- استارفایر از DC
- ایمی از سونیک
- ما فریاد میزدیم: «چراغ! چراغ!»
و ایشان درنمییافتند
سیاهی چشمِشان
سپیدی کدری بود اسفنجوار
شکافته
لایهبر لایهبر
شباهت برده از جسمیّتِ مغزشان
گناهیشان نبود:
از جَنَمی دیگر بودند
💞برای :
https://eitaa.com/joinchat/2503607577Cb0b8cbfe75
- گوون استیسی از مارول
- کلئو از مانسترهای
- دستهی کاغذ
بر میز
در نخستین نگاهِ آفتاب
کتابی مبهم و
سیگاری خاکسترشده کنارِ فنجانِ چای از یادرفته
بحثی ممنوع
در ذهن
💞برای :
https://eitaa.com/xx1781xx
- گامورا از مارول
- رریتی از پونی کوچولو
- نه عادلانه، نه زیبا بود
جهان
پیش از آن که ما به صحنه برآییم
به عدلِ دستنایافته اندیشیدیم
و زیبایی
در وجود آمد
💞برای :
https://eitaa.com/Unread_Poems
- سوپر گرل از DC
- آنه از آمیفیبیا
- بُهتان مگوی
که آفتاب را با ظلمت نبردی در میان است
آفتاب از حضورِ ظلمت دلتنگ نیست
با ظلمت در جنگ نیست
ظلمت را به نبرد آهنگ نیست
چندان که آفتاب تیغ برکشد
او را مجالِ درنگ نیست
همین بس که یاریاش مدهی
سواریاش مدهی
💞برای :
https://eitaa.com/secretlittleroom