#ارسالی_مخاطبین
#خاطره_نویسی (4)
#اربعین۹۹
#دلتنگ_حرم
💠 ساعت 2نیمه شب به وقت عراق وارد کاظمین شدیم همه مواکب مملو از زائر بود جایی برای رفتن نداشتیم، خسته! تشنه! گرسنه!
🔸از خستگی شدید روبه حرم خطاب به آقا موسی بن جعفر گفتم قربانتان شوم جَدّ من(امام سجاد) بارگاه ومنزلی ندارد تا چشم کار میکند خاک است وخاک اما تصدقتان اینها (منظور هم گروهی های مان که فامیل بودند)از ذریه ونوادگان شما هستند پناهشان نمیدهی؟
🔹 ناگهان مردی با صورتی پوشیده جلوی ما آمد گفت جای خوابیدن دارید؟ گفتیم پیدا میکنیم، ان شاءالله.
🔸با چشمانی اشکبار گفت من خادم حرم هستم. ساعتی پیش که به منزل آمدم، از فرط خستگی خوابم برد. در خواب دیدم امام به من فرمودند بلند شو که زائران من خسته اند و بی پناه. از خواب پریدم. با اطمینان به خوابم دنبال زائر میگشم. در آن نیمه شب همه به موکبها رفته بودند و کسی جز شما در آن خیابان نبود...😭😭😭
ما را به خانه اش برد. جالب اینجاست که رختخواب هم برایمان از قبل پهن کرده بود. نزدیک خانه اش که رسیدیم، با همان لهجه شیرین عراقی گفت:
❤️هلا بیکم یا زوار الحسین
📝 خاطره ارسالی از سرکار خانم سعیده سادات سید آتشی
❇️اداره کل امور فرهنگی
@jz_mft
http://sapp.ir/jz_m.f.t
14.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#محتوای_فرهنگی
#اربعین1442
#دلتنگ_حرم
#نماهنگ
🎬 #ببینید
🎤 #حاج_میثم_مطیعی
🍃 چه ساده منو راهی کربلات کردی ...
🏴 جانم حسین...
▪️▪️▪️
❇️اداره کل امور فرهنگی
@jz_mft
https://sapp.ir/jz_m.f.t
#ارسالی_مخاطبین
#خاطره_نویسی (5)
#اربعین۹۹
#دلتنگ_حرم
💠 سال گذشته اولین سالی بود که با زحمت فراوان و اعجاز گونه سفر اربعین نصیب ما شد. خانواده ۵ نفره ما عازم کربلا شد ،دختر ۳ ساله ای داشتم که نظر کرده حضرت رقیه (س)بود و وقتی که نوزادبود بانظر ایشون از مرگ حتمی نجات یافته بود ،این دختر من از اول مسیر در کالسکه بود و یک جایی خسته شدو گفت میخواهم راه بروم ماهم موافقت کردیم
🔹 باورتان نمیشود هنوز ده قدم بیشتر نرفته بود که پایش تاول زد و وقتی من و همسرم این را دیدیم جگرمان به یاد رقیه سه ساله آتش گرفت 😭 و این صحنه تا ساعتها برای ما روضه ی مصور بود ...
🔸باتمام وجود بی بی زینب را درک میکردم فقط فرق من با ایشون در این بود که من گرسنه و تشنه و خسته و مصیب زده نبودم ولی ایشون ...😭😭
🏴فقط زمزمه میکردم امان از دل زینب 😭😭😭
📝خاطره ارسالی از مخاطب بزرگوار کانال، سرکار خانم سعیده ربانی
▪️▪️▪️
❇️اداره کل امور فرهنگی
@jz_mft
https://sapp.ir/jz_m.f.t
معاونت تبلیغ و امور فرهنگی جامعه الزهرا سلام الله علیها
#فراخوان #آموزش_مجازی #سوال_عمومی 🌺 رهبر معظم انقلاب : در باب آموزش مجازی، یک نکتهی دیگر هم وجود
📣📣📣
🔻🔻🔻مخاطبین عزیز!
👈 لطفا با اشتراک راهکار عملی خود در زمینه ⚡️"حفظ امنیت فضای مجازی برای دانش آموزان"⚡️، دوستانمان را در حفظ و حراست از امنیت اخلاقی فرزندانشان که سرمایه های ارزشمند این مرز و بوم هستند، یاری نمایید.
👤ادمین کانال فرهنگی تبلیغی جامعه الزهرا سلام الله علیها بستر مناسبی برای انتقال تجربیات موثر و ابلاغ راهکارهای عملیاتی شما به دیگران، می باشد.
لینک ارتباط با ادمین کانال جهت ارسال تجربیات و راهکار عملیاتی: 👇
@jz_farhangi
💢معاونت فرهنگی تبلیغی حوزههای علمیه خواهران با همکاری اداره کل روابط عمومی برگزار میکند...
💢بررسی جایگاه و نقش زنان در استمرار حماسه عظیم راهپیمایی اربعین حسینی در ویژه برنامه زنده اینترنتی
"مسیر عاشقی"
💢همراه با مسابقه و اهدای جوایز
هر روز یک مسابقه و دو برنده
💢از شنبه ۱۲ مهرماه به مدت ۵ روز
ساعت ۹ تا ۱۰ صبح
💢پخش از live.whc.ir
✅ شنبه دوازده مهرماه - کارشناس خانم دکتر صادقی – موضوع برنامه: تاثیر اربعین در تعالی روحی زنان
✅ یکشنبه سیزده مهرماه - کارشناس خانم دکتر طباطبایی – موضوع برنامه: ضرورت نگرش فرصت محور به حضور زنان در اربعین
✅ دوشنبه - چهارده مهرماه - کارشناس دکتر خانم ظهیری – موضوع برنامه: نقش زنان در جهانی سازی پیام اربعین
✅ سه شنبه - پانزده مهرماه - کارشناس خانم دکتر فخر روحانی – موضوع برنامه: نقش اربعین در سبک زندگی زینبی زنان
✅ چهارشنبه - شانزده مهرماه - کارشناس خانم دکتر علاسوند – موضوع برنامه: تاثیر اربعین در کشف هویت حقیقی زنان
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
#حدیث_اخلاقی
#درس_خارج_رهبری
💠 شرح حدیث اخلاق | باهوشترین مؤمنان چه کسانی هستند؟
🌺 فی الکافی سُئِلَ النّبی صلیاللهعلیهوآله اَیُّ المؤمنینَ اَکْیَس؟
🍃 چه کسی کَیّستر و زرنگتر و باهوشتر است از میان مؤمنان؟
فَقال اَکثَرُهُم ذکراً لِلمُوت و اَشدُّهُم لَه استعداداً
💫 زيركترين مؤمنان كسى است كه مرگ را بيشتر ياد كند و براى آن آمادهتر باشد.
📚 الشافی، صفحهی ۸۷۷
❇️اداره کل امور فرهنگی
@jz_mft
https://sapp.ir/jz_m.f.t
#اطلاع_نگاشت
#فراخوان
🔰 خاطره نویسی کوتاه از اربعین سالهای گذشته...
قدم قدم غم تو زنده میکند دل را
خدا زیاد کند این غم فراوان را
چه جذبه ایست در آغوش تو که اینگونه
کشاندهای به تماشا جهان حیران را ...
🌐 خاطرات کوتاه سفر اربعین خود را به اشتراک می گذارم تا رایحه شمیم خوشبوی اربعین حسینی در بین خوانندگان پراکنده شده و همایش عظیم اربعین حسینی، امسال با شور بیشتری در دلهای ما تحول ایجاد نماید. باشد که انتشار خاطرات من، سر بر آستان شکر الهی از موهبت زیارت اربعین با پای پیاده ،قلمداد شود و با این شکر گزاری، مهر تایید زیارت سالِ آینده خود را از حضرتش، دریافت کنم...
✅ فراخوان خاطره نویسی کوتاه از سفر پیاده روی اربعین در سالهای گذشته
🛑شرایط خاطرات ارسالی:
1- کوتاه (در حد سه الی 4 سطر)
2- تعداد خاطرات ارسالی نامحدود
3- ارسال خاطرات به صورت تایپ شده
⚡️توجه !! تمامی خاطرات شما بزرگواران، در کانال معاونت فرهنگی تبلیغی جامعه الزهرا سلام الله علیها، بازنشر داده می شود.
❇️اداره کل امور فرهنگی
@jz_mft
https://sapp.ir/jz_m.f.t
#ارسالی_مخاطبین
#خاطره_نویسی (6)
#اربعین۹۹
#دلتنگ_حرم
💠 سال97 اولین بار بود که عازم سفر معنوی پیاده روی به سمت کربلا می شدم. و اتفاقا اولین سفر کربلای مشترکمان با همسرم بود که تازه عروسی کرده بودیم.
🔹به همراه برادر و همسرم، راهی این سفر پر رمز و راز شدیم.
🔸نزدیکی مهران بودیم و خوشحال از این که به دریای مواج زائران اباعبدالله می پیوندیم که برادرم دچار حمله خفیف قلبی شدن و مجبور بودن برگردن تهران.
از طرفی نمی شد ایشان را تنها راهی کنیم از طرف دیگر اولین سفر مشترکمان بود و می خواستیم خاطره خوشی از آن داشته باشیم. همسرم تصمیم گرفتن با همان ماشین که آمده بودیم، برادرم را به تهران برسانند و قرار شد من به همراه کاروان از مرز رد شوم و تا کاظمین بروم و ایشان خودشان را با هواپیما به ما برسانند.
🔹طی مسیر از مرز تا کاظمین، در حالیکه شب بود و ترس و استرس زیادی داشتم خیلی برایم سخت بود و بالاخره بعد از مسافت زیادی به بارگاه شریف امام کاظم و امام جواد علیهما السلام رسیدم. آن شب غمگین و افسرده از اینکه چه زود تنها شده بودم در میان کاروان و در کنار حرم امام موسی کاظم علیه السلام خوابیدم.
و منتظر بودم که همسرم خودشان را به ما برسانند.
🔸این انتظار و تنهایی تا عصر فردا ادامه داشت. حس غربت در سفر حس خیلی سختی بود که بیش از 12 ساعت تحمل کردم. و به یاد غریبی و بی همراهی اسرای کربلا افتادم و اشک ریختم...😭
🔹تا بالاخره دیدم همسرم خسته و پریشان از سفر طولانی خود، ولی شاد و امیدوار با کوله پشتی کنارم ایستاده.با دیدن همسرم و خبر از حال مساعد برادرم، دوباره خوشحال شدم. وقتی همسرم به من رسید و خیالش راحت شد که من اوضاع خوبی دارم، دیدیم کفشهایشان لنگه به لنگه است.😮 یک پا کتونی و یک پای دیگر کفش مجلسی! که از عجله ای که برگردند کاظمین و من تنها نباشم، اینطور شده بود.🙂
🔸پس از استراحتی کوتاه اولین سفر مشترکمان را با پیاده روی به سمت کربلای حسینی آغاز کردیم...🏴🏴🏴
📝خاطره و تصویر ارسالی یکی از مخاطبین کانال فرهنگی تبلیغی
#ارسالی_مخاطبین
#خاطره_نویسی (7)
#اربعین۹۹
#دلتنگ_حرم
💠 در مسیر راهپیمایی، صدای نفس کشیدن تندی را از پشت سرم شنیدم، به عقب برگشتم جوانی را دیدم که صورتش از عرق خیس خیس شده بود، نفس نفس می زد، چهره ای نورانی و شمایل ساده و روستایی داشت.
🔹 مادرش را کول کرده بود. بی اختیار از دیدن این صحنه گریه ام گرفت و سلام کردم. هردو پاسخم را دادند، رو به مادر پیر کردم و گفتم مادر جان التمای دعای مخصوص دارم خیلی گرفتارم. نگاه قشنگی به پسرش کرد و گفت از او التماس دعا داشته باش. پسرش سر را پایین انداخت و گفت من بنده بی آبروی خدایم.
🔸 مادر با صدای لرزان و سرشار از محبت گفت، پسرم نذر کرده مرا به پیاده روی اربعین بیاورد. چون سالهاست آرزوی این سفر را داشتم. پای رفتن ندارم. پسرم پاهای من شده...😭
📝خاطره ارسالی یکی از مخاطبین کانال فرهنگی تبلیغی
dcc_641fef90d4330ee81ca412f2aba40fe3.mp3
14.01M
#محتوای_فرهنگی
#اربعین1442
#دلتنگ_حرم
#نماهنگ
🎬 #ببینید
🎼حضرت عشق
👤بانوای:کربلایی حسین طاهری
▪️▪️▪️
❇️اداره کل امور فرهنگی
@jz_mft
https://sapp.ir/jz_m.f.t