نام احمد، نام جمله انبياست
چون که صد امد، نود هم پيش ماست
ولادت نبى رحمت حضرت محمّد مصطفی «صَلَی اللهُ عَلَیه و آلِه و سَلَّم» و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام مبارک باد.
✅شرط دوازدهم دعا: صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستادن است.
بر اهل ظاهر معلومست که از نقطه نظر تربیت دینی آنچه عالم بشریّت مرهون آنست همان تعلیم و تربیت حضرت محمّد صلوات الله علیه و خاندان اوست. مجاهدات و رنجهائی که آن ذوات مقدّسه در این راه متحمّل شدند عقول را حیران کرده است؛ بنابراین دعا و توجّه به خدا که خود این نیز از برکات آن ذوات مقدّسه و تعالیم آن نواحی مبارکه است از برکت آنهاست، و شرط شکر آنست که اعتراف به نعمت شود و الاّ کفران نعمت خواهد شد. صلوات بر محمّد و آل محمّد صلوات الله علیهم أجمعین اعتراف بر این نعمت بزرگ و این موهبت سترگ است. و امّا از نقطه نظر واقع، بر اهل باطن و معرفت پوشیده نیست که آن ذوات مقدّسه منبع فیض و واسطۀ در رحمت و ایجاد موجوداتاند (البتّه حقائق و ارواح مبارکۀ آنها نه مقصود اجساد آنها) چون ارواح آنها روح متّحد و انوار آنها نور واحدند و در آن عالم کثرت و تعدّدی و تفرّقی نیست؛ آن نور واحد مرکز تجلّیات ذات خدا و منبع انتشار صفات و اسمای حسنای اوست.
📗علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی، انوار الملکوت جلد ۲ ص۳۷۸
@pavaragi
خلع سلاح حزب الله لبنان!🔹سید عطاءالله مهاجرانی، وزير اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامي در كانالش نوشت:«طارق متری» وزیر فرهنگ لبنان ( ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸)، آدمی دقیق و خوش سخن و دانشمند و بسیار خوان بوده و هست.دیدار با او همیشه غنیمت است! چای نعناع و دردشه! دردشه همان گفتگو ست، صمیمی و پایان ناپذیر. طنجه بودیم .او گفت: داستان ملاقات با آیت الله خامنه ای را برایت بگویم. حتما تازه است.همراه «سعد حریری» به تهران سفر کردیم. قرار ملاقات با« آیت الله خامنه ای» بود.( -این دیدار در آذرماه ۱۳۸۹ انجام شده است- ) قبل از دیدار قرار شد، جلسه ای با سعد حریری به عنوان نخست وزیر داشته باشیم. شش وزیر هم همراه او بودیم. جلسه در محل اقامت حریری در کاخ سعد آباد تهران برگزار شد. «سعد حریری» به ما گفت:باید مساله سلاح حزب الله را به عنوان مساله اصلی لبنان مطرح کنیم. من سخنی نگفتم، اما همه تایید کردند.وقتی وارد دفتر «آیت الله خامنه ای» شدیم، ایشان بسیار گرم و صمیمانه سعد حریری را در آغوش گرفت. جوانی و هوشمندی اش را تحسین کرد. از مرحوم پدرش، رفیق حریری ذکر خیری به میان آورد. از لبنان بسیار تعریف کردند.نا گاه از سعد حریری پرسیدند، آقای نخست وزیر شما « رُمان گوژ پشت نتردام» را خوانده اید !؟ خب پیداست که نخوانده بود! سری تکان داد که معلوم نبود خوانده یا نه. گفت. در این رمان یک زن بسیار زیبایی تصویر شده است. او زیباترین زن پاریس است. طبیعی است که قدرتمندان در صدد دستیابی به این زن هستند.لات های پاریس، قداره کشان، با نفوذ ها. اما آیا همه می دانند که آن زن زیبا، اسمش چی بود!؟ طارق می گوید، من گفتم: اِزمیریلدا ! آیت الله خامنه ای با تمام چشمانش خندید و گفت احسنت! شما وزیر فرهنگ بودید!؟همه می دانستند که ازمیریلدا یک دِشنه ی ظریف دسته صدفی سپید بسیار تیز و کارا به همراه دارد. هر کس به او سوء نظری داشته باشد، ازمیریلدا از استفاده از آن دشنه تردید نمی کند.اقای خامنهای گفت ، آقای نخست وزیر! لبنان مثل همان زن زیباست. لبنان عروس خاورمیانه است. خیلی ها به کشور شما نظر دارند. اسرايیل خطری است که شما را تهدید می کند.مگر تا خیابان های بیروت نیامدند؟ مگر مردم را نکشتند؟ ویران نکردند؟« سلاح مقاومت» مثل همان دِشنه ی ازمیریلداست. دشمن را نومید می کند و امکان عمل را از او می گیرد.گفتگو ها ادامه پیدا کرد. اما سعد حریری کلمه ای در باره سلاح حزب الله سخنی نگفت. بعد از جلسه از او پرسیدم: نگفتی؟گفت: دیدی جلسه را چگونه اداره کرد و بحث را پیش برد.!!! می شد مطرح کرد.
@pavaragi
هیچ کس نمی تواند مدت زیادی ماسکی که بر چهره دارد را به نمایش بگذارد،سرشت آدمی هر آنچه که به طور تصنعی کسب شده است را در هم میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
بخش اعظمی از انرژی روانی ما معطوف به آن می گردد که خود واقعی مان را پنهان کنیم. به گونه ای رفتار کنیم که کسی نفهمد که پشت این نقاب و چهره چه کسی را پنهان کرده ایم. اغلب دوست داریم کسی دیگر را جای خود بنشانیم،کسی که داناتر، پول دارتر،مهربان تر و.....
اگرچه شاید بتوانیم مدتی را با غریبه زندگی کنیم، اما آن خویشتن اصیل روزی علیه این من کاذب و جعلی طغیان خواهد کرد.روزی که دیگر تحمل بیگانه ای مقابل خویش را ندارد.
آن روز اما تاوانی سخت برای این انتقلاب درونی خواهیم پرداخت.
@pavaragi
🟤 نظریۀ « إبطالگرایی» پوپر
🔶 این نظریه در اساس به منظورِ منحلّ کردنِ مسئلۀ استقراء، و همچنین تفکیکِ علم از شبهعلم، مطرح شده است. به نظر پوپر، بر خلافِ استقراءگرایان، منطقِ اکتشافِ علمی از جزئی به کلّی( استقرائی) نیست؛ بلکه از کلّی به جزئی( قیاسی) است. ما منفعلانه منتظر نیستیم تا تکرار پدیدها نظمی را بر ما تحمیل کنند، بلکه فعالانه میکوشیم تا نظمها را بر جهان تحمیل کنیم. سیر علم بدین شرح است: 1-مسئله2-طرح خلاقانۀ نظریّه3-استنتاج منطقیِ لوازم نظریه( پیش بینی های سلبی و منعی)4-آزمودن نظریّه، افتادن نظریّه به ورطۀ ابطال و... . نظریۀ جاذبۀ عمومی نیوتن، مصداقی بارزی از نظریۀ علمی است که بر طبق منطقِ مذکور سیر کرده است.
🔶 بر این اساس، به زعم پوپر، روانکاویِ فرویدی، روانشناسی آدلری، مارکسیسم و داروینیسم چون ابطال ناپذیرند، علمی نیستند. اینها گرچه قدرت تبیینی فراوانی دارند، اما هیچ پیشبینیِ ابطالپذیری ندارند. هیچ روانکاوی حاضر نیست با نمونه های کلینیکی، إبطالِ تئوریِ خود یا ، به طورِ کلّی، إبطالِ روانکاوی را قبول کند. برایِ مثال، نظریۀ «عقده حقارت» در دستگاهِ آدلر، ابطالناپذیر است. یا داروینیسم که به نظر پوپر مفاهیمی مثل «شایستگیِ بقاء» ( بقاءِ أصلح) و «حفظ شدن در فرآیند تکامل» را با توسّل به هم توضیح میدهد، نهایتا بدل به اینهمانگویی و ابطالناپذیر میشود. این نظریه از قبل نمیگوید که کدام حیوانها میمانند و کدامها میروند، بلکه مینشیند تا هر کدام باقی ماند بگوید این شایستۀ بقاء بوده است.
🟡 سوءِ فهمِ نظریۀ « إبطال گرایی»
🔶 نظریۀ « إبطالگرایی» فارغ از درستی یا نادرستیاش، خطِّ فاصلی است که در درونِ گزارههای «معنادار» کشیده میشود و آنها را به گزارههای علمی (Scientific) و گزارههایِ غیرعلمی، تقسیم میکند؛ امّا برخی گمان بردهاند که نظریۀ « إبطالگرایی» معیاری برایِ تفکیکِ گزارههای «معنادار» از گزارههایِ « بیمعنا» است و میگوید گزارههای « إبطالناپذیر»، « بیمعنی» و « مهمل» هستند!. پوپر این سوءِ فهم را «افسانۀ پوپر» مینامد و از آن به شدت برائت میجوید.
🔶 بنابر « افسانۀ پوپر»، گزارههای غیرعلمی، مانند گزارههایِ متافیزیکی، اخلاقی، دینی، زیباییشناسانه و... چون « إبطالناپذیر» هستند، « بیمعنا» و «مهمل» هستند. کسانی مثل کارنپ، اِیر، در کتابِ «زبان، صدق و منطق»، ایان باربور در کتاب «علم و دین»، چنین پنداشتند که معیار «ابطال پذیریِ» پوپر یک نظریۀ معناست و پوپر، «ابطالناپذیر» را معادلِ «بیمعنا» میداند. اِیر می نویسد « از نظر پوپر، هر جمله فقط آنگاه دارای معنی است که حاوی امری باشد که به وسیله تجربه، قابل ردّ و تکذیب باشد ». باربور مینویسد: « پوپر بر این است که یک گزاره برای آنکه معنی داشته باشد باید با وضع بعضی از امور سازگار باشد و با بعضی دیگر نباشد» . این درحالیست که پوپر خود در فصل اول «منطق اکتشاف علمی» که نسخهآلمانیاش در 1934( دوسال قبل از کتاب اِیر) منتشر شد؛ صریحاً « افسانۀ پوپر» را ردّ میکند و میگوید «پوزیتیویستها بیش از آنکه جویایِ وجهِ فارق میان علم تجربی و متافیزیک باشند، خواستار بر اندازی و نابود کردن متافیزیک بودهاند». «من برای خود رسالت بر انداختن متافیزیک قائل نیستم بلکه بر آنم تا علم تجربی را چنانکه شایسته است بشناسانم و مفاهیم علم تجربی و متافیزیک را به نحوی تعریف کنم که بتوان دانست بررسی دقیق تر کدام مجموعه از گزارهها به علم تجربی مربوط می شود». وی در مقالۀ 1 و 11، از کتاب « حدسها و ابطالها» نیز بر این نکته تأکید میورزد.
پوپر تنها نیست؛ بنا به نقل اِنگلس، کارل مارکس گفته است « آنچه مسلّم است، این است که خود من مارکسیست نیستم!».
بهنقل از کانال کورسوی خرد
@pavaragi
سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه دوم(سوره فتح)
✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی
استاد حوزه و دانشگاه
Part2⃣
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً«1»
همانا ما گشایش آشکاری را برای تو پیش آوردیم.
سوره شروع طوفانی دارد، اینچنین شروع در سخنرانی، قصه یا هر مواجههای برانگیزاننده است!
این سوره نیز با شروعی چنین محکم و باصلابت که خبر از آیندهای امیدبخش میدهد، حس کنجکاوی توام با نشاط را در میان مؤمنین بر میانگیزاند، آنهم اگر با بشارت فتح همراه باشد!
خداوند در آیه شریفه، موهبت پیروزی را به خودش نسبت میدهد! ما فتحی که مببن است را برای تو مقدر کردیم.
درباره «فتح مببن»
چنانکه ملاحظه میشود؛ فتح مبین عبارت کانونی آیه است.
مفسران درباره مصداق این فتح مبین و پیروزی آشکار اختلاف نظر دارند؛ گروهی آن را صلح حدیبیّه و جمعی فتح مکّه یا فتح خیبر دانستهاند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این فتح را به صلح حدیبیه تفسیر کرده است.
اگر این نگاه تقویت شود، کلمه گشایش برای ترجمه کلمه فتح، تعبیر مناسبی است.
واژهی فتح، در عرف عام جایی به کار میرود که در پی یک مبارزه در جنگ و پیکار، پیروزیای نصیب یکی از طرفین شده باشد. از این رو فتح به پیروزی در نبرد گفته میشود. اما فتح در معنای لغویاش عبارت است از؛ پیروزی، تسخیر، چیرگی، ظفر، غلبه، مسخر، نصرت، باز کردن، گشادن، گشایش، گشودن. اما متضاد آن تنها به شکست معنا شده است! در حالیکه با کلمه افتتاح که بهمعنی باز شدن یک مکانی است، از یک خانواده است. در عین حال گشایش، اعم از توفیق در نبرد و غیر آن است، و البته مراتب مختلف دارد،
غلبه در یک نبرد کوچک نیز پیروزی گفته میشود، چنانکه توفیق در یک پیکار بزرگ نیز پیروزی است. اما مبین بودن این فتح کنایه از پیروزی بزرگ و غیرقابل انکار است که طعم شیرین فتحش برای دوستان زائل نشدنی است و تا مدتها ادامه دارد، و در مواردی که طرف مقابل در جنگ ظاهری و پیکار مصطلح شکست خورده باشد، رسوایی شکست بزرگ برای دشمن نیز به اندازهای است که هرگز نمیتواند انکارش کند، که در این آیه اگر فتح را ناظر به فتح مکه بدانیم قابل تصدیق است، اما چنانکه فتح مبین در آیه شریفه درباره صلح حدیبیه باشد، توجیه وجه سلبی بحث کمی دشوار به نظر میرسد، با این توضیح که ممکن است این تصور ایجاد شود در صورتی که صلح حدیبیه به فتح مبین مصداق بیابد، دیگر طرف مقابل شکستی نخواهد داشت، زیرا آنها نیز از این صلحنامه برد داشتهاند.
در پاسخ به این اشکال باید گفت؛ صلح حدیبیه در سال ششم هجرت به وقوع پیوست، یعنی تا آن موقع مسلمانان در تحریم بوده و فعالیتهای اجتماعیشان با مشکلاتی همراه بود، و با این صلح به نوعی اسلام به رسمیت شناخته شد. یعنی دشمن ناگذیر به پذیرش و رسمیت آن شد،
مسلمین با امضای صلح، توانستند الف) آزادانه در میان قبایل عرب به تبلیغ اسلام بپردازند تا جایی که بسیاری از آنان مسلمان شدند. ب) آنها در بستر صلح با قدرت بیشتری به فعالیتهای خویش ادامه دادند و ج؛ فرصت مناسبی برایشان ایجاد شد تا بدون دغدغهی جنگ به تبلیغ دین و جذب مسلمانان بیشتر بپردازند
بنابراین اگر وضعیت ماهها و سالهای آغازین صدر اسلام را به خاطر آوریم، و اینکه دشمنی که تا پیشتر فقط به نابودی اسلام میاندیشید، وقتی سرسختی و صلابت پیامبر (ص) و یاران جانبرکفی چون علی (ع) را در جنگها دید، ناگذیر شد قدرتی به نام اسلام را بپذیرد، در اینصورت خواهیم دید که این خود یک فتحی بزرگ در عرصه دیپلماسی و سیاسی اجتماعی بهشمار میرفت و تن دادن دشمن به آن شکستی مفتضحانه برای آنان بود به نحوی که در سال ششم هجری تنها هزار و چهارصد نفر همراه پیامبر (ص) بودند و تنها دو سال بعد یعنی در فتح مکه (سال هشتم هجری)، این رقم به ده هزار نفر رسید!
📝ادامه دارد ....
#پنجشنبههای_قرآنی
#نشر_زکات_علم_ومطالعه
#راه_معنوی_خدمت_به_قرآن
🌐 انجمن علمی معارف دانشگاه تهران
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️استفاده از مطالب کانال با ذکر لینک
ما با توایم
«افشین علا» شاعر سرشناس و متعهد کشورمان در پی سخنرانی راهگشای رهبر انقلاب تازهترین شعر خود را با عنوان «ما با توایم» سروده است:
ای شمس مشرقی که ستاندی شکیب غرب
ما با توایم با تو به رغم نهیب غرب
از حاکمان اگرچه بسی زخم خوردهایم
ما را نیاز نیست به ناز طبیب غرب
ماری است غرق چنبره، طاووس باختر
جغدی است در لباس بدل، عندلیب غرب
تا قعر دره رفت در این راه پرنشیب
هرکس که پا گذاشت به افسون شیب غرب
ارزانتر از خسی وطن خویش را فروخت
گیرم کسی ستاند دلاری ز جیب غرب
نان تو خوردهاند و نمکدان شکستهاند
خیل مرفهان ز پی زرق و زیب غرب
بسیار انقلابی نادم که رو کنند
از یار آشنا به ديار غریب غرب
بسیار همرهان که دل از دست دادهاند
با عشوههای عقلکش دلفریب غرب
بس چهرهی نجیب گزیدند کیش غیر
زیرا شدند مات رخ نانجیب غرب
بس واعظان خبره که آیات وحی را
تفسیر میکنند به میل خطیب غرب
دین را بزک کنند به سرخاب باختر
مشاطهگان واله حسرتنصیب غرب
بس مرد و زن چو آدم و حوا فتادهاند
در ورطهی هبوط به سودای سیب غرب
خود را ز فرط وسوسه مصلوب کردهاند
با دست خود به میخ هوس بر صلیب غرب
بسیار همگنان که به هنگامهی خطر
خود را فکندهاند به کام لهیب غرب
تنها در این میان تو نیفتادهای ز پا
تنها در این میان، تو نخوردی فریب غرب
تنها تو باصلابت و نستوه ماندهای
چون کوه در برابر سیل مهیب غرب
با ما سخن بگو که جهان میدهد گواه
پیش تو الکن است زبان ادیب غرب
در چشم من تجسم حبالوطن تویی
چون گشت در رکاب تو ایران، رقیب غرب
ویرانی اماکن صهیون به دست تو
دارد اشارتی به غروب قریب غرب
دارد افول میکند این تکیهگاه سست
بعد از فراز، آمده دور نشیب غرب
بر ما بتاب تا که شود چشم خصم، کور
ای شمس مشرقی که ستاندی شکیب غرب
@pavarsgi
سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه دوم(سوره فتح)
✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی
استاد حوزه و دانشگاه
Part3⃣
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً«1»
موقعیت مسلمانان صدر اسلام و پیروزی بزرگ با صلح حدیبیه (۱)
برای اینکه عظمت و اهمیت پیروزی و گشایشی که در آیه شریفه به آن اشاره شد فهمیده شود، لازم است شرایط اسلام و مسلمانان در صدر اسلام و خود صلح حدیبیه تبیین شود.
ماجرا به سال ششم هجری بر میگردد.
پیامبر اکرم (ص) از مردم مدینه خواستند بدون سلاح جنگی به سمت مکه (برای انجام)، عمره آماده شوند. تنها سلاح مسافر همراهشان بود. (همان شمشیری که عرب عموما با خود همراه دارد و این غیر از تجهیز برای حنگ و نبرد است که با کلاهخود و زره و نیزه و دیگر ادات حنگی متعارف روز انجام میشود).
این نکته نیز قایل ذکر است که در فرهنگ اعراب، هر کسی حق زیارت خانه خدا را داشت و این مسئله رسمی، ریشه دار در میان اعراب بود.
از نکات قابل توجه این تصمیم شگفتانگیز دعوت از قبایل مجاور مدینه (که هنوز اسلام را نپذیرفته بودند)، برای جهت حضور در این سفر است. اگر چه برخی از قبایل و گروهها از همراهی پیامبر(ص)، به بهانه امرار معاش و یا بیسرپرست ماندن زنان و فرزندانشان خودداری کردند.
در مقابل این دسته، مسلمانانی بودند که با اخلاص هرچه تمامتر آن حضرت را همراهی میکردند.
براساس آنچه نقل شده؛ همراهان حضرت در این سفر ویژه هزار و چهارصد نفر تا هزار و پانصد و بیست نفر بودند.
مورخان دلیل این سفر را اینگونه مینویسند: رسول خدا (ص) در عالم رؤیا وارد کعبه شده و سر خود را تراشیده و کلید کعبه را به دست مبارک خود گرفتهاند و به همراه تعدادی از صحابه به عرفات رفته و در آن صحرا وقوف مینمایند. پس از این خواب، پیامبر (ص) اصحاب را برای عمره دعوت نمود، علی رغم اینکه مکه و قریش با پیامبر (ص) در حال جنگ بودند ولی اصحاب آن حضرت تردیدی در اجابت دعوت پیامبر (ص) نداشتند.
مدل رفتار مسلمین که بدون سلاح و همراه با شترهایی برای قربانی بار سفر را بسته بودند، هرگونه بهانهای از دشمن را سلب کرده بود. چرا که آنها فهمیدند پیامبر(ص) فقط قصد زیارت خانه خدا را دارد نه جنگ.
احرام در مسجد شجره
پیامبر اعظم (ص) و اصحاب در مسجد شجره لباسهای خویش را با لباس احرام جایگزین کردند.
از طرفی اشخاصی که پیشتر بهسوی مکه حرکت کرده بودند و نقش سربازان سیستم اطلاعاتی پیامبر (ص) را ایفا میکردند، در نزدیکی منطقهای به نام «عسفان» مطلع شدند قریش از حرکت پیامبر(ص) باخبر شده و به «لات» و «عزی» قسم خوردند مانع ورود حضرت به مکه شوند. دلیل این تصمیم روشن بود؛ روابط پیامبر (ص) با آنان در شرایط بسیار بدی بود، آنها نمیتوانستند به دشمن خود اجازهی ورود به قلمرو خود بدهند، چرا که آن را شکستی سخت برای خویش میدانستند. براین اساس گروهی مسلح به فرماندهی «خالد بن ولید» را به منطقهای بهنام «ذی طوی» در نزدیکی مکه اعزام نمودند.
استراتژی پیامبر (ص) نیز جالب توجه است. از میان سناریوهای مختلف پیشرو، آن حضرت پرهیز از رویارویی با قریش را برگزیده بود. از این رو با تغییر مسیر و عبور از مناطق صعبالعبور به منطقهای به نام «حدیبیه » رسید، شتر حضرت در این منطقه زانو زد.
حضرت فرمود: این حیوان به فرمان خداوند در این منطقه خوابید تا تکلیف روشن شود. مأموران قریش نیز از مسیر حرکت پیامبر اکرم (ص) آگاه شدند و خود را به آن منطقه رسانیدند. پیامبر(ص) پس از فرود آمدن در این منزل خطاب به یاران خود فرمود: اگر امروز قریش از من چیزی بخواهند که باعث تحکیم روابط خویشاوندی شود، من خواهم داد و راه مسالمت آمیز پیش خواهم گرفت. این عبارت پیامبر (ص) چقدر مهم و برای این روزهای ما قابل تأمل است!
بههر حال عدهای از اصحاب گفتند: در این وادی آب نیست که ما در پیرامون آن منزل کنیم. پیامبر (ص) تیری به یکی از یاران خود داد و او در یکی از چاههای خشک فرو برد. آب از آن جوشید، بهحدی که مردم همه سیراب شدند.
شرایط بهگونهای رقم خورد که توقف پیامبر در حدیبیه طولانی شد. در این مدت اگرچه تنشهایی ایجاد شد و دشمن چند بار به کاروان پیامبر(ص) شبیخون زدند و حتی یکی از مسلمانان را کشتند تا آتش جنگ در گیرد؛ اما پیامبر اعظم (ص) با درایت و هوشمندی، شرایط را کنترل نمود.
قریش که تمایل به جنگ داشت «بدیل بن ورقاء» را به سوی پیامبر (ص) فرستاد. او گفت قریش آماده جنگ است، اما پیامبر (ص) در پاسخ، پیشنهاد صلح را مطرح نمود.
📝ادامه دارد ....
#پنجشنبههای_قرآنی
#نشر_زکات_علم_ومطالعه
#راه_معنوی_خدمت_به_قرآن
🌐 انجمن علمی معارف دانشگاه تهران
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️استفاده از مطالب کانال با ذکر لینک
درباره استفاده از هوش مصنوعی برای پژوهش (۱)
فناوریها نقش مهمی در کیفیت زندگی ایفا میکنند، اما همواره با خود چالشهایی بههمراه داشتهاند. هوش مصنوعی یکی از اینها در قلمرو اطلاعات است است که زندگی را با تحول شگرف و البته با چالشهای جدی مواجه کرده است. یکی از موارد استفاده هوش مصنوعی، بهخدمت گرفتن آن برای پژوهش است. هوش مصنوعی محققان را قادر میسازد تا سریعتر و کارآمدتر به نتایج علمی برسند. اما نحوه استفاده از هوش مصنوعی پرسشی است که اغلب مطرح میشود. اینکه میزان مجاز استفاده از هوش مصنوعی چیست و چهمقدار میتوانیم به دادههای آن اعتماد نماییم، موضوعی است که ذهن مدیران پژوهشی را بهخود مشغول کرده است.
قبل از پاسخ به این پرسش، سؤال دیگری طرح میشود؛ اینکه آیا اشخاص نوآموز که در مسیر یادگیری قرار دارند و میخواهند چگونگی انجام تحقیق را آموزش ببینند، میتوانند از این ابزار استفاده نمایند؟
بهگمانم پیشنیاز استفاده از این فناوری برای تحقیق، برخوردای از دانش تخصصی و روشی یا به تعبیری دیگر «علم» و «مهارت» است. یعنی تا زمانی که شخص دانش تخصصی خویش را ارتقا نبخشید، درستی یا نادرستی دادهها و تحلیلهای هوش مصنوعی را نمیتواند تشخیص دهد.
این چالش در فرض عدم تسلط دانشپژوه به مهارتهای پژوهشی نیز صادق است.
چنانکه شخص شیوه نگارش مقدمه، چکیده یا پیشینه را نداند، چگونه میتواند تشخیص دهد مقدمه، چکیده و یا پیشینهای که از هوش مصنوعی دریافت کرده است بینقص است؟ بر چه مبنایی میتواند اعتماد کند هوش مصنوعی همه اجزای مقدمه را بدون کم و کاست در اختیارش قرار داده است؟
حتما شنیدهاید که chat jpt آیه و حدیث جعل میکرد. اغلب کسانی که با زبان قران آشنایند به راحتی میتوانند آیه جعلی را از کلام نورانی وحی تشخیص دهند. این بهخاطر شناخت و مؤانست با آیات قران است. همچنین اگر کسانی با جوامع حدیثی آشنا باشند میتوانند با کمترین هزینه درستی یک حدیث از بدلی بودنش را تشخیص دهند. این توانایی به دلیل دانش است که در طی سالیان متمادی به دست آمده است، در مواقعی نیز به نرمافزارهای علوم اسلامی مراجعه نمایند. اگر گفته شود به همین علت که به نرمافزارها اعتماد میکنیم، میتوانیم به هوش مصنوعی نیز اعتماد کنیم. در پاسخ باید گفت؛ اولاً ما به نرمافزار شناسنامهداری که در کشور اسلامی تولید شده است، اعتماد میکنیم. نرمافزارهای علوم اسلامی توسط کارشناسان خبره و با نظارت و دقت ناظران متخصص در حوزههای تخصصی علوم اسلامی تولید شده است، بنابراین مورد اعتماد است،
درثانی این نرمافزارها برای عموم مردم قابل استفاده نیست. اشخاصی میتوانند از آن بهرهمند شوند که با نحوه استفاده و زبان تحلیل احادیث آشنا باشند.
اما استفاده از هوش مصنوعی برای کسانی که میخواهند -مثلا-؛ درباره یکی از مسائل کلامی تحقیق کنند و از قضا نسبت به این حوزه دانشی اطلاعاتی ندارند، یا دانششان به اندازه مطالعه چند کتاب عمومی است، غیر قابل توجیه است. حتی محققان نیز در استفاده از هوش مصنوعی برای پژوهش نهایت دقت را -بهویژه-، در تحلیل داده بهخرج میدهند. با این توصیف به افرادی که میخواهند از این ابزار استفاده نمایند، لازم است به چند اصل که از پیشنویس آییننامهای که در شرف نهاییسازی است تهیه شده و میتواند برای عموم اهل تحقیق بهویژه مبتدیان مفید باشد، توجه کنند.
ادامه دارد
✍محمدصدرا مازنی
@pavaragi
درباره استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش (۲)
اصول استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش:
۱.توجه به اصالت اثر؛
استفاده از هوش مصنوعي نبايد به تضعيف اصالت اثر منجر شود. پژوهشگران بايد اطمينان حاصل کنند که نتايج و محتوا بهطور مؤثر توسط خودشان توليد شده است و ابزارهاي هوش مصنوعي صرفاً به عنوان مکملي براي تحقيق استفاده ميشوند.
2. رعایت مالکیت معنوی؛
پژوهشگران بايد از رعايت حقوق مالکيت معنوي در استفاده از محتواها و دادههاي موجود در ابزارهاي هوش مصنوعي اطمينان حاصل کنند و هرگونه اقتباس يا نقلقول بايد با ذکر منبع همراه باشد. اين منبع نميتواند «هوش مصنوعي» باشد، بلكه بايد منبع اصلي را بيابند و ذكر نمايند.
3. محدوده مجاز به استفاده از هوهش مصنوعی؛
استفاده از هوش مصنوعی صرفا در مراحل: تنظیم ساختار، گردآوری دادهها و پیشینهیابی، تحلیل آماری، ترجمه متون، اصلاح نگارشی متون، چکیدهنویسی، تنظیم شکلی فهرست منابع و نوشتن جمعبندی مجاز است. همچنین استفاده از ایدههای حل مسئله ارائه شده توسط هوش مصنوعی مجاز میباشد، لکن انجام فرایند حل و تحلیل دادهها و نتیجه باید توسط پژوهشگر انجام شود. و هر گونه استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در این حوزه ممنوع است.
4. نسخههای مجاز؛
در انجام فرایند پژوهش استفاده از تمام نسخه های chatgpt به جز نسخهo1-mini و o1-preview مجاز میباشد. استفاده از ابزارهای ترجمه ماشینی، تایپ صوتی و تبدیل فایل صوتی به متن و دیگر ابزارهای متداول به شرط صحتسنجی توسط پژوهشگر بلامانع است.
5. حصول اطمینان از انطباق از اصول علمی و مبانی حوزوی؛
نتايج حاصل از ابزارهاي هوش مصنوعي بايد مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد. پژوهشگران بايد اطمينان حاصل کنند که اين نتايج با اصول علمي و مباني حوزوي مطابقت دارند.
6. حضور مؤثر صاحب اثر در تحقیق؛ پژوهشگران بايد تحليلها و نظرات شخصي خود را در کنار نتايج حاصل از ابزارهاي هوش مصنوعي ارائه دهند تا به غناي علمي پاياننامه بيفزايند. ابزارهای هوش مصنوعی تنها به عنوان ابزار کمکی برای تسهیل فرآیند تحقیق و نگارش مجاز هستند و هر گونه استفاده ای فراتر از آن ممنوع است.
✍محمدصدرا مازنی
@pavaragi
دپارتمان علمیپژوهشی مرکز رشد و نوآوری رضوان برگزار میکند:
اولین دورهٔ کشوری سیر مطالعاتی کتب و اندیشههای مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی)
به کلام:
حجتالاسلام علی نجارحیدری
📅 شیوه و زمان برگزاری دوره:
حضوری | آنلاین | آفلاین
شروع سطح اول: آذرماه ۱۴۰۴
⏳ مهلت ثبتنام:
۹ آبانماه
🌐 کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🆔 @RezvanGrowHub
☎️ 09226649207 (پیامک)