بگذار که در حسرت دیدار تو
بمیرم.."
در حسرت دیدار تو بگذار
بمیرم.."
دشوار بود مردن و روی تو
ندیدن.."
بگذار به دلخواه تو دشوار
بمیرم.."
نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟"
ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟"
نه هنگام گل و فصل بهار است؟"
نه عاشق در بهاران بی قرار است؟"
نگفتم با لبان بسته ی خویش"
به تو راز درون خسته ی خویش؟"
گفتا که می بوسم تو را گفتم تمنا میکنم"
گفتا اگر بیند کسی گفتم که حاشا میکنم"
گفتا ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در"
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا میکنم"
آخر بگو یار ز من بهتر تو کو؟"
صد ها گره فتاده به زلف و به کار من"
دست گره گشای نوازشگر تو کو؟"
سیمین! درخت عشق شدی پاک سوختی"
اما کسی نگفت که خاکستر تو کو؟