eitaa logo
مسجد علی‌بن‌ابیطالب (علیه‌السلام) کاشان بلوارقطب‌راوندی
371 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
992 ویدیو
3 فایل
کانال مسجد علی‌بن‌ابیطالب(ع) شهرستان کاشان حکمت ۷۵ مدیر کانون برادران (صالحین): 👇 آقای الیاس رمضانی شماره تماس ۰۹۱۳۶۸۱۱۵۸۴ مدیر کانون تخصصی خواهران (صالحات):👇 خانم کربلائی ادمین کانال: @Elyasalavi72 @karbalaei_F
مشاهده در ایتا
دانلود
دانلود+دعای+فرج+با+صدای+فرهمند.mp3
3.21M
می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست به امیدی که ببینم رخ زیبای تو را می نشینم هر صبح بر سر راهت ای دوست♥️ برای امام زمانمون کم نزاریم! :)💛 🌿
دیروز که گذشت و به فردا هم اطمینانی نیست، پس امروزت را با اعمالِ صالح، غنیمت شمار.✨ -حضرت‌علی‌علیه‌السلام- @kanonsalehin
مسجد علی‌بن‌ابیطالب (علیه‌السلام) کاشان بلوارقطب‌راوندی
#ابراهیم_هادی «زندگی نامه شهیدابراهیم هادی» پارت دوم : محبت پدر👇 راوی : رضا هادی 🔸درخانه اي ک
«زندگی نامه شهید ابراهیم هادی» پارت سوم : روزی حلال ✔️ راوی : خواهر شهید 🔸پيامبراعظم ميفرمايد: «فرزندانتان را در خوب شدنشان ياري كنيد، زيرا هر كه بخواهد ميتواند نافرماني را از فرزند خود بيرون كند. » بر اين اساس پدرمان در تربيت صحيح و ديگر بچه ها اصلاً كوتاهي نكرد. البته پدرمان بسيار انسان با تقوائي بود. اهل و هيئت بود و به رزق حلال بسيار اهميت ميداد. او خوب ميدانست پيامبر ميفرمايد: «عبادت ده جزء دارد كه نه جزء آن به دست آوردن روزي حلال است » . 🔸براي همين وقتي عده هاي از اراذل و اوباش در محله اميريه(شاپور)آن زمان، اذيتش كردند و نميگذاشتند كاسبي حلالي داشته باشد، مغاز هاي كه از ارث پدري به دست آورده بود را فروخت و به كارخانه قند رفت. آنجا مشغول كارگري شد. صبح تا شب مقابل كوره ميايستاد. تازه آن موقع توانست خانه اي كوچك بخرد. بارها گفته بود: اگر پدرم بچه هاي خوبي تربيت كرد. به خاطر سختيهائي بود كه براي رزق حلال ميكشيد. 🔸هر زمان هم از دوران كودكي خودش ياد ميكرد ميگفت: پدرم با من حفظ را كار ميكرد. هميشه مرا با خودش به مسجد ميبرد. بيشتر وقتها به مسجد آيت الله نوري پائين چهارراه سرچشمه ميرفتيم. آنجا هيئت حضرت علي اصغر بر پا بود. پدرم افتخار خادمي آن هيئت را داشت. 🔸يادم هست كه در همان سالهای پاياني دبستان، كاري كرد كه پدر عصباني شد و گفت: ابراهيم برو بيرون، تا شب هم برنگرد. تا شب به خانه نيامد. همه خانواده ناراحت بودند كه براي ناهار چه كرده. اما روي حرف پدر حرفي نمي زدند. 🔸شب بود كه برگشت. با ادب به همه سلام كرد. بلافاصله سؤال كردم: ناهار چيكار كردي داداش؟! پدر در حالي كه هنوز ناراحت نشان مي داد اما منتظر جواب بود. خيلي آهسته گفت: تو كوچه راه مي رفتم، ديدم يه پيرزن كلي وسائل خريده، نمي دونه چيكار كنه و چطوري بره خونه. من هم رفتم كمك كردم. 🔸وسايلش را تا منزلش بردم. پيرزن هم كلي تشكر كرد و سكه پنج ريالي به من داد. نمي خواستم قبول كنم ولي خيلي اصرار كرد. من هم مطمئن بودم اين پول حلاله، چون براش زحمت كشيده بودم. ظهر با همان پول نان خريدم و خوردم. پدر وقتي ماجرا را شنيد لبخندي از رضايت بر لبانش نقش بست. خوشحال بود كه پسرش درس پدر را خوب فرا گرفته و به روزي حلال اهميت ميدهد. 🔸دوستي پدر با از رابطه پدر و پسر فراتر بود. محبتي عجيب بين آن دو برقرار بود كه ثمره آن در رشد شخصيتي اين پسر مشخص بود. اما اين رابطه دوستانه زياد طولاني نشد! نوجوان بود كه طعم خوش حمايت هاي پدر را از دست داد. در يك غروب غم انگيز سايه سنگين يتيمي را بر سرش احساس كرد. از آن پس مانند مردان بزرگ به زندگي ادامه داد. آن سال ها بيشتر دوستان و آشنايان به او توصيه مي كردند به سراغ برود. او هم قبول كرد. (کتاب سلام بر ابراهیم) ادامه دارد... @kanonsalehin
-اینویادت‌باشه‌.. الگو‌وملاکِ‌توبایدحضرت‌زهراباشه‌ نه‌بلاگرایِ‌ بی حجابِ‌تویِ‌اینستاگرام.. @kanonsalehin
حاج_قاسم :  این انقلاب، آنقدر تلاطم و سختی دارد ڪہ‌ یڪ روزے شهدا آرزو می‌ڪنند زندہ شوند و برای دفاع از انقلاب دوبارہ شهید شوند…! اللهم‌عجل‌لولیڪ‌الفرج
دانلود+دعای+فرج+با+صدای+فرهمند.mp3
3.21M
می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست به امیدی که ببینم رخ زیبای تو را می نشینم هر صبح بر سر راهت ای دوست♥️ برای امام زمانمون کم نزاریم! :)💛 🌿
سلام امام زمانم السَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ ... سلام بر تو ای یادگار بهانه خلقت ، ای امید‌ِ مادر ... سلام بر تو و بر روزی که دولت زهرایی‌ات جهان را منور خواهد ساخت ... مولای‌ من ! کعبه زیباست به شرطی که تو در کعبه درآیی به حرم تکیه نهی ، روی به عالم بنمایی خواستم تا که دعایی بکنم بهر ظهورت چه دعایی بکنم یوسف زهرا ، تو دعایی ... اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْ @kanonsalehin
خدمتی دیگر از کانون فرهنگی صالحین ویژه برنامه های دوشنبه های فاطمی 🔰باحضور ریاست محترم دادگستری شهرستان کاشان دوشنبه ۲۲خردادبعد از نماز مغرب و عشاء ✅ویژه عموم برادران وخواهران محترم ♦️مسجد علی بن ابیطالب(ع) با موضوع تحکیم بنیان خانواده و پیشگیری از آسیب های اجتماعی هدف ما ایجاد محله اسلامی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خدمتی دیگر از کانون فرهنگی صالحین ویژه برنامه های دوشنبه های فاطمی 🔰باحضور ریاست محترم دادگستری شهرستان کاشان دوشنبه ۲۲خردادبعد از نماز مغرب و عشاء ✅ویژه عموم برادران وخواهران محترم ♦️مسجد علی بن ابیطالب(ع) با موضوع تحکیم بنیان خانواده و پیشگیری از آسیب های اجتماعی هدف ما ایجاد محله اسلامی
شبتون علوی 💚 علی یارتون 🌼 یاحق✋
دانلود+دعای+فرج+با+صدای+فرهمند.mp3
3.21M
می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست به امیدی که ببینم رخ زیبای تو را می نشینم هر صبح بر سر راهت ای دوست♥️ برای امام زمانمون کم نزاریم! :)💛 🌿
مسجد علی‌بن‌ابیطالب (علیه‌السلام) کاشان بلوارقطب‌راوندی
#ابراهیم_هادی «زندگی نامه شهید ابراهیم هادی» پارت سوم : روزی حلال ✔️ راوی : خواهر شهید 🔸پيامبراع
«زندگی نامه شهید ابراهیم هادی» پارت چهارم : ورزش باستانی ( ۱ ) ✍️ راوی : جمعی از دوستان شهید اوايل دوران دبيرستان بود كه با ورزش باستاني آشنا شد. او شبها به زورخانه حاج حسن ميرفت. 🔸حاج حسن توكل معروف به حاج حسن نجار، عارفي وارسته بود. او زورخانه اي نزديك دبيرستان ابوريحان داشت. هم يكي از ورزشكاران اين محيط ورزشي و معنوي شد. حاج حسن، را با يك يا چند آيه شروع ميكرد. سپس حديثي ميگفت و ترجمه ميكرد. بيشتر شبها، را میفرستاد وسط گود، او هم در يك دور ، معمولاً يك سوره ، دعاي توسل و يا اشعاري در مورد اهل بيت میخواند و به اين ترتيب به مرشد هم كمك ميكرد. 🔸از جمله كارهاي مهم در اين مجموعه اين بود كه؛ هر زمان ورزش بچه ها به اذان مغرب ميرسيد، بچه ها را قطع ميكردند و داخل همان گود زورخانه، پشت سر حاج حسن جماعت ميخواندند.به اين ترتيب حاج حسن در آن اوضاع قبل از ، درس ايمان و اخلاق را در كنار به جوانها مي آموخت. 🔸فراموش نميكنم، يكبار بچه ها پس از در حال پوشيدن لباس و مشغول خداحافظي بودند. يكباره مردي سراسيمه وارد شد! بچه خردسالي را نيز در بغل داشت. 🔸با رنگي پريده و با صدائي لرزان گفت: حاج حسن كمكم كن. بچه ام مريضه، دكترا جوابش كردند. داره از دستم ميره. نَفَس شما حقه، تو رو خدا دعا كنيد. تو رو خدا... بعد شروع به گريه كرد. بلند شد و گفت: لباساتون رو عوض كنيد و بيائيد توي گود. 🔸خودش هم آمد وسط گود. آن شب در يك دور ، دعاي توسل را با بچه ها زمزمه كرد. بعد هم از سوزدل براي آن كودك دعا كرد. آن مرد هم با بچه اش در گوش هاي نشسته بود و گريه ميكرد. 🔸دو هفته بعد حاج حسن بعد از گفت: بچه ها روز جمعه ناهار دعوت شديد! با تعجب پرسيدم: كجا !؟ گفت: بنده خدائي كه با بچه مريض آمده بود، همان آقا دعوت كرده. بعد ادامه داد: الحمدلله مشكل بچه اش برطرف شده. دكتر هم گفته بچه ات خوب شده. براي همين ناهار دعوت كرده. 🔸برگشتم و را نگاه کردم. مثل کسي که چيزي نشنيده، آماده رفتن ميشد. اما من شک نداشتم، دعاي توسل اي که با آن شور و حال عجيب خواند کار خودش را کرده. ٭٭٭ 🔸بارها ميديدم ، با بچه هائي که نه ظاهر داشتند و نه به دنبال مسائل ديني بودند رفيق ميشد. آنها را جذب ميکرد و به مرور به مسجد و هيئت ميكشاند. 🔸يکي از آ نها خيلي از بقيه بدتر بود. هميشه از خوردن مشروب و کارهاي خلافش ميگفت! اصلاً چيزي از دينم نميدانست. نه نماز و نه روزه، به هيچ چيز هم اهميت نميداد. حتي ميگفت: تا حالا هيچ جلسه مذهبي يا هيئت نرفته ام. به گفتم: آقا ابرام اينها کي هستند دنبال خودت ميياري!؟ با تعجب پرسيد: چطور، چي شده؟! گفتم: ديشب اين پسر دنبال شما وارد هيئت شد. بعد هم آمد وکنار من نشست. حاج آقا داشت صحبت ميکرد. از مظلوميت امام حسين وکارهاي يزيد ميگفت. 🔸اين پسرهم خيره خيره و با عصبانيت گوش ميکرد. وقتي چراغها خاموش شد. به جاي اينکه اشك بريزه، مرتب فحشهاي ناجور به يزيد ميداد!! داشتب با تعجب گوش ميکرد. يكدفعه زد زير خنده. گفت: عيبي نداره، اين پسر تا حالا هيئت نرفته و گريه نکرده. مطمئن باش با امام حسين که رفيق بشه تغيير ميكنه. ما هم اگر اين بچه ها رو مذهبي کنيم هنر کرديم. 🔸دوستي با اين پسر به جايي رسيد که همه كارهاي اشتباهش را کنار گذاشت.او يکي ازبچه هاي خوب ورزشکار شد. چند ماه بعد و در يکي از روزهاي عيد، همان پسر را ديدم. بعد از ورزش يک جعبه شيريني خريد و پخش کرد. بعدگفت: رفقا من مديون همه شما هستم، من مديون آقا ابرام هستم. از خدا خيلي ممنونم. من اگر با شما آشنا نشده بودم معلوم نبود الان کجا بودم و... . 🔸ما هم با تعجب نگاهش ميکرديم. با بچه ها آمديم بيرون، توي راه به کارهاي ابراهيم دقت ميکردم.چقدر زيبا يکي يکي بچه ها را جذب ورزش ميکرد، بعد هم آ نها را به و هيئت ميکشاند و به قول خودش مي انداخت تو دامن امام حسين . 🔸ياد حديث به افتادم كه فرمودند: «يا علي، اگر يک نفر به واسطه تو هدايت شود از آنچه آفتاب بر آن ميتابد بالاتر است.» (کتاب سلام بر ابراهیم) ادامه دارد..... @kanonsalehin
. الهی که امسال اربعین به جای: از ما که گذشت،الهی هیچکس از حرم جا نمونه... بخونیم: باورم نمیشه که حرم رو دیدم، باورم نمیشه که به تو رسیدم:))❤️ @kanonsalehin
🟢 حضور جناب آقای تاج افروز ریاست محترم دادگستری شهرستان کاشان در مسجد علی بن ابیطالب علیه السلام و صحبت پیرامون تحکیم بنیان خانواده برای نمازگزاران @kanonsalehin
سه بار گفتم صلی الله علیک.mp3
15.51M
🎼 سه بار گفتم صلی الله علیک سحر 🎤 🤲🏻اَللّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج🤲🏻 💯پیشنهاد دانلود💯 ✅حداقل برای یک☝️ نفر ارسال کنید @kanonsalehin
『بسم‌اللھ‌ِ‌الذی‌خلق‌‌المھدی''؏'':)!』
دانلود+دعای+فرج+با+صدای+فرهمند.mp3
3.21M
می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست به امیدی که ببینم رخ زیبای تو را می نشینم هر صبح بر سر راهت ای دوست♥️ برای امام زمانمون کم نزاریم! :)💛 🌿