ی» اولین مجموعهای است که ما در آن طنز را میبینیم؛ کل مجموعه طنزهایی است که خود عبید زاکانی از زبان عربی به فارسی ترجمه کرده است.
«نوادر» نوشته راغب اصفهانی کتابی است که حکایتهای طنز مناسبی دارد.
تفاوت طنز بزرگسال و کودکان
شکیبا در پایان افزود: ما برای بزرگسالان تا حدی میتوانیم قراردادهایی داشته باشیم، ولی در حضور کودکان موارد اخلاقی بسیاری به میان میآیند که باید رعایت شوند. آنچه طنز کودک و نوجوان است نباید پیچیده باشد؛ یعنی نباید با زمان و مکان خیلی بازی شود و تغییر داده شوند. حکایتها به دلیل سادگی برای کودکان و نوجوانان مناسب هستند.
این شاعر طنزپرداز در پایان سخنان خود گفت: برای بچهها داستانهایی که شخصیت سیاه و سفید دارند جذابتر و قابل فهمتر هستند.
کردند بر روی دست یکدیگر بلند شود و عبارتهای موثرتری بگویند و از آنجا ریشههای جملههای طنز، که آن زمان با نام هزل رواج داشته ایجاد میشود.
وی افزود: سعدی در غزل شماره ۴۰۴ خود میگوید؛ الهزل فی الکلام، کالملح فی الطعام، یعنی هزل در کلام مانند نمک در غذا است. پس همانطور که غذا بدون نمک مفهومی ندارد، سخن هم بدون شوخطبعی جذبهای ندارد.
شکیبا همچنین گفت: اگر میخواهیم به کسی آموزش بدهیم باید کلاممان نغز و آمیخته با شوخطبعی باشد.
شوخطبعی میان ائمه و پیامبران
این شاعر طنزپرداز ادامه داد: یکی از کتابهایی که میتواند به ما کمک کند تا حکایتها را بشناسیم. «لطایف الطوایف» نوشته مولانا فخرالدین علی صفی، لطیفهپرداز نامدار قرن ۸ و ۹ هجری قمری است. علی صفی پسر واعظ کاشفی صاحب «روضه الشهدا» و از روحانیان مطرح زمانهی خود بود. صفی در این مجموعه حکایتهای طنزآمیز را مناسب گروههای مختلف دستهبندی کرده است و گفته میشود برای اهل منبر این مجموعه را به تحریر آورده است.
شکیبا با تاکید بر اهمیت شوخطبعی بین ائمه بیان کرد: عدهای فکر میکنند مومن کسی است که کلامش خالی از طنز است، صفی در این کتاب شوخیهای پیامبر و ائمه را آورده و نشانگر این است که برای خوب بودن و الگو بودن شوخطبعی نیز نیاز است.
وی اضافه کرد: در این کتاب از یکی از نزدیکان پیامبر نقل شده است؛ «ندیدهام هیچ احدی را که مزاح بیشتر از رسول اکرم(ص) کرده باشد ولیکن مزاح او همه حق بود» و همان کس گفته است «ندیدهام کسی را که بیش از آن حضرت تبسم کرده باشد»
این بازیگر بیان کرد: مردان بزرگ این عالم نیز شوخی میکردند و ما نیز ناگزیریم شوخطبع باشیم ولی باید اندازه نگه داریم.
شکیبا اظهار کرد: «دگرخند» درآمدی بر طنز، هزل و هجو در تاریخ تا دوره معاصر، نوشته علی موسویگرمارودی نیز موارد زیادی از روایتها و نظرهای ائمه دربارهی طنز بیان کرده است؛ برای مثال آورده، امام صادق(ع) گفتهاند میزان مطلوب شوخطبعی حدی است که کسی در آن به کسی اهانت نشود و از محور حق خارج نشود و ایشان حق را دوآبه میدانند. دوآبه یعنی مزاح.
اقتباسی کردن داستانها برای انتقال به کودکان
شکیبا خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین مواردی که در آموزش باید به آن توجه شود شوخطبعی است. همانطور که مولانا کلامی از قرآن را به نظم آورده است «چونک با کودک سر و کارم فتاد/ هم زبان کودکان باید گشاد»؛ در آموزش به کودک ناگزیریم از طنز استفاده کنیم و حد و حدود مشخصی را باید در بهکارگیری این موضوع در نظر قرار دهیم. مورد بعدی در آموزش به کودکان تغییر دادن حکایتها است. مثلا میگویند هملت را اقتباسی کردهاند؛ آداپتاسیون یعنی تغییر دادن متن به حالتی دیگر. ممکن است ما متن هملت را تغییر دهیم و نامها را فارسی کنیم و مکان قصه را در تهران بگذاریم.
تمایز قصه و حکایت
وی هچنین گفت: ما در تاریخ ادبیاتمان کمتر داستان داریم و بیشتر داستانسرا داشتیم؛ تعداد قصه به حکایت در ادبیات ما کمتر است زیرا سنت ادبی ما در گذشته بیشتر حکایتمحور بود. در نگاه کلی حکایتها گرهافکنیهای کمتری نسبت به قصهها دارند و قصههای تاریخ ادبیات ما بیشتر در منظومههایی مانند شاهنامه، منطقالطیر، آثار نظامی و... شکل میگرفته، با نظر به این موضوع ما باید یاد بگیریم حکایتها را به قصه تبدیل کنیم.
این شاعر طنزپرداز خاطرنشان کرد: داستان چندین ویژگی دارد که در حکایت نیست؛ در داستان شخصیتپردازی داریم، یعنی اطلاعات کلیای از ظاهر و گذشتهی آن شخصیت داریم ولی در روایت اصلا چیزی از پیشینهی آن فرد نمیدانیم. در قصه شرح مکان و زمان گفته میشود ولی در حکایت به آن اشارهای نمیشود؛ برای مثال این یک حکایت است، «شخصی را گفتند در بغداد، تابستان چه میکردی؟ گفت: عرق»، در داستان یک اتفاق یا سوالی پیش میآید و با این گرهافکنی باقی داستان پیش میرود ولی در حکایت به دلیل کوتاه بودن آن این اتفاق نمیافتد و مانند جوک ساده است. در قصههای ابتدایی نیز مانند کتاب «قصههای مشدی گلین خانم» اثر لارنس پل الولساتن گرهافکنیهای زیادی رخ نمیدهد و به حکایت نزدیکتر بوده است.
طنز در جهان کودکان و نوجوانان
شکیبا درباره طنز در ادبیات کودک بیان کرد: ما باید رنگ طنز به آثار بچهها بزنیم. بزرگترها از حل کردن گرهها لذت میبرند ولی بچهها به متنهای سادهتر نیاز دارند و اگر قرار است کشفی را به عهده آنها بگذاریم باید کشفهای ساده باشد، ما ناگزیریم گاهی داستانهای طنزی که به بچهها میگوییم بیشتر گرهگشایی کنیم و گاهی به آنها توضیح هم بدهیم تا خنده اتفاق بیفتد.
وی افزود: همانطور که گفتم ما در ادبیاتمان داستانهای ویژه کودکان و نوجوانان نداشتیم پس باید با اقتباسی کردن حکایتها، آنها را برای بچهها آماده کنیم.
این مجری یادآور شد: بخش حکایتها «کلیات عبید زاکان
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، مهدی آرایی کارشناس و مدرس قصهگویی کانون در سلسله نشستهای علمی بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی قصهگویی درباره زبان بدن سخن گفت.
او در ابتدای این نشست بیان کرد: زندگی معاصر امروز به دلیل غلبه تصویر و ظهور رسانههای دیجیتال بیش از هر زمانی ما را نیازمند به بدن کرده است. امروزه به واسطه حضور دیجیتال تصویر نقش مهمی یافته و مخاطبان چشمی شدهاند. از سوی دیگر مخاطب امروز کمتر کتاب میخواند، اما مطالعه او بهواسطه رسانههای تصویری شکل میگیرد. بنابراین صوت و نوشتار به تنهایی از ارتباطگیری با عامه جهان عاجز شده است و حالا که باید با تصویر صحبت کنیم ماجرا متفاوت میشود.
آرایی گفت: ما برای انتقال مفاهیم از سه زبان بهره میبریم. زبان گفتار، زبان نوشتار و زبان بدن؛ ما بسیاری از نویسندگان و شعرا را از طریق زبان نوشتارشان میشناسیم. بهطور مثال هیچ صدایی از حافظ شیرازی وجود ندارد، اما تفاسیر بسیاری از زبان نوشتار او وجود دارد. زبان بدن فارغ از این که ما از زبان گفتار یا نوشتار استفاده کنیم، با اشارههای بدنمان مفهوم را به مخاطب منتقل میکند چرا که قدرت بینظیری دارد. در واقع وقتی در ترازوی سنجش قرار میگیرد، میبینیم جایگاه پرکاربرد و پرثمری دارد.
تاثیر نقش زبان بدن در جذب مخاطب
این مدرس قصهگویی استفاده از زبان بدن را از اصولی که نقش موثری در جذب مخاطب دارد دانست و افزود: با استناد به تحقیقهای آلبرت مهرابیان، پروفسور بازنشستهی دانشگاه یوسیالای کلمات فقط ۷ درصد از ارتباطات موثر را میسازند، ۳۸ درصد دیگر را تُن صدا و ۵۵ درصد باقیمانده را زبان بدن تشکیل میدهد. بنابراین کلمههای پربسامدترین بخش ارتباط را رقم میزنند، اما لزوما در یک گفتوگو اثربخش نبوده و جایگاه بالایی ندارند. نمیتوان از کلمه انتظار داشت تا قصهگو را به بالاترین جایگاه برساند. البته با توجه به موضعی که دارند و شرایط و موقعیت این آمار تغییر خواهند کرد. چرا که به طور مثال در تولید پادکست قصهگویی دیگر تصویر وجود ندارد و بار عمده بر روی دوش کلمهها قرار میگیرند.
او همچنین درباره زبان بدن توضیح داد: اجرای زبان بدن لزوما نباید همراه با کلمه باشد. گاهی قبل از کلمه از زبان بدن استفاده میکنیم، گاهی حین کلمه و گاهی نیز بعد از کلمه استفاده میشود. زبان بدن به کمک صدا و لحن، منتقلکننده مزه کلمهها یا منظور جملههاست. در قصهگویی نباید از صدا و لحن غافل شد. در واقع ما زبان بدن، صداولحن را با هم ترکیب میکنیم تا منظور خودمان را به مخاطب برسانیم.
آرایی در ادامه افزود: برای انتقال منظور ابتدا کلمه را جداجدا وارد صدا و لحن و سپس زبان بدن را وارد کنید. درست است که در عصر دیجیتال هستیم، اما قرنها ما از طریق گوش همه چیز را درک میکردیم و بعد تصویر وارد شد. بنابراین همچنان حس شنوایی حس غالب و پررنگی است. با این تفکیک هر دو بخش تقویت میشود. اما فراموش نکنید نباید زبان بدن تضعیف کننده صدا و لحن باشد. همانگونه که به وسیله زبان گفتار فارغ از رفتار بدن میتوانیم به بیان جمله و کلمه و ادای آن بپردازیم، زبان بدن نیز فارغ از زبان گفتار میتواند به بیان جمله و کلمه بپردازد. فقط نیاز به مراقبه و تمرین دارد، پس همیشه نگوییم گاهی هم نشان دهیم. این بخش جذابی در قصهگویی است، چرا که شما از طریق رفتار قصه را بیان میکنید.
تعامل زبان بدن و زبان گفتار
این قصهگوی کانون درباره اوج یک ارتباط موثر گفت: زمانی که زبان بدن و گفتار در تعامل با هم باشند، زیباترین نوع انتقال مفهوم طراحی و اجرا میشود. بعضی از رفتارها در زبان بدن طراحیهای مختلف و گوناگونی دارند و باید دید کدامیک زیباتر است و از همان برای فضای ایجاد شده استفاده کرد. شما قصهگویانی هستید که مخاطب شما در حال رفت و آمد است و فرصت زیست با شما را نداشته، بنابراین باید رنگ و لعاب زبان بدن و گفتار را حفظ کنید. شما مانند پدربزرگها و مادربزرگها در خانواده که زیست با آنها داشتهایم، نیستید. بنابراین باید مجهزتر از آنها باشید و برای همه چیز طراحی کنید.
او همچنین تاکید کرد: وقتی صحبت از زبان بدن میشود به حرکت فکر میکنیم. در حالیکه اجرای زبان بدن لزوما با حرکت شکل نمیگیرد. گاهی با سکوت و سکون بدن مفهوم منتقل میشود. یاد گرفتن سکون و سکوت مهارتی عظیم در زبان بدن است، چرا که انتظارآفرینی میکند. به طور مثال وقتی به جای مهم قصه میرسید اگر با سکوت و سکونی که دارید پیش بروید مخاطب را تشنه فهمیدن ادامه قصه میکنید. سکوت جزیی از دیالوگ و گفتوگوست. اگر شما طراحی شده جلو بیایید این سکوت و سکون، تعلیق در مخاطب ایجاد میکند، اما اگر طراحی درست نباشد ممکن است مخاطب را به اشتباه بیاندازد. فراموش نکنید که این سکوت و سکون نباید خیلی طولانی شود تا حوصله مخاطب سر برود و یا
نباید پرتعداد باشد. مکث زیاد و بی جا نیز باعث از بین رفتن ریتم در اجرای قصهگویی میشود.
بهترین آموزگار، مردم کوچه و بازار
آرایی ادامه داد: برای فراگیری زبان بدن بهترین معلمها، مردم کوچه و بازار هستند. البته زمانی که فارغ از تماشای خلق به گفتن یک ماجرا مشغولند. زمانی که چند نفر با هم در حال گفتوگو هستند اگر دقت کنید به نکات بسیار درخشانی میرسید. هر چقدر شما در قصهگویی به لحن و زبان بدن مردم نزدیکتر باشید پذیرش شما از سمت آنها نیز بیشتر خواهد بود. فراموش نکنید که این روایت مختص به جمعهای کوچک خودشان است و شما برای جمع بزرگتری این کار را انجام میدهید، پس نمیتوانید مداوم از آن استفاده کنید. در قصهگویی به داوران به عنوان قاضی نگاه نکنید و به پایان کار توجه نداشته باشید، بلکه به این نکته توجه کنید که بهترین قصهگوی ایران و جهان باشید. بسیاری از بهترین قصهگویان در جشنوارهها برنده نمیشوند.
او در ادامه به تماشا و تمرین زبان بدن هنرمندان هنرهای نمایشی اشاره کرد و افزود: دیدن کار این هنرمندان میتواند ما را در پیچ و خمها و دهلیزهای زبان بدن رهنمون کند. اما باید مراقب بود که زبان بدن در جو بازیگری قرار نگیرد، چرا که بازیگری ماجرای دیگری است و قصهگویی اصیل به لحاظ لطف و عمق حرکتها تفاوت فاحشی دارد. در یک دوره چهرههای شناخته شده هنرمندان در جشنواره قصهگویی حضور یافتند، اما کار همکاران کانون و بخش آزاد بسیار حرفهایتر از آنها بود. چون آنها در گیر و دار بازیگری مانده بودند. پس ما فقط میتوانیم از آنها الگوبرداری کرده و نگاه کنیم. من قصهگو نه شبیه مردم کوچه و بازار هستم و نه شبیه هنرمندان هنرهای نمایشی، من از این دو گروه یاد میگیرم و آموختههایم را به زبان قصهگویی نزدیک میکنم.
آرایی همچنین گفت: بسیار مواظب باشید اتمسفر زبان بدن سینمایی و نمایشی میتواند به عدم ایجاد جو بکر قصهگویی دامن بزند و حتی میتواند اجرای قصهگویی ما را به یک پدیده نمایشی سینمایی یک نفره تبدیل کند. به همین دلیل است که صادقانهترین حرکتهای زبان بدن در حوزه روایتگری مربوط به قصهگویان بومی، محلی و کهنسال است؛ کسانی که تجربه عمیق بازیگری و مجریگری نداشتهاند.
تخیل خود را به کار اندازید
این هنرمند تصریح کرد: زبان بدن در قصهگویی لزوما شامل شخصیتهای انسانی نمیشود. یک قصهگو تخیل خود را به کار میاندازد و برای حیوانات و نباتات نیز رفتارهایی را طراحی میکند که مخاطب میپذیرد این رفتارها از آن حیوان و یا نبات است یا نه؛ باورپذیری این طراحی دقیقا همان جادوی قصهگویی است. طراحی زبان بدن برای حیوانات و نباتات برگرفته شده از رفتارهای مرسوم انسانی به اضافه رفتارهای حیوانی و نباتی است. این تلفیق انسانی و غیرانسانی باید هنرمندانه و باورپذیر شکل بگیرد تا کودک آن را به عنوان رفتار واقعی آن حیوان پذیرا باشد.
او افزود: بهترین زبان بدن در قصهگویی به اندازهترین زبان بدن است، لزوما کثرت استفاده از زبان بدن نشانه هنرمندی نیست. زیادهروی و یا غلو در اجرای زبان بدن ما را در دام نمایش یا هنرهای روایت محور دیگر میاندازد. یکی از بهترین استادان زبان بدن جهان، آیینه است. بسیار در مقابل آیینه تمرین کنید. در واقع میتوانید روزی پنج دقیقه در مقابل آیینه انواع حرکات بدن را تمرین کنید. مثلا انواع لبخند زدن را تمرین کنید.
آرایی گفت: زبان بدن در قصهگویی نیاز به طراحی دارد. یک قصهگوی ماهر بعد از این که قصهاش را آماده کرد جلوی آینه مینشیند و برای قصهاش زبان بدن طراحی میکند. در طراحی اولیه بسیار سخاوتمندانه و اسرافکارانه برای تمام اجرای قصه زبان بدن طراحی کنید. بعد قیچی هرس را بر دارید و طراحیهای اضافه را هرس کرده و دور بریزید. نباید مملو از زبان بدن باشید. فراموش نکنید بعضی از قصهها اصولا زبان متنوع و کثیری ندارند، در این گونه حتما قصه را نشسته تعریف کنید، هرچند که به شکل ایستاده، استرس کمتری به قصهگو تحمیل میشود.
او در پایان تاکید کرد: در استفاده از زبان بدن، قصهگو باید روانشناسی زبان بدن را بلد باشد؛ تعداد زیادی از حرکتهای زبان بدنی را با مطالعه روانشناسی میتوانید به دست آورید. در طراحی زبان بدن باید مراقب باشید که حرکتها زیبنده شخصیت و تیپ شما باشد. آن طراحیها باید تکمیلکننده قصه باشند نه تخریبکننده.
بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همزمان با شب یلدا برگزار میشود.
به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، ششمین جلسه از سلسله نشستهای علمی قصهگویی با محور «زبان بدن» برگزار شد. دومین مدرس این جلسه علیرضا آقایی قصهگوی حوزه کودک و نوجوان بود.
آقایی با بیان اینکه قصهگویی آذین شده به هنرهای دیگر است، گفت: طراحی لباس، نوشتار و ادبیات، اکسسوار یا ابزار به صورت تجمیعی هنر قصهگویی را شکل میدهد.
وی تصریح کرد: بین نمایش و قصهگویی قرابت زیادی است ولی فاصلههای زیادی هم میشود ایجاد کرد. کتاب «تکنیکهای نمایش خلاق» اثر منوچهر اکبرلو یکی از هفت کتابی است که سال گذشته در بیستوهفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، به اتفاق شش جلد دیگر رونمایی شد. این اثر، کتاب بینظیری است مخصوصا برای ما که در کانون کار میکنیم. تفاوتهای قصهگویی و نمایش خلاق، نمایش خلاق و بازی خلاق، نمایش خلاق چه تفاوتی با بازی خلاق دارد و به قدری زیبا و با مثالهای فراوان این موارد را تشریح کردهاند که اگر شما در کارگاههای تخصصی از این استفاده کنید بهترین منبع است.
در بخشی از این کتاب منوچهراکبرلو در فصل سه به قصهگویی و نمایش خلاق اشاره میکند. میگوید قصهگویی یکی از گامهای اساسی در هنرهای نمایشی برای کودکان است؛ قصهگویی وسیلهای است که به کمک آن کودک با بهکارگیری قوه تخیل خود در احساسات و تجربههای دیگران شریک میشود.
آقایی با بیان جایگاه علمی قصهگویی اظهار کرد: کتاب «تئاتر برای مخاطبان جوان» شامل ۲۲ نمایشنامه است که در سال ۱۳۹۰ به کوشش حسین فداییحسین و منوچهر اکبرلو گردآوری شده است. این کتاب شامل نمایشنامههایی است که در کشورهای مختلف اجرا میشود. در ابتدا پرده یک راوی دارد؛ یعنی در نمایش و تئاتر حضور راوی از دهه ۶۰ میلادی یک حضور کاملا پررنگ و درخشان است.
وی خاطرنشان کرد: به این موارد اشاره کردم تا بگویم قصهگویی با این ظرفیت و تأثیرگذاری نیاز به یک زبان علمی و پایه ای دارد. این زبان باید به صورت تخصصی استخراج شود تا قصهگو بداند چه توقعهایی از او میرود.
آقایی افزود: مبتکر زبان بدن در قصهگویی، قصهگویان نیستند. زبان بدن در تئاتر، روانشناسی، سینما، تلویزیون و گفتار و رفتار ما در زندگی شخصیمان نیز وجود دارد. زبان بدن یک علم است؛ روانشناسان و روانکاوها در طول جلسه درمان از روی حالتهای بدنی مراجع به دلیل آنها پی میبرند.
زبان بدن با پیامهای کلامی است
این قصهگوی برجسته با توضیح ابزارهای کاری قصهگو گفت: بیان بدنی همان زبان بدن (bodylanguage) است. اصطلاح زبان بدن به تمام روشهای غیرکلامی ارتباطات اطلاق میشود و شامل حالتهای صورت، حالت بدن و سایر علائم حرکتی است. منظور از غیرکلامی هر پیامی است که افراد بدون استفاده از کلمهها ارسال میکنند. زبان بدن به طور معمول با پیامهای کلامی ترکیب میشود تا ارتباط واضح و موثری برقرار شود.
آقایی افزود: از چهره یک فرد شما میتوانید حالتهای مختلف را درک کنید؛ درهم کشیده شدن ابروها، حالت چشمها، طرز قرارگیری همه اجزای صورت به ویژه فک، در انتقال مفاهیم بسیار مهم هستند. ما نمیتوانیم با چهره یخ و بدون حس برای بچهها قصهگویی کنیم، حتی اگر تمام حرکتهای بدنیمان متناسب باشد. ۸۰درصد ابزاری که هنرمند میتواند با آن کلام را در قالب بیان بدنی برای مخاطب مفهوم کند صورتش است.
وی ادامه داد: قرارداد یک سری حرکتهایی است که ما آن را بر اساس بافت اجتماعی، فرهنگ و منطقه زندگی خود این قراردادها را درک میکنیم؛ برای مثال وقتی میبینیم فردی دستش را بر زیر چانه گذاشته و سرش متمایل به پایین است، بنا بر یک قرارداد اجتماعی نانوشته نتیجه میگیریم که در حال تفکر است و یا زمانی که در بیمارستان تابلو هیس به دیوار میآویزند ذهنیتشان بر این است که همه بدون نیاز به توضیح این قرارداد را میشناسند و متوجه منظور آنها خواهند شد.
این مدرس قصهگویی تصریح کرد: ما به عنوان قصهگو باید به خوبی قراردادها را بشناسیم و از آن استفاده کنیم. زیرا اگر از این قراردادها را استفاده کنیم ارتباط خیلی بهتری با مخاطب برقرار خواهیم کرد.
آقایی در پاسخ به پرسش نقش زبان بدن در قصهگویی بیان کرد: قصهگویی، در نام خود از گفتن حکایت دارد، پس چرا ما به جای اکتفا به لحن و بیان از زبان بدن سخن میگوییم؟ کودکی که در مقابل شما است وقتی فقط بیان را دارد نمیتواند ارتباط لازم را برقرارکند زیرا نیاز دارد گاهی مسیر نگاهش تغییر کند. آنچه باعث استفاده از زبان بدن در قصهگویی میشود افزایش میزان تاثیرگذاری است.
قصهگو بازیگر است و نقش مقابلش قصه است
علیرضا آقایی بیان کرد: بازی در سکوت تکنیکی در سینما و تئاتر است که هرچه بیشتر به آن آگاهی پیدا کنیم استفادهی زیباتری از بدن خود خواهیم کرد. وقتی دو بازیگر گفتوگو میکنند، زمان دیالوگ گفتن یکی، آن دیگری نباید مانند
سنگ بایستد زیرا مخاطب ارتباطش را با آن قطع میکند. فرد مقابل باید عکسالعملی با میمیک چهره و زبان بدن نشان بدهد. در قصهگویی، قصهگو یک بازیگر است و نقش مقابلش قصه است.
وی بیان کرد: بازی در سکوت به تعبیر من؛ ژست، فیگور و تیپ است. ژست و فیگور زیرمجموعه تصویرسازی هستند. در نقاشی سعی میکنیم ترکیببندی مطلوبی را ایجاد کنیم. در تصویربندی ما یک قاب به مخاطب ارائه میدهیم تا بعد از ترک کردن سالن نمایش را فراموش نکند بلکه آن قاب تاثیرگذار را با خود به خانه ببرد و در حافظه بسپرد. ابزار قصهگو برای ساختن این قاب بدنش است. به دلیل اینکه این مبحث گسترده و شیرین است شما را به کتاب «بازی در سکوت» اثر فرهاد بازیان ارجاع میدهم.
تصویرسازی با چاشنی کارگردانی در قصه
وی در پایان عنوان کرد: استفاده از طراحی لباس، ابزار، تابلوها و نشانهها در کارگردانی کار شما بسیار مهم است زیرا بازی شما در بستر کارگردانی اثر دیده میشود. اینکه چه زمانی در کدام سمت صحنه به سمت یک درخت فرضی برویم تا تاثیر خوبی بگذارد کارگردانی است. قصهگویان باید آگاهانه لباس انتخاب کنند. طراحی لباس باید به انتقال بهتر قصه کمک کند. اگر از لباس نامناسب استفاده کنیم علاوه بر کم کردن تاثیر اجرا و پرت کردن حواس مخاطب از چهره و چشمها میتواند باعث اختلال در حرکت شود؛ برای مثال کفشهای فانتزی که ممکن است طراحی غیراصولی داشته باشد به کلی اجرای قصهگو را تحت تاثیر قرار میدهد.
بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همزمان با شب یلدا برگزار میشود.
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، وحیده نظری مدرس زبان اشاره و معلم آموزش و پرورش استثنایی کودکان ناشنوا و کم شنوا، در پنجمین روز از مجموعه نشستهای علمی و آموزشی جشنواره قصهگویی به ارائه نکتههایی برای قصهگویان زبان اشاره پرداخت و گفت: شما برای قصهگویی به زبان اشاره نیازمند این هستید، ابتدا با فرهنگ ناشنوایان آشنا شوید. به خاطر داشته باشید که بچه ناشنوا با واژهها آشنا نیست و قدرت درک و گیرایی در قصه را همانند یک بچه شنوا ندارد. بنابراین باید به عمق زبان ناشنوا دقت داشته باشیم، به دریافت درستی از مفاهیم برسیم و در نهایت توانمندسازی کنیم.
او ادامه داد: باید برای کودک ناشنوا با کلمههای حقیقی قصه گفت. از آنجایی که بچههای کمشنوا با واژهها تا حدی آشنا هستند، بیشتر لبخوانی میکنند. بنابراین بچه به لب نگاه میکند؛ باید دقت کنید تا کلمههایی را که در بیان شبیه هم هستند، به نحوی با زبان اشاره بیان کنید تا بچه را به اشتباه نیاندازد.
در قصهگویی صدا را قطع کنید
این مدرس زبان اشاره همچنین افزود: وقتی یک شنوا برای ناشنوا قصه میگوید کار سخت است و همین عدم ارتباط باعث شده تا با فرهنگ هم آشنا نباشند و هیچ ناشنوایی به فضای قصهگویی وارد نشود. همین که شما مربیان کانون زبان اشاره را یاد گرفتید و قصهگویی میکنید بسیار خوب است، اما سعی کنید دو زبانه باشید چرا که برخی از ناشنوایان اصلا از واژه استفاده نمیکنند و بیصدا هستند. بنابراین وقتی قصه میگویید به زبان آنها صحبت کنید. شما که شنوا هستید وقتی زبان اشاره را میآموزید و میخواهید قصهگویی کنید گاهی در ذهنتان تداخل ایجاد میشود، وقتی صدا را قطع میکنید تک زبان میشوید و مغز راحتتر دستور میدهد و دیگر آن تداخل ایجاد نشده و در قصهگویی مکث یا فراموشی نخواهید داشت. دستان من صدای من هستند، بنابراین صدا را قطع کرده و بیصدا قصه را به زبان اشاره بگویید راحتتر است.
نظری بیان کرد: اشاره نیز یک زبان است، باید ابتدا اصول آن را یاد بگیرید، بعد وارد جمع ناشنوایان و کم شنوایان شوید تا خوب یاد بگیرید. تا میتوانید تمرین زبان اشاره کنید.
با حرکت صورت و بدن قصه بگویید
این مربی همچنین درباره استفاده از لبها در هنگام استفاده از زبان اشاره نیز اظهار کرد: اینکه برخی فکر میکنند میتوانند بدون استفاده از لب، زبان اشاره کار کنند، کاملا اشتباه است. همانطور که گفتم کمشنواها لبخوانی میکنند تا متوجه شوند. باید به عمق زندگی ناشنواها بروید و برایشان قصه بگویید تا به راحتی درک کنند و با آن ارتباط بگیرند. در قصهگویی معمولی شما لحن و وسعت صدایتان را تغییر میدهید تا مخاطب متوجه منظور شما بشود، اما ناشنوا صدا را نمیشنود. بنابراین با حرکت دست، صورت و بدن باید جان کلام را به او برسانید.
او در ادامه به تفاوت زبان اشاره در کشورها پرداخت و گفت: هر کشوری زبان اشاره خاص خودشان را دارند و به زبان خودشان صحبت میکنند. حالا وقتی ما میخواهیم برای کشورهای دیگر قصه بگوییم باید از زبان اشاره بینالمللی استفاده کنیم و پایه آن نیز فراگیری زبان اشاره خودمان است.
از کلمهها در جای درست استفاده کنید
این معلم آموزش و پرورش همچنین به استفاده درست از کلمهها اشاره کرد و افزود: در زبان اشاره باید از کلمهها در جایگاه درست خود استفاده کنید تا معنی آن تغییر نکند. اگر میخواهید قصه بگویید باید سعی کنید ارتباط چشمی با مخاطبتان داشته باشید و روی صحنه حرکت کنید تا بچه متوجه شود. اما فراموش نکنید که پشت به کودک قصه نگویید، او باید صورت شما را ببیند تا متوجه منظورتان بشود. قصهگویان خانمی که چادر سر میکنند یا قصهگویان مردی که محاسن دارند، حواسشان باشد تا به نحوی اجرا کنند که بچه متوجه حرکات لبها و بدن آنها بشود.
او در پایان سخنان خود چند توصیه کرد و گفت: قصه را باید بخوانید، تجسم کنید و بعد کوتاه شده و ساده ارائه دهید. نباید با استفاده از ادبیات کتابی، برای کودک ناشنوا قصه تعریف کنید. ما از کلمهها و واژگان ساده استفاده میکنیم و اگر کلمهای سخت باشد باید به نحوی استفاده شود تا بچه آن را بفهمد. اینجاست که هم پدر و مادر از شنیدن قصه لذت میبرند و هم بچه. و یادتان باشد وقتی در جشنواره حضور دارید فکر کنید یک بچه ناشنوا پیش شماست، به جایزه فکر نکنید.
تا میتوانید تمرین کنید
در ادامه این نشست کیخسرو رنگرز مدرس و گوینده خبر زبان اشاره و عضو هیئت مدیره انجمن ناشنوایان تهران، ساعتی با مربیان و کارکنان کانون صحبت کرد و نکتههایی را به آنها توصیه کرد.
او گفت: در زبان فارسی بعضی از کلمهها معانی مختلفی دارند مانند شیر که هم خوردنی است، هم نام یک حیوان است و هم وسیلهای است برای استفاده از آب لولهکشی که معنی آن در جمله مشخص میشود. در زبان اشاره نیز برخی کلمهها معنی خود
را در جمله نشان میدهند. به طور مثال برای منفی کردن یک فعل در زبان فارسی اول حرف «ن» میآید بعد فعل اما در زبان اشاره برعکس است.
رنگرز ادامه داد: وقتی وارد صحنه میشوید بعضی از کلمههای جدید را اگر کشف کردید یا میخواهید عموم متوجه شوند باید آن را کلمه به کلمه بگویید و بعد شروع به تعریف قصه کنید. باید آنقدر تمرین داشته باشید تا ابتدا ملکه ذهن خودتان بشود و بعد بتوانید درست به مخاطب ارائه دهید. یادتان باشد که در زبان اشاره شعر نداریم و باید آن را تبدیل به متن کرده و ارائه دهید.
زبان اشاره را ساده و روان استفاده کنید
این مدرس همچنین بیان کرد: زبان اشاره در زبانهای خارجی نیز هر کدام متفاوت هستند یعنی هر کشوری یک فرهنگ دارد و زبان اشاره آن نیز برگرفته از فرهنگ و هویت همان کشور است. در زبان فارسی برای یک جمله از کلمههای متعددی استفاده میشود، در حالی که در زبان اشاره کاملا ساده، روان و کوتاه شده باید صحبت کرد.
او اظهار کرد: در مدارس استثنایی معلمی که تدریس میکند، نهایت چند ساعت دوره آموزشی گذرانده است و این کافی نیست. شما باید در جامعه ناشنوایان حضور پیدا کنید و با استفاده از نکتههایی که آموزش دیدهاید بارها و بارها تکرار داشته باشید تا بتوانید به زبان آنها صحبت کنید، چرا که یکسری از کلمهها در کتابهای آموزش زبان اشاره وجود دارد که در دنیای واقعی شما از آنها استفاده نمیکنید و با حضور در جمع ناشنوایان متوجه این تفاوتها میشوید.
در پایان هر دو نشست مربیان کانون با زبان اشاره قصهگویی کردند و هر دو مدرس نکتههای آموزشی را به آنها توصیه کردند.
گفتنی است ادارهکل آموزش و پژوهش کانون به منظور ارتقای سطح آگاهی قصهگویان هفت جلسه آموزشی با حضور ۹ مدرس در ۹ بخش ادبیات در نظر گرفته است تا بیستوپنجمین جشنواره قصهگویی با کیفیت مطلوبتری برگزار شود.
بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همزمان با شب یلدا برگزار میشود.
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آموزش نحوه ثبت نام در سایت جشنواره قصه گویی