🎄🌷🎄🌷🎄🌷🎄🌷
🌷🎄🌷🎄🌷🎄🌷
🎄🌷🎄🌷🎄🌷
🌷🎄🌷🎄🌷
🎄🌷🎄🌷
🌷🎄🌷
🎄🌷
🌷
#بسم_رب_العشق
#جانمـ_مے_رود
#پارت_13
پاهاش درد گر فته بودن چقدر خودش را نفرین کرده بود که چرا این کفش ها را پاش کرده بود
با دیدن چراغای نیمه روشن هیئت با خوشحالی به طرف هیئت دوید
با نزدیکی به هیئت شهاب رو از دور دید که مشغول جمع جور کردن بود وهیچکس دوروبرش نبود
مثل اینکه مراسم تموم شده بود
مهیا آنقدر خوشحال بود که کسی پیدا شد که اونو از شر این پسرای مزاحم راحت کنه که بی اختیار شروع کرد فریاد زدن
ـــــ سید ، شهاب ،شهاب
شهاب با دیدن دختری که با ترس به سمتش می دوید و اسمش و فریاد می زد نگران شد
اول فکر می کرد شاید مریمه ولی با نزدیک شدن مهیا اونو شناخت
مهیا به سمتش اومد فاصله شون خیلی به هم نزدیک بود شهاب ازش فاصله می گرفت
مهیا نفس نفس می زد و نمی توانست چیزی بگه
ــــ حالتون خوبه ؟؟
مهیا در جواب شهاب فقط تونست سرش و به معنی نه تکان بده
شهاب نگرانتر شد
ـــ حال آقای معتمد بد شده ؟؟
تا مهیا می خواست جواب بدهه پسرا رسیدن
مهیا با ترس پشت شهاب خودش و قایم ڪرد
شهاب ازش فاصله گرفت و بهش چشم غره ای رفت که فاصله رو حفظ کنه با دیدن پسر ها کم کم
متوجه قضیه شد
شهاب با اخم به سمت پسرها رفت
ـــ بفرمایید کاری داشتید
یکی از پسرها جلو امد
ــــ ما کار داشتیم که شما داری مزاحم کارمون میشی اخوی و برادر و خنده ای کرد...
#فاطمه_امیرے
هدایت شده از شیعه مَہد؎🌱
https://daigo.ir/secret/2393426226
بریم ناشناس بحرفیم کویرش نکنید🙄🥲
نظراتون هم راجب رمان بگید
سلاممم.
من خوده دردمم.
خیلی حااالم گرفته اس..
حالم از خودم بهم میخوره.... 😰😰😰😰😭😭😭
.
سلام گلم
چرا انجوری فک میکنی
انشالله حالتم خب میشه بعدم تو خیلیم خبی.🍃
چون وقتی یکی دوس نداشته باشی.
باهاش داری زندگی میکنی..
خودش خیلی درد بزرگی
.
اومم میتونم درکت کنم ولی چ میشه کرد انشالله حل میشه
فکر نمیکردم پیامم رو بزارید کانال.
و اینکه من سرطلان دارمم.
خیلی هزینه هاا بالاس ـ
تو بیمارستا ن خانساری هستم. اراک.
اگه میشه. تو کانالتون بگید. شاید یکی بهم کمک کرد
.
فدات بشم اللهی عزیزم
انشاالله بابا مهدی حاجتت رو بدع و خوب بشی
رفقا پنج تا یا حسین ب نیت رفیقمون بگید💫🙃