1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اول مهر نزدیکه.....
.
یکی هنوز از مدرسه برنگشته
یکی که چه عرض کنمـ........... 💔🖤
#میناب
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴پسر بابا، توی دولت بی برنامهی پدرت مردم تو دوسال گذشته همه چیزشون نصف شده
🔹بجای اینکه جانفداها هزینه رو نصف کنن، آبجی و دامادتون دوردور کردنشون رو کمتر کنن یا پدرتون دوران ریاست جمهوریشو نصف کنه
اول مهر نزدیکه ، ولی…
یک نفر هنوز از مدرسه برنگشته.
شهیدمفقودالاثر، ماکان نصیری💔
#مرگ_بر_امریکا
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم را به چه مشغول کنم؟؟
که بهانه تو را نگیرد آقاااا ؟
هیچ وقت فکر نمیکردم زندگیم قراره اینجوری پیش بره
کل شبو از سر درد نتونم بخابم،کل روز درگیر فکروخیال باشم،نه وقت برای تفریح کردن داشته باشم،و...
#احوالات
#پروندهیغریبهایاشنا
#part82
~\ ماهرخ /~
با هول و ولا بلند شد و دوغی که داشت میخورد پرید تو گلوش!
وا!
با تک سرفه ای جلوی سرفش رو گرفت و دوید سمت اتاقش!
اخمام تو هم رفت! چرا انقد هول کرد؟
به ظاهر بیخیال شده بودم و داشتم غذا میخوردم ولی....
تمام هوش و حواسم سمت مکالمهی مشکوک شاهرخ بود!
صدای پچ پچ هاشو میشنیدم ولی نمیتونستم بفهمم واضح چی میگه!
حالا خودمم نمیدونستم چرا سر یه تماس انقد حساس شدم!!!
شونه ای بالا انداختم و طرف سالاد رو کشیدم سمت خودم.
همون موقع شاهرخم اومد. زیر چشمی به قیافش نگاه کردم. یه نمه اخم کرده بود و تو خودش رفته بود!
تقریبا ۲۵ ثانیه از وقتی که نشست سر میز میگذره و شاهرخ همینطوری زل زل به بشقابش نگاه میکنه!
حتی پلک هم نمیزنه فقط اخم کرده بدد و بشقابشو برانداز میکرد!
_شاهرخ!
اووو انقد غرق فکر بود حتی نشنید!!!!
_آقای بزرگمهر!
نه! مثه اینکه این پسر حالا حالا ها قراره غرق بشه تو ذره های مولکولیِ اون بشقاب بیچاره!
جلو چشمش بشکن زدم و یکم بلند تر از حد معمول گفتم:
_های آقای برادرِ رئیس؟!
بالاخره بهم نگاه کرد! ابرویی بالا انداختم که نفسشو فوت کرد.
ادامه دارد....
بهقلم: رازا
₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊