به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، محمد غفاری، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان قم و رئیس بیست و پنجمین دوره جشنواره قصهگویی این استان، قصه را اولین راه ارتباطی ایرانیها بافرهنگ بیرون از خانوادهشان دانست و گفت: قصه برای ما ایرانیها بهعنوان اولین تجربه ارتباطیمان بوده و همه آموختههایمان و ارتباطی که با تاریخ، فرهنگ، بوم و محل زندگی و آیینهای محلیمان داریم از طریق قصهها به ما منتقل شده است. قصه اولین راه ارتباطی و مواجهه ما بافرهنگ بیرون از خانوادهمان است و تقویت امر قصهگویی میتواند کمک کند بچهها دایره ارتباطی گستردهتری پیدا کنند و خیلی زودتر با پیرامون خود آشنا شوند و جدیتر به اتفاقات اطراف توجه کنند.
وی در توضیح اهمیت برگزاری این جشنواره در سطح استانها برای تحقق هدف عمومیسازی و مردمیسازی قصهگویی بیان کرد: برگزاری جشنواره قصهگویی در استانها سابقه داشته است؛ ولی باتوجهبه اینکه امسال قرار است در حوزه عمومیسازی و ترویج قصهگویی کار کنیم، دست استانها باز شده است که بتوانند با ارتباطهایی که فراهم میکنند و از نظر رسانهای، کارشان را بهگونهای انجام دهند تا تعداد مخاطب بیشتری متوجه جشنواره شود و تماس قصهگویان با جامعه و بدنه مردمی گسترش پیدا کند.
غفاری افزود: در این زمینه، اتفاقاتی که در حوزه اطلاعرسانی میافتد باعث میشود که هم تعداد مخاطب شرکتکننده و کسانی که در این جشنواره هستند افزایش یابد و هم تعداد مخاطبی که پذیرای قصه است گسترش پیدا کند. ما در سطح استان قم ارتباطهایمان را گستردهتر کرده و توانستهایم جمع بیشتری را با قصهگویی پیوند بزنیم. خیلی از ادارات و نهادها دارند در حوزه قصهگویی تلاش میکنند و انشاءالله نتیجهاش را بعدها خواهیم دید، شاید در سالهای بعد؛ چرا که امسال، شروع ماجراست و بعدها و در دورههای دیگر میتوان نتایج را مشاهده کرد.
مدیرکل کانون پرورش فکری استان قم در زمینه ترویج قصههای قرآنی در این استان، به ارتباط بیشتر با حوزه علمیه و استفاده از ظرفیت روحانیون و طلبههای قصهگو اشاره کرد و گفت: بهواسطه اینکه در استان قم هستیم و بهخاطر بدنه حوزه علمیه که در قم مستقر است و به دلیل وجود حرم حضرت معصومه (س) و مسجد مقدس جمکران، طبیعی است که از ما در حوزه داستانهای دینی و قصهگویی دینی توقع متفاوتی وجود دارد. در کانون قم با تلاشهایی که صورتگرفته است توانستیم با حوزه علمیه ارتباط برقرار کنیم، با مرکز حوزه علمیه بانوان و با معلمان «طرح امین» مدارس. از آنها خواستیم که در حوزه قصههای دینی مشارکت کنند و برایمان قصه بگویند. روحانیون امسال حضور پررنگی در جشنواره خواهند داشت و قصههای قرآنی و تاریخی دینی را برای ما روایت میکنند.
محمد غفاری در ادامه عنوان کرد: انشاءالله ما در حوزه قصههای دینی ورود خواهیم کرد؛ اما چون سال اول این نوع ارتباط است، باید در مرحله آزمونوخطا باشیم؛ ولی مسیری که شروع کردهایم مسیر خیلی مهم و ماندگار و تأثیرگذاری خواهد شد. قصههای دینی یکی از مسائل لاینفک حوزههای دینی است و اکنون مبلغان قصهگو هستند و وقتی برای تبلیغ به منطقهای میروند با قصهگویی با مردم ارتباط برقرار میکنند و با قصه کارشان را پیش ببرند؛ اما اینکه ما چطور و با چه ریلگذاریای مردم را به سمت قصهگویی هدایت کنیم و در این حوزه برنامهها را ساماندهی کنیم، کاری است که شروع کردهایم و امیدواریم خیلی زود این جشنواره بتواند ثمره خودش را ببیند.
رئیس بیست و پنجمین دوره جشنواره قصهگویی استان قم، پرورش چهرههای جدید روحانیون قصهگو را از ثمرات تعامل بیشتر کانون قم و حوزه علمیه دانست و درباره وجود علاقه و اشتیاق در این قشر از جامعه به قصهگویی گفت: اکنون ما نزدیک به هزار معلم در «طرح امین» در مدارس داریم. اینها خانمها و آقایان طلبه هستند که هم بهعنوان معلم و هم معاونت پرورشی حضور مستقیم و ارتباط مستقیم با بچهها دارند. این عزیزان تواناییاش را دارند و خیلیها هم آموزشهای مقدماتی را دیده بودند قبل از اینکه اعزام شوند؛ منتها ساماندهی آنها، واردشدن به فضایی که توقع حرفهایتر شدنشان هست و توقع اینکه کانون بتواند این عزیزان را هم توانمند کند و هم دایره مخاطبشان را گسترش دهد، اتفاقی است که شروع کردهایم و باتوجهبه ظرفیتی که دارند مطمئن هستم بهزودی چهرههای جدید خواهیم داشت.
وی افزود: ما در سالهای گذشته حجتالاسلام راستگو را داشتیم و الان خیلیها هستند که در مجموعههایی که خود مرحوم راستگو یا شاگردانش تدارک دیدهاند، در حال آموزش هستند. به نظر من در سالهای آینده انبوهی از روحانیون به حوزه کودک و نوجوان ورود خواهند کرد که مهارتهای مختلفی بلدند و اثرگذار کار خواهند کرد: از جمله در حوزه قصهگویی.
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، سیدجلیل میرعظیمی، مدیرکل کانون استان گیلان امر قصهگویی را ابزاری برای انتقال فرهنگ دانست و گفت: اعتقاد من این است که جشنواره قصهگویی صرفا فعالیت قصهگویی نیست که مثلا پدربزرگ و مادربزرگ بیایند برای ما قصه بگویند؛ بلکه ما داریم فرهنگی را انتقال میدهیم.
با توجه به محورهایی که امسال برای قصهگویی مطرح شده است، این امر میتواند در حوزههای فرهنگی و اعتقادی یا حتی در بحث تولید خیلی مؤثر باشد.
ما میتوانیم بسیاری از ایثارگریها و توفیقهایی را که در کشور داریم در قالب یک قصه و جریان فرهنگی به نسل کودک و نوجوان منتقل کنیم که در آینده کودکان و نوجوانان ما بدانند در زمانی که اینها کودک بودند کسانی بودند که برای کشور و نظام ما افتخارآفرین بودند و این ملکه ذهن بچههایمان شود و همیشه در ذهن آنها باقی بماند.
وی درباره برنامههای کانون استان گیلان برای تحقق هدف عمومیسازی و مردمیسازی قصهگویی بین خانوادهها بیان کرد: دستاندرکاران جشنواره قصهگویی در تهران حرکت خوبی انجام دادند و یک جریان فرهنگی مردمیسازی قصهگویی راه انداختند. قصهگویی برای ما در استان خیلی اهمیت دارد و امسال با جدیت هرچه تمامتر داریم آن را دنبال میکنیم.
ما در استان گیلان بر اساس جلسههای متعددی که گذاشتیم، حدود ۲۶ دستگاه استانی را همراه خود کردیم و تمام همکاران خود را به عنوان سفیران قصهگویی به این دستگاهها فرستادیم. مثلا در اداره کار و رفاه اجتماعی، کارآفرین نمونه میتواند قصه موفقیتش را توضیح بدهد یا در دانشگاه علومپزشکی، پرستاران و پزشکان ما که در ایام سخت کرونا در بیمارستان کار میکردند میتوانند تجربههایشان را برای کودکان و نوجوانان قصه کنند. با بنیاد شهید صحبت کردیم که از شهدا بگویند و قصههای شهیدان را تعریف کنند؛ چرا که آنها کسانی بودند که جانشان را نثار کردند تا ما امروز امنیت داشته باشیم.
همچنین همکاران ما دریافت قصههای مختلف دیگر از جمله از بنیاد حفظ آثار، کمیته امداد، آموزش و پرورش و نهاد کتابخانهها را پیگیری خواهند کرد. علاوه بر اینها، با دانشگاه فرهنگیان هم ارتباط گرفتیم تا بیایند قصهگویی را تحلیل کنند و آن را توضیح و ترویج دهند که این یک جریان فرهنگی است و باید در بدنه جامعه راه بیفتد. ما باید کمک کنیم که این فرهنگ در امورهای مختلف چه در بحث ایثار، کادر درمان و ... به بچهها منتقل شود تا آنها به داشتههای خود، نظام و مسئولان کشورشان افتخار کنند که توانستند نظام کشور را بعد از چهل و اندی سال، امروز با این قوت و قدرت سر پا نگه دارند.
میرعظیمی در ادامه گفت: شاید امسال اولین سالی بود که ما در ۲۶ دستگاه حضور پیدا کردیم. مثلا در حوزههای علمیه هم حضور پیدا کردیم تا برای ما قصههای قرآنی بگویند و بتوانیم این جریان قصهگویی را ترویج کنیم و به یک فرهنگ غالب در استان گیلان تبدیل کنیم. ما با تمام قوا میخواهیم قصهگویی را در بدنه جامعه و مردم ترویج کنیم و در اینباره سعی کردیم در سطح شهر بیلبوردهایی بزنیم که مردم در جریان باشند جشنواره قصهگویی ما در چه تاریخی است و تبلیغهایی هم در فضای مجازی داشتهایم. برآورد ما این است که امسال نسبت به سال گذشته رشد سه چهار برابری در جشنواره قصهگویی داشته باشیم.
رئیس جشنواره قصهگویی استان گیلان افزود: این یک فرایند بلندمدت است. ما امسال زمان خیلی کمی داشتیم؛ چند طرح سنگین داشتیم که هفته ملی کودک یکی از آنها بود؛ اما به دنبال این هستیم که جریان قصهگویی را به دل خانهها ببریم. این مسئله برنامه درازمدت میطلبد که انشاءالله اگر خدا بخواهد بعد از پایان جشنواره قصهگویی امسال، کارمان را برای سال آینده شروع خواهیم کرد تا آن ۲۶ دستگاه بشود ۴۶ دستگاه. ما در تکتک جاهایی که فکر میکنیم میتوانند در امر قصهگویی به ما کمک کنند حضور پیدا خواهیم کرد تا به نحو شایستهای این فرهنگ اصیل ایرانی را به بچهها منتقل کنیم و آنها واقعا لذت ببرند از قصههایی که پدربزرگ و مادربزرگهایمان برای ما میگفتند؛ قصههایی که امروز متأسفانه دارد کمرنگ میشود.
میرعظیمی در پاسخ به این سؤال که «استان گیلان در بحث مقاومت مقابل نیروهای بیگانه تاریخی درخور توجه دارد. آیا کانون گیلان در جمعآوری قصههای تاریخی کاری انجام داده است؟ همچنین کانون گیلان در جشنواره بیستوپنجم برنامهای دارد تا تعداد و کیفیت قصههای نامداران تاریخی مثل میرزا کوچکخان جنگلی بیشتر شود؟» توضیح داد: بله دقیقا به نکته ظریفی اشاره کردید.
بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همزمان با شب یلدا برگزار میشود.
photo7253703950.jpg
حجم:
96.9K
تمدید مهلت ارسال اثر در بخش های بین الملل، 90ثانیه ای، علمی
39.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موشن گرافیک معرفی بخش های جشنواره بین المللی قصه گویی
به گزارش اداره کل روابطعمومی و اموربینالملل کانون، آسیه رحمتی جلسه را با این سوال آغاز کرد که «اولین قصهگو کیست؟» و در پاسخ آن نیز گفت: خداوند نخستین قصهگوست و در سورههای مختلف، قصههای گوناگونی را روایت کرده است. در واقع خداوند در وجود بندگان خود قصهدوستی را ودیعه نهاده تا بندگان شنیدن قصه را دوست داشته باشند.
او ادامه داد: از منظر دین، شاید خیلی این جمله زیبا نباشد، اما به نظر من باید سوای معنی همیشگی «پیامبر» را تعریف کنیم. پیامبر به معنی کلمه یعنی پیامآور، چرا که هر قصه یک پیام با خود به همراه دارد که آن صلح و دوستی و رسیدن به رستگاری است. بنابراین هر قصهگو خود یک پیامبر است و شما با بندگان خوب خدا در ارتباط هستید. کودکانی که لوح سفیدی در ذهن دارند و قصهگویان پیام را میرسانند و در این لوحی که در اختیار دارند پیامها را حک میکنند. بچهها با شنیدن قصه صلح و دوستی را میآموزند و این وظیفه مهم و بزرگ برعهده قصهگویان نهاده شده است. خداوند رسالتی را برعهده قصهگو گذاشته که شبیه به همان رسالت پیامبران است.
داشتن ایمان و اعتقاد قلبی
رحمتی درباره اصول قصهگویی مذهبی توضیح داد: در قصهگویی دینی مذهبی، یکسری اصول اولیه وجود دارد و با رعایت این اصول «آنِ» قصهگویی در میآید در غیراینصورت اجرای شما نمایشی میشود. اولین اصل ایمان و اعتقاد قلبی به قصههای مذهبی است. دومین اصل علاقمندی به قصههای مذهبی است. ببینید به سمت کدام روایتها علاقمند هستید و به آن سمت بروید. چون قصههای مذهبی را اگر دوست نداشته باشید به جای جاذبه در مخاطب دافعه ایجاد میکنید. در نهایت نیز توانایی اجرای قصههای مذهبی داشتن است، ببینید که توانایی شما به کدام سمت است.
این قصهگوی خوزستانی به وظایف قصهگوی مذهبی نیز اشاره کرد و گفت: مواظب باشیم که بچهها را به سمت چه خدایی و چه مذهبی سوق میدهیم. خدایی مهربان را در قصهها نشان میدهیم یا خدایی خشمگین. بایدد وجه رحمانی دین را به مخاطب نشان داد. متاسفانه آموزش و پرورش سعی کرده همه بچهها را شبیه هم کند. در صورتی که باید آدمها را با هر تفکری پذیرفت. اجازه دهیم بچهها با ذهن باز قصههای مذهبی را بپذیرند. من باید مخاطبم را آگاه کنم که خداوند مهربان است.
ذات قصهها اخلاقی است
رحمتی بیان کرد: از نظر من همه قصهها مذهبی هستند. این شاید اغراقآمیز باشد، اما قصهای را میشناسید که مخاطبش را به سمت سیاهی سوق دهد؟! کدام دین الهی انسان را جز به نیکی، دوستی، پاکی، نور و صلح دعوت نمیکند؟ حتی درقصههای شاهنامه و قصههای فولکلور و بهتر است بگوییم در تمامی قصهها نشانی از دین همواره دیده میشود. بنابراین در ذات همه قصهها اخلاق جاری است و اخلاق جزء جدانشدنی دین است و اگر در دینی غیر از این وجود داشته باشد، نشان از وجود شاخه افراطی در آن دین است. مانند شاخههای افراطی داعش.
قصههای واقعگرا واقعی نیستند
این مربی در ادامه به معرفی انواع قصههای مذهبی پرداخت و گفت: قصههای واقعگرا براساس واقعیت هستند و سندیت تاریخی دارند. قصههایی که براساس واقعیت روایت میشوند که یا درقرآن یا اخبار و احادیث و یا تاریخ اسلام آمدهاند یا به آنها اشاره شده است، مثل قصه عاشورا. مراقب باشید برخی از قصهها میان برخی ادیان شبیه هم هستند اما در بخشهایی تفاوت دارند. بنابراین از قصههای اسلامی در منابع خود استفاده کنید. همچنین قصههای واقعگرای تاریخی کاملا واقعی نیستند و بخشهایی از قصه بر اساس خیال است تا آن قصه برای ما واقعی شود. قصهگویی شیوه پرکاربردی است در قرآن و خداوند به دفعات اززبان قصه برای هدایت و بیان حقایق بهره میگیرد. قصههای قرآنی معمولا به بیان سرگذشت امم پیشین میپردازد و از ویژگیهای این قصهها میشود به این اشاره کرد که غالبا چگونگی برخورد مردم با انبیای خود را بیان میدارند.
رحمتی اظهار کرد: همه قصههای قرانی قابلیت بیان دارند، اما مشروط به این که گروه سنی مخاطب در نظر گرفته شود. برخی از قصهها برای گروه سنی کود بعضا مناسب نیستند و در اصطلاح تابو هستند. پس باید در انتخاب آنها ملاحظاتی صورت گیرد مانند قصه عشق زلیخا به یوسف که یکی از این قصههاست. یا بعضی از قصهها برای مخاطب سن پایین ایجاد ترس میکند. پس این قصهها یا انتخاب نمیشود یا در صورت انتخاب تلطیف داده میشود، مانند قصه قوم ثمود.
او در ادامه بیان کرد: علاوه بر قصص قرآنی، ما یکسری از قصهها را داریم که در قرآن نیست، اما در ادیان مطرح شده است که در زمره قصههای واقعگرا قرار میگیرند. برخی از قصهها نیز هستند که قصههای مذهبی عام مردم است و تحت تاثیر باورهای عام ساخته شدهاند. در واقع این قصهها سندیت قطعی ندارند، اما در بین مردم این قصهها سینه به سینه نقل شده و باورهای عام مردم را تحت شعاع قرار میدهد، مانند قصه قدمگاه امام
قصهگویی مذهبی بیان کرد: متاسفانه در جامعه امروز ما را با
دین نمیسنجند، بلکه دین را با ما میسنجند. من اگر قصه مذهبی میگویم ملاک دین نیستم. بنابراین مراقب باشید، در قصه مذهبی لباس، رفتار، حرکات، انتخاب واژگان وبسیاری از موارد دیگر سنجیده میشود. مراقب باشیم حال که خدا به ما نظر کرده و قصه مذهبی میگوییم، حرمت آن را نیز نگه داریم. من ملاک اسلام نیستم و اسلام ناب محمدی بالاتر از هر قصه و قصهگویی است.
گفتنی است ادارهکل آموزش و پژوهش کانون به منظور ارتقای سطح آگاهی قصهگویان هفت جلسه آموزشی با حضور ۹ مدرس در ۹ بخش ادبیات در نظر گرفته است تا بیستوپنجمین جشنواره قصهگویی با کیفیت مطلوبتری برگزار شود.
بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همزمان با شب یلدا برگزار میشود.
ه امام رضا در بهبهان (نرگس زا
ر). یا برخی از قصهها بر پایه احکام و مسائل فقهی است که باید در انتخاب این دست قصهها بسیار مراقبت بود. این قصهها بعضا چندان جذابیتی ندارند اما قصهگو میتواند با زیبایی آن را تعریف کند تا برای بچهها جذاب شود مانند قصه وضوگرفتن پیرمرد و حسنین. همچنین نوع دیگری از قصهها، قصههای آرمانگرای مذهبی هستند که ریشه در اسلام دارند. قصههای شهادتطلبانه با رنگ و بوی دفاع از دین و میهن از این دست است. یا قصههای دفاع مقدس و قصههای دفاع از حرم از جمله این قصههاست. فراموش نکنید که این قصهها خیلی با منطق عقلانی جور در نمیآیند، بنابراین باید با حس خود آن را روایت کنید تا برای مخاطب باورپذیر شود.
قصه باید به جان و دل مخاطب بنشیند
این قصهگوی خوزستانی همچنین گفت: قصههای اخلاق اسلامی شامل موضوعاتی مثل راستگویی، بخشش، احترام به بزرگترها و ... میشود. قصههای تخیلی- مذهبی گونه دیگری است که کاملا تخیلی هستند و شخصیتها میتوانند انسان یا حیوان یا حتی اشیا در جهت تربیت دینی باشند، مانند قصه «سایه سار مهربانی». بهترین نمونه برای این دست آثار، قصههای کلر ژوبرت نویسنده مسیحی است که بعدها مسلمان شد و قصهها و تصویرگری کتابهایش بسیار متفاوت است. او قصههای تخیلی مذهبی را به زیبایی به تصویر کشیده است. قصههای مذهبی واقعی با ترکیب تخیل قصههایی هستند که واقعهای تاریخی مذهبی را با ترکیب تخیل بدون ضربه زدن به سندیت تاریخی بیان میکنند. مانند قصه «مهربانترین دختر دنیا» یا «بهترین هدیه دنیا» که هر دو با نگاه به زندگی حضرت رقیه(س) نوشته شدهاند.
چشم، اولین پل ارتباطی با مخاطب است
رحمتی درباره قصهگویی مذهبی موفق نیز توضیح داد: اگر قصههای مذهبی را که دوست داریم انتخاب کنیم، به جان و دل مخاطب نیز مینشیند، چرا که حس شما به درستی به مخاطب منتقل میشود. وقتی قصه را دوست داشته باشید تاثیرش را در چشمهای شما میگذارد و چشمها اولین پل ارتباطی با مخاطب هستند.
او ادامه داد: هیچ منبع آمادهای برای شما وجود ندارد که از آن بتوانید استفاده کنید، بنابراین باید از پایه آن را بنویسید که همه این توان را ندارند و نویسنده نیستند. باید از کسی در این زمینه کمک بگیرید که به نظرم مربیان ادبی کانون به خوبی میتوانند در این زمینه به شما کمک کنند. فراموش نکنید که وقتی قصه مذهبی میگویید پایبند به اصول اخلاقی باشید و زمانی که از کسی کمک گرفتید، نام او را حتما ذکر کنید. نوع دوم ممکن است شما کتاب را داشته باشید، بنابراین باید سادهگویی کنید و از کلماتی استفاده کنید که برای کودک قابل فهم باشد. بعد بازنویسی کنید و بدون این که به اصل قصه آسیب بزنید تخیل را وارد آن کنید. چون شما قصد روضهخوانی ندارید و تنها میخواهید مخاطب را با اصل و پیام موضوع آشنا کنید.
پرهیز از خرافهگری کنید
این مربی کانون بیان کرد: مراقب باشید خرافات را با قصههایتان وارد مذهب نکنید. بچههای امروز به شدت باهوش هستند و حواسمان باشد که خرافات یا باورپذیر میشود و کودک آن را باور میکند و به سمت انشعابات اشتباه در دین میرود و یا این که روایت برای او مسخره جلوه میکند و باورپذیر نیست. بنابراین از نشر اکاذیب جلوگیری کنید. بعضی از باورها به خرافات آلوده هستند و باید از اصل جدا شوند. قصهگویی مذهبی نیازمند تکرار و استمرار است. قصه را حفظ نکنید. درآوردن حسها بعد از حفظ کردن کار سختی است. با همان حس شروع به تمرین کنید. وقتی کلام و حس تکرار میشوند، ملکه ذهن شده و لذت بیشتری هم دارد.
اصل درگیر کردن احساس مخاطب است
رحمتی در ادامه به زوایه دید در قصهگویی اشاره کرد و گفت: بهترین زاویه دید برای روایت قصه، سوم شخص و یا دانای کل است. هرچند که قصههای اول شخص هم داریم، اما باید باورپذیری را هم در این قصهها در نظر بگیریم. اگر میخواهید از نگاه اشیا یا حیوانات قصه بگویید، اما از زبان روای بیان کنید. همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم در قصههای مذهبی اصل درگیر کردن احساس مخاطب است، اما در این بخش زیادهروی نکنید، چرا که قرار نیست ما مخاطب را به گریه بیندازیم و غم را وارد قصه کنیم. غم جای خود، شادی نیز جای خود؛ در قصههای مذهبی جای این دو را اشتباه نگیرید. اگر در ابتدای راه قصهگویی هستید برای قصههای مذهبی یک راهنمای رنگی بسازید. مثلا رنگ سبز نشانه صدای آرام و پر اطمینان باشد. یا رنگ قرمز صدای بلند و سرعت بالا باشد. این برای کسانی که در ابتدای راه قصهگویی مذهبی هستند بسیار کمککننده و اثربخش است تا لحنها را اشتباه نگیرند. یادتان باشد رسانهای که من در اختیار دارم قصه است و کودک زبان محاوره خودش را میپسندد نه زبان کتابت را. در واقع باید با زبان بدن، نگاه و حالات صورت سنگینی کلام را نشان داد.
او در پایان سخنان خود ضمن معرفی منابع گوناگون برای
برای قصهگویی مذهبی بیان کرد: متاسفانه در جامعه امروز ما را با
دین نمیسنجند، بلکه دین را با ما میسنجند. من اگر قصه مذهبی میگویم ملاک دین نیستم. بنابراین مراقب باشید، در قصه مذهبی لباس، رفتار، حرکات، انتخاب واژگان وبسیاری از موارد دیگر سنجیده میشود. مراقب باشیم حال که خدا به ما نظر کرده و قصه مذهبی میگوییم، حرمت آن را نیز نگه داریم. من ملاک اسلام نیستم و اسلام ناب محمدی بالاتر از هر قصه و قصهگویی است.
گفتنی است ادارهکل آموزش و پژوهش کانون به منظور ارتقای سطح آگاهی قصهگویان هفت جلسه آموزشی با حضور ۹ مدرس در ۹ بخش ادبیات در نظر گرفته است تا بیستوپنجمین جشنواره قصهگویی با کیفیت مطلوبتری برگزار شود.
بیستوپنجمین جشنواره بینالمللی قصهگویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همزمان با شب یلدا برگزار میشود.
به گزارش ادارهکل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، ادارهکل آموزش و پژوهش کانون به منظور ارتقاء سطح آگاهی قصه گویان هفت جلسه آموزشی با حضور نُه مدرس در نُه بخش ادبیات در نظر گرفته است تا بیست و پنجمین جشنواره قصهگویی با کیفیت مطلوبتری برگزار شود.
بیست و چهارم مهرماه دومین جلسه از این سلسه نشستهای علمی قصهگویی با محوریت «داستان آیینی و سنتی» سپری شد.
پویا بازرگان در این نشست بیان کرد: در ابتدا ابراز امیدواری میکنم تا هنرهای تاریخی ما مثل پردهخوانی، شاهنامهخوانی و نقالی وارد فضای آکادمیک شده و به طور اصولی به علاقهمندان ارائه شود. ما بزرگان زیادی در این عرصه داریم؛ بعضی رو سفیدند و بعضی در خاک آرامیدهاند. ما باید تجربیات بزرگانی چون مرشد ترابی، مرشد سعیدی و ... را به نسل بعد به درستی انتقال دهیم.
وی گفت: قصههای آیینی سنتی ریشه در تاریخ ما دارد. از آثار فردوسی گرفته تا مثنوی معنوی مولوی و گلستان سعدی تا جوامعالحکایات و کلیله و دمنه نمونههایی هستند که ریشه در آداب و رسوم و سنن ما دارد؛ اگر هر یک از این قصهها به شیوهی عادی و یا مدرن خوانده شود دیگر در دسته قصه آیینی سنتی نیست. در قصهگویی «شیوه» حائز اهمیت است. به عبارت دقیقتر یک متن آیینی مذهبی را میتوان به گونهای اجرا کرد که در این گروه قرار نگیرد ولی هر متنی را نمیشود بدین صورت اجرا کرد.
بازرگان با ارائه مثالی برای تبیین شروع قصهگویی گفت: فردی را تصور کنید که در دوران آیین سنگی یا همان عصر حجر زندگی میکرده، یک روز برای انجام شکار از گروه جدا شده و به سمت محل شکار میرود. مدتی میگردد تا حیوانی پیدا کند و درست زمانی که به سمت شکار حمله میکند میبیند یک پلنگ پیشدستی کرده و حیوان را به دندان گرفته و برده. آن فرد شب کنار گروه برمیگردد و دور آتش با شیوه خودش و حرکتهای بدن روایت را منتقل میکند. این میتواند اولین قصه تاریخ باشد. ایجاد دغدغه و اشتراک گذاشتن آن با دیگری علاوه بر جریان قصه، یک فصل مشترکی میان گروه ایجاد میکند.
وی مهمترین بخش در حوزه قصهگویی را لذت دانست و افزود: هم قصهگو و هم مخاطب باید پایاپای از متن و شیوه اجرا لذت ببرند.
مدرس این نشست آموزشی در ادامه اظهار داشت: گوسانها اجداد نقالهای امروزی بودند که در دوره ساسانیان روایتهای ملی همچون شرح پهلوانیهای رستم، گذر سیاوش از آتش و باقی حماسهها را به شیوه نقالی، روایتسرایی و حماسهسرایی میکردند. نقالی یک ظرف بزرگ است که بعد از اسلام نیز عمق بیشتری یافت.
وی با اشاره بر تاریخچه و اجرای نقالی گفت: اگر به گذشته برگردیم سه پاسبان زیست درست را درمیابیم. گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک نمادهایی هستند که در بخشهای بسیاری آن را میبینیم.
در نقالی نیز ۳ رکن داریم. یک چوب دستی داریم به نام منتشا، یک لباس بلند که روی آن یک جلیقه به نام من رها و یک دستار؛ این لباس مرکز میان خود شخص و نقال بودن است. هر فردی ممکن است خصلتهای منفی داشته باشد ولی این لباس پوششی مقابل خودمان است تا با آن کمر بستن خصوصیات نقالی را حفظ کنیم.
پویا بازرگان در پاسخ به نقش پرده در نمایشهای امروزی گفت: در قصههای مدرن متناسب با قصه میتوان از هر چیزی اعم از پرده استفاده کرد ولی این را باید صاحبان سبک این حوزه تحلیل کنند.