حوزه پیشرو
احتمالا همهی حوزویانی که پیام منشور حوزهی مقام معظم رهبری را شنیدند، به یاد منشور روحانیت حضرت امام (ره) افتادند.
سال ۱۳۶۷ بود، آغازین روزهای اسفند. سومین روزش، من آن زمان سیزده چهارده ساله بودم. یادم هست که پیام امام با صدای گویندهای مسلط در بخشهای خبری رادیو و تلویزیون پخش شد و من آن را ضبط کرده بودم و بارها و بارها گوش کردم، به نحوی که بخشهایی از محتوای پیام را از بر شدم.
برخی از مطالب را میفهمیدم، اما درباره فقراتی از آنها برداشت روشنی نداشتم. هنوز طلبه نشده بودم، اما به خاطر تربیت دینی پدر و قرار داشتن در خانوادهای که سه برادرم قبل از من به لباس روحانیت وارد شده بودند، نسبت به این سلک تعصب داشتم. وقتی که از حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت میگفت؛ حس اعتماد به نفسم برانگیخته میشد. آنجا که از فقه حواهری میگفت چیزی نمیفهمیدم. وقتی از
از لیبرالها و متحجرین میگفت، چیزهایی میفهمیدم، اما مرجع ضمیرشان را چندان نمیشناختم.
امام پیامش را خطاب به روحانیون اینگونه شروع کرده بود؛
«خدمت حضرات روحانیون سراسر کشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین گرام و طلاب عزیز حوزههای علمیه و ائمه محترم جمعه و جماعات- دامت برکاتهم»
آنگاه شروع طوفانی که ریتم هیجانیاش تا آخر حفظ شد. سلام آغازین به شهیدان که تنها یک سلام معمولی نبود، بلکه بهانهای برای عارفانهای بود که امام آن را به نقش اجتماعی روحانیت پیوند زد.
آنگاه از خدمات علمی حوزه گفت و ادامهای خواندنی، قابل تأمل و همچنان زنده.
روز گذشته (هفدهم اردیبهشت سال ۱۴۰۴) نیز آنگاه که در مراسم همایش یکصدمین سال بازتأسیس حوزه پیام حضرت آقا که توسط حضرت آیت الله اعرافی قرائت میشد، را شنیدم، همان احساس سی و شش - هفت سال پیش در من زنده شد! پیام مهم زعیم انقلاب با صدای رئیس حوزه (که از قرار اطلاع به پیشنهاد خود آقا، برای قرائتش انتخاب شده بودند)، خوانده میشد.
ضرباهنگ پیام مقام معظم رهبری نیز، قوی و تا پایان نیز قوتش استمرار دارد.
در هیچکجایش احساس نمیکنی که اینجا باید بحثش خاتمه یابد. اگرچه در مواردی میگویی ای کاش بیشتر میگفت و بیشتر بهره میبردیم.
با «منشور حوزه» فصل جدید حوزه شروع شده است.
هریک از بخشهای حوزه در ستاد و مراکز استانی و واحدهای آموزشی و عموم اساتید و طلاب باید چندبار این منشور را مطالعه و ابتدا باید وظایف خویش و مجموعه تحت مدیریت خویش را در اجرایی سازی این سند استخراج نمایند.
اما در این یادداشت که درآمدگونهای بر منشور است، میخواهم در عبارت «پیشرو» بودن حوزه توقف کنم و از اینکه حوزه علمیه قم در جایگاه پیشرو در تمدنسازی نوین اسلامی قرار گیرد، بگویم.
به نظر میرسد حوزه در این فقره به مجموعهای از عناصر کلیدی نیاز دارد که برخی از آنها در پیام مقام معظم رهبری نیز تصریح یا تلویحاً بیان شدهاند. این عناصر عبارتاند از:
۱. عمق و گسترش علمی؛ تعمیق در فقه، اصول و معارف اسلامی با رویکرد پاسخگو به مسائل تمدنی یکی از این مباحث بود.
اینکه باید به تولید علم در حوزههای نوپدید مانند فقه اجتماعی، فقه حکومتی، فقه نظامسازی و فقه تمدنی شتاب بخشید.
تا سطح اجتهاد کارآمد و روزآمد ارتقا یابد.
۲. پیوستگی با نیازهای واقعی جامعه و جهان اسلام؛ شناخت دقیق نیازهای فرهنگی، اجتماعی، حقوقی، سیاسی و اقتصادی جامعه اسلامی از ضرورتها است
از جمله اقداماتی که در این راستا قابل پیگیری است؛ ارتباط فعال با جهان و امت اسلام است.
۳. تربیت نیروی انسانی تمدنساز؛ پرورش فقیهان و دانشورانی با روحیه انقلابی، بصیرت اجتماعی و توان تبیین نیز مهم است. این موضوع به تربیت مبلغانی مسلط بر زبان، فرهنگ و نیازهای جهانی کمک میکند.
۴. تعامل فعال و نقادانه با علوم انسانی و تجربی؛ با نقد و پالایش علوم انسانی وارداتی میتوان تولید علوم انسانی اسلامی با مبانی اجتهادی و دینی را به انتظار نشست. در این خصوص پیوند میان فقه و سایر دانشها در پیام زعیم امت نیز محل توجه است.
۵. استقلال فکری و سیاسی؛ دغدغه و نگرانی مهمی که موجب حفظ استقلال حوزه از مراکز قدرت و ثروت میشود. این امر با پافشاری بر آزادی در اندیشه و بیان، در چهارچوب دین حوزه را همچنان بینیاز از قدرت نگه میدارد.
۶. روحیه انقلابی و مسئولیتپذیری حوزویان؛ با التزام به ارزشهای انقلاب اسلامی و ورود فعال به مسائل تمدنی، فرهنگی و سیاسی جهان اسلام. از طریق جهاد تبیین برای بازخوانی و بازتاب معارف اسلامی به زبان روز میتوان به این مهم دست یافت.
۷. ظرفیتسازی جهانی؛ تقویت ارتباط با طلاب و علمای خارج از کشور؛ با تشکیل شبکههای علمی و تبلیغی بینالمللی.
۸. نوآوری ساختاری و روشی در آموزش و پژوهش؛ از طریق اصلاح ساختارهای سنتی بدون آسیب به اصالتها و با بهرهگیری از فناوریهای نوین در تعلیم، تبلیغ و پژوهش.
این آغاز ماجراست!
✍️ محمدصدرا مازنی
@pavaragi
پیام یکی از خوانندگان:
سلام
متن شما خوب است.
امیدوارم پیام رهبری مثل سایر اسناد بالادستی به طاقچه سپرده نشود!
این روزها کتاب حوزه و روحانیت ع. ص مرحوم علی صفایی حائری را می خوانم. حرفای بیش از ۴۰ سال قبلش در مورد نیازهای حوزه گویی مربوط به امروز است؛ امیدوارم شما به صورت ویژه در این زمینه کار کنید. اول اسناد بالا دستی را گردآوری کنید و سپس در قالب یک طرح پژوهشی عناوین مسائل و در پی آن راه حل ها را استخراج کنید و در ادامه روی هر قسمت مسئول برنامه ریزی و اجرا تعیین کنید و برای اجرایی شدن آن زمان تعیین کنید.
تنها در این صورت است که حق این بیانیه ها و کتاب ها و...ادا خواهد شد و حوزه از غربت خارج خواهد شد.
@pavaragi
بخشی از منشور حوزه:
حوزهی قم امروز حوزهای زنده و بالنده است. حضور هزاران مدرّس و مؤلّف و محقّق و نویسنده و گوینده و متفکّر در معارف اسلامی و انتشار مجلّات علمی و تحقیقی و نگارش مقالات تخصّصی و عمومی، مجموعاً ثروت بزرگی برای امروز جامعه و ظرفیّت عظیمی برای فردای کشور و امّت به شمار میرود.
@pavaragi
بخشی از منشور حوزه:
این انتظار منطقی که حوزهی قم حوزهای پیشرو و سرآمد باشد، فاصلهی قابل توجّهی با وضعیّت کنونی دارد. توجّه به نکات زیر میتواند این فاصله را کاهش دهد:
ــ حوزه باید بهروز باشد؛ به طور دائم با زمان پیش برود، بلکه حتّی جلوتر از زمان حرکت کند.
ــ به تربیت نیرو در همهی بخشها اهمّیّت داده شود. مسیر حرکت این ملّت و آیندهی انقلاب را نیروهایی ترسیم خواهند کرد که امروز در حوزهی علمیّه تربیت میشوند.
ــ حوزویان رابطهی خود را با مردم افزایش دهند. برای حضور فضلای حوزه در میان مردم و رابطهی صمیمی میان آنان برنامهریزی شود.
ــ مدیران حوزه با تدبیر مناسب، القائات مغرضانهای را که طلّاب جوان را از آینده ناامید میکند، خنثی کنند. امروز اسلام و ایران و شیعه در جهان از عزّت و حرمتی برخوردار است که هرگز در گذشته دارا نبوده است. طلبهی جوان با این احساس درس بخواند و رشد کند.
ــ به نسل جوان جامعه با چشم خوشبینی نگریسته و با این نگاه با آنان تعامل شود. بخش مهمّی از جوانان امروز با ضریب هوشی بالا، با وجود همهی القائات مخرّبِ فکر و احساس دینی، وفادار به دین و مدافع آنند و بسیاری دیگر هم بههیچرو با دین و انقلاب بر سر عناد نیستند. اقلّیّت بسیار اندکِ مُعرض از ظواهر دینی، حوزه را دچار تحلیل غیرواقعبینانه نکند.
ــ برنامههای درسی حوزه به گونهای نوشته شود که فقه روشنبین و پاسخگو و بهروز، و البتّه فنّی و متّکی به شیوهی اجتهادی، همراه با فلسفهی روشن و دارای امتداد اجتماعی و صاحبنظر در شاکلهی زندگی جامعه، در کنار دانش کلام رسا و استوار و دارای قدرت اقناع، به وسیلهی استادان ماهر تدریس شود و این هر سه در پرتو فهم قرآن و درسهای تفسیر، جلا و نورانیّت و عمق یابد.
ــ زهد، تقوا، قناعت، استغناء از غیر خدا، توکّل، روحیهی پیشرفت، آمادگی برای مجاهدت، توصیههای همیشگی امام بزرگوار و بزرگان اخلاق و معرفت به طلّاب جوان بوده و اکنون نیز شما جوانان عزیز حوزهی علمیّه مخاطبِ همین توصیههایید.
@pavaragi
بخشی از منشور حوزه
دربارهی مدارک تحصیلی حوزه، سفارش همیشگی و کنونی اینجانب آن است که مدرک را خود حوزه ــ و نه مرکزی بیرون از آن ــ باید به دانشآموختهها بدهد. البتّه میتوان رتبههای حوزوی را به جای ۱ و ۲ و ۳ و ۴، نامگذاریهای شناختهشده در مراکز علمی کشور و دنیا قرار داد، مثلاً: کارشناسی، کارشناسی ارشد، کارشناسی تحقیقی (دکتری) و امثال آن.
@pavaragi
محورهای پژوهش منشور حوزه.pdf
حجم:
357K
محورهای پژوهشی ناظر به منشور حوزه پیشرو و سرآمد
✍️ محمدصدرا مازنی
@pavaragi
ارزش دین برای بشر چیست؟ پاسخ علامه جعفری به یک روانپزشک؟
«آقایان، اجازه بدهید مثالی بزنم تا اهمیت دین در زندگی انسان را روشن کنم. زمانی با فردی روبرو شدم که بسیار مشتاق بود دلیل ضرورت دین در زندگی را بداند. او حتی حاضر بود برای یافتن پاسخ این سوال به کشورهای مختلف سفر کند. این فرد میخواست روانپزشک شود و از من پرسید که چرا دین برای زندگی انسان ضروری است، در حالی که او میخواهد به علم روانشناسی بپردازد.
برای توضیح این موضوع، مثالی زدم. تصور کنید کتابی به زبان انگلیسی جلوی شماست و شما کلمه به کلمه آن را میخوانید، اما هیچ درکی از معنای آن ندارید. شما ممکن است کلمات را تلفظ کنید و حتی جملهها را به هم بچسبانید، اما هیچگاه به عمق معنایی متن پی نخواهید برد. زیرا برای فهمیدن یک متن، علاوه بر شناخت کلمات، باید به ساختار جملهها، مفاهیم کلی متن و هدف نویسنده نیز آگاه بود.
زندگی انسان نیز به همین شکل است. ما ممکن است در زندگی روزمره به خوردن، خوابیدن و کار کردن مشغول باشیم، اما اگر به سوالات بنیادین درباره هستی، وجود خود و هدف زندگی پاسخ ندهیم، در واقع مانند کسی هستیم که کتابی را بدون فهمیدن میخواند. ما ممکن است به طور موقت از لذتهای دنیوی بهرهمند شویم، اما هیچگاه به آرامش و سعادت واقعی دست نخواهیم یافت.
دین به ما کمک میکند تا به این سوالات بنیادین پاسخ دهیم و معنایی عمیق به زندگی خود ببخشیم. دین به ما میآموزد که ما کی هستیم، از کجا آمدهایم و به کجا میرویم. دین به ما راه و روش زندگی کردن را نشان میدهد و به ما کمک میکند تا با مشکلات و سختیهای زندگی روبرو شویم.
@pavaragi
سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
✍دکتر محمدصدرا مازنی
استاد حوزه و دانشگاه
#پنجشنبههای_قرآنی
♨️ایستگاه چهارم
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
اسم اعظم (۲)
علامه طباطبایی بر این باور است که هیچ یک از نامهای خدا را نمیتوان بزرگتر از دیگر نامها دانست؛ بلکه هر نامی را بنده از روی التجاء و انقطاع کامل از غیرخدا بر زبان آورد و به آن توسل جوید، همان برای او #اسم اعظم است.
امامخمینی معتقد است همه اسمای الهی بلکه همه اشیا، اسم اعظم الهی هستند. چنانکه از بزرگی نیز نقل شده که هر اسمی از اسمای الهی که با دلی صاف بیان شود، اسم اعظم است.
امامخمینی میگوید: اسم «الله»، به سبب دارا بودن حقایق همه اسمای دیگر و حکومت بر آنها اسم اعظم الهی خواهد بود.
به اعتقاد ایشان، ملائکه به سبب اینکه #انسان_کامل مظهر اسم اعظم و جامع همه اسمای الهی است، بر او سجده کردند و انسان به مقامی برتر دست یافت.
امام، سرّ اختلاف پیامبران (ع) را نیز در مظهریت آنان از اسمای الهی میداند و #رسول (ص) را از جهت مظهریت تام او از اسم اعظم و محل تجلی اسم اعظم.
بر اساس روايات معجزات حضرت عيسى بر اثر بهرهاش از اسم اعظم بود. براین مبنا معجزات انبیا و کرامات اولیا به موهبت اسم اعظم توجیه میشود..
نیز گفته شد دارنده اسم اعظم مستجابالدعوه خواهد بود و از علم غيب نیز حظی میبرد.
آنانکه کیما را جستجو میکنند، شاید اگر از حقیقت اسم اعظم بدانند، از همه تکاپوهای خویش دست شسته و متوجه اسم اعظم میشوند! اسم اعظم قابل تعلیم بوده و میتوان آموزش داد، اگرچه برخی معتقدند دست غیبی سینه نامحرمان را از یافتن حقیقت اسم اعظم دور کرده است؛
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
و بر همین قرار یکی از رازهای پنهان بودن اسم اعظم، در امان ماندن آن از دست نامحرمان شمرده شده و این خود نوعی تقدس و تنزیه اسم خداوند است. که شاید کریمه «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ» اشارهای هم از دور گذارده شدن دست نامحرمان از سر اسم اعظم باشد.
این مطلب توجیهی دیگر نیز دارد: علم و عقل و فهم اگرچه (بسان عرفان نظری)، بخشی از رمز اسم اعظم را میگشاید، اما این مقدار تنها پوستهای را میماند که ثمره علمی دارد و کشف باطن اسم اعظم به باور قلبی (و عرفان عملی)، است که شخص بدون آن طرفی از حقیقت آن نمیبندد. در روایاتی نیز به این نکته توجه داده شده که يادگيرى اسم اعظم نیازمند ظرفیت، قابليّت و لياقت است و اسم اعظم را به هركسى نمىتوان آموخت. اسم اعظم کمال میطلبد و انسان در مسیر کمال از اسرار #آگاه میشود و با آگاهی از غیب رازها گشوده میگردد و بدینقرار انسان در جستجوی اسم اعظم نمیپوید، بلکه به سوی #کمال میرود و با کمال اسم اعظم نیز به او هبه میشود. در واقع اسم اعظم نتیجه قهری بندگی است.
این بخش تمام ✔️
#نشر_زکات_علم_ومطالعه
#راه_معنوی_خدمت_به_قرآن
#نشر_معارف_دین_با_قلم_معاصر
#حرکت_جمعی_خدمت_به_دین
در انتشار نور جاودانه معارف دین همَّت بگماریم🕊🌱
کانال جامع ༺ معارف_باقلم_معاصر༺
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️این طرح و اثر متعلق به کانال انجمن علمی معارف دانشگاه تهران می باشد و استفاده از مطالب تنها و فقط با ذکر لینک مجاز است.
🔵 معاونت پژوهش حوزههای علمیه برگزار میکند:
📃#مسابقه_یادداشت_علمی
ویژه طلاب، اساتید و کارمندان حوزههای علمیه سراسر کشور
با محوریت #پیام_مقام_معظم_رهبری «مدظلهالعالی»
به همایش #یکصدمین_سالگشت_بازتاسیس_حوزه_علمیه_قم
✅ ضوابط شرکت در مسابقه:
1️⃣ حجم یادداشت از 500 تا 700 کلمه باشد.
2️⃣ متن یادداشت با فونت B Lotus با اندازه 14 تنظیم شود.
3️⃣ شرکت کنندگان میبایست اطلاعات خواسته شده در نمونبرگ یادداشت علمی را تکمیل و متن یادداشت خود را در کادر تعیین شده در نمونبرگ مذکور ثبت و فایل تکمیل شده را در قالب word ارسال نمایند.
4️⃣ شرکت کنندگان عضو کانونهای علمی لازم است؛ در شناسنامه یادداشت، نام کانون علمی و نوع عضویت در کانون (استاد راهنما، دبیر کانون، عضو کانون) را تعیین نمایند.
5️⃣ مهلت ارسال آثار : 20 خرداد 1404
6️⃣حداکثر آثار ارسالی برای هر طلبه: 3 یادداشت
📎برای «آشنایی با شیوه نگارش یادداشت علمی» و دریافت «نمونبرگ شرکت در مسابقه» به کانال رهنامه پژوهش به آدرس @rahnameh در پیامرسان ایتا مراجعه فرمایید.
📝جهت شرکت در مسابقه، فایل تکمیل شده نمونبرگ یادداشت خود را به شناسه @Khademolhoseyn در پیامرسان ایتا ارسال نمایید.
@rahnameh
اندر احوالات علم اندوزی
صدای نفسهای گرم باد به گوشم میرسد. خبر از یک تابستان گرم را میدهد. خوش خبر باشی بادجان! ذهنم گرمازده شده است. در تلنباری از اطلاعات خفه شده است.
کمالطلبی هم بد دردیست. شبیه غده سرطانی که مدام پیشرفت میکند. منِ کمال طلبم،
همه چیز را خوب و درجه یک میخواهد.
توان و ظرفیت خودم را هم در نظر نمیگیرد. اصلاً با من مشورت نمیکند.
اقتضائات و شرایط هم پیشکش.
آخر این همه درس و کتاب خواندن به چه درد میخورد، وقتی هیچ چیز آن یادم نمیماند.
اصلاً انگار سندرم بیقراری دارم برای درس خواندن.
پیامبر جانم! قربانت شوم! تصدقت بشوم! گفتی اطلبوا العلم ولو بالصین...
بدجور وسوسهام میکند. اصلاً همین فرمایش شما را توجیه کار خود میکنم.
آخر شاعر جان
زگهواره تا گور دانش بجوی...
چرا با احساسات ما بازی میکنید.
دلم غنج میرود برای دانش جستن.
ولی مشکل اینجاست دانش من را نمیجوید.
انگار ذهنم هنگ کرده است.
خب معلوم است ساعت دو نصف شب جز هذیان گفتن که چیزی به ذهن خطور نمیکند. الان همه خواب هفت پادشاه را میبینند.
جز منو ملائکه و ارواح و نگهبان مجتمع که پول میگیرد تا صبح بیدار بماند.
چه شغل خوبیست برای بیدار ماندن پول میدهند. من مجانی بیدار میمانم.
البته ناگفته نماند دختر طبقه بالایمان هم بیدار است.
با آن کفشهای تق تقش مدام میاد و میرود البته بر مغز من هنگ زده رژه میرود. شاید او هم کمالطلب است و خودش را سیندرلا میداند.
به گمانم کفشهای مجلسی مادرش را پوشیده و جو گرفتتش.
حوصله درس ندارم چیکار کنم؟
آنقدر آزمون هم شرکت میکنم که فقط هزینه دفترچه و پول اسنپ بر دستم باد میکند. یک بار هم نشده برای یک آزمون تبرکا صفحهای بخوانم قربة الی الله.
ولی لذت دارد.
لذتش همان آبمیوه و کیکی است که سر آزمون میدهند.
جدیداً مد شده است که آب معدنی هم میدهند.
من برای استفاده بهینه از زمان، قبل از شروع آزمون کلک همه کیک و آبمیوه را میکنم. همش استرس دارم نکند جا بماند. آخر حیف است و خیلی میچسبد.
به یاددارم یک جا خیلی لاکچری بازی درآوردند و صبحانه و نسکافه هم دادند. عجب چسبید!
خیلی فکر کردم یادم نیست کدام مرکز آموزشی بود والا دوباره ثبت نام میکردم. دلم دوباره هوس آن صبحانه مشتی کرده است. تازه حلوا شکری و چایی هم میدادند.
سوالم این جاست که پول کیک و آبمیوه را روی هزینه ثبت نام میکشند؟
آخر هر سال قیمتها متورم میشود..
میترسم آنقدر چاق شود که دیگر نتوانم شرکت کنم و توفیق خوردن کیک و آبمیوه از من سلب شود. خدایا این خوشیها را از ما نگیر.
قبول نشدم هم فدای سرت ...
سرم درد میکند برای علم اندوزی ولی به گمانم خواب بهتر است.
✍زینب صفایی
@pavaragi