نکته(۱)
ویژگیهای مومنین
امام صادق(ع) :المؤمنُ حَليمٌ لا يَجْهَلُ ، و إن جُهِلَ علَيهِ يَحْلُمُ، و لا يَظلِمُ ، و إنْ ظُلِمَ غَفرَ ، و لا يَبخَلُ ، و إن بُخِلَ علَيهِ صَبرَ .
امام صادق (ع): مؤمن، بردبارى است كه به كسى [جسارت نمى كند و اگر نسبت به او جسارتى صورت گيرد بردبارى مى ورزد، ستم نمى كند و اگر به وى ستم شود مى بخشد. بخل نمى ورزد و اگر بر او بخل ورزند، صبر مى كند.
@pavaragi
نکته(۲)
نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح )
و من كلام له (علیه السلام) في ذم صفة الدنيا:
مَا أَصِفُ مِنْ دَار أَوَّلُهَا عَنَاءٌ، وَآخِرُهَا فَنَاءٌ! فِی حَلاَلِهَا حِسَابٌ، وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابٌ. مَنِ اسْتَغْنَى فِیهَا فُتِنَ، وَ مَنِ افْتَقَرَ فِیهَا حَزِنَ، وَ مَنْ سَاعَاهَا فَاتَتْهُ، وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا وَاتَتْهُ، وَ مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ، وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْهُ.
[قال الشريف أقول و إذا تأمل المتأمل قوله (علیه السلام) «و من أبصر بها بصرته» وجد تحته من المعنى العجيب و الغرض البعيد ما لا تبلغ غايته و لا يدرك غوره لا سيما إذا قرن إليه قوله «و من أبصر إليها أعمته» فإنه يجد الفرق بين أبصر بها و أبصر إليها واضحا نيّرا و عجيبا باهرا].
سخنى از آن حضرت (ع) در نكوهش دنيا:
چه بگويم در باره سرايى، كه آغازش رنج است و پايانش زوال و فنا حلالش را حساب است و حرامش را عقاب. هر كه در آن بى نياز شود در فتنه و بلا افتد و هر كه نيازمند بود غمگين شود. هر كه براى به چنگ آوردنش تلاش كند، بدان دست نيابد و آنكه از تلاش باز ايستد، دنيا خود به او روى نهد. هر كه به چشم عبرت در آن نگرد، ديده بصيرتش روشن گردد و هر كه به ديده تمنا در آن بيند، ديدگانش را كور گرداند.
من (سید رضی) مى گويم: اگر كسى در سخن آن حضرت (ع) كه مى گويد: «من أبصر بها بصّرته»، تأمل كند دريابد، كه در آن چه معنى شگفت انگيز و مقصود والايى است كه كس به نهايت آن نتواند رسيد و عمق آن در نتواند يافت. بويژه، اگر اين جمله را با جمله «و من ابصر اليها اعمته» در كنار هم نهد، فرق ميان «أبصر بها» و «ابصر اليها» را به روشنى دريابد و بداند كه در فصاحت و بلاغت تا چه پايه فرا رفته است.
@pavaragi
نکته(۳)
امام علی(ع): مَنْ اَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ اَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِهِ اَصْلَحَ اللّهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیاهُ. وَ مَنْ کانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ کانَ عَلَیْهِ مِنَ اللّهِ حافِظٌ.
آن که میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا میان او و مردم را اصلاح میکند و آن که کار آخرتِ خود را درست کند، خدا کار دنیای او را سامان دهد؛ و آن که او را از خود بر خویشتن واعظی است، خدا را بر او حافظی است.
@pavaragi
نکته(۴)
در هیچ روایتی فقر دنیوی تمجید نشده است. بلکه به کار و تلاش برای تامین معاش سفارش شده است.
روزی شخصی در بازار عبور میکرد که با امام صادق علیه السلام روبرو شد
حضرت به او فرمودند چرا این موقع روز اینجایی؟ الان باید دنبال عزت خود باشی
آن شخص عرض کرد: عزت من در چیست؟
حضرت فرمودند در کسب و کار و تجارت.
@pavaragi
نکته(۵)
حتی پیامبر (ص) قدرت اصلاح غیر مومنان را ندارد. غیر مومنان در حکم کوران و کراناند و صدای دعوت پیامبر را جز مومنان نمی شنوند:
وَمَا أَنْتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ مُسْلِمُونَ( نمل /۸۱)
و تو هرگز نمیتوانی (این) کوران (باطن) را از گمراهیشان هدایت کنی، تنها آنان که به آیات ما ایمان میآورند و تسلیم امر ما هستند تو آنها را میتوانی سخن بشنوانی (و به راه حق هدایت کنی).
@pavaragi
نکته(۷)
فلسفهٔ اسلامی شاخهای از علوم اسلامی است که به تفسیر مسائل فلسفی میپردازد. از فلسفهٔ اسلامی با عنوان فقه اکبر یا حکمت نیز یاد میشود. فلسفه اسلامی جزو فلسفه قرار نمیگیرد فلسفه اسلامی اخص، به خودی خود، وصف اسلامیت را دارد؛ زیرا خاستگاه آن متون اسلامی (نه گفتار فیلسوفان) است هانری کربن فلسفهٔ اسلامی را فلسفهای تعریف میکند که «تکوین و صورتهای متنوع آن، بهطور اساسی، با امر دینی و معنوی اسلام پیوند یافته و مؤید این نکتهاست که اسلام، بیان دقیق و اساسی خود را در فقه پیدا نمیکند.
@pavaragi
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢امامی که گفت والله در طول عمرم از چیزی نترسیدم، از چه چیزی خوف داشت؟
@pavaragi
نکته(۸)
غالبا وصف جهنم و بهشت که در کتاب خدا و اخبار انبیا و اولیا شده جهنم و بهشت اعمال استکه از برای جزای عملهای خوب و بد تهیه شده است. گاهی اشاره خفیهای نیز به بهشت و جهنم اخلاق که اهمیتش بیشتر است شده؛ و گاهی هم به بهشت لقا و جهنم فراق، که از همه مهمتر است، گردیده؛ ولی همه در پرده و از برای اهلش. من و تو اهلش نیستیم، ولی خوب است منکر هم نشویم و ایمان داشته باشیم به هرچه خداوند تعالی و اولیایش فرمودهاند؛ شاید این ایمان اجمالی هم برای ما فایده داشته باشد.
(امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۱)
@pavaragi
نکته(۹)
گاهی هم ممکن است که انکار بیجا و رد بیموقع و بدون علم و فهم برای ما ضررهای خیلی زیاد داشته باشد؛ و این دنیا عالم التفات به آن ضررها نیست. مثلا تا شنیدی فلان حکیم یا فلان عارف یا فلان مرتاض چیزی گفت که به سلیقه شما درست در نمی آید و با ذائقه شما گوارا نیست، حمل به باطل و خیال مکن. شاید آن مطلب، منشٱ داشته باشد از کتاب و سنت و عقل، و شما به آن بر نخورده باشید...سهل است توهین کنید یا جسارت نمایید. ممکن است آن شخصی که اهل آن وادی است و صاحب آن فن است یک مدرکی از کتاب خدا داشته باشد، یا از اخبار ائمه هدی داشته باشد، و شما به آن بر نخورده باشید؛ آن وقت شما رد خدا و رسول کردید بدون عذر موجه. و معلوم است «به سلیقه من درست نبود» یا «علم من به اینجا نرسیده بود» یا «از منبر خلاف آن را شنیدم» عذر نیست.
(امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۱ و ۲۲)
@pavaragi