امید بوده تا الان به راهی شدن ،
ولی چشم گذاشتیم رو هم و صبر گره زدیم به دلمون که حتما فرجی میشه ،نشد ،فدای سرش ولی حالا
هر چی دلتنگی و حسرت هستُ جمع کنیم یه گوشه،زانوهارو بغل بگیریم امشبو فقط با اون دخترِ سه سالهٔ گوشه خرابه صبح کنیم
اون دختر کوچولو از هممون جا مونده تره ،مرهم میزاره رو زخم مرهم میزاره به دل:)
آقای غریب مدینه!
از شما نوشتنُ بلد نیستیم ولی اینو خوب بلدیم که درد و دل کردن با شما مثل این میمونه که چشممون به اون چشمایی که بوسه گاه حضرت زهرا -س-بوده خیره شه ،سرمون بندازیم پایین بگیم
ببین آقا جان
این پرو بالی که داشتیم چیده شده ،اون راه هایی که رفتیم همشون بن بست بود
زانوهامو میبینی آقا؟
خاکیِ خاکیه ..
دستامو ببین خالیه؛
مگه یادمون ندادن شما همونی هستی که خودت میری دنبال کسی که محتاجه؟
حالا ما اومدیم .
اومدیم بگیم
کریم کاری به جز جودُ کرم نداره
لطف زیاد ِ شما خیلی سخت طلبکارمون کرده
ما رو از این دست و پا زدن نجات بده عزیز دل پیامبر-ص-
جانِ جانانی شما آقای امام حسن(ع) .
#دل_نوشت
اَمون از سامرا..
شهر سنی نشینی که حرم انقدر اونجا غریبه که در کنار اینکه از خود مردم سامرا کسی زیارت نمیره حتی بعضی از کسانی که میان زیارت نمیدونن اومدن زیارت چه کسی !