داستان هویت
یه دوست و همکار قدیمی دارم که معمولا صحبت هاش زیاد تو خاطرم میمونه...
یه روز موقع ناهار داشت از ارتباط صمیمی خودش و بچه های خواهراش میگفت و اینکه چقدر خوبه که خانواده پر جمعیتی داره...
یکی دیگه از همکارا گفت ارتباط اکثر افراد با خانواده مادری بهتره...
دوستمون در جوابش گفت که من با بچه های خواهرام صمیمی ام ولی بچه های برادرمو عاشقانه دوست دارم...وقتی کتاب و دفتراشونو میبینم
میفهمم اونا هستن که هویت خانواده رو حفظ میکنند...وقتی به اسم و فامیلشون نگاه میکنم قربون صدقه اسمشون میرم...هر چند که هم بچه ی خواهر هم بچه ی برادر برام عزیزن....
این تصاویر👇 سفارش دفتر یک عمه هست برای نوه های برادرشون...که خیلی دیر به دیر اونا رو میببند و خواستن که بگن با وجود اینکه فاصله دیدار ها طولانیه عشقشون بی انتهاست...
https://eitaa.com/kabookkaban
صالح بعد صالح
الحمدلله
الحمدلله
الحمدلله
آقازاده هستن و آقایی برازنده شون.
#بیعت_میکنم
مردم علاج در وطن است...❤️🩹🌱
این دستبندا هم رفتن که عاقبت بخیر بشن...
https://eitaa.com/kabookkaban
#میناب
کانال دوم
https://eitaa.com/kabangroup
اینام تکمیل شد...🌱
حلما و فاطمه عزیز💚
محصول کابوکی کابان
https://eitaa.com/kabangroup🪽🌱
کانال دوم
https://eitaa.com/kabookkaban🪽🌱
ارسالی ننه ی الیسا...❤️
https://eitaa.com/kabangroup
کانال دوم
https://eitaa.com/kabookkaban
هدایت شده از گالری هنری کابان
ارسالی خاله ی الیسا برای ننه ی الیسا...برای تائیدیه 👍
https://eitaa.com/kabangroup🌱🪽
کانال دوم
https://eitaa.com/kabookkaban
هدایت شده از گالری هنری کابان
یکم تولید کابوکی...اینا رو نمونه زدم مادران ببیند میپسندند یا نه...خودم عاشقشون شدم...🌱🥹
https://eitaa.com/kabookkaban 🌱🪽