eitaa logo
یوریول 🇵🇸🇮🇷
216 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
3.3هزار ویدیو
88 فایل
سلاااااام👋 اینجا کافه متحرک یوریول² هست (ترکیب یوری و هاول)☕️ ما اینجا از روزمرگی های خودمون میزاریم و سعی میکنیم مطالب مفیدی داشته باشیم🌙 خوشحال میشیم تو خانواده ما باشید🍀 از خودتون پذیرایی کنید🍫
مشاهده در ایتا
دانلود
۲۳ رمضان
هدایت شده از بی‌نهایت
شب قدرمتعلق به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهاست برای کسب حال و فیض در آن شب، متوسل و متوجه مقام نورانیت آن حضرت و امام زمان علیه‌السلام شوید _مرحوم علامه طباطبائی ♾ @binahayat_ir
خیلی کرمم گرفته می خوام پروفایل گذاشتن بعضی پسرارو مسخره کنم
ایشالا بعد افطار
هدایت شده از دیوانِ لعیا.
" گفتم خانم، این دو انگشتی علامت پیروزی ما نیست. حرف v یکی از حروف انگلیسی است. حرف اول کلمه‌ی ویکتوری. ویکتوری یعنی پیروزی. مال آمریکایی‌هاست. علامت پیروزی ما ایرانی‌ها، مشت گره کرده است." ֙⋆ | لحظه‌های انقلاب 🏠‧₊˚@WriteClub
هدایت شده از معبد زیرزمینی.
-تاریخ استعمار: عصر اکتشافات (بخش یک)- تصور کن توی قرن نوزدهم در حال نگاه کردن به یه نقشه هستی؛ یک سوم کره زمین به رنگ صورتی (رنگ امپراتوری بریتانیا) دراومده، اما اساساً چطور یه جزیره کوچیک توی شمال اروپا تونست این چنین امپراتوری عظیمی بسازه؟ قبل از اینکه سفر تاریخی خودمون رو آغاز کنیم نیازه تا با تعریف برخی واژه ها بیشتر آشنا بشیم. در چارچوب نظریِ روابط بین‌المللی، امپریالیسم به هر نوع سلطه گفته میشه. استعمار سازوکار اجرایی امپریالیسم توی دوره کلاسیک بود که با اشغال نظامی و حاکمیت مستقیم سیاسی همراه میشد. این سلطه مستقیم در سه بُعد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اعمال میشد. اما با فروپاشی استعمار کلاسیک در نیمه دوم قرن بیستم، مفهوم استعمار نو برای تداوم سلطه در قالب غیرمستقیم رو مطرح شد. در این الگو، کشورها به استقلال سیاسی صوری می‌رسیدن، اما از طریق سازوکارهای جدید، مثلاً وابستگی اقتصادی، همچنان تحت کنترل قدرتهای بزرگ باقی می‌موندن. اروپا قرن پونزده توی بن‌بست خشکی محصور و نفس‌هاش به شماره افتاده بود، اما همچنان نگاهش به افق های دور خیره بود. این روایت آغاز عصر اکتشافاته؛ حماسه‌ای که با فدا کردن جون‌های بیشمار، نقشه جهان رو برای همیشه تغییر داد. -مکث کوتاه- اروپای قرن پونزدهم عطش عجیبی داشت: عطش ادویه. فلفل، جوز هندی، میخک و دارچین که نه تنها برای طعم‌دارکردن غذاهای بی‌مزه، بلکه برای نگه‌داری گوشت توی زمستون‌های سرد، مورد استفاده بود. اما راه رسیدن به این گنجینه‌ها توی دستای رقیب بود. امپراتوری عثمانی با تصرف قسطنطنیه جاده ابریشم را بست و راه‌های سنتی رو مسدود کرد. بازرگانان ایتالیایی هم به عنوان واسطه، قیمت ادویه رو به طور گزافی بالا برده بودن. اروپا توی تنگنا قرار گرفته بود و درست توی همین زمان ناجی از جایی غیرمنتظره اومد: گوشه دورافتاده‌ای از اروپا، کشور کوچیک و تازه‌واردی به نام پرتغال. در اونجا، شاهزاده‌ای پرتغالی به نام هنری، رهبری اکتشافات دریایی به عهده گرفت؛ اون تصور میکرد با دور زدن آفریقا می‌تونه به شرق دور دست پیدا کنه. هنری و چند تا از دوستانش برای پیدا کردن مسیر دقیق دور زدن آفریقا راهی اقیانوس اطلس شدن. نداشتن اطلاعات کافی از دریا و ترس از طوفان های بزرگ و چیزای دیگه (مثلاً اینکه آب های این دریا میجوشه و برخوردش با بدن باعث سیاه رنگ شدن پوست میشه) باعث شد این کشتی ها در طول ساحل حرکت کنن، برای همین در آغاز فقط سواحل غربی آفریقا کشف و شناسایی شد. دهه‌ها طول کشید تا دریانوردان پرتغال، قدم‌به‌قدم، کرانه‌های غربی آفریقا را پایین رفتند. تا اینکه کاپیتان شجاعی به نام بارتولومئو دیار، طوفانی سهمگین را در جنوبی‌ترین نقطه آفریقا تجربه کرد. وقتی طوفان خوابید، دیاز به سمت شرق حرکت کرد... اما دیگه ساحلی رو در شمال ندید! اون بی‌خبر، دماغه را دور زده و وارد اقیانوس هند شده بود. توی راه بازگشت، به اون دماغه طوفانی اسم "دماغه طوفان‌ها" رو داد. که البته پادشاه پرتغال، با خوش‌بینی، نام آن را به "دماغه امید نیک" تغییر داد. امیدی که حالا دیگر به یقین نزدیک شده بود.