.کافـهـگـانــدو|حامیــن .
اخه نمیاید پیوی، نظر بدید درباره پارت ها🥲
بیا که دارم براااات!
______________________.🍂
رمان برادران امنیت۲ پارت۵۸
با اشاره بهش گفتم نمیدونم
رستا رو به من گفت: میتونی خودت بیای؟
رسول: مگه پام شکسته؟😐
رستا: خدانکنه، پس من میرم بالا... کارام مونده
رسول: باشه آبجی
رستا که از نمازخونه رفت بیرون. داوود گفت: این یه چیزیش بودا! مخصوصا با من
رسول: زحمت میکشی میری نازشو میکشی تا بفهمی چش بود
داوود: مگه چیکار کردم که قهر کرده؟
رسول: چمیدونم... این حرفارو ول کن! سعید خوب بود؟
داوود: گفتم که.. نمیدونم! تو این حرفارو ول کن
چرا حالت بد شده بود؟
رسول: چیز خاصی نبود
داوود: چیز خاصی نبود و آیهان انقدر اعصابش خورد بود؟
رسول: بی اعصابی اون به من چه
داوود: میدونی رو بیماراش حساسه! مخصوصا اگه تو باشی...
رسول: پاشو بریم بالا، یه عالمه کار ریخته سرمون
داوود: نپیچون منو! حرف هم عوض نکن
رسول: حالم بد بود، مثل همیشه... گیر الکی هم نده
اسپری هامو برداشتم و از جام بلند شدم
اسپری زرده رو انداختم تو سطل زباله
از نمازخونه اومدم بیرون و کفش هامو پام کردم و رفتم بالا
به سمت میزم قدم برداشتم
از روی میز گوشیمو برداشتم و زنگ زدم به آقا محمد
بعد از چند دقیقه صدای آقا محمد پیچید توی گوشم
محمد: سلام
رسول: سلام آقا
محمد: حالش خوبه رسول! تازه آوردنش توی بخش
رسول: میشه باهاش حرف بزنم؟
محمد: هنوز بهوش نیومده، دکتر گفته چون زیادی خون از دست داده تا چند ساعت بیهوش بودنش طبیعیه
رسول: میشه بهوش اومد بهم خبر بدید؟
محمد: چشم، خبر هم میدم...
کارارو درست انجام بدید، نیام ببینم یه عالمه کار مونده شماها هم یه گوشه غمبرک زدید ها!
رسول: غمبرک آقا؟😂
محمد: حالا... پرونده عقبه
رسول: آقا یه سال میتونم بپرسم؟
محمد: بپرس
رسول: شما چرا همیشه میگید پرونده عقبه؟ حتی اگه جلو باشه؟
محمد: برو به کارت برس استاد! منم برم داروهای سعید رو بگیرم
رسول: پیچونید که آقا...
محمد: بله؟
رسول: هیچی، من باید برم کار دارم، خدانگهدار
#ناشناس
با صدای کشیده شدن صندلی نگاهمو از گوشی گرفتم و سرمو بالا آوردم.
نگاهی به ساعتم کردم
دختر لجبازی بود، ولی همیشه سر موقع میومد
ناشناس: سفارش بده
نیلوفر: نیومدم چیزی بخورم... اومدم درباره پروژه جدیدم حرف بزنیم
ناشناس: هم حرفای تو زیاده، هم حرفای من! پس خشک و خالی نمیشه
نیلوفر: خودت سفارش بده
ناشناس: خوبی نیلو؟
نیلوفر: اره
ناشناس: ولی رفتارت اینو نشون نمیده
نیلوفر: خوبم! فقط ذهنم درگیره..
______________________.🍂
پ ن: زحمت میکشی میری نازشو میکشی🤣
پ ن: چه ول کن تو ول کنی شد
پ ن: آقا محمد هم در همه حالی باید ضایع کنه رسول بیچاره روووو
پ ن: این ناشناس کیه که انقدر نیلوفر رو خوب میشناسه؟
______________________.🍂
#کپی_ممنوع
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زجر کش کردن بچهها توسط علی سایبری😂😂
#اد_مبینا
@Kafeh_gandoo12