#روایت_تاریخ
گاهی تاریخ را که ورق میزنیم، میبینیم بعضی داستانها تکرار میشوند؛ فقط اسمها عوض میشود.
در زمان جنگ جهانی اول، انگلیس رفت سراغ شریف حسین. به او گفت: «علیه عثمانی قیام کن، ما پشتت هستیم. پول میدهیم، سلاح میدهیم، کمک میکنیم یک کشور واحد عربی بسازی.»
او هم اعتماد کرد. مردم را به میدان آورد. جنگ شد، خون ریخته شد، عثمانی شکست خورد.
اما آخرش چه شد؟
همان انگلیس، پشت پرده با فرانسه نشست و قرارداد سایکس–پیکو را امضا کرد. خاورمیانه را مثل یک نقشه بیصاحب، بین خودشان تقسیم کردند. نه خبری از آن کشور واحد شد، نه از آن وعدهها.
شریف حسین هم آخرش کنار گذاشته شد و سر از قبرس درآورد.
این فقط یک داستان تاریخی نیست، یک الگوست.
قدرتهای بزرگ همیشه همینطور عمل کردهاند؛
با وعده وارد میشوند، با منافع خودشان تصمیم میگیرند، و وقتی کارشان تمام شد، آدمها را کنار میگذارند.
یک نکته مهمتر هم هست:
این قدرتها معمولاً سراغ آدمهای قوی، ریشهدار و مستقل نمیروند. برعکس، روی افرادی سرمایهگذاری میکنند که پشتوانه جدی مردمی ندارند، استقلال فکری و سیاسیشان محل سؤال است و توان ایستادن روی پای خود یا حتی مقابله با همان حامیان را ندارند.
چرا؟ چون آنها دنبال شریک واقعی نیستند؛ دنبال «مترسک» هستند. کسی که ظاهر قدرت داشته باشد، اما در عمل، ابزار پیشبرد منافع آنها باشد.
امروز هم اگر نگاه کنیم، همان نشانهها دیده میشود.
حمایتهای رسانهای از بیرون، وعدههای بزرگ، حرف از آینده بهتر… و در مرکز این روایتها، اشخاصی مثل رضا پهلوی مترسک این بازی در ایران هستند.
سؤال ساده است:
آیا این همان مسیر قدیمی نیست؟
همان مدلی که یک روز به شریف حسین وعده «کشور واحد عربی» داد، اما در عمل منطقه را تکهتکه کرد؟
تجربه قرارداد سایکس–پیکو نشان داد که برای قدرتهای خارجی، مرزها، ملتها و حتی متحدانشان، تا وقتی مهماند که در خدمت منافعشان باشند. بعد از آن، همهچیز قابل تغییر است.
برای همین، باید با دقت بیشتری به این وعدهها نگاه کرد.
هیچ کشوری با تکیه بر بیرون، به ثبات واقعی نرسیده. هر جا پای دخالت خارجی وسط آمده، نتیجهاش یا تجزیه بوده، یا بیثباتی، یا سالها درگیری.
مسئله فقط یک اسم نیست.
مسئله این است که آیا میشود دوباره همان مسیر را رفت و انتظار نتیجه متفاوت داشت؟
تاریخ جوابش را قبلاً داده است.
اگر قرار است آیندهای ساخته شود، تنها راهش این است که از درون همین مردم و همین کشور شکل بگیرد؛ نه با نسخهای که جایی بیرون از این مرزها نوشته شده باشد.
نویسنده: کمانگیر
تاریخ: ۱۴۰۵/۰۱/۰۵
🆔: @kamangir_313
#مرور_تاریخ
دونالد ترامپ در ادامه روند شکست در جنگ با ایران، سناریوی جدیدی را برای ادامه جنگ انتخاب کرده است: ورود نیروی زمینی به خاک ایران. بهتر است چند مورد را به رئیسجمهور ایالات متحده یادآوری کنیم.
مورد اول: مقبره متفقین در تهران، محل دفن نیروهای انگلیسی، روس، آمریکایی و دیگر متفقین در خیابان شریعتی، محدوده دولت وجود دارد؛ قبر کشتههای آنها در جنگ جهانی اول و دوم.
مورد دوم: قبرستان انگلیسیها در بوشهر؛ نیروهای انگلیس در قرن نوزدهم و در جنگ جهانی اول در نبرد با نیروهای محلی و مقاومت جنوب کشور کشته شدند و در بوشهر، قبر و نماد این مقاومت ایران و کشتههای انگلیس وجود دارد.
در عملیات مفتضحانه و شکستخورده پنجه عقاب در طبس، به یُمن امداد الهی و طوفان شن، سربازان آمریکایی کشته شدند؛ اما جمهوری اسلامی ایران با رفتار متمدنانه، جنازههای آنها را به آمریکا بازگرداند.
امروز رئیسجمهور متجاوز ایالات متحده ایران را تهدید به نبرد زمینی و اعزام نیرو به خاک ایران میکند. به او یادآوری میکنیم: خاک ایران به اندازه کافی قبرستان برای متجاوزان خود دارد. قبرستانهای ایران برای به آغوش کشیدن جنازههای آمریکاییها لحظهشماری میکنند و مقبره هر سربازی که پایش به خاک جمهوری اسلامی ایران برسد، برای همیشه نماد شکست خفتبار آمریکا و اسرائیل در این نبرد خواهد بود.
نویسنده : کمانگیر
تاریخ : ۱۴۰۵/۰۱/۰۶
🆔 : @kamangir_313
بیش از ۲۵ شب است...
۲۵ شب ایستادگی، ۲۵ شب غیرت، ۲۵ شب حضور.
مردم این سرزمین، بیوقفه، بیادعا، در خیابانها، میدانها، مساجد و هر جایی که بوی دفاع از وطن میداد، حاضر شدند.
اوایلش ماه رمضان بود، با دهان روزه آمدند، ایستادند، شعار دادند، حمایت کردند.
هیچجا خالی نشد. هیچجا بیصاحب نماند.
اما در میان این سیل خروشان مردم، یک غیبت توی ذوق میزند. غیبتی سنگین، معنادار و البته رسواکننده.
یک عده نیستند، همانهایی که همه چیزشان را از همین مردم دارند. سلبریتیهایی که با پول همین مردم بالا رفتند، با حمایت همین ساختار دیده شدند، با امتیازهای ویژه رشد کردند:
معافیتهای مالیاتی، قراردادهای نجومی، تبلیغات انحصاری، دسترسیهای خاص، حمایتهای رسانهای، تسهیلات ویژه، برند شدنهای سفارشی... همه و همه از جیب همین مردم.
اما امروز؟
روز امتحان که رسیده، روزی که باید حداقل بیایند کنار مردم بایستند، یا در پستو هستند، یا سکوت کردند، یا بدتر از همه، ژست بیطرفی گرفتهاند!
عزیز من! «هم خرو میخوای هم خرما» که نمیشود! نمیشود هم از سفره این مردم بخوری، هم وقت خطر، پشتشان را خالی کنی.
کنشگری یعنی حضور. یعنی بیایی وسط میدان، نه اینکه از دور، یک استوری خنثی بزنی که فقط رفع تکلیف کرده باشی.
در همین شرایط، هستند هنرمندان و ورزشکارانی که مردانه آمدند، ایستادند، هزینه دادند، کنار مردم بودند. پس راهش هست، اگر غیرت باشد.
اما داستان فقط سلبریتیها نیست
یک دسته دیگر هم هستند؛ مدیر، مسئول، معاون، کارمند. همانهایی که با همین ساختار به نان و نوایی رسیدند. صبح با کت و شلوار اتوکشیده میآیند، ساعت ۸ کارت میزنند، ساعت ۱۴ میروند. تمام عمر کاریشان، حتی یک بار هم سختی واقعی نکشیدهاند. نه فشاری، نه خطری، نه مسئولیت میدانی. حالا که وقت حضور است، وقت این است که بین مردم دیده شوند، وقت این است که نشان دهند پشت این ملت هستند، ناگهان محاسبهگر شدهاند، ناگهان محتاط شدهاند، ناگهان غیبشان زده!
رفیق «شترسواری دولا دولا نمیشود!»
این جنگ، این شرایط، این میدان، شوخی نیست که بخواهی قایم شوی و وانمود کنی نیستی.
یا هستی، یا نیستی. یا در میدان مردم ایستادهای، یا در صف تماشاگرانی که فردا جایی در این کشور نخواهند داشت.
این مردم، دقیق میبینند. خیلی دقیقتر از آنچه فکر میکنید. نان به نرخ روز خوردن شاید تا دیروز جواب میداد، اما امروز؟ محاسبهات غلط است.
این ملت، ایستاده است. این مسیر، ادامه دارد.
این جنگ، با پیروزی همین مردم تمام میشود.
اما بعد از پیروزی دیگر هیچچیز مثل قبل نخواهد بود. ما مدیر و مسئولِ پشت میز نمیخواهیم،
ما آدمِ میدان میخواهیم.
ما کارمندِ تماشاگر نمیخواهیم،
ما همراه میخواهیم.
و این را هم بدانید: در میان همین مردم، به اندازه کافی افراد لایقی هست که جای تکتک شما را پر کند. انتخاب با خودتان است میدان یا حاشیه.
والسلام
نویسنده :کمانگیر
تاریخ: 1405/01/07
🆔 : @Kamangir_313
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داغ تو تا عمر دارم بر دل اثرش می ماند ای #قائد_شهید
🆔 @kamangir_313
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه در میدان، چه در خیابان، برای دشمن هیچ راهی جز نابودی وجود ندارد.
اشداء علی الکفار رحماء بینهم
نوشته: کمانگیر
تاریخ: 1405/02/16
🆔 : @kamangir_313
#دلنوشته
هفتاد و چند روز گذشت...
اما هنوز آن شبِ شوم، از حافظهی جانم پاک نشده است. شبی که پلیدترین مخلوقِ خدا، با دهانی آغشته به نفرت، خبر شهادتت را بر زبان آورد؛ و همان لحظه، گویی ستونهای عالم فرو ریخت. آن شب، زمان از حرکت ایستاد. عقربهها میچرخیدند، اما ثانیهها نمیگذشتند.
هیچ شبی در تمام عمرم، به تلخی و درازی آن شب نبود. غمِ رفتن تو، یک شب را به اندازهی یک قرنِ ماتمزده کش داد؛ قرنی که در هر لحظهاش، داغِ نبودنت بر سینهها سنگینی میکرد. بیش از هفتاد روز است که جهان، از نعمت وجود خامنهای عزیز، این ابرمردِ تاریخ، محروم مانده است.
برای عدهای، او ولیفقیه بود؛ رهبر یک امت، شخصیتی سیاسی و مذهبی، مردی در قامتِ یک حاکم بزرگ. اما برای خیلیها، فراتر از همهی این تعابیر، او «محبوب» بود؛ معشوقی که دلها به نامش آرام میگرفت.
و ما امروز، در هجرانِ محبوب میسوزیم.
هیچ داغی، همچون داغ تو بر دل ما ننشست، آقاجان...
نامت که میآید، قلبهایمان میان بغض و افتخار معلق میماند.
یادش بخیر...هر سال اردیبهشت که از راه میرسید، در نخستین روز نمایشگاه کتاب حاضر میشدی؛ آرام، دقیق، مشتاق و عمیق.
و جهان، انگشتبهدهان میماند از این همه شکوه. چه شگفت بود که رهبرِ مسلمین جهان، با آن همه دغدغهی امت و سیاست و طوفانهای سهمگین زمانه، اینگونه اهل اندیشه و مطالعه باشد؛ کتاب را نه زینتِ تصویر، که رفیقِ جان خویش بداند.
تو فقط یک رهبر نبودی؛ تو آبروی تفکر بودی در عصر هیاهو. یا للعجب... یا شهید...
امسال، نمایشگاه کتاب بدون حضور تو برگزار میشود؛ بیآن نگاهِ نافذ، بیآن لبخندِ پدرانه، بیآن قدمهایی که به راهروهای کتاب، روح میبخشید.
و ما، در این فراغ جانسوز، هر روز بیشتر میفهمیم که چه خورشیدی را از دست دادهایم.
ما در فراقِ معشوق میسوزیم؛ اما آیا این سوختن، ما را شبیهتر به محبوبمان کرده است؟
ما که دم از عشق او میزنیم، چقدر به مرامش نزدیک شدهایم؟ ما که خود را مرید او میدانیم، چقدر رنگِ مراد گرفتهایم؟
چقدر اهل فکر شدیم؟ چقدر اهل صبر، اهل مجاهدت، اهل اخلاص؟ زبانم از شرحِ این اندوه قاصر است...
اما ای آقای ما، ای جانِ جانانِ این امت،
از آن سوی افلاک نیز، هوای دلهای سوختهی ما را داشته باش. ما روزی با افتخار فریاد میزدیم:
«دستِ خدا بر سر ماست، خامنهای رهبر ماست...»
و امروز، با چشمانی بارانی، رو به آسمان میگوییم:
ای شهیدِ عزیز، ای سیدعلی... امتت را تنها نگذار.
بر زخمِ این دلهای بیپناه، مرهم باش؛ که هنوز هم، بعد از هفتاد و چند روز،
جهان بدون تو، برای ما جایی غریب و سرد است...
نویسنده: کمانگیر
تاریخ: 1405/02/22
🆔 : @kamangir_313
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به بهانه افتتاح نمایشگاه مجازی کتاب...
🆔 : @kamangir_313
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر آنکس که از ایران و پیشرفت برای ایران گفت، توسط دشمنان ایران شهید شد...
🆔 : @kamangir_313
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتوگوها به فرجام رسید و به توافق نزدیک شدند،
دریچههایِ فروبسته گشوده گشته و زندگی در حالِ بازگشت به روالِ عادیست؛
اما برای من، زمان در انجمادِ نهمِ اسفند بازایستاده است،
و جهان دیگر هرگز به آن شکوهِ پیش از او باز نخواهد گشت...
نویسنده: کمانگیر
🆔 : @kamangir_313