eitaa logo
بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی
282 دنبال‌کننده
32 عکس
5 ویدیو
2 فایل
اخبار و مطالب مرتبط با جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
مشاهده در ایتا
دانلود
ه امام رضا در بهبهان (نرگس زا ر). یا برخی از قصه‌ها بر پایه احکام و مسائل فقهی است که باید در انتخاب این دست قصه‌ها بسیار مراقبت بود. این قصه‌ها بعضا چندان جذابیتی ندارند اما قصه‌گو می‌تواند با زیبایی آن را تعریف کند تا برای بچه‌ها جذاب شود مانند قصه وضوگرفتن پیرمرد و حسنین. همچنین نوع دیگری از قصه‌ها، قصه‌های آرمانگرای مذهبی هستند که ریشه در اسلام دارند. قصه‌های شهادت‌طلبانه با رنگ و بوی دفاع از دین و میهن از این دست است. یا قصه‌های دفاع مقدس و قصه‌های دفاع از حرم از جمله این قصه‌هاست. فراموش نکنید که این قصه‌ها خیلی با منطق عقلانی جور در نمی‌آیند، بنابراین باید با حس خود آن را روایت کنید تا برای مخاطب باورپذیر شود. قصه باید به جان و دل مخاطب بنشیند این قصه‌گوی خوزستانی همچنین گفت: قصه‌های اخلاق اسلامی شامل موضوعاتی مثل راستگویی، بخشش، احترام به بزرگترها و ... می‌شود. قصه‌های تخیلی- مذهبی گونه دیگری است که کاملا تخیلی هستند و شخصیت‌ها می‌توانند انسان یا حیوان یا حتی اشیا در جهت تربیت دینی باشند، مانند قصه «سایه سار مهربانی». بهترین نمونه برای این دست آثار، قصه‌های کلر ژوبرت نویسنده مسیحی است که بعدها مسلمان شد و قصه‌ها و تصویرگری کتاب‌هایش بسیار متفاوت است. او قصه‌های تخیلی مذهبی را به زیبایی به تصویر کشیده است. قصه‌های مذهبی واقعی با ترکیب تخیل قصه‌هایی هستند که واقعه‌ای تاریخی مذهبی را با ترکیب تخیل بدون ضربه زدن به سندیت تاریخی بیان می‌کنند. مانند قصه «مهربان‌ترین دختر دنیا» یا «بهترین هدیه دنیا» که هر دو با نگاه به زندگی حضرت رقیه(س) نوشته شده‌اند. چشم،‌ اولین پل ارتباطی با مخاطب است رحمتی درباره قصه‌گویی مذهبی موفق نیز توضیح داد: اگر قصه‌های مذهبی را که دوست داریم انتخاب کنیم، به جان و دل مخاطب نیز می‌نشیند، چرا که حس شما به درستی به مخاطب منتقل می‌شود. وقتی قصه را دوست داشته باشید تاثیرش را در چشم‌های شما می‌گذارد و چشم‌ها اولین پل ارتباطی با مخاطب هستند. او ادامه داد: هیچ منبع آماده‌ای برای شما وجود ندارد که از آن بتوانید استفاده کنید، بنابراین باید از پایه آن را بنویسید که همه این توان را ندارند و نویسنده نیستند. باید از کسی در این زمینه کمک بگیرید که به نظرم مربیان ادبی کانون به خوبی می‌توانند در این زمینه به شما کمک کنند. فراموش نکنید که وقتی قصه مذهبی می‌گویید پایبند به اصول اخلاقی باشید و زمانی که از کسی کمک گرفتید، نام او را حتما ذکر کنید. نوع دوم ممکن است شما کتاب را داشته باشید، بنابراین باید ساده‌گویی کنید و از کلماتی استفاده کنید که برای کودک قابل فهم باشد. بعد بازنویسی کنید و بدون این که به اصل قصه آسیب بزنید تخیل را وارد آن کنید. چون شما قصد روضه‌خوانی ندارید و تنها می‌خواهید مخاطب را با اصل و پیام موضوع آشنا کنید. پرهیز از خرافه‌گری کنید این مربی کانون بیان کرد: مراقب باشید خرافات را با قصه‌هایتان وارد مذهب نکنید. بچه‌های امروز به شدت باهوش هستند و حواسمان باشد که خرافات یا باورپذیر می‌شود و کودک آن را باور می‌کند و به سمت انشعابات اشتباه در دین می‌رود و یا این که روایت برای او مسخره جلوه می‌کند و باورپذیر نیست. بنابراین از نشر اکاذیب جلوگیری کنید. بعضی از باورها به خرافات آلوده هستند و باید از اصل جدا شوند. قصه‌گویی مذهبی نیازمند تکرار و استمرار است. قصه را حفظ نکنید. درآوردن حس‌ها بعد از حفظ کردن کار سختی است. با همان حس شروع به تمرین کنید. وقتی کلام و حس تکرار می‌شوند، ملکه ذهن شده و لذت بیشتری هم دارد. اصل درگیر کردن احساس مخاطب است رحمتی در ادامه به زوایه دید در قصه‌گویی اشاره کرد و گفت: بهترین زاویه دید برای روایت قصه، سوم شخص و یا دانای کل است. هرچند که قصه‌های اول شخص هم داریم، اما باید باورپذیری را هم در این قصه‌ها در نظر بگیریم. اگر می‌خواهید از نگاه اشیا یا حیوانات قصه بگویید، اما از زبان روای بیان کنید. همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره کردم در قصه‌های مذهبی اصل درگیر کردن احساس مخاطب است، اما در این بخش زیاده‌روی نکنید، چرا که قرار نیست ما مخاطب را به گریه بیندازیم و غم را وارد قصه کنیم. غم جای خود، شادی نیز جای خود؛ در قصه‌های مذهبی جای این دو را اشتباه نگیرید. اگر در ابتدای راه قصه‌گویی هستید برای قصه‌های مذهبی یک راهنمای رنگی بسازید. مثلا رنگ سبز نشانه صدای آرام و پر اطمینان باشد. یا رنگ قرمز صدای بلند و سرعت بالا باشد. این برای کسانی که در ابتدای راه قصه‌گویی مذهبی هستند بسیار کمک‌کننده و اثربخش است تا لحن‌ها را اشتباه نگیرند. یادتان باشد رسانه‌ای که من در اختیار دارم قصه است و کودک زبان محاوره خودش را می‌پسندد نه زبان کتابت را. در واقع باید با زبان بدن، نگاه و حالات صورت سنگینی کلام را نشان داد. او در پایان سخنان خود ضمن معرفی منابع گوناگون برای
برای قصه‌گویی مذهبی بیان کرد: متاسفانه در جامعه امروز ما را با دین نمی‌سنجند، بلکه دین را با ما می‌سنجند. من اگر قصه مذهبی می‌گویم ملاک دین نیستم. بنابراین مراقب باشید، در قصه مذهبی لباس، رفتار، حرکات، انتخاب واژگان وبسیاری از موارد دیگر سنجیده می‌شود. مراقب باشیم حال که خدا به ما نظر کرده و قصه مذهبی می‌گوییم، حرمت آن را نیز نگه داریم. من ملاک اسلام نیستم و اسلام ناب محمدی بالاتر از هر قصه و قصه‌گویی است. گفتنی است اداره‌کل آموزش و پژوهش کانون به منظور ارتقای سطح آگاهی قصه‌گویان هفت جلسه آموزشی با حضور ۹ مدرس در ۹ بخش ادبیات در نظر گرفته است تا بیست‌وپنجمین جشنواره قصه‌گویی با کیفیت مطلوب‌تری برگزار شود. بیست‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همزمان با شب یلدا برگزار می‌شود.
پویا بازرگان بیان کرد؛ هم قصه‌گو و هم مخاطب باید پایاپای از متن و شیوه اجرا لذت ببرند/ شیوه قصه‌گویی، متن آیینی سنتی را به قصه‌گویی آیینی سنتی بدل می‌کند
به گزارش اداره‌کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، اداره‌کل آموزش و پژوهش کانون به منظور ارتقاء سطح آگاهی قصه گویان هفت جلسه آموزشی با حضور نُه مدرس در نُه بخش ادبیات در نظر گرفته است تا بیست و پنجمین جشنواره قصه‌گویی با کیفیت مطلوب‌تری برگزار شود. بیست و چهارم مهرماه دومین جلسه از این سلسه نشست‌های علمی قصه‌گویی با محوریت «داستان آیینی و سنتی» سپری شد. پویا بازرگان در این نشست بیان کرد: در ابتدا ابراز امیدواری می‌کنم تا هنرهای تاریخی ما مثل پرده‌خوانی، شاهنامه‌خوانی و نقالی وارد فضای آکادمیک شده و به طور اصولی به علاقه‌مندان ارائه شود. ما بزرگان زیادی در این عرصه داریم؛ بعضی رو سفیدند و بعضی در خاک آرامیده‌اند. ما باید تجربیات بزرگانی چون مرشد ترابی، مرشد سعیدی و ... را به نسل بعد به درستی انتقال دهیم. وی گفت: قصه‌های آیینی سنتی ریشه در تاریخ ما دارد. از آثار فردوسی گرفته تا مثنوی معنوی مولوی و گلستان سعدی تا جوامع‌الحکایات و کلیله و دمنه نمونه‌هایی هستند که ریشه در آداب و رسوم و سنن ما دارد؛ اگر هر یک از این قصه‌ها به شیوه‌ی عادی و یا مدرن خوانده شود دیگر در دسته قصه آیینی سنتی نیست. در قصه‌گویی «شیوه» حائز اهمیت است. به عبارت دقیق‌تر یک متن آیینی مذهبی را می‌توان به گونه‌ای اجرا کرد که در این گروه قرار نگیرد ولی هر متنی را نمی‌شود بدین صورت اجرا کرد. بازرگان با ارائه مثالی برای تبیین شروع قصه‌گویی گفت: فردی را تصور کنید که در دوران آیین سنگی یا همان عصر حجر زندگی می‌کرده، یک روز برای انجام شکار از گروه جدا شده و به سمت محل شکار می‌رود. مدتی می‌گردد تا حیوانی پیدا کند و درست زمانی که به سمت شکار حمله می‌کند می‌بیند یک پلنگ پیش‌دستی کرده و حیوان را به دندان گرفته و برده. آن فرد شب کنار گروه برمی‌گردد و دور آتش با شیوه خودش و حرکت‌های بدن روایت را منتقل می‌کند. این می‌تواند اولین قصه تاریخ باشد. ایجاد دغدغه و اشتراک گذاشتن آن با دیگری علاوه بر جریان قصه، یک فصل مشترکی میان گروه ایجاد می‌کند. وی مهم‌ترین بخش در حوزه قصه‌گویی را لذت دانست و افزود: هم قصه‌گو و هم مخاطب باید پایاپای از متن و شیوه اجرا لذت ببرند. مدرس این نشست آموزشی در ادامه اظهار داشت: گوسان‌ها اجداد نقال‌های امروزی بودند که در دوره ساسانیان روایت‌های ملی همچون شرح پهلوانی‌های رستم، گذر سیاوش از آتش و باقی حماسه‌ها را به شیوه نقالی، روایت‌سرایی و حماسه‌سرایی می‌کردند. نقالی یک ظرف بزرگ است که بعد از اسلام نیز عمق‌ بیشتری یافت. وی با اشاره بر تاریخچه و اجرای نقالی گفت: اگر به گذشته برگردیم سه پاسبان زیست درست را درمیابیم. گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک نمادهایی هستند که در بخش‌های بسیاری آن را می‌بینیم. در نقالی نیز ۳ رکن داریم. یک چوب دستی داریم به نام منتشا، یک لباس بلند که روی آن یک جلیقه به نام من رها و یک دستار؛ این لباس مرکز میان خود شخص و نقال بودن است. هر فردی ممکن است خصلت‌های منفی داشته باشد ولی این لباس پوششی مقابل خودمان است تا با آن کمر بستن خصوصیات نقالی را حفظ کنیم. پویا بازرگان در پاسخ به نقش پرده در نمایش‌های امروزی گفت: در قصه‌های مدرن متناسب با قصه می‌توان از هر چیزی اعم از پرده استفاده کرد ولی این را باید صاحبان سبک این حوزه تحلیل کنند.
بخش‌های بین‌الملل، ۹۰ثانیه‌ای و علمی؛ مهلت شرکت در سه بخش جشنواره قصه‌گویی کانون تمدید شد
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، بیست‌وپنجمین دوره از جشنواره قصه‌گویی با هدف عمومی‌سازی و مردمی‌سازی قصه‌گویی در اقشار مختلف جامعه، فضاسازی و ارتقای ظرفیت قصه‌گویی به عنوان یک رویکرد فراگیر تربیتی جامعه و تقویت جایگاه قصه‌گویی ایرانی برای ثبت جهانی در بخش‌های «مدرن و کلاسیک»، «آیینی سنتی»، «زبان اشاره» و «۹۰ ثانیه‌ای» برگزار می‌شود. برهمین اساس فراخوان این دوره از جشنواره مدتی پیش منتشر شده بود و درحال حاضر مهلت شرکت در بخش‌های بین‌الملل و ۹۰ ثانیه‌ای تا پایان آبان و بخش علمی تا ۵ آبان ۱۴۰۲ تمدید شده است. علاقه‌مندان در این زمان فرصت دارند برای ثبت‌نام و بارگذاری آثار خود به پایگاه جشنواره قصه‌گویی به نشانی kanoonfest.ir مراجعه کنند. دبیرخانه‌ مرکزی جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی تهران با نشانی خیابان دکتر فاطمی، خیابان حجاب، معاونت فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و تلفن ۰۲۱۸۸۹۷۱۳۶۳ آماده پاسخ‌گویی به سوال‌ها است. شایان ذکر است جشنواره‌های استانی بیست‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی در سه بازه زمانی در آبان برگزار می‌شود. مرحله‌ی پایانی بیست‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی قصه‌گویی با شعار «با قصه لبخند بسازیم» هفته آخر آذر ۱۴۰۲ برگزار خواهد شد.
در چهارمین نشست علمی‌آموزشی قصه‌گویی مطرح شد؛ شهرام شکیبا: باید رنگ طنز به آثار بچه‌ها بزنیم
به گزارش اداره کل روابط ‌عمومی و امور بین‌الملل کانون، شهرام شکیبا ضمن ابراز تاسف از کشتار مردم مظلوم فلسطین به‌ویژه کودکان و نوجوانان بیان کرد: ای کاش زودتر همه‌ی این اتفاق‌های ناگوار و ناراحت‌کننده از جهان جمع شود، این طنز تلخی است که بعضی از انسان‌ها برای سگ‌ها، گربه‌ها، پرنده‌ها و تمام حیوانات و گیاهان دلواپس می‌شوند و معتقدند باید از آن‌ها مراقبت کرد اما وقتی گفته می‌شود ۴۰۰ انسان اعم از کودکان کشته شده‌اند واکنشی ندارند. این‌ طنز تلخ روزگار ما است. وی افزود: امیدوارم همه‌ی ما یاد بگیریم راجع به موضوع‌های مختلف واکنش نشان دهیم و به فرزندان‌مان و نسل آینده بیاموزیم نسبت به اتفاق‌های جهان و پیرامون‌شان بی‌واکنش نباشند. طنز چیست؟ شهرام شکیبا در پاسخ به پرسش «طنز جیست؟» بیان کرد: خنده به قدری در زندگی بشر اهمیت دارد که فلاسفه انسان را موجود خندان معرفی کرده‌اند. ارسطو پیش از آنکه انسان را موجودی ناطق بنامد در تعریفی قدیمی‌تر انسان را موجودی خندان معرفی کرده است. این طنزپرداز خاطرنشان کرد: موضوع خنده به قدری اهمیت دارد که می‌بینیم هانری برگسون فیلسوف مشهور فرانسوی رساله‌ای درباره خنده می‌نویسد؛ «رساله خنده» برگسون در سال ۱۹۰۰ منتشر شده است. یک فیلسوف در ۵۰ سالگی در اوج پختگی فکری این کتاب را می‌نویسد که این امر اهمیت خنده را در چیستی بشر نشان می‌دهد. این مجری اضافه کرد: فلسفه علمی است که چیستی و کیستی جهان را بحث می‌کند؛ برگسون بعد از ۵۰ سال فلسفیدن در رساله خنده خود می‌آورد که خنده جز در جوامع انسانی وجود ندارد و انسان تنها موجودی است که علاوه بر خندیدن، می‌خنداند. او اولین فیلسوفی است که به این امر اشاره کرده است و انسان را موجودی مضحک (به معنی خنداننده) معرفی می‌کند. وی یادآور شد: برگستون دو شرط اساسی برای خنده گذاشته است؛ یک اینکه باید فراغت و بی‌طرفی در خنده باشد؛ خالی از تاثر، و دیگری اجتماع انسانی است. ما همیشه دوست داریم در جمع بخندیم زیرا خندیدن در تنهایی برایمان ممکن و یا لذت‌بخش نیست؛ برای همین تمایل داریم فیلم‌های کمدی را در جمع ببینیم. شکیبا به سوال‌های محوری جلسه پرداخت و گفت: ما با طنز کار داریم؛ در این جلسه بررسی می‌کنیم در نوشته‌ها، داستان‌ها و حکایت‌ها چه چیزی باعث خنده می‌شود؟ چطور باید آن چیزها را انتخاب کنیم؟ تمایز موارد کمدی برای کودک و بزرگسال چیست؟ آیا می‌توانیم یک حکایت را با یک شیوه خاص تبدیل به قصه کنیم؟ این شیوه‌های تبدیل چه مواردی هستند؟ این طنزپرداز با اظهار اینکه برای پاسخ به سوال‌های مطرح شده باید در گام نخست بررسی کنیم طنز چیست، گفت: هر چیزی که ما را می‌خنداند طنز است. دکتر شفیعی کدکنی علی‌رغم بیان یک تعریف برای طنز گفته‌اند هرگز نتوانسته‌ام تعریف جامع و مانعی از طنز ارائه بدهم. مرحوم دکتر ابوالفضل زرویی‌نصرآباد نیز پس از سال‌ها بررسی زاویه‌ها و تعریف‌های طنز در کتاب «حدیث قند» حاصل مدت‌ها پژوهش خود را با بیان تعریف‌های متعددی از طنز آورده‌اند. وی تصریح کرد: امروزه کامل‌ترین تعریفی که ازسوی پژوهش‌گران از طنز ارائه شده، بیان واقعیت‌های تلخ به گونه‌ای شیرین، کنایی و نشاط‌آور اما عفیف و منصفانه است؛ این شیرینی می‌تواند تاثیر ارایه‌ها، دستور زبان و یا مضمون کلام باشد. شکیبا تشریح کرد: در شاخه‌ای از کلام شوخ، ما هجو را داریم که در آن انصاف و عفیف بودن وجود ندارد؛ در حقیقت در هجو به قصد براندازی فرد مورد نظر سخن گفته می‌شود و قید ادب، عفت در آن نیست. فکاهه نیز مغز چندانی ندارد و فقط می‌خنداند. اما طنز تمام این‌ها را دارد. ریشه طنز در ادبیات فارسی شهرام شکیبا به ریشه‌شناسی طنز در ادبیات فارسی پرداخته و عنوان کرد: لغت طنز از زبان عربی به زبان ما وارد شده است؛ در سال‌های نه چندان دور به جای طنز از کلمه هزل استفاده می‌شد. مولانا در بیتی می‌گوید «هزل تعلیم‌ست آن را جد شنو/ تو مشو بر ظاهر هزلش گرو»؛ که در اینجا مفهوم هزل چیزی مشابه طنز امروزی است. در ادبیات فارسی قدیمی‌ترین رگه‌های طنز را می‌شود در «منظومه درخت آسوری» که به زبان پارتی یا پهلوی نوشته شده است مشاهده کرد؛ این کتاب محاوره یک بز و یک درخت است که در آن اتفاق‌ها و یا اصطلاح‌هایی که گفته می‌شود به گونه‌ای شکلی طنزآمیز دارد. شکیبا توضیح داد: اصل ماجرای طنز از زبان عرب آمده است و به مفاخره‌هایی که در حین جنگ‌ها گفته می‌شده مربوط است؛ در ابتدای جنگ‌های تن‌به‌تن، پهلوانان با رجزخوانی خودشان را معرفی می‌کرده و با این کار به نوعی در سپاه دشمن ایجاد ترس می‌کردند. برای اینکه این اتفاق به خوبی انجام شود؛ خود را بالا می‌بردند و حریف را ضعیف و زبون می‌شمردند که نمونه‌هایی از آن را در فیلم «محمد رسول‌الله» مشاهده کرده‌اید. این منتقد سینما تصریح کرد: در این مقابله‌ها که گاهی به صورت گفت‌وگو انجام می‌شده سعی
ی» اولین مجموعه‌ای است که ما در آن طنز را می‌بینیم؛ کل مجموعه طنزهایی است که خود عبید زاکانی از زبان عربی به فارسی ترجمه کرده است. «نوادر» نوشته راغب اصفهانی کتابی است که حکایت‌های طنز مناسبی دارد. تفاوت طنز بزرگسال و کودکان شکیبا در پایان افزود: ما برای بزرگسالان تا حدی می‌توانیم قراردادهایی داشته باشیم، ولی در حضور کودکان موارد اخلاقی بسیاری به میان می‌آیند که باید رعایت شوند. آنچه طنز کودک و نوجوان است نباید پیچیده باشد؛ یعنی نباید با زمان و مکان خیلی بازی شود و تغییر داده شوند. حکایت‌ها به دلیل سادگی برای کودکان و نوجوانان مناسب هستند. این شاعر طنزپرداز در پایان سخنان خود گفت: برای بچه‌ها داستان‌هایی که شخصیت سیاه و سفید دارند جذاب‌تر و قابل فهم‌تر هستند.
کردند بر روی دست یکدیگر بلند شود و عبارت‌های موثرتری بگویند و از آن‌جا ریشه‌های جمله‌های طنز، که آن زمان با نام هزل رواج داشته ایجاد می‌شود. وی افزود: سعدی در غزل شماره ۴۰۴ خود می‌گوید؛ الهزل فی الکلام، کالملح فی الطعام، یعنی هزل در کلام مانند نمک در غذا است. پس همان‌طور که غذا بدون نمک مفهومی ندارد، سخن هم بدون شوخ‌طبعی جذبه‌ای ندارد. شکیبا همچنین گفت: اگر می‌خواهیم به کسی آموزش بدهیم باید کلام‌مان نغز و آمیخته با شوخ‌طبعی باشد. شوخ‌طبعی میان ائمه و پیامبران این شاعر طنزپرداز ادامه داد: یکی از کتاب‌هایی که می‌تواند به ما کمک کند تا حکایت‌ها را بشناسیم. «لطایف الطوایف» نوشته مولانا فخرالدین علی صفی، لطیفه‌پرداز نامدار قرن ۸ و ۹ هجری قمری است. علی صفی پسر واعظ کاشفی صاحب «روضه الشهدا» و از روحانیان مطرح زمانه‌ی خود بود. صفی در این مجموعه حکایت‌های طنزآمیز را مناسب گروه‌های مختلف دسته‌بندی کرده است و گفته می‌شود برای اهل منبر این مجموعه را به تحریر آورده است. شکیبا با تاکید بر اهمیت شوخ‌طبعی بین ائمه بیان کرد: عده‌ای فکر می‌کنند مومن کسی است که کلامش خالی از طنز است، صفی در این کتاب شوخی‌های پیامبر و ائمه را آورده و نشانگر این است که برای خوب بودن و الگو بودن شوخ‌طبعی نیز نیاز است. وی اضافه کرد: در این کتاب از یکی از نزدیکان پیامبر نقل شده است؛ «ندیده‌ام هیچ احدی را که مزاح بیشتر از رسول ‌اکرم(ص) کرده باشد ولیکن مزاح او همه حق بود» و همان کس گفته است «ندیده‌ام کسی را که بیش از آن حضرت تبسم کرده باشد» این بازیگر بیان کرد: مردان بزرگ این عالم نیز شوخی می‌کردند و ما نیز ناگزیریم شوخ‌طبع باشیم ولی باید اندازه نگه داریم. شکیبا اظهار کرد: «دگرخند» درآمدی بر طنز، هزل و هجو در تاریخ تا دوره معاصر، نوشته علی موسوی‌گرمارودی نیز موارد زیادی از روایت‌ها و نظرهای ائمه درباره‌ی طنز بیان کرده‌ است؛ برای مثال آورده، امام صادق(ع) گفته‌اند میزان مطلوب شوخ‌طبعی حدی است که کسی در آن به کسی اهانت نشود و از محور حق خارج نشود و ایشان حق را دوآبه می‌دانند. دوآبه یعنی مزاح. اقتباسی کردن داستان‌ها برای انتقال به کودکان شکیبا خاطرنشان کرد: یکی از مهم‌ترین مواردی که در آموزش باید به آن توجه شود شوخ‌طبعی است. همانطور که مولانا کلامی از قرآن را به نظم آورده است «چونک با کودک سر و کارم فتاد/ هم زبان کودکان باید گشاد»؛ در آموزش به کودک ناگزیریم از طنز استفاده کنیم و حد و حدود مشخصی را باید در به‌کارگیری این موضوع در نظر قرار دهیم. مورد بعدی در آموزش به کودکان تغییر دادن حکایت‌ها است. مثلا می‌گویند هملت را اقتباسی کرده‌اند؛ آداپتاسیون یعنی تغییر دادن متن به حالتی دیگر. ممکن است ما متن هملت را تغییر دهیم و نام‌ها را فارسی کنیم و مکان قصه را در تهران بگذاریم. تمایز قصه و حکایت وی هچنین گفت: ما در تاریخ ادبیات‌مان کمتر داستان داریم و بیشتر داستان‌سرا داشتیم؛ تعداد قصه به حکایت در ادبیات ما کمتر است زیرا سنت ادبی ما در گذشته بیشتر حکایت‌محور بود. در نگاه کلی حکایت‌ها گره‌افکنی‌های کمتری نسبت به قصه‌ها دارند و قصه‌های تاریخ ادبیات ما بیشتر در منظومه‌هایی مانند شاهنامه، منطق‌الطیر، آثار نظامی و... شکل می‌گرفته، با نظر به این موضوع ما باید یاد بگیریم حکایت‌ها را به قصه تبدیل کنیم. این شاعر طنزپرداز خاطرنشان کرد: داستان چندین ویژگی دارد که در حکایت نیست؛ در داستان شخصیت‌پردازی داریم، یعنی اطلاعات کلی‌ای از ظاهر و گذشته‌ی آن شخصیت داریم ولی در روایت اصلا چیزی از پیشینه‌ی آن فرد نمی‌دانیم. در قصه شرح مکان و زمان گفته می‌شود ولی در حکایت به آن اشاره‌ای نمی‌شود؛ برای مثال این یک حکایت است، «شخصی را گفتند در بغداد، تابستان چه می‌کردی؟ گفت: عرق»، در داستان یک اتفاق یا سوالی پیش می‌آید و با این گره‌افکنی باقی داستان پیش می‌رود ولی در حکایت به دلیل کوتاه بودن آن این اتفاق نمی‌افتد و مانند جوک ساده است. در قصه‌های ابتدایی نیز مانند کتاب «قصه‌های مشدی گلین خانم» اثر لارنس پل الول‌ساتن گره‌افکنی‌های زیادی رخ نمی‌دهد و به حکایت نزدیک‌تر بوده است. طنز در جهان کودکان و نوجوانان شکیبا درباره طنز در ادبیات کودک بیان کرد: ما باید رنگ طنز به آثار بچه‌ها بزنیم. بزرگترها از حل کردن گره‌ها لذت می‌برند ولی بچه‌ها به متن‌های ساده‌تر نیاز دارند و اگر قرار است کشفی را به عهده آن‌ها بگذاریم باید کشف‌های ساده باشد، ما ناگزیریم گاهی داستان‌های طنزی که به بچه‌ها می‌گوییم بیشتر گره‌گشایی کنیم و گاهی به آن‌ها توضیح هم بدهیم تا خنده اتفاق بیفتد. وی افزود: همانطور که گفتم ما در ادبیات‌مان داستان‌های ویژه کودکان و نوجوانان نداشتیم پس باید با اقتباسی کردن حکایت‌ها، آن‌ها را برای بچه‌ها آماده کنیم. این مجری یادآور شد: بخش حکایت‌ها «کلیات عبید زاکان
مهدی آرایی در نشست زبان بدن در قصه‌گویی: کثرت استفاده از زبان بدن، نشانه هنرمندی نیست/ تا می‌توانید تمرین کنید و برای قصه خود طراحی داشته باشید