وندی شرمن قائم مقام پیشین وزیر امور خارجه آمریکا میگه: مقاومت فرهنگ ایرانیها است.
ایرانیها از هرچه که غرور ملیشان است (غنیسازی و موشکی)، دست نمیکشند.
📝خلاصه اینکه وندیشرمن فهمیده که با ایرانی جماعت در نیافته، قطعا ترامپ هم شیرفهم شده ولی، غرورش اجازه نمیده اعتراف کنه.
#کانال_کرانه👇
@karanne
*🔴📢 عملیات بادیگارد: بزرگترین فریب تاریخ جنگ جهانی دوم*
🔰در سال ۱۹۴۴، متفقین خود را برای بزرگترین ضربه به قلب اروپا آماده میکردند: عملیات اورلود (Overlord)، پیادهسازی نیروها در نرماندی.
⬅️ نرماندی، منطقهای در شمال غربی فرانسه با سواحل وسیعش، محل ایدهآل برای چنین عملیاتی بود. اما یک مانع جدی وجود داشت: آلمانها، بهویژه با نیروهای زرهی آمادهباششان، میتوانستند این فرود را به یک فاجعه خونین تبدیل کنند.
❗️اینجا بود که متفقین راهی متفاوت را در پیش گرفتند: *فریب و جنگ روانی.*
🔹آنها برای نیل به این هدف عملیات بادیگارد را انجام دادند؛ مجموعهای پیچیده و هماهنگ از ترفندها که هدفش این بود تا فرماندهی عالی آلمان نازی نتواند دقیقاً بفهمد زمان و مکان حمله اصلی کجاست.
🔸ایده اصلی عملیات کاملاً ساده بود: اگر بتوانیم نیروهای آلمان را مجبور کنیم نیروهایشان را در جاهای اشتباه جابهجا کنند، پیروزی در ساحل برای ما بسیار آسانتر خواهد شد.
برای رسیدن به این هدف فریبکارانه، متفقین چند عملیات موازی و هماهنگ را طراحی و اجرا کردند:
*1⃣ عملیات (Operation Fortitude)*
این عملیات، قلب تپنده عملیات بادیگارد بود و خودش دو شاخه داشت:
🔻*الف) عملیات (Fortitude North):*
🔹این بخش سعی داشت آلمانها را متقاعد کند که حمله اصلی قرار است به سمت نروژ صورت بگیرد. برای این منظور، واحدهای ساختگی تشکیل شد و با انتشار شایعات و اعلامیههای جعلی، طوری القا شد که نروژ هدف اصلی است. این کار باعث شد بخشی از نیروهای آلمانی در آن منطقه باقی بمانند.
🔻*ب) عملیات (Fortitude South):*
🔸اینجا بازی بسیار دقیقتر و حیاتیتر بود. هدف این بود که آلمانها باور کنند حمله اصلی در پاس-دو-کاله (Pas-de-Calais) انجام خواهد شد. پاس-دو-کاله، بندری مهم در شمال فرانسه، درست در مقابل نزدیکترین نقطه انگلیس به فرانسه قرار داشت و به همین دلیل، برای آلمانها یک موقعیت دفاعی استراتژیک محسوب میشد. این فریب، در حالی بود که حمله واقعی در نرماندی، مسیری دورتر از کاله اما با سواحل مناسبتر، برنامهریزی شده بود.
⬅️ برای باورپذیر کردن این دروغ، یک ارتش ساختگی بزرگ به نام «ارتش اول ایالات متحده» (FUSAG) شکل گرفت. این ارتش شامل تانکهای بادی، هواپیماهای نمایشی، اردوگاههای خالی و مهمتر از همه، سیگنالهای ارتباطی و رادیویی ساختگی بود تا همه چیز طبیعی به نظر برسد.
❗️ نتیجه این فریب این بود که حتی پس از آغاز عملیات در نرماندی، آلمانها هنوز کاملاً باورشان را از دست نداده بودند و بسیاری از نیروهایشان—بهویژه واحدهای زرهی—در حوالی کاله باقی ماندند و نتوانستند به موقع به خط مقدم نرماندی برسند.
*2⃣ عملیات (Operation Gremish):*
🔹این عملیات بیشتر روی فریب نیروی دریایی آلمان تمرکز داشت. با ایجاد نشانهها و ترافیک دروغین دریایی، ذهن دشمن را نسبت به حرکات واقعی متفقین گیج میکردند تا نتوانند تشخیص دهند که ناوگان اصلی دریایی به کجا اعزام میشود.
*3⃣ عملیات (Bluebird & Wyvern):*
🔸این بخشها نیز در اصل برای کنترل اطلاعات، شایعهسازی و رساندن اطلاعات غلط به دشمن طراحی شده بودند. هدف این بود که آلمانها دقیقاً همان چیزی را باور کنند که متفقین میخواستند، و از هرگونه درک واقعبینانه از نقشه اصلی باز بمانند.
📍نتیجه این بازی فریب، زمانی آشکار شد که روز موعود فرا رسید:
▪️نیروهای آلمانی کمتر و دیرتر به نرماندی رسیدند: بهخصوص واحدهای زرهی کلیدی که در کاله زمینگیر شده بودند، نتوانستند به موقع وارد عمل شوند.
▪️واکنش آلمانها کند و مردد شد: فرماندهی عالی دشمن به دلیل اطلاعات غلط و تردید، دیرتر و اشتباهتر تصمیم گرفت.
▪️و در نهایت، این یعنی کاهش مقاومت در ساحل نرماندی و در نتیجه، کاهش چشمگیر تلفات متفقین.
📌متفقین با یک نمایش گسترده، هماهنگ و حسابشده، کاری کردند که آلمانها به جای دادن پاسخی درست و بهموقع، گرفتار توهم پاسخ شوند—و همین، به پیروزی متفقین در جبهه غرب و در نهایت، تغییر مسیر تاریخ جنگ جهانی دوم کمک شایانی کرد.
#کانال_کرانه 👇
@karanne
به نظرتان این جوان سمت راست رهبر شهیدمان کیست؟
همان که سر میدان ها صدایش میزنند
سید مجید نقطه زن
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
بایستههای نظریهپردازی
نظریهپردازی اصولی را داراست، این اصول میتوانند مبنایی برای نقشه راه و ساختن یک علوم انسانی پویا و اثرگذار باشند که توانایی هدایت جامعه را داشته باشد.
راهبری نظام علم برای تولید نظریه(۱):
رشتهها و گرایشهای علوم انسانی بدون سیاستگذاری و طراحی رویکردها، راه طبیعی و البته کند را طی میکند، براین اساس سرعت بخشی و جهتدهی در راستای سیاستهای کلان، مهم و ضروری مینماید. این البته به معنی سفارشی کردن نظریه پردازی نیست، بلکه سازماندهی امکانات به سوی سیاستهای کلان نظام است.
(۲۷ فروردین/۲)
#محمد_صدرا_مازنی
#یکی_مثل_همه_آدمهای_سرزمینم
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
عزم و اراده جدی دستگاههای علمی
تصمیمگیر(۲):
متولیان حوزه و دانشگاه باید دبیرخانه مشترکی دایر کرده و برای این موضوع مهم همگرایی داشته باشند. گرچه کرسیهایی در حوزه و دانشگاه دایر شده است، اما به نظر میرسد ارتباطی بین این دو دستگاه مهم علمی در این خصوص ایجاد نشده و هم اینک این همگرایی وجود ندارد و اگر هم تعاملاتی باشد، نیاز به تقویت همکاری دارد.
(۲۷ فروردین/۳)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
برنامهریزی درباره مباحث درجه دوی نظریهپردازی (۳):
یکی ازچالشهای نظریهپردازی ابهام مفهوم نظریهپردازی است. برخی معتقدند بهرغم وجود نظریههای مختلف، اما درک روشنی نسبت به تعریف، حدود و ثغور و مختصات آن وجود ندارشته و آثار تولید شده در این خصوص بسندگی لازم را ندارد. چراکه بهرغم تخصصی بودن موضوع نظریهپردازی، و سروکار داشتن اساتید حوزه و دانشگاه، اما با نظریهنماهای فراوانی مواجهیم. عدهای نیز براین باورند که فقدان فهم مشترک درباره نظریهپردازی، متولیان را به سختگیری در تعریف و قلمرو آن کشانده است. هریک از این دو اگر درست باشد، نشان میدهد که نظریهپردازی نیاز به ایضاح مفهومی دارد و بحث و بررسی درباره آن را ضروریتر میکند.
بنابراین گفتمانسازی ضرورت نظریهپردازی در ایران امروز و درک عمیق از این که چرا علوم انسانی ما نیازمند بازنگری و تولید نظریههای بومی و نقادانه است، گامی بزرگ در مسیر پیشرفت است. برای اینکه این نظریهپردازیها از حالت تکراری خارج شده و به حل مسائل واقعی جامعه کمک کنند.
(۲۷ فروردین/۴)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
بومیسازی و نقادی نظریههای غربی (۴):
نظریهها باید ریشه در فرهنگ، تاریخ و باورهای دینی و بومی داشته و رویکرد نقادانه به نظریههای غربی داشته باشد. نظریهپردازان باید شجاعت نقد پیشفرضها و حتی نظریههای پذیرفتهشده را داشته باشند تا از جمود فکری جلوگیری شود. نه اینکه صرفاً ترجمهای از نظریهها و الگوهای غربی باشند.
(۲۷ فروردین/۵)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
ظرفیت حل مسئله (۵):
هر نظریه باید بتواند چالشهای واقعی و فوری جامعه را پاسخ دهد.
(۲۷ فروردین/۶)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
ظرفیت بینرشتهای بودن (۶):
حل مسائل پیچیده نیازمند ترکیب دیدگاههای علوم انسانی با سایر رشتهها مانند علوم شناختی، فناوری و اقتصاد است. ارتباط تنگاتنگ علوم موجب میشود تا نظریهها با هدف حل مسائل و نگاه به رشتههای دیگر تولید شود.
(۲۷ فروردین/۷)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
کاربردی بودن (۷):
نظریهها باید قابلیت تبدیل شدن به راهکارهای عملی برای سیاستگذاران و مدیران را داشته باشند.
(۲۷ فروردین/۸)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
پویایی و انعطاف (۸):
نظریهها باید زنده باشند و توانایی تطبیق با تغییرات سریع اجتماعی و تکنولوژیک را داشته باشند.
(۲۷ فروردین/۹)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne
#انقلاب_فرهنگی_جدید
اخلاقمداری (۹):
تولید دانش جدید و نظریهپردازی باید همواره با رعایت اصول اخلاقی و انسانی همراه باشد تا به ابزار سلطه تبدیل نشود.
(۲۷ فروردین/۱۰)
#محمد_صدرا_مازنی
#کانال_کرانه👇
@karanne