بسم الله
غروب بود که رسیدم گروه را باز کنم. پیام آمده بود:" امروز صبح دخترم را گذاشتم پیش مادرم و به مراسم ختم مادر دوستم نرفتم. حتی کلاسهایی که تو مدرسه نرگس برایم ترتیب داده بودند را کنسل کردم. چون قرار بود با مادرها جلسه داشته باشم. از هشتاد دعوت نامه که فرستاده بودم فقط یک مادر آمده بود."
آن یک مادر من بودم.
صبح خودم را ملزم کردم با اینکه باید بروم تو نشست روانشناسی مدرسهی این یکی دختر شرکت کنم؛ هر طور شده اول بروم جلسهی هم اندیشی مدرسهی آن یکی دختر.
خوب که رفتم. مدیون نوزادش که روی زمین سرد نمازخانه خوابانده بود؛ نشدم. الان که از همه گله کرده یکی یکی آمدهاند و عذرخواهی میکنند. لا اقل میتوانستی زودتر بگویی مادرم بیمار است. از صبح زود معطل من و شما نمیشدند و به هزار کار مهم دیگرشان میرسیدند.
همین طوری آدم به گردنش حقوق دیگران میافتد.
حق الناس کلاس درسی که با سوالات بیجا به سرانجام نرسیده.
حق الناس مادری که بچهی کوچکش را زابراه کرده تا به جلسه برسد.
حق الناس 500 تومان هزینهی تاکسی که نداری اضافهتر بدهی.
حق الناس هزار کار که نکردی و به خاطرش دیگران را به عذاب انداختی!
کاش ما هم اندازهی ضد انقلاب برای پیشبرد اهداف دینی خودمان وقت میگذاشتیم و تلاش میکردیم.
🌸🌿
بسم الله
مدت زيادي بود كه وبلاگ و كانال را راه انداخته بوديم اما هر كار ميكرديم اعضای کانال بالا نمیرفت تا اینکه یک روز خدا کمک کرد و نگاه شهید آنیلی افتاد به گروه ما و کارمان گرفت.
چند وقتی بود به کانال رهیافته درخواست تبلیغ داده بودم. گفته بودند اول باید محتوا را تیم ما تایید کند بعد!
درست همان روزی که رفتیم تو کانال رهیافته فاطمه شاهکار خودش را نوشت و منتشر کردیم. واحدهای پاس نکرده!
گوشی فاطمه نمیدانم مارکش چی بود اما فارسی سازش درست کار نمیکرد. همه علامت سوالهای متن را برعکس زده بود.
تبلیغ که شروع شد مطلب فاطمه توی یک ساعت 65 هزار بازدید خورد. همان موقع بود که یکی به خودش جرات داد مطلب فاطمه را دزدید و بدون نام منتشر کرد.
مطلب دزدی شده این بار 70 هزار بار بازدید خورد. در حالی که کانال خود ما که برایش خون دل خورده بودیم تنها توانسته بود هزار نفر عضو بگیرد.
دزدی اول باعث شد همه این کار را تکرار کنند. کم کم مطلب به اسم این و آن منتشر میشد اما کار خدا هیچ کس وقت نمیگذاشت تا علامت سوالها را تصحیح کند.
خیلی تلاش کردیم که هرکسی این مطلب ما را دزدیده بود قانع کنیم که باید آی دی ما را ثبت کنی. ما برای این مطلب و این وبلاگ و این کانال واقعا خیلی زحمت کشیدیم. این مطلب تحت عنوان یک مسابقه منتشر شده. حق نویسنده و اعضای گروه پایمال میشود. اما کسی گوشش بدهکار نبود.
مطلب واحدهای پاس نکرده هنوزم دست به دست میشود اما کانال و وبلاگ منتشر کننده این مطلب از بین رفت به خاطر اینکه مورد حمایت قرار نگرفت.
من هر بار که برای بار میلیونیوم مطلب فاطمه را تو کانالها و پیج ها میبینم با خودم میگویم این حق الناس هست. دزدی واقعی است. روز قیامت باید پاسخگو باشی حتی اگر نویسنده از سر ناچاری بگوید وقف در گردش است.
#دلتنگی_طوری
🌸🌿
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#معرفی_فیلم
#پادشاه_سرزمین
مجموعه پادشاه سرزمین داستان زندگی سارانگ است که از کودکی دوست داشته کارمند هتل پادشاه باشد تا لحظات خوشی را برای میهمانان آن رقم بزند.
سارانگ دختری سرزنده و شاداب است و همیشه لبخند بر روی لب دارد. از هیچ کمکی به مسافران دریغ نمیکند. با اینکه خیلی سخت تلاش میکند اما منفور رئیسهای خودش هست.
نقش مقابل پسر پولداریست که نوهی صاحب هتل هست. گو وون پسر جوان تحصیل کردهی از خارج برگشته به خاطر یک اضطراب که از کودکی همراه اوست دوست ندارد لبخند دیگران را ببیند. برای همین خودش هم اصلا لبخند نمیزند. از نظر او لبخند آدمها یک دروغ بزرگ است.
دختر خندان با پسر عصبی رو به رو شود چه میشود؟
داستان سریال سرزمین پادشاه حول محور آشنایی گو وون و سارانگ است و فراز و نشیبی که آن دو طی میکنند تا با هم ازدواج کنند.
🌸🌿
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سرزمین_پادشاه
موضوع اصلی این سریال پیرامون صداقت است. صداقتی که باعث میشود گو وون به زندگی عادی برگردد.
همچنین تلاشهای بی وقفه سارانگ یکی از مهم ترین نکتهها در طول این قصه است. او هیچ وقت از ادامه دادن به راه پیشرفت خودش نا امید نمیشود.
سارانگ به معنی عشق زیباترین نامی است که میتوانست شخصیت اصلی این داستان داشته باشد.
🌸🌿
دوستان سلام😍
شبتون بخیر.
متاسفم برای چند وقتی که نبودم. داشتم مسافر راهی سرزمین وحی میکردم. ان شاء الله قسمت من و شمام بشه 😍
امشب اومدم درباره سریال سرزمین پادشاه باهاتون صحبت کنم. 🙂
سریالی که با وجود داستان جدیدش پر از کلیشه بود. خیلی تلاش شده بود که یک فانتزی عالی را برای بچه پولدارها رقم بزنه اما به شدت مصنوعی از آب درامده بود.
ماجرای پسر پولداری که برای کارهای ساده خودش از هلی کوپتر استفاده میکند اما بعد معلوم میشود بلند شدن هلی کوپتر برای شرکت هزینه های سنگینی در بر دارد. 😐
پسر خارج رفتهای که با شاهزادههای عرب دوست است و یکی از آنها را به هتلش دعوت میکند تا حسابی جیبش را خالی کند.
پسری که اصلا بلد نیست دل عشقش را بدست بیاورد بعد یکهو آدم میشود و عشقولانه از خودش در میکند.
داستان پردازی خوب بود اگر کلیشه هایی مثل پسر پولدار عاشق دختر بد بخت شد را پیاده نمیکردند. 🤦🏼♀️
دست آخر هم جشن باشکوه خواستگاری را مثل همه سریالهای از این دست به خاطر اینکه جلوی پیشرفت عشقش را نگیرد کنسل کرد.😐
کم کم چنته نویسندههای خلاق هم خالی میشود! بله
اما در کل اگر دوستدار سریالهای خانوادگی عشقولانه هستید این سریال جالب بود. مثل همیشه نسخه پالایش شده رو میتونید خانوادگی تماشا کنید. 😎
🌸🌿
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#افسانه_دریای_آبی
پری دریایی که از زندگی آدمها چیزی بلد نیست برای اینکه بتواند با جونجه زندگی کند تصمیم میگیرد پای سریالهای کرهای بنشیند. او بعد از این تلاش میکند هرچیز را که یاد گرفته امتحان کند. 🥴
پری دریایی نماد انسانهای پاک سرشتی است که سادگی آنها باعث صدمه دیدن آنهاست. اما پری دریایی به مرور مفاهیم دنیای انسانها را درک میکند.😰
ابزارهای آشنایی پری دریایی با دنیای جدیدی که با آن مواجه شده دوستان جدیدش و تلویزون هست. 😱😱
اما وقتی بچه پای سریال نشست و کسی نبود برایش از ضرر و زیان سریال بگوید؛ اتفاقات بدی رخ خواهد داد.🤭🤐
#تربیت_رسانه_ای
نکته اخلاقی:
بچه رو با سریالهای بزرگسالان تنها رها نکنید. هرچی ببینه یاد میگیره!🤦🏼♀️
این طوری نیست که سریالها هیچ تاثیری روی مخاطب نداشته باشند. ضمیر ناخودآگاه انسان همه چیز را یادداشت میکنه.
🌸🌿
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#معرفی_فیلم
#رویای_یک_افسانه_عجیب
#رویای_سیندرلای_لعنتی
داستان زندگی دختری به نام شین جه ریم که بعد از مرگ پدرش با نامادری و دخترش زندگی میکند. 🤧
پدر جه ریم موقع مرگ یک اطلاعیه برای دخترش به جا گذاشت و از او خواست تا مانند سیندرلا به دنبال آینده درخشان خودش برود.😎
مون چا مین پسر مغرور یک خانواده ثروتمند و مدیر عامل یک شرکت برپا کننده مراسم است. 🤯
او به خاطر ضربه روحی که از ماجرای طلاق مادرش در کودکی خورده از زنان دوری میکند. ❌
برای همین یک چتر همیشه همراه اوست که به او کمک میکند تا اعتماد به نفس خودش را حفظ کند.
جه ریم بعد از دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی در نهایت تصمیم میگیرد به رویای پدرش جامه عمل بپوشاند و در شرکت مون چا مشغول به کار میشود. 😍
اما پسر مغرور صاحب رستوران به این راحتیها دم به تله نمیدهد. 😜
🌸🌿
#رویای_سیندرلای_لعنتی
#افسانه_یک_رویای_عجیب
موضوع این سریال اعتماد به هم و اجازه جبران دادن برای اشتباهات گذشته است. 🤧
بعد از اینکه پرده از رازهای روزگاران گذشته برداشته میشود زندگی رنگ و روی تازهای به خودش میگیرد.🥺
موضوع دوم عدم اعتماد به نفس به خاطر یک گذشته دردناک هست که دستمایه ساخت این سریال جالب بوده است. کلیشهای که تقریبا نصف سریالهای کرهای بهش میپردازند. 🙃
نسخه پالایش شده این سریال رو با بازی پیو یه جین و لی جون یونگ میتونید از شبکه خانگی تماشا کنید. سریال کوتاه و ده قسمتی که میزان کلیشههای عاشقانهش کمتر از بقیه سریالهاست 😀
🌸🌿