«وَ قالَ عليهِ السَّلامُ: مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ.»
(نهج البلاغه حکمت ۵۹)
: «کسی که تو را از خطر و بدیها آگاه و برحذر میدارد، همانند کسی است که به تو مژده و بشارت میدهد.»
می گویم :
این سخن میآموزد که هشدار خیرخواهانه نیز نوعی هدیه و نعمت است. همانگونه که از شنیدن خبر خوش خوشحال میشویم، باید از کسی که با نیت خیر ما را از اشتباه، گناه، یا خطر آگاه میکند نیز قدردانی کنیم؛ زیرا این هشدار میتواند ما را از زیان و پشیمانی نجات دهد. انسان خردمند، نصیحت و انتقاد دلسوزانه را ارزشمند میداند، نه ناخوشایند
سخن گرچه تلخ است، چون پندِ دوست
سرانجام، شیرینتر از شهد اوست
@jorenab
هدایت شده از اَبٌو آیِهْ🌴
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قلبها بیشتر از آنچه توان دارند میسوزند...❤️🔥
«اَلصَّبْرُ صَبْرَانِ: صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ، وَصَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ.»
نهج البلاغه حکمت (۵۵)
«صبر دو گونه است: یکی شکیبایی بر آنچه ناخوشایند توست، و دیگری خویشتنداری از آنچه دوستش داری.»
اهل معنا گفتهاند که صبر تنها تحمل رنج نیست؛ بلکه گاه دشوارترین صبر، چشم پوشیدن از محبوبهایی است که دل به آنها بسته است، اگر میان آن محبوب و رضای خدا فاصلهای باشد.
صبر بر سختیها، انسان را استوار میکند؛ اما صبر از خواستههای نفس، او را آزاد میسازد. نخستین صبر، جسم را میآزماید و دومی، جان را میپروراند. آنکه بر بلا صبر میکند، به آرامش میرسد؛ و آنکه از خواهش دل در راه حق میگذرد، به قرب الهی.
در نگاه اهل معرفت، صبر پلی است که سالک را از «خواستِ خود» به «خواستِ خدا» میرساند. آنگاه دیگر صبر، تحمل نیست؛ بلکه شیرینیِ اعتماد و رضایت به تقدیر محبوب است.
@jorenab
«مَنْ أَطَاعَ التَّوَانِيَ ضَيَّعَ الْحُقُوقَ، وَمَنْ أَطَاعَ الْوَاشِيَ ضَيَّعَ الصَّدِيقَ.»
(نهج البلاغه حکمت ۲۳۹)
«هر کس تسلیم سستی و اهمال شود، حقوق خود را از دست میدهد؛ و هر کس از سخنِ سخنچین پیروی کند، دوست خود را از دست میدهد.»
می گویم:
۱.در بخش نخست، امام به سستی و اهمالکاری اشاره میکنند. بسیاری از حقوق انسان، مانند حق یادگیری، حق دفاع از خود، حق خانواده، حق مردم یا حتی حق پیشرفت، تنها با تلاش و اقدام بهموقع حفظ میشود. اگر انسان کارها را به تأخیر بیندازد یا در انجام وظایف کوتاهی کند، فرصتها از دست میروند و گاهی دیگر قابل جبران نیستند. بنابراین، یکی از عوامل اصلی تضییع حقوق، بیعملی و تعلل است.
۲.در بخش دوم، امام از سخنچینی بهعنوان عاملی برای نابودی روابط انسانی یاد میکنند. سخنچین با انتقال سخنان واقعی یا نادرست، میان افراد اختلاف ایجاد میکند. اگر انسان بدون تحقیق و انصاف، حرف او را بپذیرد، اعتماد و صمیمیت میان دوستان از بین میرود و چهبسا دوستیهای ارزشمند به دشمنی تبدیل شود. ازاینرو، اسلام سفارش میکند که پیش از قضاوت درباره دیگران، سخنها بررسی شوند و از شتابزدگی در تصمیمگیری پرهیز شود.
۳. این حکمت یادآور میشود که انسان برای حفظ موفقیت و روابط سالم، باید دو خصلت ناپسند را از خود دور کند: تعلل در عمل و زودباوری در برابر سخنچینان. کوشش، مسئولیتپذیری و تحقیق پیش از قضاوت، از مهمترین عوامل حفظ حقوق، فرصتها و دوستیهای پایدار هستند.
@jorenab
وإذا الشدائدُ أقبلتْ بجنودِهَا
والدهرُ من بعدِ المسرّةِ أوجعَك
لا ترجُ شيئًا من أخٍ أو صاحبٍ
أرأيتَ ظلَّكَ في الظلامِ مشى معَك؟
وارفعْ يديكَ إلى السماءِ ففوقَها
ربٌّ إذا ناديتَه ما ضيَّعك
هرگاه سختیها با تمام توان به سراغت آمدند و روزگار پس از روزهای شادی، کامت را به تلخی کشاند،
از هیچ برادر و دوستی چشم یاری نداشته باش؛ مگر دیدهای که حتی سایهات در تاریکی همراهت بماند؟
پس دستانت را به سوی آسمان بلند کن، زیرا بر فراز آن پروردگاری است که اگر او را بخوانی، هرگز تو را تنها نمیگذارد و ناامیدت نمیکند.
@jorenab
#تلنگر
نگوییم حرف باد هواست گفتی تمام شد
گاهی انسانی را نابود می کند
خداوند به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم )می فرماید ما به تو شرح صدر دادیم
یعنی درجه تحمل ترا بالا بردیم تا بتوانی بر گفته ها و رفتارهای جاهلانه مردم صبر کنی
اما گاهی سخنان مردم چنان موجب اذیت حضرت می شد که قران کریم بدان اشاره می کند
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ (حجر:۹۷)
ما می دانیم سینه ات از آنچه آنها می گویند تنگ می شود (و تو را سخت ناراحت می کنند).
البته قران کریم راه حل رهایی از اندوه و ناراحتی را رفتن بسوی خداوند متعال می داند
برای دفع این ناراحتی) پروردگارت را تسبیح گو و ستایش نما. و از سجده کنندگان باش.
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ (حجر:۹۸)
بنابراین مراقب گفتارمان باشیم چرا که نه تنها دیگران را اذیت می کند و موحب اندوه دیگران می شود بلکه گاهی یک حرف نامربوط نعمتی را از انسان می گیرد و بلایی را بر سر انسان نازل می کند
همانطور که امیر المومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه اشاره می کند
فَرُبَّ کَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نِقْمَةً.
(حکمت ۳۸۱)
پس حرف بیخود مانند آتش گرفتن چوب کبریت است هم خودش می سوزد و هم دیگران را می سوزاند
@jorenab
«اَلْكَرَمُ أَعْطَفُ مِنَ الرَّحِمِ»
(نهج البلاغه حکمت ۲۴۷)
«کرامت و جوانمردی، از پیوند خویشاوندی نیز عطوفت بیشتری دارد.»
می گویم:
یعنی کرامت اخلاقی گاه انسان را به مهربانی، بخشش و یاری دیگران وا میدارد، حتی بیش از آنچه صرفِ نسبت خانوادگی اقتضا میکند. چه بسیار افرادی که با وجود خویشاوندی، به یکدیگر بیمهری میکنند، اما انسانهای کریم و باایمان، بدون هیچ نسبت نسبی، دستگیر دیگران میشوند.
این معنا با آموزههای قرآن و روایات شیعه هماهنگ است که ملاک برتری را تقوا و مکارم اخلاق میدانند، نه صرف نسبت خانوادگی.
از جمله، خداوند میفرماید:
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» «گرامیترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست.» (حجرات:۱۳)
همچنین درباره نیکی به دیگران میفرماید:
> «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» «همانا خداوند به عدالت و احسان فرمان میدهد.» (نحل: ۹۰)
بنابراین، این حکمت یادآور میشود که رابطه ایمانی و فضیلت اخلاقی میتواند از پیوند خونی نیز اثرگذارتر باشد؛ انسان کریم نه تنها به خویشاوندان، بلکه به همه بندگان خدا با رحمت، احسان و گذشت رفتار میکند، و این همان روح تعالیم قرآن و مکتب اهلبیت علیهمالسلام است.
@jorenab
وَلَوْ كانتِ الدُنيا تَدُومُ لأهلها
لَكانَ رَسولُ الله حيًّا وباقيا
وَلكنّها تُفْنىٰ ويَفْنى نٕعيمُها
وَتَبْقىٰ الْمَعٰاصي وَالذُّنوبُ كما هيا.
اگر دنیا برای اهلش پایدار میماند،
بیگمان پیامبر خدا زنده و جاوید میماند.
اما دنیا فنا میشود و نعمتهایش نیز از بین میروند،
و آنچه باقی میماند، گناهان و نافرمانیهاست، همانگونه که هستند.
@jorenab