eitaa logo
کرانه
515 دنبال‌کننده
529 عکس
193 ویدیو
70 فایل
☫ ﷽ ☫ در تندباد حادثه با هر نفس بخوان هر بحر پرخروش ورایش کرانه‌ای یادداشت‌‌هایی در عرصه‌ اخلاق، فرهنگ و اجتماع. راه‌اندازی شده در تاریخ ۱۰ شهریور سال ۱۳۹۹. و از ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ وقف انقلاب و جنگ ▫️برای ارتباط با مدیر به شناسه زیر مراجعه کنید: ✅ @sadramah
مشاهده در ایتا
دانلود
• • 🔰قابل توجه اعضای محترم کانون علمی فقه و حقوق | اولین جلسه | ● مجمع عمومی کانون علمی فقه و حقوق ● 💠|با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین مازنی (زید عزّه)| مدیر ترویج،پژوهش حوزه های علمیه |💡با حضور اساتید و مسئولین مجتمع | 🗓 تاریخ : 🔘سه شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۳ ⚠️شرکت در جلسه صرفا برای اعضای کانون علمی فقه و حقوق امکان پذیر است. _______________ 💠کانون علمی فقه و حقوق 🆔https://eitaa.com/joinchat/3994288281C41a03f92c0 📮 ایتا | تلگرام | اینستاگرام
📸 | بخش اول اولین کانون علمی فقه و حقوق، با حضور مدیر ترویج پژوهش ، مسئولین و اساتید مجتمع فقه،حقوق و قضای اسلامی برگزار شد. ➖️➖️➖️➖️➖️ 💠کانون علمی فقه و حقوق 📮 ایتا | تلگرام | اینستاگرام
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥این جامه سیاه فلک در عزای کیست؟ 🎙یکی از نوستالژی‌ترین و خاطره‌ انگیزترین نوحه هایی که به مناسبت رحلت امام خمینی (ره) توسط گروه سرود بچه های آباده اجرا شد. 🔴 👇 @bidariymelat @pavaragi
آیت الله  سیدهادی خسروشاهی (ره) و خاطره از نظر امام راجع به ماجرای ترور «ابوالحسن بنی‌صدر» پس از ماجرای عزل بنی صدر و فرار وی به خارج، جناب اندیشه بزرگ قرن! «ترور در ایران» را نبردی آزادی بخش نامید و هر روز در گفتگوهای خود با رسانه های غربی، نظام اسلامی ایران را تحت عنوان «حکومت ملّا تاریا!» مورد اتهام و هجمه قرار می داد.در آن ایّام، اعلام همبستگی با فرقه نفاق و باصطلاح شورای ملی مقاومت! امر رایجی شده بود و هر کسی که می خواست در غرب بماند، به بهانه ای به آن ملحق می شد!. در این میان، یکی از برادران دانشجو که در شهر «جنوا» تحصیل می کرد و عضو انجمن اسلامی دانشجویان در ایتالیا بود، نزد من آمد و اطلاع داد که می خواهد به پاریس برود و به «مقاومت»! ملحق شود و پس از جلب اعتماد سران آن بنی صدر را «ترور» کند! ‌ البته او در ضمن از من به عنوان یک روحانی، «مجوز شرعی» می خواست و بدنبال موافقت مرکز یا نهاد دیگری نبود اما من به او گفتم که بنده نه قاضی شرع هستم و نه حاکم دادگاه انقلاب و نه اهل حکم و فتوی در این قبیل امور، و اگر قرار بود در این زمینه ها مسئولیتی را بپذیرم، در ایران دعوت شهید آیت الله قدوسی برای سرپرستی یکی از دادگاه های انقلاب را قبول می کردم اما من نپذیرفتم، چون هر کسی را خداوند برای کاری ساخته است و کار من،کار فرهنگی ا ست و در امور دیگر، دخالتی نداشته ام و قصد هم ندارم که دخالت کنم. ‌ اصرار نامبرده بر عملی ساختن تصمیم خود باعث شد که من به او بگویم: برای شرکت در سمینار سفرای ایران در خارج که هفته آینده در تهران منعقد خواهد شد، عازم ایران هستم و «حکم شرعی» این امر را فقط از «امام خمینی» که شما مقلد ایشان هستید، خواهم پرسید و پاسخ را برای شما خواهم آورد! برادر دانشجو که در خلوص او شکی نبود و بعدها هم جز کادر رسمی وزارت امور خارجه شد، خیلی خوشحال شد و قرار گذاشتیم که منتظر پاسخ و نظریه امام خمینی باشد. ‌ هفته بعد که به ایران آمدم،در دیدار با امام، موضوع را به عنوان یک سئوال شرعی مطرح کردم.امام فرمودند: برای چی این کار را می خواهد انجام دهد؟ گفتم آقای بنی صدر در خارج، مصاحبه های زیادی علیه حضرتعالی و نظام اسلامی انجام می دهد و مقالاتی نیز در روزنامه «انقلاب اسلامی» خود، علیه ولایت فقیه می نویسد. امام فرمود: «مگر کسی را که علیه من حرف می زند، می توان کشت؟ ولایت فقیه هم که ما به آن معتقدیم یک مسئله فقهی است و آقایان فقهاء هم در باره آن نظرات مختلفی دارند و البته آن آدم، در مقالات خود که جنابعالی برای من فرستاده بودید و من بعضی از آن ها را خواندم، به من فحش می دهد.آیا کسی را که به من فحش می دهد می توان به قتل رساند؟ البته این بیانات امام باصطلاح، طلبه ها «استفهام استنکاری» بود.یعنی نمی شود کسی را با این اتهامات، به قتل رساند. من پس از این بیانات سکوت کردم، ولی امام افزودند: البته من وقت نداشتم همه کتابها و نوشته های این آدم را بخوانم.اگر جنابعالی مطالعه کرده اید، آیا مطلبی در آنها دارد که منکر ضروریات دین، مثلاً حجاب شده باشد؟ مانند آن خبیث که منکر حکم قطع یَد سارق که یک حکم الهی است شد و گفت که او اسلامی را می خواهد که در آن قطع ید سارق نباشد، این یعنی انکار یکی از احکام قرآنی... آیا آن آدم هم در نوشتجات خود، چنین نظریاتی ابراز کرده است؟ ‌ به امام عرض کردم که بنده اغلب آثار آقای بنی صدر را در گذشته ها خوانده ام. نامبرده در آن آثاری که من خوانده ام، منکر هیچ یک از ضروریات دین نشده و بلکه در مورد مثلاً ضرورت حفظ حجاب، کتاب هم نوشته است!. ‌ امام فرمود اگر این طور است، پس شما آن فرد را از طرف من نهی کنید و اجازه ندهید که این کار را انجام دهد و افزودند: من در روزهای آخر که او مغرور شده بود و در سراشیبی سقوط قرار داشت برای نجات او خواستم که نزد من بیاید و قصدم آن بود که در همینجا بنشیند کتاب و مقاله بنویسد و اگر نظری منطقی دارد، به طور معقول عرضه کند تا نظام آن را بررسی کند، ولی او نیامد و به منافقین پناه برد و برای ابد خود را ضایع کرد و من یقین دارم دیر یا زود منافقین هم او را تنها خواهند گذاشت. ‌ این نمونه ای از روش و منش علوی امام خمینی درباره کسی بود که زشت ترین و ناجوانمردانه ترین اهانت ها را علیه نظام و رهبری در رسانه های خارجی، مطرح ساخت. ولی روش و منش علوی امام، به او اجازه نمی داد که حکمی بر مهدورالدم بودن وی صادر کند و حتی در مرحله پایانی هم در فکر نجات او از سقوط بود و می خواست که نزد ایشان برود و در ایران بماند و در حوزه فرهنگی کار کند.... منبع: مجله حضور، شماره 79، صفحه  @pavaragi