#همسرانه
💕 از دستش خیلی ناراحت بودم. منتظر نشسته بودم تا برگردد. کلی حرف آماده کرده بودم، اما وقتی دیدمش زبانم بند آمد.
💕مجید آمد و کنارم نشست و گفت: «میدونم ناراحتی. مسجد بودم. زیارت عاشورا خوندم و در سجدهی آخرش، از خدا خواستم بخاطر اینکه با خانمم بد حرف زدم منو ببخشه!»
شهید مجید کاشفی
#سیره_شهدا
❇️ #اداره_خانواده
┄┄┅═✧❁✧═┅┄┄
🆔 @jz_mft