سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه دوم(سوره فتح)
✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی
استاد حوزه و دانشگاه
Part2⃣
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً«1»
همانا ما گشایش آشکاری را برای تو پیش آوردیم.
سوره شروع طوفانی دارد، اینچنین شروع در سخنرانی، قصه یا هر مواجههای برانگیزاننده است!
این سوره نیز با شروعی چنین محکم و باصلابت که خبر از آیندهای امیدبخش میدهد، حس کنجکاوی توام با نشاط را در میان مؤمنین بر میانگیزاند، آنهم اگر با بشارت فتح همراه باشد!
خداوند در آیه شریفه، موهبت پیروزی را به خودش نسبت میدهد! ما فتحی که مببن است را برای تو مقدر کردیم.
درباره «فتح مببن»
چنانکه ملاحظه میشود؛ فتح مبین عبارت کانونی آیه است.
مفسران درباره مصداق این فتح مبین و پیروزی آشکار اختلاف نظر دارند؛ گروهی آن را صلح حدیبیّه و جمعی فتح مکّه یا فتح خیبر دانستهاند.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این فتح را به صلح حدیبیه تفسیر کرده است.
اگر این نگاه تقویت شود، کلمه گشایش برای ترجمه کلمه فتح، تعبیر مناسبی است.
واژهی فتح، در عرف عام جایی به کار میرود که در پی یک مبارزه در جنگ و پیکار، پیروزیای نصیب یکی از طرفین شده باشد. از این رو فتح به پیروزی در نبرد گفته میشود. اما فتح در معنای لغویاش عبارت است از؛ پیروزی، تسخیر، چیرگی، ظفر، غلبه، مسخر، نصرت، باز کردن، گشادن، گشایش، گشودن. اما متضاد آن تنها به شکست معنا شده است! در حالیکه با کلمه افتتاح که بهمعنی باز شدن یک مکانی است، از یک خانواده است. در عین حال گشایش، اعم از توفیق در نبرد و غیر آن است، و البته مراتب مختلف دارد،
غلبه در یک نبرد کوچک نیز پیروزی گفته میشود، چنانکه توفیق در یک پیکار بزرگ نیز پیروزی است. اما مبین بودن این فتح کنایه از پیروزی بزرگ و غیرقابل انکار است که طعم شیرین فتحش برای دوستان زائل نشدنی است و تا مدتها ادامه دارد، و در مواردی که طرف مقابل در جنگ ظاهری و پیکار مصطلح شکست خورده باشد، رسوایی شکست بزرگ برای دشمن نیز به اندازهای است که هرگز نمیتواند انکارش کند، که در این آیه اگر فتح را ناظر به فتح مکه بدانیم قابل تصدیق است، اما چنانکه فتح مبین در آیه شریفه درباره صلح حدیبیه باشد، توجیه وجه سلبی بحث کمی دشوار به نظر میرسد، با این توضیح که ممکن است این تصور ایجاد شود در صورتی که صلح حدیبیه به فتح مبین مصداق بیابد، دیگر طرف مقابل شکستی نخواهد داشت، زیرا آنها نیز از این صلحنامه برد داشتهاند.
در پاسخ به این اشکال باید گفت؛ صلح حدیبیه در سال ششم هجرت به وقوع پیوست، یعنی تا آن موقع مسلمانان در تحریم بوده و فعالیتهای اجتماعیشان با مشکلاتی همراه بود، و با این صلح به نوعی اسلام به رسمیت شناخته شد. یعنی دشمن ناگذیر به پذیرش و رسمیت آن شد،
مسلمین با امضای صلح، توانستند الف) آزادانه در میان قبایل عرب به تبلیغ اسلام بپردازند تا جایی که بسیاری از آنان مسلمان شدند. ب) آنها در بستر صلح با قدرت بیشتری به فعالیتهای خویش ادامه دادند و ج؛ فرصت مناسبی برایشان ایجاد شد تا بدون دغدغهی جنگ به تبلیغ دین و جذب مسلمانان بیشتر بپردازند
بنابراین اگر وضعیت ماهها و سالهای آغازین صدر اسلام را به خاطر آوریم، و اینکه دشمنی که تا پیشتر فقط به نابودی اسلام میاندیشید، وقتی سرسختی و صلابت پیامبر (ص) و یاران جانبرکفی چون علی (ع) را در جنگها دید، ناگذیر شد قدرتی به نام اسلام را بپذیرد، در اینصورت خواهیم دید که این خود یک فتحی بزرگ در عرصه دیپلماسی و سیاسی اجتماعی بهشمار میرفت و تن دادن دشمن به آن شکستی مفتضحانه برای آنان بود به نحوی که در سال ششم هجری تنها هزار و چهارصد نفر همراه پیامبر (ص) بودند و تنها دو سال بعد یعنی در فتح مکه (سال هشتم هجری)، این رقم به ده هزار نفر رسید!
📝ادامه دارد ....
#پنجشنبههای_قرآنی
#نشر_زکات_علم_ومطالعه
#راه_معنوی_خدمت_به_قرآن
🌐 انجمن علمی معارف دانشگاه تهران
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️استفاده از مطالب کانال با ذکر لینک
ما با توایم
«افشین علا» شاعر سرشناس و متعهد کشورمان در پی سخنرانی راهگشای رهبر انقلاب تازهترین شعر خود را با عنوان «ما با توایم» سروده است:
ای شمس مشرقی که ستاندی شکیب غرب
ما با توایم با تو به رغم نهیب غرب
از حاکمان اگرچه بسی زخم خوردهایم
ما را نیاز نیست به ناز طبیب غرب
ماری است غرق چنبره، طاووس باختر
جغدی است در لباس بدل، عندلیب غرب
تا قعر دره رفت در این راه پرنشیب
هرکس که پا گذاشت به افسون شیب غرب
ارزانتر از خسی وطن خویش را فروخت
گیرم کسی ستاند دلاری ز جیب غرب
نان تو خوردهاند و نمکدان شکستهاند
خیل مرفهان ز پی زرق و زیب غرب
بسیار انقلابی نادم که رو کنند
از یار آشنا به ديار غریب غرب
بسیار همرهان که دل از دست دادهاند
با عشوههای عقلکش دلفریب غرب
بس چهرهی نجیب گزیدند کیش غیر
زیرا شدند مات رخ نانجیب غرب
بس واعظان خبره که آیات وحی را
تفسیر میکنند به میل خطیب غرب
دین را بزک کنند به سرخاب باختر
مشاطهگان واله حسرتنصیب غرب
بس مرد و زن چو آدم و حوا فتادهاند
در ورطهی هبوط به سودای سیب غرب
خود را ز فرط وسوسه مصلوب کردهاند
با دست خود به میخ هوس بر صلیب غرب
بسیار همگنان که به هنگامهی خطر
خود را فکندهاند به کام لهیب غرب
تنها در این میان تو نیفتادهای ز پا
تنها در این میان، تو نخوردی فریب غرب
تنها تو باصلابت و نستوه ماندهای
چون کوه در برابر سیل مهیب غرب
با ما سخن بگو که جهان میدهد گواه
پیش تو الکن است زبان ادیب غرب
در چشم من تجسم حبالوطن تویی
چون گشت در رکاب تو ایران، رقیب غرب
ویرانی اماکن صهیون به دست تو
دارد اشارتی به غروب قریب غرب
دارد افول میکند این تکیهگاه سست
بعد از فراز، آمده دور نشیب غرب
بر ما بتاب تا که شود چشم خصم، کور
ای شمس مشرقی که ستاندی شکیب غرب
@pavarsgi
سلسله یادداشتهای معرفتی #نبض_معنا؛ #ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه دوم(سوره فتح)
✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی
استاد حوزه و دانشگاه
Part3⃣
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً«1»
موقعیت مسلمانان صدر اسلام و پیروزی بزرگ با صلح حدیبیه (۱)
برای اینکه عظمت و اهمیت پیروزی و گشایشی که در آیه شریفه به آن اشاره شد فهمیده شود، لازم است شرایط اسلام و مسلمانان در صدر اسلام و خود صلح حدیبیه تبیین شود.
ماجرا به سال ششم هجری بر میگردد.
پیامبر اکرم (ص) از مردم مدینه خواستند بدون سلاح جنگی به سمت مکه (برای انجام)، عمره آماده شوند. تنها سلاح مسافر همراهشان بود. (همان شمشیری که عرب عموما با خود همراه دارد و این غیر از تجهیز برای حنگ و نبرد است که با کلاهخود و زره و نیزه و دیگر ادات حنگی متعارف روز انجام میشود).
این نکته نیز قایل ذکر است که در فرهنگ اعراب، هر کسی حق زیارت خانه خدا را داشت و این مسئله رسمی، ریشه دار در میان اعراب بود.
از نکات قابل توجه این تصمیم شگفتانگیز دعوت از قبایل مجاور مدینه (که هنوز اسلام را نپذیرفته بودند)، برای جهت حضور در این سفر است. اگر چه برخی از قبایل و گروهها از همراهی پیامبر(ص)، به بهانه امرار معاش و یا بیسرپرست ماندن زنان و فرزندانشان خودداری کردند.
در مقابل این دسته، مسلمانانی بودند که با اخلاص هرچه تمامتر آن حضرت را همراهی میکردند.
براساس آنچه نقل شده؛ همراهان حضرت در این سفر ویژه هزار و چهارصد نفر تا هزار و پانصد و بیست نفر بودند.
مورخان دلیل این سفر را اینگونه مینویسند: رسول خدا (ص) در عالم رؤیا وارد کعبه شده و سر خود را تراشیده و کلید کعبه را به دست مبارک خود گرفتهاند و به همراه تعدادی از صحابه به عرفات رفته و در آن صحرا وقوف مینمایند. پس از این خواب، پیامبر (ص) اصحاب را برای عمره دعوت نمود، علی رغم اینکه مکه و قریش با پیامبر (ص) در حال جنگ بودند ولی اصحاب آن حضرت تردیدی در اجابت دعوت پیامبر (ص) نداشتند.
مدل رفتار مسلمین که بدون سلاح و همراه با شترهایی برای قربانی بار سفر را بسته بودند، هرگونه بهانهای از دشمن را سلب کرده بود. چرا که آنها فهمیدند پیامبر(ص) فقط قصد زیارت خانه خدا را دارد نه جنگ.
احرام در مسجد شجره
پیامبر اعظم (ص) و اصحاب در مسجد شجره لباسهای خویش را با لباس احرام جایگزین کردند.
از طرفی اشخاصی که پیشتر بهسوی مکه حرکت کرده بودند و نقش سربازان سیستم اطلاعاتی پیامبر (ص) را ایفا میکردند، در نزدیکی منطقهای به نام «عسفان» مطلع شدند قریش از حرکت پیامبر(ص) باخبر شده و به «لات» و «عزی» قسم خوردند مانع ورود حضرت به مکه شوند. دلیل این تصمیم روشن بود؛ روابط پیامبر (ص) با آنان در شرایط بسیار بدی بود، آنها نمیتوانستند به دشمن خود اجازهی ورود به قلمرو خود بدهند، چرا که آن را شکستی سخت برای خویش میدانستند. براین اساس گروهی مسلح به فرماندهی «خالد بن ولید» را به منطقهای بهنام «ذی طوی» در نزدیکی مکه اعزام نمودند.
استراتژی پیامبر (ص) نیز جالب توجه است. از میان سناریوهای مختلف پیشرو، آن حضرت پرهیز از رویارویی با قریش را برگزیده بود. از این رو با تغییر مسیر و عبور از مناطق صعبالعبور به منطقهای به نام «حدیبیه » رسید، شتر حضرت در این منطقه زانو زد.
حضرت فرمود: این حیوان به فرمان خداوند در این منطقه خوابید تا تکلیف روشن شود. مأموران قریش نیز از مسیر حرکت پیامبر اکرم (ص) آگاه شدند و خود را به آن منطقه رسانیدند. پیامبر(ص) پس از فرود آمدن در این منزل خطاب به یاران خود فرمود: اگر امروز قریش از من چیزی بخواهند که باعث تحکیم روابط خویشاوندی شود، من خواهم داد و راه مسالمت آمیز پیش خواهم گرفت. این عبارت پیامبر (ص) چقدر مهم و برای این روزهای ما قابل تأمل است!
بههر حال عدهای از اصحاب گفتند: در این وادی آب نیست که ما در پیرامون آن منزل کنیم. پیامبر (ص) تیری به یکی از یاران خود داد و او در یکی از چاههای خشک فرو برد. آب از آن جوشید، بهحدی که مردم همه سیراب شدند.
شرایط بهگونهای رقم خورد که توقف پیامبر در حدیبیه طولانی شد. در این مدت اگرچه تنشهایی ایجاد شد و دشمن چند بار به کاروان پیامبر(ص) شبیخون زدند و حتی یکی از مسلمانان را کشتند تا آتش جنگ در گیرد؛ اما پیامبر اعظم (ص) با درایت و هوشمندی، شرایط را کنترل نمود.
قریش که تمایل به جنگ داشت «بدیل بن ورقاء» را به سوی پیامبر (ص) فرستاد. او گفت قریش آماده جنگ است، اما پیامبر (ص) در پاسخ، پیشنهاد صلح را مطرح نمود.
📝ادامه دارد ....
#پنجشنبههای_قرآنی
#نشر_زکات_علم_ومطالعه
#راه_معنوی_خدمت_به_قرآن
🌐 انجمن علمی معارف دانشگاه تهران
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️استفاده از مطالب کانال با ذکر لینک
درباره استفاده از هوش مصنوعی برای پژوهش (۱)
فناوریها نقش مهمی در کیفیت زندگی ایفا میکنند، اما همواره با خود چالشهایی بههمراه داشتهاند. هوش مصنوعی یکی از اینها در قلمرو اطلاعات است است که زندگی را با تحول شگرف و البته با چالشهای جدی مواجه کرده است. یکی از موارد استفاده هوش مصنوعی، بهخدمت گرفتن آن برای پژوهش است. هوش مصنوعی محققان را قادر میسازد تا سریعتر و کارآمدتر به نتایج علمی برسند. اما نحوه استفاده از هوش مصنوعی پرسشی است که اغلب مطرح میشود. اینکه میزان مجاز استفاده از هوش مصنوعی چیست و چهمقدار میتوانیم به دادههای آن اعتماد نماییم، موضوعی است که ذهن مدیران پژوهشی را بهخود مشغول کرده است.
قبل از پاسخ به این پرسش، سؤال دیگری طرح میشود؛ اینکه آیا اشخاص نوآموز که در مسیر یادگیری قرار دارند و میخواهند چگونگی انجام تحقیق را آموزش ببینند، میتوانند از این ابزار استفاده نمایند؟
بهگمانم پیشنیاز استفاده از این فناوری برای تحقیق، برخوردای از دانش تخصصی و روشی یا به تعبیری دیگر «علم» و «مهارت» است. یعنی تا زمانی که شخص دانش تخصصی خویش را ارتقا نبخشید، درستی یا نادرستی دادهها و تحلیلهای هوش مصنوعی را نمیتواند تشخیص دهد.
این چالش در فرض عدم تسلط دانشپژوه به مهارتهای پژوهشی نیز صادق است.
چنانکه شخص شیوه نگارش مقدمه، چکیده یا پیشینه را نداند، چگونه میتواند تشخیص دهد مقدمه، چکیده و یا پیشینهای که از هوش مصنوعی دریافت کرده است بینقص است؟ بر چه مبنایی میتواند اعتماد کند هوش مصنوعی همه اجزای مقدمه را بدون کم و کاست در اختیارش قرار داده است؟
حتما شنیدهاید که chat jpt آیه و حدیث جعل میکرد. اغلب کسانی که با زبان قران آشنایند به راحتی میتوانند آیه جعلی را از کلام نورانی وحی تشخیص دهند. این بهخاطر شناخت و مؤانست با آیات قران است. همچنین اگر کسانی با جوامع حدیثی آشنا باشند میتوانند با کمترین هزینه درستی یک حدیث از بدلی بودنش را تشخیص دهند. این توانایی به دلیل دانش است که در طی سالیان متمادی به دست آمده است، در مواقعی نیز به نرمافزارهای علوم اسلامی مراجعه نمایند. اگر گفته شود به همین علت که به نرمافزارها اعتماد میکنیم، میتوانیم به هوش مصنوعی نیز اعتماد کنیم. در پاسخ باید گفت؛ اولاً ما به نرمافزار شناسنامهداری که در کشور اسلامی تولید شده است، اعتماد میکنیم. نرمافزارهای علوم اسلامی توسط کارشناسان خبره و با نظارت و دقت ناظران متخصص در حوزههای تخصصی علوم اسلامی تولید شده است، بنابراین مورد اعتماد است،
درثانی این نرمافزارها برای عموم مردم قابل استفاده نیست. اشخاصی میتوانند از آن بهرهمند شوند که با نحوه استفاده و زبان تحلیل احادیث آشنا باشند.
اما استفاده از هوش مصنوعی برای کسانی که میخواهند -مثلا-؛ درباره یکی از مسائل کلامی تحقیق کنند و از قضا نسبت به این حوزه دانشی اطلاعاتی ندارند، یا دانششان به اندازه مطالعه چند کتاب عمومی است، غیر قابل توجیه است. حتی محققان نیز در استفاده از هوش مصنوعی برای پژوهش نهایت دقت را -بهویژه-، در تحلیل داده بهخرج میدهند. با این توصیف به افرادی که میخواهند از این ابزار استفاده نمایند، لازم است به چند اصل که از پیشنویس آییننامهای که در شرف نهاییسازی است تهیه شده و میتواند برای عموم اهل تحقیق بهویژه مبتدیان مفید باشد، توجه کنند.
ادامه دارد
✍محمدصدرا مازنی
@pavaragi
درباره استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش (۲)
اصول استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش:
۱.توجه به اصالت اثر؛
استفاده از هوش مصنوعي نبايد به تضعيف اصالت اثر منجر شود. پژوهشگران بايد اطمينان حاصل کنند که نتايج و محتوا بهطور مؤثر توسط خودشان توليد شده است و ابزارهاي هوش مصنوعي صرفاً به عنوان مکملي براي تحقيق استفاده ميشوند.
2. رعایت مالکیت معنوی؛
پژوهشگران بايد از رعايت حقوق مالکيت معنوي در استفاده از محتواها و دادههاي موجود در ابزارهاي هوش مصنوعي اطمينان حاصل کنند و هرگونه اقتباس يا نقلقول بايد با ذکر منبع همراه باشد. اين منبع نميتواند «هوش مصنوعي» باشد، بلكه بايد منبع اصلي را بيابند و ذكر نمايند.
3. محدوده مجاز به استفاده از هوهش مصنوعی؛
استفاده از هوش مصنوعی صرفا در مراحل: تنظیم ساختار، گردآوری دادهها و پیشینهیابی، تحلیل آماری، ترجمه متون، اصلاح نگارشی متون، چکیدهنویسی، تنظیم شکلی فهرست منابع و نوشتن جمعبندی مجاز است. همچنین استفاده از ایدههای حل مسئله ارائه شده توسط هوش مصنوعی مجاز میباشد، لکن انجام فرایند حل و تحلیل دادهها و نتیجه باید توسط پژوهشگر انجام شود. و هر گونه استفاده از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در این حوزه ممنوع است.
4. نسخههای مجاز؛
در انجام فرایند پژوهش استفاده از تمام نسخه های chatgpt به جز نسخهo1-mini و o1-preview مجاز میباشد. استفاده از ابزارهای ترجمه ماشینی، تایپ صوتی و تبدیل فایل صوتی به متن و دیگر ابزارهای متداول به شرط صحتسنجی توسط پژوهشگر بلامانع است.
5. حصول اطمینان از انطباق از اصول علمی و مبانی حوزوی؛
نتايج حاصل از ابزارهاي هوش مصنوعي بايد مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد. پژوهشگران بايد اطمينان حاصل کنند که اين نتايج با اصول علمي و مباني حوزوي مطابقت دارند.
6. حضور مؤثر صاحب اثر در تحقیق؛ پژوهشگران بايد تحليلها و نظرات شخصي خود را در کنار نتايج حاصل از ابزارهاي هوش مصنوعي ارائه دهند تا به غناي علمي پاياننامه بيفزايند. ابزارهای هوش مصنوعی تنها به عنوان ابزار کمکی برای تسهیل فرآیند تحقیق و نگارش مجاز هستند و هر گونه استفاده ای فراتر از آن ممنوع است.
✍محمدصدرا مازنی
@pavaragi
دپارتمان علمیپژوهشی مرکز رشد و نوآوری رضوان برگزار میکند:
اولین دورهٔ کشوری سیر مطالعاتی کتب و اندیشههای مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی)
به کلام:
حجتالاسلام علی نجارحیدری
📅 شیوه و زمان برگزاری دوره:
حضوری | آنلاین | آفلاین
شروع سطح اول: آذرماه ۱۴۰۴
⏳ مهلت ثبتنام:
۹ آبانماه
🌐 کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
🆔 @RezvanGrowHub
☎️ 09226649207 (پیامک)
🔰 «دستورالعمل استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی» در پژوهشهای علمی تصویب شد
🔻بنیاد ملی علم ایران با هدف صیانت از اخلاق علمی و ساماندهی استفاده از فناوریهای نوین، دستورالعملی جامع در حوزه بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی در پژوهش را تدوین و در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۴ به تصویب شورای علمی رساند.
🔸 این دستورالعمل که با همکاری پژوهشگران و نهادهای مرتبط تدوین شده و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را در تمامی مراحل پژوهش ـ از طراحی و تدوین پروپوزال گرفته تا اجرای طرح، تحلیل دادهها، نگارش گزارش و حتی فرآیند داوری ـ بلامانع دانسته است، مشروط بر آنکه ضوابط اخلاقی و اصول شفافیت رعایت شوند.
🔹 «دستورالعمل استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی» قابل دریافت است.
🆔@insf_pr
•،،••✾•🍃🌼🍃•✾••،،•
https://amoozesh.ismc.ir
👉https://eitaa.com/EUismc
@pavaragi
#نبض_معنا؛ضربان زندگی با آیه ها
♨️ایستگاه دوم(سوره فتح)
✍ حجة الاسلام دکتر محمدصدرا مازنی
Part4⃣
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً«1»
موقعیت مسلمانان صدر اسلام و پیروزی بزرگ با صلح حدیبیه (۲)
پیشنهاد صلح رهبر اسلام به دشمن جالب توجه است.
«بدیل» پیشنهاد پیامبر (ص) را به قریش انتقال داد، اما قریش آن را قبول نکرد. پس از او فرستادههای دیگری از سوی قریش، نزد پیامبر(ص) آمدند، اما پیامبر(ص) اعلام کرد کاروان او تنها برای انجام مناسک حج آمده و هیچ ارادهای برای حنگ ندارد.
همچنین دو تن از اصحاب به نامهای «خراش بن امیه» و پس از او «عثمان» را برای تفهیم درخواست صلح، نزد قریش فرستاد. عثمان در بلدح با قریش صحبت کرد و سپس در پناه یکی از کفار بنیامیه وارد مکه شد.
حضور عثمان در مکه طولانی شد، این امر نگرانیهایی را درباره سرنوشت عثمان ایجاد کرد.
این پیشامد و لجاجت قریش برای جلوگیری از ورود پیامبر بهمکه و نیز برخی اخبار نگران کننده دیگر، پیامبر (ص) را بر آن داشت تا جهت تثبیت راهبرد صلح، استراتژی دیگری را در پیش گیرد.
این راهبرد نوعی مانور قدرت بود. پیامبر (ص) ابتدا اعلام آماده باش داد و سپس تمامی مسلمانان با پیامبر(ص) بیعت کردند. این تدبیر که به ییعت رضوان معروف شد، در حالی بود که مشرکین شاهد ماجرا بوده و موجب تثبیت صلح شد. سران قریش «سهیل بن عمرو» را به نمایندگی نزد رسول خدا (ص) فرستادند، او گفت ما نیز خواهان جنگ نیستیم و جنگ طلبی در خواست سفیهان قریش است. پس از چند دور مذاکره، متن مکتوبی برای صلح تهیه شد. این صلح که در محل حدیبیه منعقد شد به صلح حدیبیه معروف گردید.
صلح حدیبیه
علی (ع) کاتب صلحنامه بود. هنگامی که آن حضرت در آغاز «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشت، سهیل بن عمرو اعتراض کرد و گفت جای آن «بِاسمِکَ اللَّهُمَّ» نوشته شود و نیز وقتی علی (ع) نوشت این پیمانی است میان قریش و محمدرسول الله، باز هم او معترض شد که ما محمد را به عنوان رسول الله نمیشناسیم. پیامبر(ص) دستور داد علی (ع)، کلمه «رسول الله» را از کنار نام او پاک کند، اما علی (ع) گفت؛ ای پیامبر خدا من نمیتوانم آن را پاک کنم خودتان آن را پاک کنید و خود پیامبر (ص) پاک کرد.
پیمان صلح منعقد شد و دو طرف به رعایت موارد ذیل ملزم شدند؛
۱) قریش و مسلمانان متعهد شدند برای برقراری امنیت و صلح مدت ده سال جنگ را ترک نمایند.
۲) هر فردی از افراد قریش اگر بدون اذن بزرگتر خود از مکه فرار کند و اسلام آورد، باید به قریش تحویل داده شود. اگر فردی از مسلمانان به سوی قریش بگریزد، قریش موظف نیست آن را تحویل مسلمانان دهد.
۳) هر کس خواست با پیامبر (ص) همپیمان شود، به سوی او رود و هر کس مایل بود با قریش هم پیمان شود، به سوی آنان رود. بنی بکر با قریش هم پیمان شدند و خزاعه با رسول خدا (ص) پیمان دوستی منعقد ساخت
۴) محمد و یاران او امسال از همین نقطه به مدینه باز میگردند ولی در سالهای آینده میتوانند آزادانه، خانۀ خدا را زیارت کنند، با این شرایط که بیشتر از سه روز در مکه نمانند و سلاحی جز سلاح مسافر همراه نداشته باشند.
۵) مسلمانان مقیم مکه به موجب این پیمان میتوانند آزادانه شعائر مذهبی خود را انجام دهند و قریش حق ندارد آنان را آزار دهد و یا تمسخر نماید و یا به تغییر دین خود مجبور نمایند.
۶) طرفین اموال یکدیگر را محترم شمارند و کینۀ یکدیگر را نداشته باشند و حیله و نیرنگ علیه یکدیگر ننمایند.
۷؟ مسلمانانی که از مدینه وارد مکه میشوند، مال و جان آنان محترم است.
پس ازاینکه پیامبراکرم (ص) از عقد صلح نامه فارغ شدند به یاران خویش فرمودند: برخیزید و قربانیهای خود را ذبح کنید و سرهای خود را بتراشید، اما صحابه با اعلام اینکه ما حج بجا نیاوردهایم که این اعمال را انجام دهیم، امر رسول الله (ص)، را اجابت ننمودند، پیامبر (ص) خود حلق نموده و قربانی کردند. اصحاب پس از دیدن این صحنه موهای سر را تراشیده و قربانی کردند. پس از آن بود که به فرمان پیامبر به مدینه بازگشتند و سوره فتح نازل شد.
مشکلات پیامبر در رابطه با قرارداد صلح
برخی از مواد قرارداد موجب اعتراض عدهای از مسلمانان شد. طبری مینویسد: عمر بن خطاب پیش ابوبکر رفت و گفت: «مگر او پیامبر خدا نیست؟» ابوبکر گفت: «چرا.» گفت: «مگر ما مسلمان نیستیم؟» ابوبکر گفت: «چرا.» گفت: «مگر آنان مشرک نیستند؟» ابوبکر گفت: «چرا.» گفت: «پس چرا در کار دین خود تحمل زبونی کنیم؟» ابوبکر گفت: «ای عمر! مطیع وی باش من شهادت میدهم که او پیامبر خدا است.»
آنگاه عمر پیش پیامبر(ص) آمد و همان مطالب را از حضرتش پرسید. پیامبر (ص) فرمود؛ من بنده و فرستاده خدایم و خلاف فرمان وی نکنم، او نیز مرا وا نخواهد گذاشت.
📝ادامه دارد ....
#پنجشنبههای_قرآنی
🌐 انجمن علمی معارف دانشگاه تهران
🆔@ANGOMANELMI_MODRRESI_MAAREF_UT
⚠️انتشار با ذکر لینک
بازگشت به یک دلمشغولی قدیمی...
هنر را دوست میدارم؛ از میان انواعش با نقاشی مأنوسترم!
از کودکی نقاشی میکردم... اما زندگی، با تمام پیچوخمهایش، مرا آرامآرام از آن دور کرد.
درس و کار و مسئولیتهای زندگی روزمره، جای آن را گرفتند.
اما دخترانم مسیر ناتمام مرا ادامه دادند...
یکی نقاشی را حرفهای آموخت و حالا خودش تدریس میکند.
دیگری، دانشجوی گرافیک است و به شیوهای دیگر در دنیای هنر غرق.
حالا هر دو استاد پدرشان شدهاند!
امروز جمعه است. معمولاً مشغول کار اداریام هستم، اما امروز کمی کسالت داشتم و خانه ماندم.
فرصتی شد تا کتابها و وسایل شخصیام را مرتب کنم — که ناگهان این «زیرخاکی» پیدا شد!
یک خودنگاره با خودکار، احتمالاً مربوط به ده دوازده سال پیش...
طراحی از روزهایی که هنوز فاصلهام با هنر اینقدر زیاد نشده بود.
✍محمدصدرا مازنی
@pavaragi
با جمعی از دوستانم قرار هفتگی مطالعاتی دارم، در اولین جلسه با آنان متعهد شدم هرهفته قبل از حاضر شدن در قرار، نکتهای قابل استفاده، که اغلب مربوط به اخلاق و آداب معاشرت است را اینجا بیاورم. امروز قرار اول است!
قرار اول:
از قرار گرفتن در موقعیتهایی که موجب سوءظن دیگران به ما میشود، پرهیز کنیم.
رفتارهای ما مورد توجه دیگران واقع میشود، مردم ما را با آنها قضاوت میکنند. بنابراین باید بیشتر مراقب خویش باشیم!
در محیطهای اجتماعی بیشتر مراعات کنیم.
حواسمان باشد سنجیده سخن بگوییم و اساسا سنجیده زندگی کنیم.
حتی برخی از رفتارهایی که گاه ممکن است منشاء سرگرمی داشته باشد، به تدریج تبدیل به عادت پایدار ما میشود. ما با آنها نشان میشویم. شناخته میشویم. آن رفتار آدرس ما میشوند.
دوستان ما آدرس ما هستند، سبک معاشرت ما با افراد آدرس ما است. کتابهایی که مطالعه میکنیم، آدرس ما شمرده میشوند.
کسی چه میداند، شاید روزی ما را به پرسه در کانالها و صفحههای مجازی بشناسند و قضاوت کنند. پس حواسمان را باید بیشتر جمع کنیم!
از حضور در اماکنی که موجب سوء ظن میشود، پرهیز کنیم. از معاشرت با افراد نامیزانی که رفاقت و دوستی با آنها به ما آسیب میزند، پرهیز کنیم.
سید رضی در ضمن حکمت ۱۵۹ نهج البلاغه، از قول امام علی(ع) آورده است: مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلاَ یَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ؛
«کسى که خود را در مواضع تهمت قرار دهد نباید کسى را ملامت کند که به او سوء ظن پیدا مى کند (بلکه باید خود را سرزنش کند که اسباب سوء ظن را فراهم کرده است)».
✍محمدصدرا مازنی
@pavaragi
قرار دوم:
هنگام حضور در جمع بلند صحبت نکنید!
بلند صحبت کردن شما در جمع این پیام را منتقل میکند که توانایی صحبت کردن منطقی با دیگران را ندارید و حتما میخواهید حرف خودتان را به کرسی بنشانید و این ضعف و ناتوانی شما را نشان میدهد و موجب میشود اطرافیان هنگام ارتباط با شما استرس داشته باشند.
لقمان حکیم خطاب به فرزندش میفرماید:
«وَ اقصِد في مَشيِكَ وَ اغضُض مِن صَوتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الأَصواتِ لَصَوتُ الحَميرِ (لقمان/19)
یعنی در راه رفتنت اعتدال داشته باش و از طنین صدایت کم کن، که همانا ناپسندترین صداها، صدای الاغ است.
«وَ اقصِد في مَشيِكَ»
«قصد» به معنای میانهروی و اعتدال است. «مَشی» به معنای راه رفتن و البتّه کنایه از رفتار است. ما در فارسی هم میگوییم «اعتدال داشته باش» که در حقیقت از راه رفتن گرفته شده، ولی در همه امور استعمال میشود.
«اغضُض مِن صَوتِكَ»
«غَض» به معنای پایین آوردن است که در اینجا در مورد صدا مطرح میشود؛ به معنای آرام صحبت کردن است.
در فراز سوم میفرماید؛ ناخوشایندترین صداها، صدای الاغ است. صدا بلند کردن بیجا و داد و هوار کردن را به صدای بلند و ناخوشایند الاغ تشبیه کرده است.
✍️محمدصدرا مازنی
@pavaragi