eitaa logo
کرانه
521 دنبال‌کننده
520 عکس
192 ویدیو
69 فایل
☫ ﷽ ☫ در تندباد حادثه با هر نفس بخوان هر بحر پرخروش ورایش کرانه‌ای یادداشت‌‌هایی در عرصه‌ اخلاق، فرهنگ و اجتماع. راه‌اندازی شده در تاریخ ۱۰ شهریور سال ۱۳۹۹. و از ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ وقف انقلاب و جنگ ▫️برای ارتباط با مدیر به شناسه زیر مراجعه کنید: ✅ @sadramah
مشاهده در ایتا
دانلود
همه‌ی اصحاب به شهادت رسیدند، به امام و فرزندانش غیرت داشتند، در زمان حیاتشان احدی از خاندان سیدالشهدا وارد میدان نشد. علی اکبر اولین هاشمی است که به سوی دشمن می‌رود. قبل از حرکت، چشمانش به پدر افتاد، فرزندم بیا! و قدری مقابل من راه برو. رو به آسمان که: خدایا جوانی را به مبارزه می‌فرستم که شبیه‌ترین انسان به رسول‌الله(ص) است. بی‌درنگ اجازه مبارزه داد! گمان مدار که گفتم برو، دل از تو بریدم نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم محاسنم به کف دست بود و اشک به چشم گهی به خاک فتادم، گهی زجای پریدم وارد میدان شد، جنگ نمایانی کرد، هوای گرم و تشنگی شدید و سنگینی لباس رزم... نمی‌دانم آیا دلش هوای پدر کرده بود یا واقعا برای آب نزد پدر آمد. مگر نمی‌دانست آبی نزد پدر نیست؟! اگر آبی می‌یافت، لبان تشنه‌ی برادر شش‌ماهه‌اش را با آن سیراب می‌کرد. نه! او برای دیدار دوباره آمده بود. برای دیدن پدر. پدر جان تشنه‌ام! پدر چه می‌تواند بکند؟! شاید پدر هم در انتظار دیگرباره دیدن فرزند بود‌! بیا فرزندم. ز اشک دیده، لبم تر شد آن زمان که به خیمه زبان خشک تو را در دهان خویش مکیدم دوباره به سوی میدان رزم روانه شد. رجزهای علی اکبر شنیدنی است. از پدر گفت و از امیرامومنین: من علی فرزند حسین پسر علی هستم. و از نسبتش با پیامبر. آنگاه قدرت و سلحشوری‌اش را به رخ می‌کشد. کمین دشمن منتظر فرصت بود. شاید با اولین نیزه‌ای که بر بدنش اصابت کرد به یاد زمانی افتاد که در راه از پدر کلمه استرجاع را شنید. سراسیمه از پدر پرسید: ٱلسنا علی الحق؟ جمله‌ای برای ابدیت! برای جوان، در همیشه‌ی تاریخ و آنگاه که پدر حقانیت کاروان را با سوگند به پروردگار تایید می‌کند، همراه با آرامش و سکون چیزی می‌گوید که یادآور پاسخ اسماعیل به ابراهیم است! فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْيَ قَالَ يَٰبُنَيَّ إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلْمَنَامِ أَنِّيٓ أَذْبَحُكَ فَٱنظُرْ مَاذَا تَرَىٰۚ قَالَ يَـٰٓأَبَتِ ٱفْعَلْ مَا تُؤْمَرُۖ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّـٰبِرِينَ (سوره صافات ۱۰۲) هنگامى كه با او به [مقام] سعى رسيد، گفت: پسرم! همانا من در خواب مى بينم كه تو را ذبح مى كنم، پس با تأمل بنگر رأى تو چيست ؟ گفت: پدرم آنچه به آن مأمور شده اى انجام ده اگر خدا بخواهد مرا از شكيبايان خواهى يافت علی اکبر نیز می‌گوید: إذاً لاَ نُبالی بِالْمَوتِ مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا درآغوشش بگیرم تنگ تنگ هریک از دژخیمان ضربه‌ای به علی‌اکبر زدند. یکی با نیزه، دیگری با شمشیر بر فرق سر... در مقاتل مطلبی نوشته‌اند که حتی شنیدنش سخت و دشوار است: علی‌اکبر براثر جراحتی که برسرش وارد شد اختیار از کف داد، دست به گردن اسب انداخت، خون سر، روی چشمان اسب ریخت، اسب به جای اینکه به سمت خیمه ها برگردد، به دل سپاه دشمن رفت. شد آنچه که نباید می‌شد! آمده بودند برای تقرب، برای پاداش نزد رسول خدا پس می‌بایست کاری می‌کردند تا شایسته پاداش الهی شوند! علی را محاصره کردند، یکی با نیزه می‌زند قربه‌الی الله! آن دیگری با شمشیر ، او هم برای تقرب! و دیگری و دیگری... ابی عبدالله آخرین صدا و آخرین نفس‌های فرزند را می‌شنود؛ ابَتا عَلَیکَ مِنّی السَّلامَ بابا سلام! سلامی برای وداع! و سیدالشهدا آنگاه که بر پیکر مطهر علی اکبر آمد جمله‌ای گفت که هرگز نگفته بود، نه قبل از شهادت پسر و نه پس از آن: علی الدنیا بعدک العفا؛ پس از تو خاک بر سر دنیا. بعد از پسر دلِ پدر آماجِ تیر شد آتش زدند لانهٔ مرغِ پریده را ✍ محمد صدرا مازنی @pavaragi
با موجی از نگرانی و دیدگانی اشکبار گفت: «بشير! از حسين(ع) مرا باخبر كن! بشير از شهادت عباس(ع) گفت! دوباره گفت: از حسین(ع) برایم بگو! از شهادت جعفر، عبدالله و عثمان، دیگر فرزندانش خبر داد. سخان بشیر را قطع کرد و گفت: فرزندان من و آنچه زير اين آسمان است، فداى حسین(ع)! خبر شهادت حسین(ع) را که شنید، بند دلش پاره شد، ناله‌ای زد و بیهوش نقش زمین شد. درباره مواجهه ام‌البنین و زینب گفته شد: بانو سپر خونین عباس را از زیر چادر در آورد و به ام‌البنین داد. ام‌البنین، نتوانست تاب بیاورد و بیهوش بر زمین افتاد. از آن زمان به بعد هر روز دست نوه‌اش عبیدالله(همان فرزند پسرش عباس)، را می‌گرفت و به سمت بقیع می‌آمد و برای شهیدان کربلا سوگواری می‌کرد. گاهی زنان مدينه همراهی‌اش می‌کردند و با او به بقیع می‌آمدند و در رثای امام و فرزندانش گریه می‌کردند. ندبه‌هایش دل مخالفان را نیز نرم می‌کرد. گفته‌اند مروان حکم نیز با ناله‌های ام‌البنین اشک می‌ریخت. در قبرستان بقيع مویه‌کنان می‌گفت: روزگارانی مرا پسرانى بود كه به سبب آن، مرا امّ‌البنين می‌‏گفتند، ولى امروز بی‌پسر شده‌‏ام. شاید لابلای ندبه‌ها به روزگارانی پرواز می‌کرد که قنداقه عباس را به علی(ع) هدیه کرده بود. نجوای همسرش را که در گوش ابوالفضل اذان می‌گفت، را به خاطر می‌آورد. آنگاه که بر دستان کوچک عباس بوسه می‌زد را در ذهنش مرور می‌کرد. به اینجا که می‌رسید؛ متبسم بود یا اشک آلود؟ نمی‌دانم چه قدر از جزئیات خبر شهادت فرزند باخبرش کرده بودند. اما حتما می‌دانست که عباس برای رزم نرفته بود، که برای تهیه آب روانه شریعه شده بود. که برای رساندن آب برای سکینه و رقیه راهی شریعه فرات شده بود. و می‌دانست که به آب رسید، اما از آن ننوشید. در حسرت آن کفی که برداشت از آب و فرو فکند و بگذاشت ، هر موج به یاد آن کف و چنگ کوبد سر خویش را به هر سنگ کف بر لب رود و در تکاپوست هر آب رونده در پی اوست چون مه، شب چارده بر آید دریا به گمان ، فراتر آید ای بحر ! بهل خیال باطل این ماه کجا و بوفضایل گیرم دو سه گام برتر آیی کو حد حریم کبریایی؟ و به او گفته بودند که دست‌های فرزندش را بریدند و بر چشمش تیر زدند. برای همین بود که اخبار کربلا را با خود مرور می‌کرد و برای غربت عباس مویه‌ای تازه آغاز می‌کرد: به من خبر داده‏‌اند كه عمود آهنين بر فرق عباسم زده‏‌اند. واى بر من از فراق فرزندم! اگر دست بر بدن داشتی و شمشير در دستانت بود احدى به تو نزديك نمی‌‏شد. پ‌ن: امام صادق(ع) درباره‌اش فرمود: «بُکی الحُسَینُ(ع)خَمسَ حِجَجٍ، و کانَت امُّ جَعفَرٍ الکلابِیةُ تَندُبُ الحُسَینَ(ع) و تَبکیهِ و قَد کفَّ بَصَرُها؛ بر حسین(ع) پنج سال گریسته شد. اُمّ جعفر کِلابى(امّ‌البنین) براى حسین(ع) مرثیه مى‌سرایید و مى‌گریست تا اینکه چشمانش نابینا شد. ✍ محمد صدرا مازنی @pavaragi
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺لحظه ورود رهبر انقلاب به حسینیه امام خمینی(ره) در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی @pavaragi
ای ایران بخوان! با حضور شکوهمندانه رهبر انقلاب در مراسم شب عاشورای حسینی، و توصیه به خواندن ترانه‌ای که دیگر با هنر حاج محمود کریمی و سینه‌زنی عزاداران، هویتی تازه یافت، حماسی‌ترین و ایرانی اسلامی‌ترین حال و هوای شب عاشورای ایرانیان رقم خورد. ✍محمدصدرا مازنی @pavaragi
اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ وَجَعَلَنا وَاِیاکمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ @pavaragi
ما مشتری را صدا نمی‌زنیم! دو روز میهمان حضرت امام رضا (ع) بودیم. چند بار توفیق تشرف دست داد صفای زیارت بی‌مانندش را مکرر تجربه کردیم. همه چیز عالی بود. گرمای طاقت فرسای مسیر پیاده‌روی محل اقامت تا حرم، که حدود نیم ساعتی طول می‌کشید هم قابل تحمل بود، اما (با احترام به همه‌ی کسبه‌ی محترم این شهر مقدس)، یک چیز رنج‌آور بود؛ التماس حقیرانه کسبه‌ی بازار امام رضا (ع) برای جلب مشتری! دوبار از داخل بازار رد شدیم. به طرز آزاردهنده‌ای کسبه دنبال مشتری بودند. از عطر فروش گرفته تا زعفران و نخود و کشمش. بماند که برخی از آنها ادب را رعایت نمی‌کردند. در این میانه یکی از کسبه محترم اما، انگار که دلش پرباشد از این رفتار سبک و نامناسب همکارانش، ورودی مغازه‌اش نوشته بود، ما مشتری را صدا نمی‌زنیم! درست می‌گفت؛ وقتی مشتری چشم دارد و اجناس را می‌بیند و معمولا برای تأمین نیازش خرید می‌کند، چرا باید دائما با رفتار زننده‌ و آزاردهنده کسبه مواجه شود؟! کمی جلوتر چسبیده به حرم با قیمت‌های عجیب و غریب مواجه شدیم. گویی کنترلی روی قیمت‌های اجناس این شهر نباشد، زیارت کردیم و در راه بازگشت به هتل، تاکسی برای یک مسیر کوتاه بیش از سه برابر تاکسی اینترنتی اسنپ طلب کرده بود. آن بازار و این تاکسی‌کرایه نمونه‌ای از مدیریت کسب‌وکار این شهر است! ✍محمدصدرا مازنی @pavaragi
سلسله یادداشت‌های معرفتی ؛ زندگی با آیه ها ♨️ایستگاه نهم ✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی استاد حوزه و دانشگاه بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ درباره الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ (۱) «رحمن» و «رحیم»، از واژگان پرکاربرد قرانی است. مفسرین بر گسترده‌ی شامل الرحمن تأکید دارند، آنها می‌گویند این کلمه به معنای بسیار بخشنده است که دامنه‌ی وسیعی داشته و به رحمت گسترده و فراگیر خداوند نسبت به تمام موجودات اشاره دارد. «الرحیم» نیز به معنای بسیار مهربان، آمده است، و به رحمت خاص خداوند نسبت به مؤمنان و نیکوکاران اشاره دارد. اما برخی از مفسرین معتقدند برای این دو وژاه معادل فارسی که بتواند حق مطلب را ادا کند، یافت نشده است. ابنان ترجمه به بخشنده‌ی مهربان را نارسا می‌دانند. زیرا بخشنده ترجمه جواد است و مهربان ترجمه رئوف و هر دو از صفات پروردگار است که در قرآن آمده است. در زبان عرب برای کلمه بخشنده از واژه جواد استفاده می‌شود. یعنی کسی‌ که چیزی دارد و بدون عوض به دیگران می‌بخشد. ولی رحمان و رحیم هر دو از رحمت مشتقند و در کلمه رحمت یک معنای اضافه‌ای دیده می‌شود: در مواردی که موجودات؛ نیازمند و مستحق‌اند؛ بالفظ و یا با زبان تکوین دستشان دراز است و استحقاق دارند که چیزی به آنها برسد؛ در این‌گونه موارد از کلمه رحمت استفاده می‌شود. این واژه برای انسان نیز بکار می‌رود، منتهی؛ رحمت انسان وقتی به مستحقی می‌رسد که تحت تأثیر حالت او قرار گیرد؛ و رقت قلبی در او پدید آید، ولی خدای متعال از این امور منزه است. بااین توضیح دو معنای «نیاز کثیر مخلوق» و «تأمین نیاز از سوی خالق» از رحمان و رحیم به ذهن می‌آید؛ نیازی مطلق و گسترده که همه‌ی عالم را فراگرفته و هر موجودی کمال تکوینی خویش را التماس می‌کند. و دیگر اینکه خداوند رحمت بی‌شمار خویش را به سمت مخلوق روانه کرده و نیازشان را تأمین می‌نماید. در انتشار نور جاودانه معارف دین همَّت بگماریم🕊🌱 به کانال جامع ༺ معارف_باقلم_معاصر༺ بپیوندید 🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT ⚠️این طرح و اثر متعلق به کانال انجمن علمی معارف دانشگاه تهران می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر لینک کانال
🔺️هشدار روزنامه خراسان: اگر سقف خانه ترک بردارد، آوار بر سر همه خواهد ریخت خراسان نوشت: 🔹آنچه امروز ایران نیاز دارد، گفت‌وگوی ملی، تحمل متقابل، اتحاد هدفمند و تقویت اعتماد عمومی است. 🔹این وحدت نه به معنای چشم بستن بر کاستی‌ها، بلکه به معنای اولویت دادن منافع ملی بر منافع جناحی و شخصی است. 🔹فراموش نکنیم: ایران خانه همه ماست و اگر سقف این خانه ترک بردارد، بر سر همه فرو خواهد ریخت. 🔹بی‌هیچ تمایزی میان منتقد و مدافع و حتی مخالف. هنوز در دنیا بمب و موشکی ساخته نشده است که میان مخالف و موافق تمیز قائل شود. هوشیار باشیم! @pavaragi
دو خبر جالب😂 ✅خبر اول: ‼️ *افغانی هایی که دیپورت شده‌اند، لب مرز ایستاده‌اند. می‌گویند ایرانی‌ها نژاد پرستند،پولمان را می‌خورند، کتکمان می‌زنند، به ما فحش می‌دهند، ظلم می‌کنند و... * *🔴* * می‌پرسند حالا می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌ گویند می‌خواهیم برگردیم ایران* ✅خبر دوم: *‼️* * معاون وزیر رفاه : تعداد زیادی افغانی اخراج کردیم افغانستان بعد به مرز که میرسیدن چون مدارک هویتی نداشتن طالبان اخراجشون کرد به ایران دوباره،گفتیم چرا این کارو میکنید؟گفتن از کجا بدونیم اینا افغانی ان شاید ایرانی باشن بخواید به عنوان افغانی به ما بندازیدشون* :)))))))))))))))) @pavaragi
معاونت پژوهش حوزه‌های علمیه برگزار می‌نماید: اولین فراخوان ثبت‌ اطلاعات گروه‌های علمی جهادی امتیازات و حمایت‌ها 1. معرفی گروه‌های علمی جهادی به مراکز مرتبط؛ 2. حمایت مادی از گروه‌های علمی جهادی؛ 3. محاسبه امتیاز برای اعضای فعال گروه‌های علمی جهادی و دارای محصول در سامانه پژوهشگران. جهت کسب اطلاعات بیشتر به کانال رهنامه پژوهش @rahnameh مراجعه فرمایید. لینک فرم ثبت نام گروه های جهادی: https://pazhuhesh.ismc.ir/ثبت-اطلاعات-گروههای-علمی-جهادی کانال رهنامه پژوهش @rahnameh @pavaragi
سلسله یادداشت‌های معرفتی ؛ زندگی با آیه ها ♨️ایستگاه دهم ✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی استاد حوزه و دانشگاه بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ درباره الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ (۲) فرق رحمان با رحیم درزبان عرب واژه‌هایی که بر وزن فعلان آمده‌اند بر کثرت دلالت می‌کنند. عطشان از این دست کلمات است که دال بر عطش کثیر است. همچنین وزن فعیل که صفت مشبه گفته می‌شود بر نوعی ثبات و دوام و قرار دلالت می‌کند. براین اساس کلمه‌ی بر کثرت و وسعت معنا می‌شود، یعنی رحمت حق فراخ بوده و همه پهنه‌ی هستی و موجودات را فراگرفته است. هستی و مصادیق خرد و کلانش از ریزترین موجودات تا سیارات و کهکشانها و از انسان و حیوان و آرام‌ترین تا درنده‌ترین حیوانات بدون رحمت الهی هیچ‌اند و اساسا بودنشان به طفیل لطف حضرت حق است. این مهم در کریمه‌ی ۱۵۶ سوره اعراف آمده است. آنجا که می‌فرماید: «رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءࣲۚ» رحمتم همه چيز را فرا گرفته است. نکته قابل توجه این است که رحمت الهی نه فقط شامل حال مؤمنان و شیعیان که شامل حال عموم مسلمانان می‌شود و نه فقط مسلمانان در دایره‌ی رحمت الهی قرار می‌گیرند، بلکه عموم دینداران و بلکه عموم انسانها از عارف و عامی و متخلق و بداخلاق و سعید و شقی را شامل می‌شود، از این فراتر؛ عموم حیوانات و جنبنده‌گان و نباتات نیز از این خان گستردده الهی بهرمند می‌شوند. بنابراین رحمت پروردگار استثناء بردار نیست. اما بر منقعط نشدن رحمت پروردگار دلالت می‌کند. تفاوت آن با رحمان در این است که اگرچه رحمت رحمانیه الهی اقتضای شمول آن بر همه‌ی عالم است، اما به هرحال این لطف پروردگار پس از مرگ یا معدوم شدن موجودات، قطع می‌شود، ولی رحیم به گونه‌ای از رحمت جاودان گفته می‌شود. این نوع از رحمت اختصاصی است! اولا ویژه‌ی انسان است و ثانیا اگرچه همه‌ی انسان‌ها قابلیت و استعداد برخورداری از این رحمت را دارند، اما زمانی از این لطف برخوردار می‌شوند که با تقوی و ایمان شایسته‌ی رحمت رحیمیه و خاصه پروردگار شوند. پس «رحیم» نوعی از رحمت است که جاودانگی دارد و تنها شامل آن بندگانی می‌شود که از طریق ایمان و عمل صالح؛ خود را در مسیر نسیم رحمت خاصه حق قرار داده‌اند! بنابراین رحمان بر علم بودن رحمت و رحیم بر خاص بودن آن حکایت می‌کند که شامل حال خواص می‌شود. این تفاوت معنایی ریشه‌ی روایی نیز دارد. امام صادق ( ع) می‌فرماید؛ و الله اله کل شی، الرحمن لجمیع خلقه؛ الرحیم بالمومنین خاصه؛ رحمن حاکی از رحمت پروردگار است نسبت به تمام موجودات و رحیم تنها به مومنین. در انتشار نور جاودانه معارف دین همَّت بگماریم🕊🌱 به کانال جامع ༺ معارف_باقلم_معاصر༺ بپیوندید 🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT ⚠️این طرح و اثر متعلق به کانال انجمن علمی معارف دانشگاه تهران می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر لینک کانال