eitaa logo
کرانه
521 دنبال‌کننده
528 عکس
192 ویدیو
69 فایل
☫ ﷽ ☫ در تندباد حادثه با هر نفس بخوان هر بحر پرخروش ورایش کرانه‌ای یادداشت‌‌هایی در عرصه‌ اخلاق، فرهنگ و اجتماع. راه‌اندازی شده در تاریخ ۱۰ شهریور سال ۱۳۹۹. و از ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ وقف انقلاب و جنگ ▫️برای ارتباط با مدیر به شناسه زیر مراجعه کنید: ✅ @sadramah
مشاهده در ایتا
دانلود
پیشنهاد کتاب «کتاب دکتر و پیر» اثر شهید هاشمی نژاد را بخوانید. @pavaragi
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد دانشگاه تهران کتابی را معرفی می کند که بهترین کتاب دنیاست. ┅┅┅┅🍃🇵🇸❤️🇮🇷🍃┅┅┅┅┄ @pavaragi
👇👇👇 📚 معرفی 30 کتاب درباره حضرت زهرا (س) 1- فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر/ احمد رحمانی همدانی/حسن افتخارزاده سبزواری/ نشر بدر 2- فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت/مؤلف: سید محمد کاظم قزوینی/مترجم: علی کرمی/ نشر مرتضی 3 - زندگانی فاطمه الزهرا/ حسین عماد زاده/نشر اسلام 4 - صدیقه شهیده/ سید عبدالرزاق موسوی مقرم /دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین 5 - نهج الحیات(فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س))/محمد دشتی/ مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین 6- سیصد و شصت داستان از فضایل، مصائب و کرامات حضرت فاطمه(س)/ عباس عزیزی/ نشر سلسله 7 - کرامات الفاطمیه/ علی میر خلف زاده /نشر مهدی یار 8 - اسرار و آثار تسبیح حضرت زهرا(س)/ علیرضا رجالی تهرانی/ نشر نبوغ 9 - رنجها و فریاد های فاطمه(س)/ عباس قمی/محمد محمدی‌اشتهاردی/نشر ناصر 10 - تحلیل سیره فاطمه الزهرا(س) /علی اکبربابازاده/نشر انصاریان 11 - پرتوی از فضایل فاطمه زهرا در کلام معصومین(علیهم صلوات الله)/ علی محمد نژاد/نشر سناء 12 - زندگانی حضرت فاطمه الزهراء(س) و دختران آن حضرت/ سید هاشم رسولی محلاتی/ نشر فرهنگ اسلامی 13 - آتش به خانه وحی/ سید محمد حسین سجاد/نشر مهر ثامن الائمه 14 - زندگانی فاطمه زهراء/ سید جعفر شهیدی/ دفتر نشر فرهنگ اسلامی 15 - کشتی پهلو گرفته/ سید مهدی شجاعی/ نشر نیستان 16 - فاطمه فاطمه است/ علی شریعتی/ نشر چاپخش. 17 - زندگانی صدیقه کبری حضرت فاطمه زهرا(س)/ عبدالحسین دستغیب/ نشر جزایری 18 - زندگانی فاطمه الزهرا(س)/ ناصر مکارم شیرازی/ نشر محبان فاطمه 19 - بحار الانوار(جلد 43)/محمد باقر مجلسی/ محمد روحانی علی آبادی/ نشر مهام 20 - اسرار فدک/ محمد باقر انصاری – سید حسین رجائی/ نشر دلیل ما 21_دررالکلام فاطمی (شرح روایات فاطمی)5جلد/سیدحسین اسحاقی/نشرهاجر 22_سبک زندگی فاطمی 2جلد/سیدحسین اسحاقی/نشرهاجر 23_گنجینه فاطمی /سیدحسین اسحاقی/آفتاب نهان 24_حضرت فاطمه (س)اسوه سبک زندگی اسلامی/سیدحسین اسحاقی/نشرخادم الرضا(ع) 25_یاس بصیر(جلوه ای ازعملکردسیاسی حضرت زهرا(س)/سیدحسین اسحاقی/آفتاب نهان 26_فرهنگنامه فاطمی (موضوعی _الفبایی نه جلدی/سیدحسین اسحاقی/نشرهاجر 27_سبک زندگی فاطمی/سیدحسین اسحاقی/نسیم حیات 28_حکمت فاطمیه/سیدحسین اسحاقی/نشر مشعر 29_حلقه وصل رسالت وامامت/آیت الله العظمی وحیدخراسانی/مدرسه باقرالعلوم(ع) 30_دانشنامه فاطمی6جلدی/جمعی ازمحققان/فرهنگ واندیشه اسلامی @pavaragi
گنجینه اصلی.pdf
حجم: 5.5M
گنجینه فاطمی سلام الله علیها هزاران سرمشق زیبا از سبک زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها @pavaragi
🔻کتاب برکت، سفرِ درونیِ یک طلبه ✍ میلاد حسن زاده رمان «برکت» اثر ابراهیم اکبری دیزگاه سفری است به ژرفای روح انسانی که در قالب یک روزنگاشت یا یادداشت‌های روزانه، روایت می‌شود. این اثر، داستان یونس برکت، مُبَلِّغ جوانی است که برای اقامه‌ی منابر و موعظه در ماه مبارک رمضان، راهی روستایی دوردست می‌شود. آنچه از همان نخستین صفحات، خواننده را می‌رباید، نه توصیف مناظر بیرونی، که نقش‌نگار دقیق و بی‌پرده‌ی کشمکش‌های درونی قهرمان داستان است. دیالوگِ خاموشِ یونس با خود، با خدای خود و با جامعه‌ای که برای هدایتش آمده، هسته‌ی مرکزی این رمان را تشکیل می‌دهد. نویسنده با جسارتی ستودنی، از کلیشه‌پردازی‌های مرسوم فاصله گرفته و تصویری ملموس از یک روحانی ترسیم می‌کند؛ انسانی که خود، زخم‌خورده‌ی تردیدها و ضعف‌های خویش است و در عین تلاش برای نجات دیگران، در جست‌وجوی نجاتِ خویش نیز هست. ورود او به روستا با حادثه‌ای نمادین _پرتاب شدن یک سیب گندیده به سمتش توسط دیوانه‌ی ده_ آغاز می‌شود. این سیب گندیده، همچون استعاره‌ای از بارِ گرانِ انتظاراتِ برآورده‌نشده، سنت‌های راکد و نگاهی است که قرار است تاب بخورد. یونس، در این مسیر، با مردمی روبه‌روست که گاه از ظواهر دین فراتر نمی‌روند و رسالت او، تبدیل به محکی برای سنجش ایمان خویش و آنان می‌شود. ▫️درآمدی بر زیبایی‌شناسی اثر: ۱. قالب روایی نوآورانه: استفاده از فرم «خاطره‌نگاری»، مخاطب را در خلوت‌ترین لحظاتِ قهرمان شریک می‌کند و بر عمق و اصالت اثر می‌افزاید. ۲. قهرمانی اسطوره‌ای و زمینی: نام «یونس» و سفر او به «میان‌رودان»، هوشمندانه یادآور داستان پیامبری است که برای ابلاغ رسالتش راهی سرزمینی شد. این تشابه، بعدی اسطوره‌ای به سفرِ روحانیِ قهرمان می‌بخشد. ۳. نقدی لطیف و هنرمندانه: نویسنده در پسِ پرده‌ی این سفرنامه‌ی روحانی، نگاهی نقادانه به رابطه‌ی ظاهر و باطن دینداری دارد. ۴. تغییر به مثابه‌ی یک فرآیند: سیر تحول شخصیت یونس، تند و تصنعی نیست، بلکه همچون رشد یک گیاه، تدریجی، طبیعی و باورپذیر است. کتاب برکت داستانی فراموش‌نشدنی از یک «سفر درونی» است که ابراهیم اکبری دیزگاه با قلمی روان و عمیق به تصویر کشیده و شایسته‌ی توجه تمامی علاقه‌مندان _خصوصاً طلاب_ به ادبیات داستانی متعهد و فاخر فارسی است. @pavaragi
🔻 مطالبی از امامِ کتابخوان (نگاهی کوتاه به سیره‌ی کتابخوانی «امام خامنه‌ای» به مناسبت هفته‌ی کتاب و کتابخوانی حیرت‌انگیزتر اما کیفیت مطالعات ایشان است که بخشی کوتاه از آن تقدیم‌تان: ۱) خوب‌خوانی؛ خواندن کتب ارزشمند و دست‌اول از نویسندگان زبردست در علوم مختلف از مهم‌ترین ویژگی‌های مطالعاتی «آقا»ست. ۲) به‌روزخوانی؛ دکتر موسی نجفی با تعجب از «آقا» پرسید: «شما کتاب «صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد» خوانده‌اید؟!» و این در حالی بود که کتاب تازه از چاپ بیرون آمده بود! «پنجره‌های تشنه» آقای قزلی ۱۶ اردیبهشت ۹۳ چاپ شد و «آقا» ۲۸ اردیبهشت ۹۳ بر آن تقریظ زدند! ۳) دقیق‌خوانی؛ گلعلی بابائی می‌گفت: «آقا» هر روز مطالعه‌ی دفاع مقدس دارند[تا جایی که] می‌فرمایند: «آن صفحه‌ی کتاب قابلیت فیلم دارد!» ۴) مداوم‌خوانی؛ «در منزل من همه‌ی افراد هرشب در حال مطالعه خواب‌شان می‌برد؛ خود من هم همین‌طورم!» ۵) متعددخوانی‌؛ شاید هیچ رشته‌ای از علوم پیدا نشود که «آقا» در آن مطالعه نداشته باشند! ۶) فعال‌خوانی؛ بیان ایرادات کتاب‌ها و نوشتن تقریظ بر بهترین‌ها، شیوه‌ی فعال و ثابت «آقا» در مطالعه است. ۷) جمع‌خوانی؛ «فرهنگ جبهه را تا آخر خواندم‌، دیدم کافی نیست؛ به خانواده گفتم همه بنشینید این کتاب را بخوانید.» «آقا» درمورد کتاب دیگری فرمودند: «در جمع خانواده جاهایی از کتاب را خود من بازکردم و خواندم!» ✍️ عباس بابائی @pavaragi
۸) کوتاه‌خوانی؛ «بنده دوره‌های بیست و چند جلدی کتاب‌ها را در همین فاصله‌های ده دقیقه، بیست دقیقه، یک‌ربع ساعت خوانده‌ام!» ۹) تندخوانی؛ قبل انقلاب «آقا» رمان‌های کرایه‌ای را یک‌شبه تمام می‌کرده‌اند! یعنی مهارت تندخوانی را از همان اوان جوانی فراگرفته‌اند! ۱۰) عمیق‌خوانی؛ سپردن مطالب فراوان کتاب‌ها به حافظه و یادآوری آنها در بزنگاه‌هایی که نیازمند آنانی، نتیجه‌ی عمیق‌خوانی است. همه‌ی اینها و غیراینها در حالی است که «آقا» از اصلی‌ترین مروجان «کتابخوانی»اند: «من اگر هر روز یک‌ساعت باید حرف بزنم و نتیجه‌اش این باشد که مردم کتابخوان بشوند، حاضرم روزی یک‌ساعت‌ونیم حرف بزنم.» 📝 در تاریخ چندهزارساله‌ی ایران بزرگ، رهبری اینچنین پیدا نمی‌شود که علی‌رغم سیره‌ی فوق‌العاده در کتابخوانی، تا این میزان دغدغه‌ی کتابخوان‌شدن امتش را داشته باشد. ✍️ عباس بابائی https://eitaa.com/howzehormia313 @pavaragi
💢 روایتی مشکوک در راستای توجیه جنایت هجوم! 🎙 استاد سید احمد مددی: 🔸از پيغمبر نقل کردند در کتب اهل‌تسنّن –ما هم داريم متأسفانه– که پيغمبر يک شب نماز عشاء خواندند بعد از نماز ديدند جمعيت خیلی کم است، مردم خواب­شان برده خوابيده نيامده‌اند، فرمود: «لولا النساء والذرّیّة» اگر بخاطر زن‌ها و بچه‌ها نبود من يک شب می‌آمدم يک کسی را به جای خودم می‌گذاشتم نماز عشاء بخواند بعد آتشی می­‌گرفتم کسانی که نماز عشاء نيامدند خانه‌هایشان را آتش می‌زدم (مسند أحمد، ج۸، ص٤٢٢) 🔸من احتمال می‌دهم اين مسألۀ آتش‌زدن خانۀ حضرت زهراء همين باشد نکته‌اش، چون در آن روایت دارد که «لولا النساء والذرّیّة» و وقتی هم که عمربن‌خطاب اين کار را کرد، اگر دقت کنيد به او گفتند «إنّ فيها فاطمة» و در واقع می‌خواهند یادآوری کنند که پيغمبر هم فرمود «لولا النساء والذرّیة» که او هم گفت: «وَ إن» (الإمامة والسیاسة، 30/1) يعنی می‌خواست بگوید آن حکمی که پيغمبر فرمود، راجع به حکم اوّلی است امّا اينجا مسألۀ مثلاً خلافت مطرح است مثلاً حکم ثانويّه است، اصل نظام در خطر است. - سؤال: وجه تأسف‌تان چه بود که فرمودید «متأسفانه»؟ + جواب: يعنی اين در روايات ما هم آمده (وسائل‌الشیعه، ج۸، ص۲۹۳) خب خيلی عجيب است حکم، اصلاً خيلی بعيد است. - سؤال: يعنی مشکوک می­‌زند؟ + جواب: بلی بعيد است پيغمبر آتش بزند اصلاً. ◻️اين متأسفانه‌ی ما وجهش اين است، که ما دقیق نمی‌فهميم اين­ها را يعنی خيلی بعيد است اهل‌بيت چنين مطالبی را، اصلاً خود پيغمبر هم بعيد است چنین چيزی، که بخاطر اینکه کسی نماز عشاء نخوانَد پيغمبر بيايد خانه‌هایشان را آتش بزند، نمی‌خورد، يعنی يک مطالبی است که باور کردنش به عقل خیلی مشکل است؛ ◼️ احتمال هم می‌دهم برای توجیه برخی خشونت‌هایی که بعدها عده‌ای از امراء انجام دادند یا همان هجومی که به خانۀ حضرت زهراء شد، این حدیث جعل شده‌باشد چون مسلّم است که حضرت امیر (پس از وفات پیامبر) نماز عشاء را پشت‌سر آنها نمی‌خواند. 🔹غرض -خوب دقت بفرماييد- خود اهل‌تسنّن در آنجا اين بحث را دارند و انصافاً هم قابل بحث است، عده‌ای‌شان معتقدند اين در حد يک تهديد است. فتح‌الباري در شرح بخاري را نگاه کنيد (فتح‌الباري، ج٢، ص١٢٦) در شرح همين حديث نقل می‌کند که عده‌ای در آنجا می‌گفتند -اين را خوب دقت بکنيد- عده‌ای می­‌گفتند اين در حد یک تهديد است، عده‌ای می‌گفتند نه اين یک حکم است هرکسی که نماز عشاء به جماعت حاضر نشود حکمش احراق خانه‌اش است... ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ ~ 1- دروس خارج فقه سال 88-1387 2- فقه ولایی؛ راهی جدید برای رفع تعارض روایات 🆔 @ijtihadnetwork @pavaragi
﷽؛ هنر سیر و سفر (۱) در فرصت روزانه‌ی مطالعه، در کنار روزمرگی‌های کاری و امورات دیگر، کتاب هنر سیر و سفر، نوشته‌ی آلن دوباتن را به اتمام رساندم. این کتاب که ترجمه‌ی خانم گلی امامی است را نشر نیلوفر به بازار نشر هدیه کرده است. هنر دوباتن صید ظرافت‌های زندگی و تجربه‌ی شخصیت‌هایی است که با توجه به جزئیات، چیزهایی را دیدند که عموم مردم کمتر به آنها توجه دارند. سفری که گاه با شرجی هوا کلافه می‌شویم یا یک بیماری ساده می‌تواند کل سفر را برای‌مان تلخ نماید، به طوری که هرگاه به آن شهر و روستا فکر می‌کنیم به یاد خاطرات بدمان بیافتیم برای او به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. او به ما می‌گوید «چرا» و «چگونه» سفر کنیم. چگونه می‌توانیم از چیزهایی لذت ببریم که در میدان دیدمان قرار داشتند، اما به آنها توجه نداشتیم. او از تسلی‌بخشی‌های فلسفه تا زمانی که کتاب پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را متحول کند و تا دیگر آثارش، همواره شما را با یک هنرمند یا فیلسوف آشنا می‌کند تا معنایی برای زندگی خویش بیابید و یا آن را مستحکم‌تر کنید. عنوان فصل اول کتابش را «عزیمت»، می‌گذارد. در این فصل ابتدا درباب دلشوره سفر می‌نویسد. آنگاه با او همسفر تا باربادوس می‌شوید. باربادوس (به انگلیسی: Barbados)، کشوری جزیره‌ای است که میان دریای کارائیب و اقیانوس اطلس شمالی و شمال شرق ونزوئلا قرار گرفته است. همهٔ کشور باربادوس تنها از یک جزیره تشکیل شده است). راهنمای شما در این سفر جی.کی. هویسمانس است‌. (ژوریس کارل اوئیسمانس (Joris-Karl Huysmans) از جمله بزرگترین رمان نویسان فرانسوی و یکی از چهره‌های برجسته ادبیات جهان است). آلن دوباتن به وضوح می‌نویسد که چگونه تحت تأثیر یک بروشور بزرگ، مصور و رنگارنگ با عنوان «خورشید زمستان» تصمیم می‌گیرد به جزیره باربادوس سفر کند! ادامه دارد ✍️محمدصدرا مازنی @pavaragi
﷽؛ هنر سیر و سفر (۳) ما انسان‌های عجیبی هستیم؛ تابستان‌ها به مناطق خنک می‌رویم، اسم مناطق سرد و خنک را می‌گذاریم مناطق خوش آب وهوا! و اگر در گرمای تابستان به ویلایی در بلندی‌های دوهزار تنکابن دعوت شویم که شب را باید زیر لحاف بخوابیم به استقبالش می‌رویم و البته زمستان سرد نیز یک کارت‌پستال از کیش کافی است تا چمدانمان را برای سفر به جزیره‌ای که گرمایش ما را به سوی کولر می‌کشاند، ببندیم. گرمای کیش که در تابستان ازش می‌گریزیم، در زمستان می‌شود خوش آب و هوا! روی همین حال عموم مردم، دوباتن می‌نویسد؛ «تصمیم گرفتم عازم جزیره باربادوس بشوم». او پرسش‌هایی درباره فلسفه سفر و چگونه رفتن مطرح می‌کند. یکی از پرسش‌ها مربوط می‌شود به رابطه میان دلشوره پیش از سفر و واقعیت آن بر حسب تصادف به نسخه‌ای از رمان هویسمانس با عنوان A Rebours چاپ ۱۸۸۴ برخوردم که قهرمان شل و وارفته و مردم گریز آن، دوک دز است تصمیم می‌گیرد سفری به لندن بکند و در جریان تدارک مقدمات سفر به تحلیلی بیش از حد خوش‌بینانه از تفاوت آنچه ما از مکانی که در تصور داریم و اتفاقاتی که با رسیدن آنجا رخ می‌دهد. هویسمانس تعریف می‌کند که دوک تک و تنها در ویلایی در حومه پاریس می‌زیست، تا از آنچه که زشتی و حماقت دیگران می‌نامید پرهیز کند.... او در حالی که نفرتش نسبت به مردم تشدید شده بود تصمیم گرفته بود که روزهایش را تنها در رختخواب یا اتاق کارش بگذراند ادبیات کلاسیک بخواند و افکاری منفی ...، مع هذا، آقای دوک یک روز صبح زود در کمال تعجب خودش میل شدیدی به سفر به لندن احساس کرد. این نیاز زمانی پیدا شد که دوک در خلوت ویلایش و کنار بخاری دیواری مشغول خواندن یکی از کتاب‌های دیکنز بود!» این احساس را همه داریم، آنگاه که مشغول دیدن سریالی هستیم، با دیدن سکانسی از خوردن یک فنجان چای، هوس می‌کنیم، چای بنوشیم. از جای‌مان برمی‌خیزیم و فنجانی چای برای خویش آماده می‌کنیم. ادامه دارد ✍️محمدصدرا مازنی @pavaragi
﷽؛ هنر سیرو سفر(۲) دوباتن سخنش را در این فصل اینگونه می‌آغازد: «نمی‌شد بگویی دقیقا زمستان کی فرا رسید. افت هوا تدریجی بود، همچون کسی که پیر می‌شود. ابتدا شب‌ها دمای هوا کم شد، بعد روزهای یک‌بند بارانی فرا رسید، سپس بادهای سردرگم اقیانوس اطلس، رطوبت هوا، افتادن برگ‌ها و تغییر ساعت....» هرچند هنوز گهگاه آرامشی موقتی وجود داشت صبح‌هایی که می‌توانستی بدون پالتو خانه را ترک کنی و آسمان بدون لکه‌ای ابر و درخشان بود. این‌ها اما، مانند علائم بهبود کاذب در بیماری بود که حکم مرگش صادر شده باشد. با فرا رسیدن ماه دسامبر فصل جدید جا افتاده بود.... پارک محله لایه‌ای از گل و لای پوشیده شد، که شب‌ها با نور چراغ‌های خیس از باران روشن می‌شد. شبی که در بارانی شدید از کنار آن می‌گذشتم، به یادم آمد چگونه در گرمای شدید تابستان پارسال، روی همین چمن‌ها ولو شدم و پاهایم را از کفش‌هایم درآوردم و سبزه زیر پایم را نوازش کردم و چطور این تماس مستقیم با زمین حسی از آزادی و بی‌خیالی به من داده بود.» آنگاه از اینکه نمی‌توانست همان احساس آزادی را که در تابستان، داشته باشد، شکایت می‌کند! و در همین حال و احوال بروشوری به دستش می‌رسد که عکس‌هایش او را به یاد نقاشی‌های تاهیتی اثر ویلیام هاجز می‌اندازد که از سفرش به تاهیتی به همراه کاپیتان کوک آورده بود تصاویری از مرداب‌های گرمسیری در نور ملایم غروب. که بعدها به عنوان الگوی برای خوشگذرانی در مناطق با صفای استوایی تبدیل شد. ادامه دارد ✍️محمدصدرا مازنی @pavaragi
﷽؛ هنر سیر و سفر (۵) دوباتن در لابلای بیان رفتار دوک از تحربه سفر خویش با دوستش «ام»، می‌نویسد و اینکه چگونه یک اتفاق پیش پا افتاده در رستوران باعث شد شیرازه‌ی سفرش بپاشد! او انگاه پس از آشتی با د‌وستش به تناقضی عجیب میان برنامه‌های سفر (که قاعدتا برای تمدد اعصاب و شیرین کامی انجام می‌شود)، با اوقات تلخی‌اش اشاره می‌کند و به یاد تلاش فیلسوفان کهن می‌افتد که چگونه از نعمت دست شسته و در خمره یا کلبه‌ای گلین فلسفه‌بافی کرده و این باور را ترویج کردند که: مردم برای خوشبختی به دنبال ماده یا زیبایی نروند، بلکه خوشبختی مسئله‌ای روانشناختی است. او می‌گوید من پس از آشتی به طور ملموس این را درک کردم. آقای دوک پس از هلند و سفر نافرجامش به انگلستان، هرگز تلاش نکرد عازم سفر دیگری بشود، در ویلایش ماند و خود را در میان انبوهی از اشیا محصور کرد. پوسترهای رنگینی از کشورها به همراه تصویرهایی از شهرهای خارج، هتل‌ها، موزه‌ها و کشتی‌ها و ...را در اتاقش نصب کرد. آقای دوک با کلام هویسمانس چنین نتیجه می‌گیرد: تخیل می‌تواند جایگزینی به مراتب بهتر از واقعیت تجربه ملموس باشد. تمام ✍️محمدصدرا مازنی @pavaragi