داشتم به این فکر میکردم....
که ما از اون دنیای نور کربلای چهار فاصله گرفتیم .
اومدیم تو هیاهو و زرق و برق دنیا...
دلمون تنگ میشه ، برا خین
برای ذره ذره خاک های سبک خین ،
برای غروب های بینظیریش که بی اختیار شبیه غروب کربلای امام حسینه ،
برای دژ
برای سنگر صوت
برای کانال
برای معبر میون نی ها
برای محراب های دو رکعت نماز عشق
برای اول صبح و سلام روی دژ
برای همه زائران و کاروان ها
برای لبخند های حاج آقا یساقی برای روایت حاج آقا فیض آبادی .
برای روضه خوندن های گاه و بیگاه رفقا
برای گریه های یهویی و اون اشک های گرم که روی صورت خاک خورده بچها میلغزید
برای شوخی ها ، خنده ها ، گاهی هم جر و بحث ها .
برای....
هر لحظه و هر گاه و بیگاه خین دلمون تنگ میشه . راستی چقدر زود به هم عادت کردیم چقدر زود باهم صمیمی شدیم و دل هامون به هم گره خورد . راستی چی شد که برا حتی یک ساعت هم دلمون برای هم دیگه تنگ میشد .
چقدر با خاک آشنا شدیم ، چقدر منیت ها ازمون دور شد و تو همون خاک خین دفن شد ، چقدر فهمیدیم که میشه بدون تعلقات و اضافات میشه فقط با خاک انس گرفت رو خاک به راحتی نشست و با خاک رفیق شد ، چقدر خاکی شدیم تو خین ،
حالا بهتر میفهمیم ابوتراب یعنی چی
حالا بهتر میفهمیم قلب های مومنین باهم گره خورده یعنی چی .
حالا بهتر مفهوم وداع و رو میفهمیم فهمیدیم که باید از خیلی چیزها گذشت و صبر کرد حتی اگر اونها همه خاطره های ما باشن ...
خودمونی تر بگم روضه ها امسال محرم بهتر درک میکنیم .
روضه!!!
اره ، روضه دلدادگی زینب ، حالا بهتر میدونیم که زینب یک ساعت حسین جانش رو نبینه چطور دلتنگ میشه .
ولی باز روضه وداع کمی درکش سخته ما که هنوز دل کندن از خین برامون سخته . اما .... زینت چطور تونست دل بکنه . بگذریم حرفهای خین از زینب زیاده .
ولی خین هم دلش برا ما تنگ میشه ؟ بچههای خین چطور ؟
امیر نظری ❤️
علی دنیا ❤️
مجید صنعتی ❤️
جلیل محدثی ❤️
این شهدا هم یعنی دلشون برا ما تنگ میشه ؟
نمیدونم ...
هر چی هست بنظرم اینه که ما بخشی از وجودمون رو تو خین گذاشتیم و اومدیم به خونه هامون ، چه کنیم باید رفت باید گذشت اما ..
چون چاره نیست می روم و میگذارمت ....
ببخشید بغض دلی بود ترکید گفتم تک خوری نکرده باشم .
#به-یاد-خین
شیخ حسین آلبوغبیش