﷽؛
هستههای پژوهشی حل مسئله؛ گامی به سوی توجه به رویکرد مسئلهمحوری در نظام آموزش حوزه
بخش سوم
به نظر میرسد اجرای برنامه «هستههای پژوهشی حل مسئله» میتواند گامی مؤثر در مسیر گذار از وضع موجود به نظام آموزشی مطلوب باشد. این طرح آثار و فواید متعددی دارد، از جمله:
۱. توانمندسازی مستعدان پژوهشی.
۲. ترویج فرهنگ آموزش با رویکرد مسئلهمحور درکنار آموزش با رویکرد رشته و گرایشمحور.
۳. تربیت نیروی انسانی کارآمد برای حل مسائل جامعه، بهویژه در عرصه فقه.
۴. افزایش نشاط علمی در میان طلاب جوان.
۵. ایجاد پیوند میان دانشهای حوزوی و نیازهای واقعی جامعه.
۶. تقویت روحیه ارتباط با مردم و بازگشت پژوهشگران به مأموریت اجتماعی طلبگی.
۷. ارتقای تعامل میان حوزه و نهادهای اجرایی کشور.
۸. تقویت روحیه کار گروهی و شبکهسازی علمی.
۹. زمینهسازی برای شکلگیری گروههای علمی جهادی.
۱۰. ارتقای کیفیت آموزش از رهگذر پژوهشهای واقعی و مسئلهمحور.
۱۱. شناسایی استعدادهای پنهان در میان طلاب.
۱۲. ترویج فرهنگ «پژوهش برای حل مسئله» به جای «پژوهش برای مقاله».
۱۳. بازگشت سریعتر حوزه به مرجعیت علمی ملی و بینالمللی.
۱۴. کمک به پایداری معیشت طلاب از مسیر اقتصاد پژوهش.
✍️محمدصدرا مازنی
@pavaragi
﷽؛
قرار سوم)
به دیگران دشنام ندهید!
دشنام نسبت ناروا و زشتی است که اغلب هنگام عصبانیت و ناراحتی از کسی به او داده میشود. البته برخی از مردم به دلیل اینکه زبانشان به این نازیبا عادت کرده است، حتی در حال غیر عصبانیت نیز از واژگان نامتعارف و زشت استفاده میکنند. گاه شوخی آنان آمیخته با بدزبانی نسبت به دیگران، حتی دوستانشان است!
دشنام دهنده نشان میدهد که نمیتواند عقاید خویش را با بهکارگیری کلمات مناسب بیان کند، لذا متوسل به ناسزاگویی میشود. در حالی که این کار بسیار زشت و دور از نزاکت و ادب میباشد.
از بعضی روایات استفاده میشود، جمعی از مؤمنان بر اثر ناراحتی شدید که از بتپرستی داشتند، گاهی به بتها دشنام میدادند، قران در فراز نخست آیه 108 سوره انعام صریحاً مردم را از این کار نهی کرد و رعایت آدابدانی، عفت زبان، نزاکت در گفتار را، حتی در برابر یک کار خرافی لازم شمرد. دلیلش نیز روشن است، زیرا این کار نه تنها مشرکان را سر عقل نمیآورد بلکه موجب میشد تا آنها لجاحت کرده و در آیین باطل و خرافی خویش راسختر شوند و حتی ممکن بود به بدگویی و توهین نسبت به ساحت قدس الهی بگشایند، زیرا هر گروه و ملتی نسبت به عقاید و اعمال خویش تعصب دارد.
[َلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ ]
معبودانی را که کافران به جای خدا میپرستند، دشنام ندهید، که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد.
✍️محمدصدرا مازنی
@pavaragi
آشنايي_با_پدافند_غيرعامل.pdf
حجم:
3.5M
کتاب پدافند غیر عامل که در معاونت توسعه فرهنگی و اطلاع رسانی سازمان پدافند غیرعامل کشور/ آبان ۱۴۰۰ تولید شده است، جهت مطالعه تقدیم میشود.
@pavaragi
﷽؛
قرار چهارم)
خودتان را با ظاهری تمیز و آراسته متمایز کنید.
خوشپوشی این پیام را منتقل میکند که؛ «شخص آراستهای بوده و زندگی تمیز و پاکیزهای دارید». بنابراین وقتی میخواهید در میان جمعی حاضر شوید به ظاهرتان برسید. لباسهایی بپوشید که مرتب نشانتان میدهد؛ البته خوشپوشی به معنی تهیه لباس گرانقیمت نیست؛ بلکه بدان معنی است که همواره لباس تمیز و شیک بپوشید.
همچنین همیشه قبل از اینکه در جمعی حاضر شوید استحمام کرده و از عطر ملایمی نیز استفاده نمایید.
لباسی که برای شرکت در میهمانی تهیه کردید را در زمانی که قصد دارید برای ورزش به باشگاه بروید به تن نکنید، و لباسی که برای کار استفاده میکنید، مناسب کلاس درس دانشگاه نیست. ما با لباسهایمان نیز قضاوت میشویم. پس خود را در معرض قضاوت نادرست قرار ندهیم.
✍️محمدصدرا مازنی
@pavaragi
در کشاکش ایمان و دانش
به بهانهی دعوت برای اقامه نماز باران
🔸مقدمه: خشکسالی و کاهش قابل توجه بارندگی در فصل پائیز، موضوع آب را به مرحلهی بحرانی رساندهاست. مدیریت مصرف آب نخستین امری است که از جهت اجرائی به نظر هر فردی میرسد. اما در این بین سنتی دینی هم وجود دارد که در اذهان مؤمنان همچنان مطرح است. «نماز طلب باران»
اما این مؤمنان نیستند که نگاهی کاملا باورمند بر این سنت دینی دارند. در فضای مجازی موضوع نماز باران به یکی از بحثهای پرچالشی در عرصهی ایمان و دانش تبدیل شدهاست. چراکه پیشبینیهای ماهوارهای اصلیترین معیار برای قضاوت برای بارش باران شدهاست. برخی دانشباور مطلق، ایمان به نماز باران را به میدان میطلبند، برخی دیگر در میانهی دو اصل ایمان و دانش در تحیر هستند.
باید دید اساتید کلام برای این چالش چه پاسخهایی دارند.
اما به این بهانه بریدهای از یادداشت زیبای حجتالاسلام سیدعباس سیدنژاد را تقدیم میکنیم. این یادداشت بخشی از کتاب تجربیات وی از دوران تبلیغ است که در آینده نزدیک با عنوان «با من بیا»منتشر خواهد شد.
🔹نماز برف!
حدود شش سال میشود که در این منطقه تبلیغ میکنم. حالا دیگر همه مرا میشناسند؛ نه اینکه همه دوستم داشته باشند، نه! بعضیها نظر خوبی ندارند. اما چه اهمیتی دارد؟ من باید کارم را بکنم. نه تعریف و تمجید کسی مرا فریب میدهد و نه بدگویی دیگری دلسردم میکند.
این روزها اما آسمان با مردم قهر کرده است. یک ماه از پاییز گذشته و هنوز بارانی نباریده. کمآبی تابستان محصولاتشان را خشکانده و حالا پاییز بیباران، امیدشان را هم کمجان کرده. بعد از نماز، یکییکی جلو میآیند و میگویند:
«حاجآقا! نماز بارون بخون، دعا کن خدا بارون بفرسته.»
بارها رد میکنم. میدانم قبول چنین خواستهای ساده نیست. اگر باران بیاید، مردم نگاه شان عوض میشود؛ اگر باران نیاید، چه؟ شاید همان اندک اعتمادی که دارند از بین برود. مبلغ باید برای هر دو اتفاق آماده باشد. اما اصرارشان آنقدر زیاد میشود که مرا کلافه میکند.
بیست روز از مهر میگذرد. بالاخره استخاره میکنم. خوب میآید. به مردم میگویم چهارشنبه آماده شوند. قرار میشود برویم صحرا، نماز باران بخوانیم.
چه جمعیتی! از پیر و جوان، زن و مرد، حتی تازهعروس و داماد با لباس عروسی. یک همدلی عجیب در فضاست. همه یکصدا دعا میکنند، دلها به هم نزدیک میشود. نماز میخوانیم، دعا میکنیم، قربانی میدهیم. همهچیز خوب پیش میرود.
اما در راه بازگشت، دلم غوغاست. اگر بارانی نیاید چه؟ میدانم همه توان تحلیل ندارند. برای خیلیها همه چیز ساده است: «نماز خواندیم، پس باران باید بیاید.» اگر نیاید، نگاهها سنگین میشود. شب، وقتی به خانه میرسم، پشت کامپیوتر مینشینم و سایت هواشناسی را باز میکنم. خشکم میزند! نوشته: «جبهه هوای بسیار سرد و بارش سنگین در راه استان است.»
سرما شب را میگیرد. میترسم. میدانم این بارش هیچ ربطی به نماز ما ندارد؛ از قبل در راه بوده. اما چه کسی این را میپذیرد؟
صبح، نماز را میخوانم و با شتاب به حیاط میآیم. باورم نمیشود! همهجا سفید است. برف، آنهم در بیستوپنجم مهر، در آغاز پاییز! همسرم را صدا می زنم:
-«! بیا ببین، درست میبینم؟»
او هم نگاه میکند، ذوق میکند، میگوید:
«باورم نمیشه! برف اونم این موقع سال؟ اینقدر زیاد؟!»
درختان هنوز سبزند، حتی زردی پاییز به آنها نرسیده، اما زیر سنگینی برف سر خم کردهاند. ساعات نمیگذرد که بحران آغاز میشود؛ شاخهها میشکنند، برقها قطع میشود، آبها هم. همهجا فلج میشود.
ظهر به مسجد میروم. همه چشمبهراهند. نگاهها عجیب است؛ نه میدانند خوشحال باشند نه ناراحت، نه تشکر کنند نه سرزنش. پیشدستی میکنم و میگویم:
«برادران! این برف ربطی به نماز ما نداره. این جبهه هوای سرد مدتیه که در راه استان بوده. من به اصرار شما نماز خوندم. برید سایت هواشناسی، همهچیز روشنه.»
اما انگار فایدهای ندارد. نگاهها، همان نگاههایی است که از آن میترسیدم؛ سنگین، پر از قضاوت. ده روز تمام، در میانه بحران، زیر این نگاهها دوام میآورم. بعضیها در دلشان مرا مسبب میدانند، بعضی میگویند «لابد در نماز اشتباهی کرده!»
و من، تنها به این فکر میکنم که کار مبلغ همیشه همین است: گاهی میان ایمان و سوءتفاهم، میان امید و ترس، ایستادن روی مرزی باریک…
@pavaragi
دعوت به پویش «کتاب محبوب من»
﷽؛
سلام به دوستان پاورقی!
شنبه ۲۴ آبان تا ۲ آذر هفته کتاب و کتابخوانی است،
پاورقی پویش «کتاب محبوب من» را راه انداخته است. تا کتابی که خواندهاید و پسندیدید را برای عموم معرفی کنید.
برای معرفی کتاب میتوانید به آدرس @sadramah مراجعه کنید.
شما چه کتابی را به خوانندگان پاورقی پیشنهاد میکنید؟
#کتاب_محبوب_من
@pavaragi
پیشنهاد
کتاب سنتهای تاریخی در قران کریم نوشته شهید صدر را بخوانید.
#کتاب_محبوب_من
@pavaragi
پیشنهاد
کتاب مسئله حجاب در اسلام نوشته
شهید مطهری را بخوانید.
#کتاب_محبوب_من
@pavaragi
پیشنهاد
کتاب ملکوت اخلاق نوشته
سید حسین اسحاقی را بخوانید.
این کتاب مشتمل بر ۱۱۴ جلوه رفتاری و گفتاری پیامبر اعظم (ص) است، که به مناسبت هزار و پانصدمین سال تولد آن حضرت توصیه میشود، بخوانیدش.
#کتاب_محبوب_من
@pavaragi