﷽؛
هنر سیرو سفر(۲)
دوباتن سخنش را در این فصل اینگونه میآغازد: «نمیشد بگویی دقیقا زمستان کی فرا رسید. افت هوا تدریجی بود، همچون کسی که پیر میشود. ابتدا شبها دمای هوا کم شد، بعد روزهای یکبند بارانی فرا رسید، سپس بادهای سردرگم اقیانوس اطلس، رطوبت هوا، افتادن برگها و تغییر ساعت....»
هرچند هنوز گهگاه آرامشی موقتی وجود داشت صبحهایی که میتوانستی بدون پالتو خانه را ترک کنی و آسمان بدون لکهای ابر و درخشان بود. اینها اما، مانند علائم بهبود کاذب در بیماری بود که حکم مرگش صادر شده باشد.
با فرا رسیدن ماه دسامبر فصل جدید جا افتاده بود.... پارک محله لایهای از گل و لای پوشیده شد، که شبها با نور چراغهای خیس از باران روشن میشد. شبی که در بارانی شدید از کنار آن میگذشتم، به یادم آمد چگونه در گرمای شدید تابستان پارسال، روی همین چمنها ولو شدم و پاهایم را از کفشهایم درآوردم و سبزه زیر پایم را نوازش کردم و چطور این تماس مستقیم با زمین حسی از آزادی و بیخیالی به من داده بود.»
آنگاه از اینکه نمیتوانست همان احساس آزادی را که در تابستان، داشته باشد، شکایت میکند! و در همین حال و احوال بروشوری به دستش میرسد که عکسهایش او را به یاد نقاشیهای تاهیتی اثر ویلیام هاجز میاندازد که از سفرش به تاهیتی به همراه کاپیتان کوک آورده بود تصاویری از مردابهای گرمسیری در نور ملایم غروب. که بعدها به عنوان الگوی برای خوشگذرانی در مناطق با صفای استوایی تبدیل شد.
ادامه دارد
✍️محمدصدرا مازنی
@pavaragi
﷽؛
هنر سیر و سفر (۵)
دوباتن در لابلای بیان رفتار دوک از تحربه سفر خویش با دوستش «ام»، مینویسد و اینکه چگونه یک اتفاق پیش پا افتاده در رستوران باعث شد شیرازهی سفرش بپاشد! او انگاه پس از آشتی با دوستش به تناقضی عجیب میان برنامههای سفر (که قاعدتا برای تمدد اعصاب و شیرین کامی انجام میشود)، با اوقات تلخیاش اشاره میکند و به یاد تلاش فیلسوفان کهن میافتد که چگونه از نعمت دست شسته و در خمره یا کلبهای گلین فلسفهبافی کرده و این باور را ترویج کردند که: مردم برای خوشبختی به دنبال ماده یا زیبایی نروند، بلکه خوشبختی مسئلهای روانشناختی است. او میگوید من پس از آشتی به طور ملموس این را درک کردم.
آقای دوک پس از هلند و سفر نافرجامش به انگلستان، هرگز تلاش نکرد عازم سفر دیگری بشود، در ویلایش ماند و خود را در میان انبوهی از اشیا محصور کرد. پوسترهای رنگینی از کشورها به همراه تصویرهایی از شهرهای خارج، هتلها، موزهها و کشتیها و ...را در اتاقش نصب کرد.
آقای دوک با کلام هویسمانس چنین نتیجه میگیرد: تخیل میتواند جایگزینی به مراتب بهتر از واقعیت تجربه ملموس باشد.
تمام
✍️محمدصدرا مازنی
@pavaragi
﷽؛
هنر سیر وسفر (۴)
دوک چمدانش را آماده میکند و با اولین قطار عازم پاریس شد، از آنجا که پیش از ترک پاریس به سوی لندن زمانی وقت داشت عازم کتابفروشی میشود و نسخهای راهنمای لندن را خریداری میکند.
سپس برای رفع گرسنگی به رستورانی انگلیسی میرود.
اما دوک نیز مانند بسیاری از انسانهای دیگر تابع مزاجش است! با نزدیک شدن ساعت عظیمت و محقق شدن رویای لندنش، ناگهان دچار سستی و رخوت شد. اندیشید رفتن به لندن خسته کننده باشد، اینکه چگونه باید تا ایستگاه قطار بدود، دنبال باربر بگردد، سوار قطار بشود و....
آنگاه تصمیمی عجیب میگیرد: حرکت کردن چه لطفی داشت وقتی شخص میتوانست در صندلیاش بنشیند و به این راحتی سفر کند؟ مگر او همان لحظه در لندن نبود، که بوها، هوا، شهروندان، غذا و حتی کارد و چنگال روی میز جلویش به آنجا تعلق داشت؟ به این ترتیب آقای دوک صورت حسابش را پرداخت، رستوران را ترک گفت، سوار اولین قطاری شد که به سوی ویلایش میرفت و از آن پس هرگز خانهاش را ترک نکرد!
دوباتن به دوک لقب ریاست افتخاری بدبینها را میدهد، دوک میپندارد؛ «واقعیت لاجرم همیشه ناامیدکننده است» درحالی که واقعیت با ادراکمان گره خورده، جهان یک چیز است، مانند آینه، برای همه یکگونه نمایان میشود، اما هریک از ما آن چیزی را میبینیم که در طول و عرض زندگی آن را ساختهایم. جهان ما برساخته ذهن ماست. آنگونه است که در روانمان پرورش یافته است. در جهان چیزهایی وجود دارد که لزوما باب میلمان نیست، این را اگر باور کنیم که در جهان چیزهای دیگری نیز در کنار آنهایی که انتظار دیدنشان را داریم وجود دارد، آنگاه شاید جهان قابل پیشبینیشدهتری داشته باشیم. جهانی که زندگی ما را با نوع نگاهمان ساختهایم.
دلشوره سفر میتواند مدیریت شود، اگر بخواهیم
آقای دوک کذایی سالها پیش از سفر به انگلستان هوس سفر به هلند کرده بود، از اینرو به هارلم و آمستردام سفر کرده بود، و به سختی تو ذوقش خورده بود! نقاشیها دروغ نگفته بودند، سادگی و سرزندگی وجود داست، لیکن جذابیتها با تصاویری عادی در آمیخته بودند، که این هنرمندان هرگز آنها را نقاشی نکرده بودند، به نحوی که سبب شده بود تا تجربه سفر در این مملکت در مقایسه با بعدازظهری در تالارهای موزه لوور به نحو غرببی کمرنگ جلوه کند، جایی که عصاره زیبایی در چند اتاق جمعآوری شده بود
نتیجه اینکه نقاشیهای برگزیدهی هلندی در موزه لوور کافی بود تا بیخیال رنج سفر شود! او ترجیح داد بجای سفر با دنگوفنگهایش، به موزه برود و از آنجا احساس در هلند بودن بکند.
ادامه دارد
✍️محمدصدرا مازنی
@pavaragi
﷽؛
قرار ششم) متکی به خودتان باشید!
توجه به نظر دیگران و احترام به دیدگاه آنان نشان دهنده ادب و مبادی آداب بودنتان است، اما نباید کارهایتان تنها برای خوشایند دیگران باشد، پس در برخورد با دیگران برای خودتان حد و اندازهای مشخص کنید تا آنها نیز از حریم شخصیتان آگاه شوند. این روش سبب میشود دیگران شما را به عنوان فردی خاص ببینند و احترام بیشتری برای شما قائل شوند.
@pavaragi
🔴 خلاصه مقاله «هوش مصنوعی در حال نابود کردن دانشگاه و خودِ یادگیری است»
رونالد پورسر، استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، در مقالهای تکاندهنده در مجله Current Affairs (۱ دسامبر ۲۰۲۵) هشدار میدهد که هوش مصنوعی مولّد (بهویژه ChatGPT) نه فقط ابزار تقلب دانشجویی، بلکه کل ساختار آموزش عالی را در حال بلعیدن است.
نکات کلیدی مقاله:
1. چرخش سریع دانشگاهها از «وحشت تقلب» به «در آغوش گرفتن هوش مصنوعی»: ابتدا استادان از امکان سرقت ادبی وحشتزده شدند، اما چند ماه بعد همان افراد خود را «آموزگار آماده هوش مصنوعی» نامیدند و دانشگاهها کارگاههای «سواد هوش مصنوعی» راه انداختند.
2. قرارداد ۱۷ میلیون دلاری سیستم دانشگاه ایالتی کالیفرنیا (CSU) با OpenAI درست در حالی که ۳۷۵ میلیون دلار از بودجهاش کم میکرد، دهها برنامه درسی (فلسفه، اقتصاد، فیزیک، مطالعات زنان و جنسیت و…) را حذف و بیش از ۱۳۰ استاد را اخراج میکرد. پول برای چتبات بود، اخراج برای انسانها.
3. تناقض آشکار: برنامههایی که بهترین صلاحیت را برای نقد اجتماعی و اخلاقی هوش مصنوعی داشتند، تعطیل شدند، اما همه دانشجویان و استادان یک لایسنس رایگان ChatGPT Edu گرفتند.
4. «خودخوری نهادی»: دانشگاهها همزمان هم تقلب را ممکن میکنند، هم ابزار تشخیص تقلب میفروشند، هم با همان شرکتها (مثل OpenAI) شریک میشوند و هم به استادان یاد میدهند چطور درسشان را به هوش مصنوعی بسپارند.
5. داستانهای واقعی:
- دانشجوی کلمبیا که ۸۰٪ تکالیفش را با ChatGPT انجام داد، اخراج شد، استارتآپ تقلب راه انداخت و ۵٫۳ میلیون دلار سرمایه گرفت.
- تبلیغ Perplexity AI که صراحتاً تقلب در امتحان را نقطه فروش کرد.
- استادی که دانشجویان را از استفاده از ChatGPT منع میکرد، اما خودش اسلایدهای درس را با آن ساخته بود.
6. آسیب شناختی: مطالعه MIT نشان داد استفاده از ChatGPT برای نوشتن مقاله باعث کاهش ۴۷٪ اتصالات عصبی در نواحی حافظه و استدلال انتقادی میشود و بعد از چند ماه وابستگی، افراد بدون هوش مصنوعی بدتر از کسانی مینویسند که هیچوقت از آن استفاده نکرده بودند (بدهی شناختی).
7. مقاومت واقعی از پایین میآید: دانشجویان نسل اول و طبقه کارگر دانشگاههای دولتی (بهویژه در رشتههای انتقادی) بیشتر از همه در برابر «چتورسیتی» مقاومت میکنند؛ چون میدانند پول زیادی برای «آموزش واقعی» میدهند، نه برای چتبات رایگان.
8. نتیجهگیری تلخ نویسنده: دانشگاه عمومی که زمانی فضای رایگان یا ارزان برای کاوش فکری بود، حالا به فرانچایز شرکتهای سیلیکون ولی تبدیل شده؛ مدرک بدون یادگیری، تدریس بدون فهم، و نهادی که روح خودش را به بهای ۱۷ میلیون دلار فروخته است.
به عبارت سادهتر: هوش مصنوعی فقط تقلب را آسان نکرده؛ کل منطق وجودی دانشگاه را در حال نابود کردن است و مدیران دانشگاه با خوشحالی در این خودکشی نهادی شریک شدهاند.
https://www.currentaffairs.org/news/ai-is-destroying-the-university-and-learning-itself
https://x.com/FGhoddoussi/status/1995955946334683174?t=r3JWaQ1Hgdul8rXhW7cFOA&s=19
@BetweenDichotomies
@pavaragi
🌐 هوش مصنوعی یک داروی جدید ضد سرطان کشف کرد
🔹 شرکت دانشبنیان «اینسیلیکو مدیسین» از کاندیدای جدیدی به نام ISM3830 رونمایی کرده که هوش مصنوعی آن را از صفر طراحی کرده است و یک داروی ضد سرطان کاملاً جدید محسوب میشود.
🔹 هدف این دارو، تقویت نیروهای دفاعی بدن (سیستم ایمنی) برای مبارزه با تومورهاست.
@pavaragi
﷽؛
قرار هفتم) تظاهر به دانایی نکنید!
اگر در جمعی حضور دارید که در مورد موضوعی صحبت پیش میآید که اطلاعی دربارهاش ندارید، اظهار دانایی نکنید و نظر ندهید، بلکه درباره آن موضوع سؤال کنید و ببینید چه کسی در این مورد اطلاع خاصی دارد. این طرز رفتار سبب میشود دیگران احترام بیشتری به شما بگذارند.
@pavaragi
سلام علیکم
با تقدیم احترام، به استحضار میرساند مراسم اختتامیه مرحله کشوری شانزدهمین جشنواره علامه حلی(ره) ساعت 9 صبح روز شنبه 22 آذر برگزار خواهد شد.
حضور شما عزیزان در این مراسم برای ما مغتنم و مایه افتخار است. انشاءالله در خدمت شما باشیم.
ضمنا جهت مشاهده دعوتنامه دیجیتال، لینک زیر را لمس نمایید:
https://DigiPostal.ir/cd51q6i
هدایت شده از جشنواره علامه حلی
ویژهنامه شانزدهمین جشنواره منتشر شد
سخن دبیر، مصاحبه با معاون پژوهش حوزههای علمیه و رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره و مدیر گروه ادبیات و زبانشناسی جشنواره و گزارش عملکرد دبیرخانههای استانی از جمله بخشهای این ویژهنامه 104 صفحهای است.
گزارشهای نموداری شانزدهمین جشنواره علامه حلی و سومین جشنواره پژوهشی اساتید حوزههای علمیه، اسامی منتخبین این دو جشنواره، دبیرخانههای برتر این دور و فهرست آثار راهیافته به ارزیابی تفصیلی از دیگر بخشهای این ویژهنامه میباشد.
برای دریافت فایل این ویژهنامه ایـنـجـــــــــا را لمس کنید.
@jhelli_ir
🔹 جشنواره شانزدهم علامه حلی به ایستگاه پایانی رسید
◻️ حجتالاسلاموالمسلمین مازنی در آیین اختتامیه شانزدهمین جشنواره علامه حلی، با تشریح روند برگزاری و ارزیابی آثار این دوره، از ثبت بیش از ۱۱ هزار اثر پژوهشی در سامانه جشنواره خبر داد.
◻️ ثبت ۱۱ هزار اثر در سامانه جشنواره
◻️ رونمایی از مقالات دورههای گذشته جشنواره
◻️بررسی آثار در ۱۲ گروه علمی تخصصی
◻️ ترکیب آثار برگزیده بر اساس قالب پژوهشی
◻️حضور برگزیدگان از ۲۱ استان کشور
@HawzahNews / خبرگزاریحوزه
🔹 «قانون طلایی پژوهش» که آیتالله اعرافی آن را رمزگشایی کرد
🔻آیتالله اعرافی در اختتامیه شانزدهمین جشنواره علامه حلی:
◽️یکی از وظایف مهم پژوهشگران حوزههای علمیه، استخراج گزارههای علمی و دینی از متون معتبر و تبدیل آنها به نظامهای فکری منسجم است.
◽️در مجموع، حوزههای علمیه باید علاوه بر تولید علم، به تولید نظریههای تمدنی و تحلیلهای عمیق از نظامات اسلامی پرداخته و در عرصههای جهانی حضور فعال داشته باشند.
◽️طلاب عزیز و بزرگوار، کسانی که در خود آمادگی علمی میبینند، باید این آمادگی را به عنوان یک وظیفه شرعی و واجب عینی تلقی کنند.
◽️نیاز مبرم به افرادی با جرأت و انگیزه برای ورود به قلمروهای جدید علمی و فناوری احساس میشود.
◽️ امروز با استفاده از فناوریهای نوین، امکان ترجمه و انتقال دانش به زبانهای مختلف به طور خودکار فراهم شده است. این تحول باعث شده تا ۸۰ تا ۹۰ درصد گفتمان علمی انقلاب به سادگی در دسترس باشد.
◻️ یک اصل در اخلاق وجود دارد که در سنت دینی و بشری سابقه دارد و غربیها اسم آن را «قانون طلایی اخلاق» گذشتهاند «خودت را جای دیگری بگذار» یا «بپسند آنچه که برای خودت می پسندی».
پژوهش نیز باید «قانع کننده» باشد، به گونهای که خودم را جای کسی بگذارم که قبول ندارد تا بتوانم درست جواب او را بدهم و گره ذهنیاش را باز کنم. من اسم این را «قانون طلایی پژوهش» گذاشتهام.
◻️ شناخت مخاطب از یک سو برای دریافت موضوع و از سوی دیگر برای اقناع مسئله، دو رکن اساسی در کار تحقیق و پژوهش است و پژوهشگران حوزوی باید به این دو نکته مهم توجه کنند.
@pavaragi
﷽؛
قرار هشتم) بخشنده باش و اسرافکار مباش!
وَ قَالَ علی (علیه السلام): كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً، وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً
و علی (ع) فرمود: بخشنده باش و اسرافكار مباش و ميانه رو باش و سختگير مباش
حکمت ۳۳
مسئله اعتدال حکمى عام است و ایثار حکمى خاص که مربوط به موارد معینى است. به عبارت دیگر: اصل بر اعتدال در مسئله انفاق و ایثار یک استثناست. به علاوه، دستور به ایثار مربوط به جایى است که بخشش فراوان، نابسامانى فوق العاده اى در زندگى انسان ایجاد نکند و «ملوم» و «محسور» نگردد در غیر این صورت باید از دستور اعتدال پیروى کرد.
@pavaragi