي همه ظرفيتهاي ملي، از قدرت دفاعي و ديپلماسي تا اقتصاد، انسجام داخلي و سرمايه اجتماعي نياز دارد. آينده کشور نبايد به وتوي ديگران وابسته باشد. شکستن اجماع عليه ايران، فقط با قدرت نظامي ممکن نيست. ديپلماسي فعال، اقتصاد توانمند، رضايت مردم و انسجام ملي، بخشي از قدرت بازدارندگي کشورند. هنوز فرصت وجود دارد. اگر همه ظرفيتهاي ملي همزمان و هوشمندانه به کار گرفته شوند، ميتوان مسير را تغيير داد و اجازه نداد هر قطعنامه، گام ديگري در جهت انزواي ايران باشد.
@jepress
🖌📄ضرورتِ راهبردي تابآوري در برابر نظر مخالف
🔻غلامرضا بني اسدي
⬅️ توهين ميکنم، پس هستم! فحش ميدهم پس فقط من بايد باشم! اين شده است منطق برخي «نژادپرستان جناحي» که هيچ حرف و سخني از غيرخود را تاب نميآورند چه رسد به مخالف پندارشان. قبلا هم گفته بودند کشور مال ماست. راه خروج را هم نشان داده بودند که هرکس مثل ما نيست بگذارد و برود اما زبانشان چنين به هتاکي حريص نبود. تحريف ميکردند و توهين اما حالا فحش هم ميدهند. کلماتي که اندازه دهان خودشان است و کسي که به اخلاق ديني و انساني اندکي التزام داشته باشد زبان و قلم بدان نميآلايد. رفتارشان هم مثل گفتارشان با معيارهاي ديني هزار فرسنگ فاصله دارد. منطق دين و منهج علوي روشن است« سَلاَمَةُ اَلْعَيْشِ فِي اَلْمُدَارَاة سلامتى زندگى،در مدارا کردن است.» مدارا هم در حق مخالف است همان که در ادبيات نجيب و نظام تربيتي ايراني هم چنين ضرب المثل شده است از زبانِ« لسان الغيب حافظ» که
آسايش دو گيتي، تفسير اين دو حرف است/ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
اما عدهاي خلاف اين مشي را ميروند. مروت که بماند، در مدارا هم فقيرند. دارايي شان کلمات ناپالوده و رفتارهاي ناپخته و آرزوهاي محال التحقق است. همين هم شده که دشمن را وانهاده و با خودي درگيرند. خوديهايي که با آنان «ناهم انديش» هستند. در يقه گيري و تخريب و توهين به حرامترين شکل آن رفتار ميکنند. خشم و خشونت در کلامشان موج ميزند اينجاست که ميشود گفت ما به «تابآوري» نياز داريم. براي افزايش آن هم حتما و همگاني بايد بکوشيم. نياز به «تابآوري» فقط در برابر مشکلات اقتصادي نيست، بزرگترين و راهبرديترين «تابآوري» که بايد روي آن متمرکز شويم، تاب آوري در برابر نظر مخالف است. در اين که براي ديگران هم حق نظر و حق مليت و حق زندگي قائل باشيم و کسي نتواند با يک خبر نادرست ما را به اقدام نادرست بکشاند. به تجربه ميگويم، بسياري از آنچه باعث آتشين مجازي برخي افراد ميشود اصلا اتفاق نيفتاده است اما برخي وقوع آن را صددرصدي پنداشته و دويست درصد عليه آن موضع ميگيرند. تريبون هم دارند و فضاي مجازي هم در تخريب واقعيت و حقيقت کنارشان است. بگذريم.
همه در اين فضاي سنگين، احساس خفگي ميکنيم اما ياد همه مان باشد که نياز راهبردي امروز ايران «تابآوري» در همه ساحتها به ويژه در حوزه تعامل با مخالف است. با رسميت دادن به تفاوتها، با قبول تعدد سلايق، با فهم تفاوت ميان اختلاف و دشمني است که ميتوانيم تاب آوري ملي را چنان بالا ببريم که دشمن در قعر نااميدي مطلق بيفتد. توهين و تخريب و فحاشي تيغ دشمن است در دهان ما. آن را «قي» کنيم، بر آتشِ دشمن ساخته، آب تاب آوري بريزيم تا از چاه و چاله به آزاد راه سلامت و موفقيت برسيم....
@jepress
🖊📃مناسبتها
🔹الگوي اخلاص
⬅️ بيستم شهريور سالروز شهادت آيتالله سيد اسدالله مدني است. شهيد آيتالله مدني يکي از بزرگاني بود که نامشان مترادف نيکيها، فضائل عالي و ارزشهاي الهي است. به همين سبب اقدام جنايتکارانه عليه چنين کسي، اقدام عليه ارزشهاي بلند ديني محسوب ميشود. بيجهت نيست که امام بزرگوار در پيامي که به مناسبت شهادت اين عالم به تمام معني اسلامي فرستادند به انزوا و رسوائي منافقين که قاتل شهيد مدني بودند اشاره و سبب و بهانه اين جنايت منافقين را چيزي جز عناد با مکتب انسانساز اسلام و احکام سعادتبخش شريعت نميدانند.
شهيد آيتالله مدني پيش از هر چيز به طهارت نفس و تقوا و اخلاص در عمل اهميت ميداد و حتي پيروزي بر دشمنان و طاغوتها را زماني مفيد و مؤثر ميدانست که همراه با تقوا و اصلاح نفس و اخلاص باشد و با بيان گيرا و شيرين خود ميگفت: «ما بايد بدانيم که وقتي ميتوانيم از اين پيروزي استفاده ببريم که اول خودمان نفسمان را اصلاح کرده باشيم به اين معنا که اگر نفسمان اصلاح نشده باشد پيروزي به هر حدي برسد چاره دردهاي ما را نخواهد کرد.» و در جاي ديگر سرکوب طاغوتيان و ايجاد حکومتالله در روي زمين را آنگاه مفيد ميشمارد که در مملکت جان هم حکومتالله مستقر شود و تقوا حاکم بر ملک جان بشود و در اين رابطه چنين ميگويد: «همه طاغوتها را سرکوب کردن وقتي به دردتان ميخورد که در مملکت بدن خودمان حکومتالله مستقر شده و حکومت طاغوت ريشهکن بشود.» او خود حقيقتا در ملک جان خويش حکومتالله را مستقر کرده و به قول امام عزيز، عمري را در تهذيب نفس گذرانده بود. داشتن نيروي جاذبه قوي از ويژگيهاي برجسته آيتالله شهيد مدني بود، همان چيزي که به قول استاد مطهري بيانگر شخصيت بالاي اشخاص و نشانگر وجود پايگاههاي مثبت در افراد الهي است. او داراي جاذبه زيادي بود. يکي از نزديکان آيتالله مدني درباره اين ويژگي ايشان ميگويد: «ايشان آنچنان جاذبه داشت که وقتي بچهها و جوانان به ايشان ميرسيدند خيال ميکردند که با پدرشان يا محرم اسرارشان روبرو شدهاند و آنچان دافعه داشت که دشمنان را بر خود ميلرزانيد.»
شهيد مدني در بُعد علمي نيز عالمي کمنظير بود و از استادان معروف و برجسته حوزه بشمار ميرفت. حضرت امام که سخنانشان معيار دقيق و روشني براي شناخت اشخاص و ويژگيهاي آنهاست درباره علم و اخلاص ايشان گفتهاند: «از چهرههاي کمنظيري بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوي و تعهد و زهد و خودسازي برخوردار بود». هنوز چهره گريان اين شهيد محراب انقلاب اسلامي ايران در خاطرهها زنده است که طي نطقي در جمع خبرگان ملّت و در سالهاي اول انقلاب، هشدار تکان دهندهاي به شخصيتهاي مطرح و انقلابيون آن زمان داد. شهيد مدني در آن نطق مشهور با اشاره به داستان قرآني «يوسف و زليخا» وقتي به آن قسمت داستان اشاره کرد که زليخا از عيبگيري زنان مصر با خبر شد و آنان را به ضيافتي دعوت کرد و به دست آنان کارد و ترنجي داد و سپس به يوسف دستور داد که وارد ضيافت شود و آمدن يوسف همان و بريده شدن دست زناني که ملامتگر زليخا بودند همان، با گريه دردناکي در پشت تريبون گفت: «آقايان! نکند در محشر و قيامت محمدرضا (پهلوي) جلوي ما را بگيرد و بگويد ديديد شما هم وقتي دستتان ترنج دادند دستتان را بريديد و مثل من کاخ نشين و طاغوتي شديد!!»
@jepress