اعراف . 180
وَلِلَّهِ الْأَسْمَآءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى أَسْمَئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَاكَانُواْ يَعْمَلُونَ
و نیكوترین نام ها براى خداوند است، پس خداوند را با آنها بخوانید. و كسانى را كه در اسم هاى خدا به كژى و مجادله میل دارند (و به جنگ و ستیزه مى پردازند و صفات خدا را بر غیر او مى نهند) رهاكنید. آنان به زودى به كیفر آنچه مى كردند، خواهند رسید.
👇 خلاصه از تفسیر نور:
گرچه همه ى نام ها و صفات الهى نیكوست و خداوند همه ى كمالات را دارد كه قابل احصا و شماره نیست، امّا در روایات، بر 99 اسم تكیه شده، كه در كتب اهل سنّت مانند صحیح مسلم، بخارى، ترمذى نیز آمده است. و هر كس خدا را با آنها بخواند، دعایش مستجاب مى شود.
در قرآن، اسامى خدا تا 145 نام آمده و عدد 99 در روایات، یا براى این است كه برخى نام ها قابل ادغام و تطبیق بر بعض دیگر است، یا مراد این است كه این نام ها در قرآن نیز هست، نه اینكه فقط این تعداد باشد. در بعضى آیات، مضمون این نام ها وجود دارد. مثلاً «صادق»، به عنوان نام خدا در قرآن نیست، ولى آیه ى «و من أصدق من اللّه قیلاً» یعنى چه كسى راستگوتر از خداست؟ آمده است. در برخى روایات و دعاها مانند دعاى جوشن كبیر، نام هاى دیگرى هم براى خدا بیان شده است، البتّه بعضى از اسماى حسناى الهى، آثار و بركات و امتیازات خاصّى دارد. فخررازى مى گوید: همه ى صفات خداوند، به دو چیز بر مى گردد: بى نیازى او و نیاز دیگران به او.
امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند، اسماى حسنى ماییم. یعنى صفات الهى در ما منعكس شده است و ما راه شناخت واقعى خداییم. طبق این احادیث، جمله ى «ذروا الّذین یلحدون»، به ما مى گوید كه به ملحدین فضائل اهل بیت علیهم السلام تكیه و اعتنا نكنید.
در روایت دیگرى امام رضا علیه السلام فرمودند: ما اهل بیت علیهم السلام اسماى حسناى خدا هستیم كه عمل هیچ كس بدون معرفت ما قبول نمى شود. «نحن واللّه الاسماء الحسنى الّذى لایقبل اللّه من احد عملاً الاّ بمعرفتنا»
عبارت «الاسماء الحسنى»، چهار بار در قرآن آمده است. اسماى حُسنى سه مصداق دارد: صفات الهى، نام هاى الهى و اولیاى الهى.
امام رضا علیه السلام فرمود: هرگاه به شما مشكلات و سختى روى آورد، به وسیله ى ما از خداوند كمك بخواهید و سپس فرمود: «وللّه الاسماء الحسنى فادعوه بها»
طبق روایات، هر كه اسم اعظم خداوند را بداند، دعایش مستجاب است و مى تواند در طبیعت، تصرّف كند. چنانكه بلعم باعورا (كه در آیه 175 از او یاد شد) اسم اعظم الهى را مى دانسته است.
امّا اینكه اسم اعظم چیست؟ بعضى گفته اند: یكى از نام هاى الهى است كه بر ما پوشیده است. بعضى گویند: اسم اعظم، در حقیقت لفظ و نام نیست، بلكه كمال و صفتى از خداوند است كه هر كس بتواند پرتوى از آن را در وجود خویش پدید آورد، قدرت روحى او به حدّى مى رسد كه مى تواند در طبیعت تصرّف كند، وگرنه چنان نیست كه یك فرد، با فراگرفتن لفظ و گفتن كلمه اى بتواند مستجاب الدّعوه شود و مثلا در جهان اثر بگذارد.
امام رضا علیه السلام فرمود: «انّ الخالق لا یوصف الاّ بما وصف به نفسه» آفریدگار، جز به آنچه خود توصیف كرده، وصف نمى شود. یعنى نمى توان از پیش خود بر خدا نام نهاد. مثلاً او را عفیف و شجاع و امثال آن نامید.
اسم، نمایانگر مسمّى است، ذات خداوند مقدّس است، نام او هم باید مقدّس باشد. بنابراین هم ذات خدا را باید منزّه شمرد، «سبحانه عمّا یشركون» و هم نام او را تنزیه كرد. «سبّح اسم ربّك الاعلى» لذا قرار دادنِ نام دیگران در ردیف نام خدا جایز نیست و نمى توان گفت: به نام خدا و خلق.
شهید مطهرى مى گوید: نام هاى خداوند جنبه علامت ندارند، بلكه نمایان گر صفت و حقیقتى از حقایق ذات مقدّس او مى باشند
امام صادق علیه السلام ذیل این آیه فرمود: غیر خدا را با اسم هاى الهى نام ننهید و آنگاه به مناسبت جمله «یلحدون فى اسمائه» فرمود: «یضعونها فى غیر مواضعها» آنان نام هاى الهى را در غیر مورد آن بكار مى برند و با این كار، مشرك مى شوند و به همین دلیل خداوند فرمود: و ما یؤمن اكثرهم باللّه و هم مشركون» ایمان اكثر مردم با شرك همراه است.
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم
@khatm_tafsir
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 180 وَلِلَّهِ الْأَسْمَآءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى
👇 نکتهیابی در مورد این آیه از تفسیر نور:
1- كلمه ى «اللّه»، محور همه ى اسماى الهى است. «وللّه الاسماء الحسنى» (كلمه ى «اللّه»، دربردارنده ى تمام صفات الهى است)
2- تمام خصال نیكو، براى خداست، دیگران براى رسیدن به «حُسنى» باید سراغ او بروند. «للّه الاسماء الحسنى»
3- دعوت و دعا باید به زیبایى ها و خوبى ها باشد. «الحسنى فادعوه بها»
4- اسماى الهى نشانه هاى اوست، مى توان از نشانه به او رسید. «للّه الاسماء الحسنى فادعوه بها»
5 - ایمان به اینكه خداوند تمام كمالات را دارد و از همه ى عیب ها دور است، انسان را به دعا و ستایش وامى دارد. «فادعوه بها»
6- داروى غفلت، یاد خداست. در آیه ى قبل خواندیم: «هم الغافلون» در این آیه مى خوانیم: «فادعوه بها»
7- اسلام، به نام نیكو و دورى از انحراف در نام گذارى توجّه دارد. «الاسماء الحسنى... یلحدون فى أسمائه»
8 - نسبت به ملحدان و منحرفان، عكس العمل نشان دهیم. «ذروا الّذین یلحدون»
9- راه حقّ، فطرى است و انحراف از آن، بر خلاف مسیر فطرت است. (یاد خداوند به وصفى كه سزاوار او نیست، انحراف و خارج شدن از حقّ و اعتدال است.) «الّذین یُلحِدون» («الحاد»، به معناى انحراف است)
10- هم نام و صفات خدا را به دیگرى نسبت دادن الحاد است، هم نام دیگران را به خدا نسبت دادن. «یُلحدون فى أسمائه»
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 180 وَلِلَّهِ الْأَسْمَآءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى
😍 نخستین بار بود که بعد از سالها، تعریف دقیق «اسم اعظم» خداوند متعال را دریافت کردم
واقعا این بخش از تفسیر پاسخ بنده را در مورد اسم اعظم خداوند، داد بهم
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 180 وَلِلَّهِ الْأَسْمَآءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِى
اعراف . 181
وَمِمَّنْ خَلَقْنَآ أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ
و از كسانى كه آفریده ایم، گروهى (دیگران را) به حقّ هدایت مى كنند و به آن حكم مى كنند.
👇 خلاصه از «کتاب تفسیر نور»:
در روایات آمده است مراد از این آیه اهل بیت پیامبر علیهم السلام و شیعیان آنان مى باشند.
در روایت دیگرى پیامبر صلى الله علیه وآله فرمودند: مراد گروهى از امّت من هستند كه تمام احكام، دستورات، عطاها و دادوستدهاى آنان برپایه ى حقّ استوار باشد.
حضرت على علیه السلام ضمن اشاره به گروه هاى مختلفى كه در امّت اسلامى پیدا خواهند شد، فرمودند: تنها گروهى كه اهل نجاتند، شیعیان اهل بیت علیهم السلام مى باشند.
👇 نکتهیابی در مورد این آیه از «کتاب تفسیر نور»:
1- همه ى مردم، زمینه ى پذیرش هدایت و عدالت را در خود بارور نكرده اند، بلكه تنها گروهى چنین مى باشند. «و ممّن خلقنا امّة»
2- هدایت گرى با روشها و وسائل باطل و یا به سوى باطل، ممنوع است. «یهدون بالحقّ»
3- هدایت، حكومت و قضاوت، باید در مسیر «حقّ» باشد. «یهدون بالحقّ و به یعدلون»
4- كسانى ارزش بیشترى دارند كه علاوه بر هدایت پذیرى، در فكر ایجاد نظام حقّ نیز باشند. آرى، تنها شناخت و عمل شخصى كافى نیست، نشر حقّ نیز مهم است. («به یعدلون»، یعنى «به یحكمون»).
5 - جامعه به گروهى هدایتگر و داورِ به حقّ، نیازمند است. (كلّ آیه)
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم
@khatm_tafsir
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 181 وَمِمَّنْ خَلَقْنَآ أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ و از كسانى كه
اعراف . 182 و 183
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
وَ أُمْلِى لَهُمْ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ
و كسانى كه آیات ما را تكذیب كردند، به تدریج، آنان را از جایى كه ندانند، گرفتار خواهیم كرد.
و به آنان مهلت مى دهم (تا پیمانه پر شود،) همانا تدبیر من محكم و استوار است (و هیچ كس را قدرت فرار از آن نیست).
👇 خلاصه از «کتاب تفسیر نور»:
«استدراج» كه یكى از سنّت هاى الهى نسبت به مكذّبین و مُترفین است، از «درجة» به معناى درهم پیچیدن تدریجى است. این سنّت در آیه 44 سوره ى قلم هم آمده است. حضرت على علیه السلام فرمود: آنان كه در رفاه و آسایش زندگى مى كنند، به فكر خطر استدراج باشند، مبادا نعمت ها وسیله ى خواب و غفلت آنان شود. همچنین فرمودند: كسى كه در مواهب و امكانات بسیار زندگى كند و آن را مجازات استدراجى نداند، از نشانه هاى خطر غافل مانده است. آرى، خداوند مهلت مى دهد، امّا اهمال نمى كند. چنانكه بزرگان گفته اند: «انّ اللّه یمهل و لایهمل»
حضرت على علیه السلام فرمود: هنگامى كه خداوند اراده خیرى براى بنده اى نماید، به هنگام انجام گناه او را گوشمالى مى دهد تا توبه نماید، ولى هنگامى كه بر اثر اعمالش، بدى و شرى مقدّر شود، هنگام گناه نعمتى به او مى بخشد تا توبه و استغفار را فراموش كند و به گناه ادامه دهد كه در واقع نوعى عذاب مخفیانه و به تدریج است. چنانكه خداوند مى فرماید: «سنستدرجهم من حیث لایعلمون». كید الهى و مهلت و طول عمر دادن به عنوان «استدراج»، بارها در آیات قرآن آمده است، مثل این آیات: «لا تحسبنّ الّذین كفروا انّما نُملى لهم خیرٌ لانفسهم انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً» كفّار گمان نكنند كه مهلتى كه به آنان مى دهیم، خیر آنهاست بلكه ما از این جهت به آنان مهلت مى دهیم تا بر گناهانشان بیافزایند، «فذرهم فى غمرتهم حتّى حین»، پس ایشان را در غفلتشان واگذار. و نیز آیات: 196 سوره ى آل عمران، 44 سوره ى انعام، 55 سوره ى توبه و 55 و 56 سوره ى مؤمنون.
گاهى نعمت هاى الهى، پرده پوشى هاى خداوند و ستایش هاى مردمى، همه و همه، از وسائل غرور و سرگرمى و به نحوى استدراج است.
حضرت على علیه السلام فرمود: تحریف گران توجیه كار كه هر روز مطیع طاغوتى هستند، مشمول قانون استدراج مى باشند.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند، دوستان خود را با تلخى ها هشدار مى دهد و نااهلان را در رفاه، رها مى كند.
👇 نکتهیابی در مورد این آیه از «کتاب تفسیر نور»:
1- تكذیب آیات روشن الهى، به سقوط تدریجى وهلاكت مخفى مى انجامد. «و الّذین كذّبوا بآیاتنا سنسستدرجهم من حیث لا یعلمون» (چوب خدا، صدا ندارد)
2- مهلت دادن به مردم، از سنّت هاى خداست، تا هر كس در راهى كه برگزیده، به نتیجه برسد و درها به روى همه باز باشد، هم فرصت طغیان داشته باشند، هم مجال توبه و جبران. «سنستدرجهم»
3- غالباً سقوط انسان، پلّه پله و آرام آرام است. «سنستدرجهم من حیث لا یعلمون»
4- عمر و زندگى، به دست خداست و گنهكار را از قدرت خدا گریزى نیست. «و اُملى لهم»
5 - خداوند فرصت توبه و جبران را به كافران مى دهد، ولى آنان لایق نیستند. «و اُملى لهم»
6- همیشه نعمت ها نشانه ى لطف خدا نیست، گاهى زمینه اى براى قهر ناگهانى خداوند است. «اُملى - كیدى»
7- مرفّهان غافل، با تدبیر خدا طرفند. «اُملى لهم انّ كیدى» (همان گونه كه كید، عملى پنهانى است، استدراج نیز عذابى مخفیانه مى باشد)
8 - خطر غرور و غفلت تا حدّى است كه خداوند با سه تعبیر پیاپى آن را مطرح كرده است. «سنستدرجهم - اُملى لهم - كیدى»
9- طرح و تدبیر الهى، شكست ناپذیر است. «انّ كیدى متین»
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم
@khatm_tafsir
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 182 و 183 وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
تفسیر این سوره را که خوندم، مو به تنم سیخ شد...
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 182 و 183 وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِايَتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
اعراف . 184
أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
آیا آنان فكر نكردند كه هم نشین آنان (پیامبر اسلام،) هیچ گونه جنون ندارد؟ او جز هشداردهنده اى آشكار نیست.
👇 خلاصه از «کتاب تفسیر نور»:
«جِنّة»، به معناى جنون و در اصل به معناى پوشش است، گویا هنگام جنون، پوششى روى عقل قرار مى گیرد.
هنوز پیامبر به مدینه هجرت نكرده بود كه شبى بر كوه صفا تا پاسى از شب، مردم را به خدا دعوت كرده و از مجازات هاى الهى بیم و اندرز مى داد. مشركان گفتند: رفیق ما دیوانه شده است كه چنین سخنانى بر زبانش جارى مى شود. آیات فوق نازل شد.
آنان به كسى تهمت جنون مى زدند كه قبل از رسالت، او را محمّد امین نام نهاده بودند.
👇 نکتهیابی در مورد این آیه از «کتاب تفسیر نور»:
1- تهمت و جسارت، شیوه و عمل اهل فكر و اندیشه نیست. «أولم یتفكّروا»
2- پیامبر، مصاحب و هم صحبت مردم است. اگر دیوانه بود، چرا قبلاً نگفتند و چرا سالها با او هم صحبت شدند؟ «صاحبهم»
3- در نظام فاسد، به حقّ گویان نسبت جنون مى دهند. «من جِنّة»
4- پیامبران، از سوى مخالفان گرفتار تهمت سحر یا جنون بوده اند.«من جِنّة» چنانكه در آیه اى دیگر مى خوانیم: «كذلك ما أتى الّذین من قبلهم من رسول الاّ قالوا ساحر أو مجنون»
5 - در شیوه ى تبلیغ و تربیت و مخاطب شناسى، براى تربیت غافلان باید بیشتر نذیر بود، نه بشیر. «ان هو الاّ نذیر»
6- براى مردم مغرور و خواب آلود، باید صریح و آشكار حرف بزنیم. «مبین»
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم
@khatm_tafsir
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 184 أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
اعراف . 185
أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِى مَلَكُوتِ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَيءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَىِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
آیا در ملكوتِ آسمان ها و زمین و هرچه خدا آفریده، به دقّت نمى نگرند (تا بدانند آفرینش همه ى آنها هدفدار است، نه بیهوده) و اینكه شاید زمان (مرگ) آنان نزدیك شده باشد؟ پس بعد از این (آیات روشن)، به كدام سخن ایمان خواهند آورد؟
👇 خلاصه از «کتاب تفسیر نور»:
«ملكوت» از «مُلك»، به معناى حكومت و مالكیّت است. اینجا به حكومت مطلقه ى خداوند بر هستى اطلاق شده است.
👇 نکتهیابی در مورد این آیه از «کتاب تفسیر نور»:
1- نگاه اندیشمندانه، عمیق و متفكّرانه، ثمربخش و كارگشا مى باشد. (توجّه و اندیشه درباره ى باطن هستى و شیوه ى ارتباط آن با آفریدگار، آدمى را به خداوند مرتبط مى سازد، چنانكه توحید و نبوّت را باید با عقل و فكر فهمید، نه از روى تقلید). «أولم یتفكّروا، أولم ینظروا»
2- توحید، سرچشمه و پشتوانه ى نبوّت است و دقّت در ملكوت هستى، روشن مى كند كه این نظام رها شده نیست. «أولم ینظروا ... فباىّ حدیث»
3- بیشتر بدبختى ها به خاطر غفلت از یاد مرگ است. «عسى ان یكون قداقترب أجلهم» (یاد مرگ، در كاستن از لجاجت، مؤثّر است و مردم را به استفاده از فرصت و به ایمان آوردن پیش از فرا رسیدن مرگ، فرا مى خواند)
4- آفرینش هیچ ذرّه اى، بى هدف نیست. «من شى ء»
5 - قرآن و آیات الهى، بهترین كتاب و سخن است و هیچ عذرى براى نپذیرفتن آنها نیست. «فبأىّ حدیث بعده»
6- كسى كه به قرآن و معارف آن ایمان نیاورد، دیگر به هیچ سخن هدایت بخشى ایمان نمى آورد. «فبأىّ حدیث بعده یؤمنون»
7- دقّت در نظام تكوین، سبب ایمان آوردن به نظام تشریع است. «أولم ینظروا... بعده یؤمنون»
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم
@khatm_tafsir
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 185 أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِى مَلَكُوتِ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَي
اعراف . 186
مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَنِهِمْ يَعْمَهُونَ
هركه را خداوند (به خاطر فسق و اعمالش) گمراه كند، براى او هیچ هدایتگرى نیست، و آنان را در سركشى و طغیانشان رها مى كند تا سرگردان شوند.
👇 نکتهیابی در مورد این آیه از «کتاب تفسیر نور»:
1- سزاى كسانى كه به هشدارهاى انبیا گوش نمى دهند و به گفته هاى آنان نمى اندیشند، این است كه گرفتار قهر الهى شده و به حال خود رها شوند. «فبأىّ حدیث بعده یؤمنون... و یذرهم»
2- اضلال، كار خداست ولى زمینه ساز آن، نیّت و عمل خود انسان است كه سبب مى شود قلب او زنگ بگیرد و هدایت الهى را نپذیرد. «یضلل اللّه» آیات دیگرى نیز این حقیقت را بیان مى كند، از جمله: «وما یُضلّ به الاّ الفاسقین» و «بل ران على قلوبهم ماكانوا یكسبون»
3- طغیان و سركشى مردم اجبارى نیست و گمراهى انسان ها، نتیجه ى انتخاب خود آنان است. «طغیانهم» (انسان، از ابتدا بد آفریده نشده است)
4- طاغوت ها، سرگردانند. «فى طغیانهم یعمهون»
5 - اگر هدایت الهى نباشد، گمراهى و سرگردانى انسان مستمرّ و ادامه دار است. «یعمهون»
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم
@khatm_tafsir
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 186 مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَنِهِمْ يَعْمَهُونَ هرك
اعراف . 187
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى لَايُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَآ إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِى السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأَتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِىٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَ لَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
از تو درباره ى قیامت مى پرسند كه چه وقت به پا مى شود؟ بگو: علم آن تنها نزد پروردگار من است، جز او كسى نمى تواند زمان آن را آشكار سازد. (فرا رسیدن قیامت،) در آسمان ها و زمین سنگین است، جز به صورت ناگهانى پیش نمى آید. از تو چنان مى پرسند كه گویا از (زمان) آن آگاهى كامل دارى! بگو: علم آن تنها نزد خداست، ولى بیشتر مردم نمى دانند.
👇خلاصه از «کتاب تفسیر نور»:
كفّار قریش، گروهى را نزد علماى یهود فرستادند تا مطالب و سؤالات دشوارى فرا گرفته و از پیامبر صلى الله علیه وآله بپرسند، و او از عهده ى پاسخگویى بر نیاید و محكوم شود. یكى از آن سؤال ها، تعیین زمان وقوع قیامت بود.
«السّاعة»، زمان شروع قیامت است، و«القیامة»، زمان حساب و كتاب، پاداش و جزا مى باشد. «مرُسى»، به معناى ثبوت و وقوع است، «جبال راسیات»، یعنى كوه هاى استوار و محكم. «حَفىّ»، به معناى پیگیرى و تحقیق است، حفىّ بودن پیامبر صلى الله علیه وآله، یعنى گویا پیامبر فرارسیدن روز قیامت را از خدا پرسیده و تحقیق كرده و مى داند.
سنگینى قیامت در آسمان ها و زمین، شاید به خاطر بهم ریختگى كرات و بى نور شدن خورشید و زیر و رو شدن زمین باشد. و شاید مراد از سنگینى قیامت، سنگینى كیفرها در آن روز باشد. در دعاى كمیل مى خوانیم: «وهذا ما لاتقوم لها السموات و الارض»، آسمان ها و زمین طاقت تحمّل عذاب دوزخ را ندارند.
از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله درباره ى ظهور و خروج حضرت قائم علیه السلام پرسیدند، حضرت فرمودند: «مثلهُ مثل الساعة» قیام او مثل برپایى قیامت ناگهانى است. سپس این آیه را تلاوت فرمودند: «لایجلّیها لوقتها الاّ هو ثقلت فى السموات والارض لاتأتیكم الاّ بغتةً». این حدیث از امام رضا علیه السلام نیز روایت شده است.
👇نکتهیابی در مورد این آیه از «کتاب تفسیر نور»:
1- مردم، مكرّر از پیامبر سؤال مى كردند و گاهى از زمان وقوع قیامت مى پرسیدند. «یسئلونك» (فعل مضارع نشان دوام و استمرار است)
2- جز خداوند، كسى از زمان برپایى قیامت آگاه نیست. «انّما علمها عند ربّى» آرى، ندانستن زمان برپایى قیامت، براى آماده باش انسان بهتر است.
3- قیامت، قابل پیش بینى نیست و در زمانى كه انتظارش نمى رود، ناگهانى رخ خواهد داد. «بغتةً» («بغتة» در موردى بكار مى رود كه انسان حتّى احتمال و حدس آن را نیز در ذهن خود نداشته باشد)
4- قیامت بسیار گران وسنگین است، حتّى بر آسمان ها و زمین، تا چه رسد به انسان ها. «ثقلت فى السموات و الارض»
5 - در مورد آنچه نمى دانیم، از گفتنِ «نمى دانم» نهراسیم. در این آیه پیامبر دوبار فرمان یافته كه بگوید: «قل انّما علمها عند ربّى... قل انّما علمها عند اللّه» و در جاى دیگر نیز مى فرماید: سرنوشت خود و شما را نمى دانم. «قل ما كنت بدعاً من الرسل و ما ادرى ما یفعل بى و لا بكم ان اتّبع الاّ ما یوحى الىّ»
6- ندانستن خصوصیّات و جزئیّات قیامت، ضررى به اصل نبوّت ومعاد نمى زند. هیچ كس از زمان و مكان مرگ خود آگاه نیست، ولى این دلیل انكار اصل مرگ نمى شود. «انّما علمها عند ربى»
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم
ذخیره آی دی کافه عسل
اعراف . 187 يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى
اعراف . 188
قُل لِّا أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعاً وَلَا ضَرّاً إِلَّا مَا شَآءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِىَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
بگو: من مالك هیچ سود و زیانى براى خودم نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد (و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم، مگر هر چه خدا بخواهد) و اگر غیب مى دانستم، منافع زیادى براى خودم فراهم مى كردم وهرگز به من زیانى نمى رسید. من جز هشداردهنده و بشارت دهنده براى گروهى كه ایمان مى آورند نیستم.
👇خلاصه از «کتاب تفسیر نور»:
در قرآن و روایات، مطالبى بیان شده است كه نشان مى دهد انبیا و اولیاى الهى علم غیب داشته اند، همچنین آیات و روایاتى نظیر همین آیه به چشم مى خورد كه نشانگر آن است كه آنان علم غیب ندارند! جمع میان این دو دسته آیات و روایات به چند صورت است:
الف: آنجا كه مى فرماید علم غیب نمى دانند، مراد آن است كه آن بزرگواران از پیش خود غیب نمى دانند و آنجا كه مى گوید غیب مى دانند، یعنى با اراده و الهام و وحى خدا مى دانند، نظیر آنكه مى گوییم: فلان شهر نفت ندارد یا نفت دارد كه مراد ما از نداشتن این است كه زمین آن نفت خیز نیست، یعنى از خود نفتى ندارد و مراد از داشتن نفت آن است كه به وسیله ى لوله و ماشین و كشتى و قطار، نفت به آنجا مى رسد.
ب: علم غیب، دو گونه است كه انبیا بخش اعظم آن را مى دانند، نظیر اخبارى كه قرآن به نام غیب به پیامبر اسلام وحى فرمود: «تلك من انباء الغیب نوحیها الیك» و بخشى از علم غیب مخصوص خداوند است و هیچ كس از آن اطّلاعى ندارد، نظیر علم به زمان برپایى قیامت. پس آنجا كه نمى دانند یعنى بخش مخصوص به خداوند را نمى دانند و آنجا كه مى دانند، یعنى بخشى دیگر را مى دانند.
ج: مخاطبین آن بزرگواران متفاوت بودند؛ بعضى اهل غلوّ و مبالغه بودند كه پیامبران و ائمّه اطهار علیهم السلام به آنان مى فرمودند: ما غیب نمى دانیم تا درباره ى آنان مبالغه نكنند. و بعضى در معرفت آن بزرگواران ناقص بودند، كه پیامبر و امام، براى رشد آنان، گوشه اى از علم غیب خود را عرضه مى كردند.
د: مراد از نداشتن علم غیب، نداشتن حضور ذهنى است. ولى به فرموده ى روایات براى امامان معصوم عمودى از نور است كه با مراجعه به آن از همه چیز آگاهى پیدا مى كنند. نظیر انسانى كه مى گوید من شماره ى تلفن فلانى را نمى دانم، ولى دفترچه راهنمایى دارد كه مى تواند با مراجعه به آن همه ى شماره ها را بداند.
ه : آگاهى از غیب، همه جا نشانه ى كمال نیست، بلكه گاهى نقص است. مثلاً شبى كه حضرت على علیه السلام در جاى پیامبر صلى الله علیه وآله خوابیدند، اگر علم داشتند كه مورد خطر قرار نمى گیرند، كمالى براى آن حضرت محسوب نمى شد، زیرا در این صورت، همه حاضر بودند جاى آن حضرت بخوابند. در اینجا كمال به ندانستن است.
و: خداوند علم غیبى را كه توقّع سود و زیان در آن است، به آنان مرحمت نمى كند. نظیر همین آیه ى مورد بحث، ولى در مواردى كه هدف از علم غیب، ارشاد و هدایت مردم باشد، خداوند آنان را آگاه مى سازد، همان گونه كه عیسى علیه السلام به یاران خود فرمود: من مى توانم بگویم كه شما مردم در خانه ى خود نیز چه چیزى را ذخیره كرده اید. «و ماتدّخرون فى بیوتكم»
بعضى مفسران گفته اند كه اهل مكّه به رسول خدا صلى الله علیه وآله گفتند: اگر با خدا ارتباط دارى، چرا از گرانى و ارزانى اجناس در آینده با خبر نمى شوى تا بتوانى سود و منفعتى بدست آورى و آنچه به زیان شماست، كنار بگذارى، كه آیات فوق نازل شد.
👇نکتهیابی در مورد این آیه از «کتاب تفسیر نور»:
1- هر كه ایمانش بیشتر باشد، نسبت به تكلیف وخواست الهى تسلیم تر است و خود بیشتر احساس عجز مى كند. «لا أملك لنفسى ...»
2- همه ى سود و زیان ها را به اراده و خواست خدا بدانیم. «الاّ ما شاء اللّه»
3- پیامبر از پیش خود و براى زندگى شخصى خویش، غیب نمى داند. اخبار غیبى به عنوان پیامبر بودن به او داده شده، آن هم از سوى خدا. «لو كنت ...»
4- زمان برپایى قیامت، از امور غیبى است. «یسئلونك عن الساعة... و لو كنت اعلم الغیب»
5 - شناخت آینده، زمینه ساز رفاه و آسایش، و جهل به آن، زمینه ساز زیان و مشكلات است. «لو كنت اعلم الغیب لاستكثرت...»
6- زندگانى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مانند مردم دیگر، آمیخته با رنج و سختى بود. «و ما مسّنى السوء»
7- پیامبر صلى الله علیه وآله مژده رسان و بیم دهنده ى همه ى بشر است، امّا تنها مؤمنان كه تحت تأثیر قرار مى گیرند. «نذیر و بشیر لقوم یؤمنون»
✅ آیه به آیه با تدبر تا ختم قرآن کریم