🌱درباره سوره فتح (۱)
سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه شانزدهم
✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی
استاد حوزه و دانشگاه
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
درباره سوره فتح (۱)
حال و هوای این روزهای ایران جان، بر آنم داشت تا به ضیافت سورهای دعوتتان کنم که یکایکمان، بیش از هرزمان دیگر تلاوتش کردیم، و البته همچنان به استفاده از ذلالش نیازمندیم. براین اساس، در نبض معنی، از سوره فتح میآموزیم، به این امید که فتح و ظفر نهایی بر دشمن را با اقتدار بهجشن بنشینیم.
سوره فتح صد و دوازدهمین سورهای است که بر رسول اکرم (ص) نازل شده است و در ردیف چهل و هشتمین سوره (در جزء ۲۶) و مدنی است. این سوره با ۲۹ آیهاش در سال ششم هجری نازل شده است. درست بعد از صلح حدیبیّه.
آنچه در نمای کلی این سوره میبینیم بشارت فتح مکّه و داستانهای تاریخی درباره صلح حدیبیّه، بیعت رضوان، اخلال و کارشکنی منافقان برای حضور در جنگ و کسانی که از جهاد تخلّف کردند، تحقق رؤیای پیامبر (ص) و بدرقهی آیه نیز با تصویری از یاران پیامبر اعظم (ص) همراه است.
سورهای در شمار مُمْتَحِنات!
در میان سورههای قران شانزده سوره؛ سجده، فتح، حجرات، مجادله، حشر، ممتحنه، صف، جمعه، منافقون، تغابن، طلاق، تحریم، ملک، قلم، نوح و جن، از جهت محتوا با سوره ممتحنه تناسب دارند.
چرایی نامگذاری سوره؛
قبل از اینکه درباره چرایی نامگذاری این سوره به فتح بنویسیم، به این موضوع که اساساً نامگذاری سورهها چه فرایندی را سپری کرده است میپردازیم.
اغلب مفسّران و داشمندان علوم قرانی نامگذاری سورهها را توقیفی میدانند. یعنی توسط خداوند و از ناحیه پیامبر (ص).
همچنین دلیل نامگذاری قرآن به این اسامی معنای آن اسامی و محتوای سوره است، مثلا بقره به مناسبت داستان گاو بنی اسرائیل و حکمت شگفتىآورى که در آن است بدان نامگذاری شده است.
یا در سوره نساء احکام بانوان بیان شده است. بنابراین، وجه تسمیه سورهها تناسب نام هر سوره با متن آن است.
با این توصیف، دلیل نامگذاری سوره فتح با توجه به معنای لغوی این کلمه روشن میشود.
این واژه به معنی «گشایش» و «پیروزی» است و چون محتوای آیه اول این سوره «فتح مبین» و پیروزی پیامبر (ص) بر مشرکان بعد از امضای پیمان صلح حدیبیه میباشد، این سوره به «فتح» نامگذاری شده است.
شأن نزول سوره فتح
پیامبر (ص) در سال ششم هجری بههمراه جمعی از مسلمانان برای انجام مراسم عمره عازم مکه شدند. آنها در محلی به نام حدیبیه محرم میشوند، اما با مانعتراشی مشرکان برای ورود به مکه مواجه شدند و بعد از امضای صلح حدیبیه، مسلمانان در حال حزن و اندوه به سمت مدینه حرکت کردند، در این هنگام سوره فتح نازل شد.
پیامبر (ص) با نزول سوره شادمان شده و بشارت آیندهای روشن را برای مسلمانان مژده داد.
📝ادامه دارد ....
#پنجشنبههای_قرآنی
#نشر_زکات_علم_ومطالعه
#راه_معنوی_خدمت_به_قرآن
در انتشار نور جاودانه معارف دین همَّت بگماریم🕊
🌐 انجمن علمی معارف دانشگاه تهران
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️استفاده از مطالب کانال با ذکر لینک
@pavaragi
نام احمد، نام جمله انبياست
چون که صد امد، نود هم پيش ماست
ولادت نبى رحمت حضرت محمّد مصطفی «صَلَی اللهُ عَلَیه و آلِه و سَلَّم» و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام مبارک باد.
✅شرط دوازدهم دعا: صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستادن است.
بر اهل ظاهر معلومست که از نقطه نظر تربیت دینی آنچه عالم بشریّت مرهون آنست همان تعلیم و تربیت حضرت محمّد صلوات الله علیه و خاندان اوست. مجاهدات و رنجهائی که آن ذوات مقدّسه در این راه متحمّل شدند عقول را حیران کرده است؛ بنابراین دعا و توجّه به خدا که خود این نیز از برکات آن ذوات مقدّسه و تعالیم آن نواحی مبارکه است از برکت آنهاست، و شرط شکر آنست که اعتراف به نعمت شود و الاّ کفران نعمت خواهد شد. صلوات بر محمّد و آل محمّد صلوات الله علیهم أجمعین اعتراف بر این نعمت بزرگ و این موهبت سترگ است. و امّا از نقطه نظر واقع، بر اهل باطن و معرفت پوشیده نیست که آن ذوات مقدّسه منبع فیض و واسطۀ در رحمت و ایجاد موجوداتاند (البتّه حقائق و ارواح مبارکۀ آنها نه مقصود اجساد آنها) چون ارواح آنها روح متّحد و انوار آنها نور واحدند و در آن عالم کثرت و تعدّدی و تفرّقی نیست؛ آن نور واحد مرکز تجلّیات ذات خدا و منبع انتشار صفات و اسمای حسنای اوست.
📗علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی، انوار الملکوت جلد ۲ ص۳۷۸
@pavaragi
خلع سلاح حزب الله لبنان!🔹سید عطاءالله مهاجرانی، وزير اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامي در كانالش نوشت:«طارق متری» وزیر فرهنگ لبنان ( ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸)، آدمی دقیق و خوش سخن و دانشمند و بسیار خوان بوده و هست.دیدار با او همیشه غنیمت است! چای نعناع و دردشه! دردشه همان گفتگو ست، صمیمی و پایان ناپذیر. طنجه بودیم .او گفت: داستان ملاقات با آیت الله خامنه ای را برایت بگویم. حتما تازه است.همراه «سعد حریری» به تهران سفر کردیم. قرار ملاقات با« آیت الله خامنه ای» بود.( -این دیدار در آذرماه ۱۳۸۹ انجام شده است- ) قبل از دیدار قرار شد، جلسه ای با سعد حریری به عنوان نخست وزیر داشته باشیم. شش وزیر هم همراه او بودیم. جلسه در محل اقامت حریری در کاخ سعد آباد تهران برگزار شد. «سعد حریری» به ما گفت:باید مساله سلاح حزب الله را به عنوان مساله اصلی لبنان مطرح کنیم. من سخنی نگفتم، اما همه تایید کردند.وقتی وارد دفتر «آیت الله خامنه ای» شدیم، ایشان بسیار گرم و صمیمانه سعد حریری را در آغوش گرفت. جوانی و هوشمندی اش را تحسین کرد. از مرحوم پدرش، رفیق حریری ذکر خیری به میان آورد. از لبنان بسیار تعریف کردند.نا گاه از سعد حریری پرسیدند، آقای نخست وزیر شما « رُمان گوژ پشت نتردام» را خوانده اید !؟ خب پیداست که نخوانده بود! سری تکان داد که معلوم نبود خوانده یا نه. گفت. در این رمان یک زن بسیار زیبایی تصویر شده است. او زیباترین زن پاریس است. طبیعی است که قدرتمندان در صدد دستیابی به این زن هستند.لات های پاریس، قداره کشان، با نفوذ ها. اما آیا همه می دانند که آن زن زیبا، اسمش چی بود!؟ طارق می گوید، من گفتم: اِزمیریلدا ! آیت الله خامنه ای با تمام چشمانش خندید و گفت احسنت! شما وزیر فرهنگ بودید!؟همه می دانستند که ازمیریلدا یک دِشنه ی ظریف دسته صدفی سپید بسیار تیز و کارا به همراه دارد. هر کس به او سوء نظری داشته باشد، ازمیریلدا از استفاده از آن دشنه تردید نمی کند.اقای خامنهای گفت ، آقای نخست وزیر! لبنان مثل همان زن زیباست. لبنان عروس خاورمیانه است. خیلی ها به کشور شما نظر دارند. اسرايیل خطری است که شما را تهدید می کند.مگر تا خیابان های بیروت نیامدند؟ مگر مردم را نکشتند؟ ویران نکردند؟« سلاح مقاومت» مثل همان دِشنه ی ازمیریلداست. دشمن را نومید می کند و امکان عمل را از او می گیرد.گفتگو ها ادامه پیدا کرد. اما سعد حریری کلمه ای در باره سلاح حزب الله سخنی نگفت. بعد از جلسه از او پرسیدم: نگفتی؟گفت: دیدی جلسه را چگونه اداره کرد و بحث را پیش برد.!!! می شد مطرح کرد.
@pavaragi
هیچ کس نمی تواند مدت زیادی ماسکی که بر چهره دارد را به نمایش بگذارد،سرشت آدمی هر آنچه که به طور تصنعی کسب شده است را در هم میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
بخش اعظمی از انرژی روانی ما معطوف به آن می گردد که خود واقعی مان را پنهان کنیم. به گونه ای رفتار کنیم که کسی نفهمد که پشت این نقاب و چهره چه کسی را پنهان کرده ایم. اغلب دوست داریم کسی دیگر را جای خود بنشانیم،کسی که داناتر، پول دارتر،مهربان تر و.....
اگرچه شاید بتوانیم مدتی را با غریبه زندگی کنیم، اما آن خویشتن اصیل روزی علیه این من کاذب و جعلی طغیان خواهد کرد.روزی که دیگر تحمل بیگانه ای مقابل خویش را ندارد.
آن روز اما تاوانی سخت برای این انتقلاب درونی خواهیم پرداخت.
@pavaragi
🟤 نظریۀ « إبطالگرایی» پوپر
🔶 این نظریه در اساس به منظورِ منحلّ کردنِ مسئلۀ استقراء، و همچنین تفکیکِ علم از شبهعلم، مطرح شده است. به نظر پوپر، بر خلافِ استقراءگرایان، منطقِ اکتشافِ علمی از جزئی به کلّی( استقرائی) نیست؛ بلکه از کلّی به جزئی( قیاسی) است. ما منفعلانه منتظر نیستیم تا تکرار پدیدها نظمی را بر ما تحمیل کنند، بلکه فعالانه میکوشیم تا نظمها را بر جهان تحمیل کنیم. سیر علم بدین شرح است: 1-مسئله2-طرح خلاقانۀ نظریّه3-استنتاج منطقیِ لوازم نظریه( پیش بینی های سلبی و منعی)4-آزمودن نظریّه، افتادن نظریّه به ورطۀ ابطال و... . نظریۀ جاذبۀ عمومی نیوتن، مصداقی بارزی از نظریۀ علمی است که بر طبق منطقِ مذکور سیر کرده است.
🔶 بر این اساس، به زعم پوپر، روانکاویِ فرویدی، روانشناسی آدلری، مارکسیسم و داروینیسم چون ابطال ناپذیرند، علمی نیستند. اینها گرچه قدرت تبیینی فراوانی دارند، اما هیچ پیشبینیِ ابطالپذیری ندارند. هیچ روانکاوی حاضر نیست با نمونه های کلینیکی، إبطالِ تئوریِ خود یا ، به طورِ کلّی، إبطالِ روانکاوی را قبول کند. برایِ مثال، نظریۀ «عقده حقارت» در دستگاهِ آدلر، ابطالناپذیر است. یا داروینیسم که به نظر پوپر مفاهیمی مثل «شایستگیِ بقاء» ( بقاءِ أصلح) و «حفظ شدن در فرآیند تکامل» را با توسّل به هم توضیح میدهد، نهایتا بدل به اینهمانگویی و ابطالناپذیر میشود. این نظریه از قبل نمیگوید که کدام حیوانها میمانند و کدامها میروند، بلکه مینشیند تا هر کدام باقی ماند بگوید این شایستۀ بقاء بوده است.
🟡 سوءِ فهمِ نظریۀ « إبطال گرایی»
🔶 نظریۀ « إبطالگرایی» فارغ از درستی یا نادرستیاش، خطِّ فاصلی است که در درونِ گزارههای «معنادار» کشیده میشود و آنها را به گزارههای علمی (Scientific) و گزارههایِ غیرعلمی، تقسیم میکند؛ امّا برخی گمان بردهاند که نظریۀ « إبطالگرایی» معیاری برایِ تفکیکِ گزارههای «معنادار» از گزارههایِ « بیمعنا» است و میگوید گزارههای « إبطالناپذیر»، « بیمعنی» و « مهمل» هستند!. پوپر این سوءِ فهم را «افسانۀ پوپر» مینامد و از آن به شدت برائت میجوید.
🔶 بنابر « افسانۀ پوپر»، گزارههای غیرعلمی، مانند گزارههایِ متافیزیکی، اخلاقی، دینی، زیباییشناسانه و... چون « إبطالناپذیر» هستند، « بیمعنا» و «مهمل» هستند. کسانی مثل کارنپ، اِیر، در کتابِ «زبان، صدق و منطق»، ایان باربور در کتاب «علم و دین»، چنین پنداشتند که معیار «ابطال پذیریِ» پوپر یک نظریۀ معناست و پوپر، «ابطالناپذیر» را معادلِ «بیمعنا» میداند. اِیر می نویسد « از نظر پوپر، هر جمله فقط آنگاه دارای معنی است که حاوی امری باشد که به وسیله تجربه، قابل ردّ و تکذیب باشد ». باربور مینویسد: « پوپر بر این است که یک گزاره برای آنکه معنی داشته باشد باید با وضع بعضی از امور سازگار باشد و با بعضی دیگر نباشد» . این درحالیست که پوپر خود در فصل اول «منطق اکتشاف علمی» که نسخهآلمانیاش در 1934( دوسال قبل از کتاب اِیر) منتشر شد؛ صریحاً « افسانۀ پوپر» را ردّ میکند و میگوید «پوزیتیویستها بیش از آنکه جویایِ وجهِ فارق میان علم تجربی و متافیزیک باشند، خواستار بر اندازی و نابود کردن متافیزیک بودهاند». «من برای خود رسالت بر انداختن متافیزیک قائل نیستم بلکه بر آنم تا علم تجربی را چنانکه شایسته است بشناسانم و مفاهیم علم تجربی و متافیزیک را به نحوی تعریف کنم که بتوان دانست بررسی دقیق تر کدام مجموعه از گزارهها به علم تجربی مربوط می شود». وی در مقالۀ 1 و 11، از کتاب « حدسها و ابطالها» نیز بر این نکته تأکید میورزد.
پوپر تنها نیست؛ بنا به نقل اِنگلس، کارل مارکس گفته است « آنچه مسلّم است، این است که خود من مارکسیست نیستم!».
بهنقل از کانال کورسوی خرد
@pavaragi
سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه دوم(سوره فتح)
✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی
استاد حوزه و دانشگاه
Part2⃣
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً«1»
همانا ما گشایش آشکاری را برای تو پیش آوردیم.
سوره شروع طوفانی دارد، اینچنین شروع در سخنرانی، قصه یا هر مواجههای برانگیزاننده است!
این سوره نیز با شروعی چنین محکم و باصلابت که خبر از آیندهای امیدبخش میدهد، حس کنجکاوی توام با نشاط را در میان مؤمنین بر میانگیزاند، آنهم اگر با بشارت فتح همراه باشد!
خداوند در آیه شریفه، موهبت پیروزی را به خودش نسبت میدهد! ما فتحی که مببن است را برای تو مقدر کردیم.
درباره «فتح مببن»
چنانکه ملاحظه میشود؛ فتح مبین عبارت کانونی آیه است.
مفسران درباره مصداق این فتح مبین و پیروزی آشکار اختلاف نظر دارند؛ گروهی آن را صلح حدیبیّه و جمعی فتح مکّه یا فتح خیبر دانستهاند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این فتح را به صلح حدیبیه تفسیر کرده است.
اگر این نگاه تقویت شود، کلمه گشایش برای ترجمه کلمه فتح، تعبیر مناسبی است.
واژهی فتح، در عرف عام جایی به کار میرود که در پی یک مبارزه در جنگ و پیکار، پیروزیای نصیب یکی از طرفین شده باشد. از این رو فتح به پیروزی در نبرد گفته میشود. اما فتح در معنای لغویاش عبارت است از؛ پیروزی، تسخیر، چیرگی، ظفر، غلبه، مسخر، نصرت، باز کردن، گشادن، گشایش، گشودن. اما متضاد آن تنها به شکست معنا شده است! در حالیکه با کلمه افتتاح که بهمعنی باز شدن یک مکانی است، از یک خانواده است. در عین حال گشایش، اعم از توفیق در نبرد و غیر آن است، و البته مراتب مختلف دارد،
غلبه در یک نبرد کوچک نیز پیروزی گفته میشود، چنانکه توفیق در یک پیکار بزرگ نیز پیروزی است. اما مبین بودن این فتح کنایه از پیروزی بزرگ و غیرقابل انکار است که طعم شیرین فتحش برای دوستان زائل نشدنی است و تا مدتها ادامه دارد، و در مواردی که طرف مقابل در جنگ ظاهری و پیکار مصطلح شکست خورده باشد، رسوایی شکست بزرگ برای دشمن نیز به اندازهای است که هرگز نمیتواند انکارش کند، که در این آیه اگر فتح را ناظر به فتح مکه بدانیم قابل تصدیق است، اما چنانکه فتح مبین در آیه شریفه درباره صلح حدیبیه باشد، توجیه وجه سلبی بحث کمی دشوار به نظر میرسد، با این توضیح که ممکن است این تصور ایجاد شود در صورتی که صلح حدیبیه به فتح مبین مصداق بیابد، دیگر طرف مقابل شکستی نخواهد داشت، زیرا آنها نیز از این صلحنامه برد داشتهاند.
در پاسخ به این اشکال باید گفت؛ صلح حدیبیه در سال ششم هجرت به وقوع پیوست، یعنی تا آن موقع مسلمانان در تحریم بوده و فعالیتهای اجتماعیشان با مشکلاتی همراه بود، و با این صلح به نوعی اسلام به رسمیت شناخته شد. یعنی دشمن ناگذیر به پذیرش و رسمیت آن شد،
مسلمین با امضای صلح، توانستند الف) آزادانه در میان قبایل عرب به تبلیغ اسلام بپردازند تا جایی که بسیاری از آنان مسلمان شدند. ب) آنها در بستر صلح با قدرت بیشتری به فعالیتهای خویش ادامه دادند و ج؛ فرصت مناسبی برایشان ایجاد شد تا بدون دغدغهی جنگ به تبلیغ دین و جذب مسلمانان بیشتر بپردازند
بنابراین اگر وضعیت ماهها و سالهای آغازین صدر اسلام را به خاطر آوریم، و اینکه دشمنی که تا پیشتر فقط به نابودی اسلام میاندیشید، وقتی سرسختی و صلابت پیامبر (ص) و یاران جانبرکفی چون علی (ع) را در جنگها دید، ناگذیر شد قدرتی به نام اسلام را بپذیرد، در اینصورت خواهیم دید که این خود یک فتحی بزرگ در عرصه دیپلماسی و سیاسی اجتماعی بهشمار میرفت و تن دادن دشمن به آن شکستی مفتضحانه برای آنان بود به نحوی که در سال ششم هجری تنها هزار و چهارصد نفر همراه پیامبر (ص) بودند و تنها دو سال بعد یعنی در فتح مکه (سال هشتم هجری)، این رقم به ده هزار نفر رسید!
📝ادامه دارد ....
#پنجشنبههای_قرآنی
#نشر_زکات_علم_ومطالعه
#راه_معنوی_خدمت_به_قرآن
🌐 انجمن علمی معارف دانشگاه تهران
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️استفاده از مطالب کانال با ذکر لینک