📝 فيلسوف و گرگزاده
در فرهنگ ما، گرگ، دست كم، به دو ويژگي شناخته شده است: يكي درندگي و ديگري تربيتناپذيري. كافي است به گفتههاي سعدي در اين باب بسنده كنيم. به روايت او، بزرگي گوسفندي را «رهانيد از دهان و چنگ گرگي» و شب خودش كارد بر حلق گوسفند كشيد. در اين حال گوسفند نوميدوار گفت: «بديدم عاقبت گرگم تو بودي». دومين ويژگي گرگ، در فرهنگ ما، تربيتناپذيري او است. سعدي نقل ميكند كه پادشاهي دزد معروفي را از پاي درآورد و پسربچه او را برخلاف مصلحتانديشي اطرافيان در دربار نگه داشت و تربيت كرد. اما پسر سرانجام راه پدر را رفت و تربيت شاهانه در او موثر نيفتاد. آنگاه از اين داستان نتيجه ميگيرد: «گرگزاده عاقبت گرگ شود/گرچه با آدمي بزرگ شود.»
اما واقع آن است كه هردوي اين ويژگيها به ناروا به گرگها نسبت داده شده است. درندگي واقعي در رفتار انسانهايي مشاهده ميشود كه از رنجاندن و آسيب زدن به ديگر انسانها يا حيوانات لذت ميبرند. گرگها صرفا براي رفع نياز خود و از سر غريزه كاري ميكنند. حتي در سختترين ستيزههاي ميان خود گرگها، كه بر سر قلمرو يا جفتجويي رخ ميدهد، كافي است كه گرگ شكست خورده «راهبرد تسليم» در پيش گيرد و در آخرين لحظه نبرد پا واپس كشد و گردن خود را به حريف تقديم كند. در اين لحظه همه خشم و نفرت ناگهان ناپديد ميشود و گرگ پيروز به راه خود ميرود؛ صفتي كه كمتر در انسانها اينگونه آشكارا ديده ميشود.
اما ماجراي تربيتناپذيري گرگها خود داستان ديگري دارد. مارك رولندز، فيلسوف بريتانيايي، در كتاب «فيلسوف و گرگ: درسهايي از حيات وحش درباره عشق، مرگ، و خوشبختي» (ترجمه شهابالدين عباسي، تهران، نشر خزه، 1402) روايتي واقعي از همزيستي خودش با گرگزادهاي را تا لحظه مرگ آن گزارش ميكند. رولندز يك بچهگرگ شش هفتهاي را به قيمت 500 دلار ميخرد و از مادرش جدا ميكند و نزديك 12 سال نزد خودش نگه ميدارد. در اين مدت او را با خود به همه جا، حتي كلاسهاي دانشگاهي خود، ميبرد و از نزديك همه فراز و فرود زندگي او را زيرنظر ميگيرد و ثبت ميكند. البته نكته نسبتا تاريك اين ماجرا آن است كه چگونه او به خودش اجازه ميدهد بچهگرگي را از مادر و زيستبوم طبيعي خودش جدا سازد و او را به زندگي شهري محدود كند. توضيح سربستهاي كه رولندز ميدهد چندان قانعكننده نيست، مانند آنكه او از گرگ مراقبت و محافظت ميكرده است. در نهايت، سعادت زندگي گرگ در زندگي گرگانه و در دل جنگل و حيات وحش است نه شهر و پرديسهاي دانشگاهي.
رولندز چنان به اين بچهگرگ دل ميبندد كه آرام آرام او را برادر كوچكتر خود ميداند. واقعا چرا ما فكر ميكنيم يكسره از همه خلق خدا جداييم؟ چرا خود را تافته جدابافته ميدانيم؟ هرچه اين فيلسوف در زندگي اين گرگزاده تأمل ميكند، مشابهت زيادي ميان خودش و او ميبيند تا جايي كه حتي انسانيت را از گرگ ياد ميگيرد. البته چنين نيست كه ما و حيوانات كاملا يكسان باشيم، هر گونهاي ساختار خاص خود را دارد تا جايي كه به تعبير خود رولندز گرگها هوش مكانيكي دارند و ميمونها از آنها باهوشترند، زيرا قادر به فريب و حيلهگري هستند. ما نيز هوش علمي و هنري داريم كه احتمالا مختص ما است و گاه در اين عرصه تا جايي پيش ميرويم كه ميتوانيم ذهن همنوعان خود را بخوانيم. همه اينها درست، اما نكته آن است كه هر موجودي جايگاه خود را دارد و قرار نيست كه با يك سنجه همه را ارزيابي كنيم.
در واقع، اين بچهگرگ، زمينه تأملي براي فيلسوف ما فراهم ميكند تا به مسائل مختلف بينديشد و فيلسوفان ديگري را هم به ياري بخواند و بحثهاي جذابتري در اين كتاب پيش بكشد. در حالي كه ما اندوهگين ديروز و نگران فردا هستيم و غالبا از زمان حال غافليم، گرگها به گفته رولندز عميقا مخلوقات لحظه هستند و در «آن» زندگي ميكنند و همين نگرش نوعي از خوشبختي را برايشان فراهم ميكند كه دور از دسترس ما است. براي گرگ «بودن» اهميت دارد نه «داشتن».
سرانجام برنين، گرگ برادر رولندز كه يار گرمابه و گلستان او بود و الهامبخش تاملات فلسفي او، ميميرد و به خاك سپرده ميشود، اما چون آموزگاري جدي در نوشتههاي اين فيلسوف همواره باقي ميماند. خواندن اين كتاب جمع و جور ما را درباره درندگي و تربيتناپذيري گرگها به تأمل واميدارد.
https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/218505/
سيدحسن اسلامي اردكاني
ستون #در_ستایش_جزییات / صفحه آخر روزنامه اعتماد، چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳
instagram: @eslamiardakani
telegram: @hassan_eslami
@pavaragi
این نمودار میزان پژوهشای کشورهای مختلف در بکار گیری هوش مصنوعی در زمینه دیتاهای بالینی و تشخیص پزشکیه. سهم ایران چنده؟
آفرین. صفر!
ایرانیها بیشتر در پژوهشهای مقطعی با هوش مصنوعی درگیرند و در مطالعات عمیق که منجر پیشرفت در حوزه سلامت میشه کار چندانی نکردند.
اینا رو یادتون باشه که اگه کسی گفت در هوش مصنوعی لبه دانش هستیم بدونید که بی اطلاعه!
✍ این نمودار را به همراه توضیحی از آقایی بهنام میرزایی(که نمیشناسمش) در یکی از کانالهای پربازدید دیدم. از صحت و سقم خبر و تحلیل که بگذریم، ضرورت نقشآفرینی در بکارگیری هوش مصنوعی را که سابقا طی یادداشتی یادآور شدم، تاکید میکند. #حکمرانی_خوب یعنی استفاده بهینه از ابزارها برای رسیدن به وضع مطلوب. یعنی خودش و مردمش از زمان دانش زمانه عقب نباشند، یعنی از امکانات چنان استفاده کند و مهرهها را چنان بچیند که ملتش همه جای دنیا سربلند باشند، هر بزرگواری که ۹تیر رئیس جمهور میشود، پس از چهار سال باید بتواند سربلندی حکمرانی خوب را به ملت هدیه دهد.
✍ محمدصدرا مازنی
@pavaragi
هنر رمان چگونه جهان را تغییر داد؟
دی. اچ. لارنس در یکی از مقالات زیبای خود که «چرا رمان مهم است» نام دارد، مینویسد: «رمان کتابی تابناک از زندگی است. رمان میتواند تمامیت انسان زنده را به رعشه اندازد، رعشهای که بیش از آن حدی که شعر، فلسفه، علم، یا هر کتاب دیگری قادر به انجامش باشد.»
تقریبا ۹۰ سال بعد از لارنس، ویلیام درسیویچ در مقالهای این احساس را تکرار کرد و نوشت: «رمان همتا ندارد... [رمان]خود را به جهان پیوند میدهد، خود را در بطن جهان میافکند.» درسیویچ در ادامه استدلال میکند که رمان با توانایی منحصر به فرد خود در انتقال ذهنیت و زندگی درونی، «کوره آهنگری را میماند که آگاهی مدرن را قالب میزند».
رمان علاوه بر قالبزدن تکانههای عاطفی، فلسفی و فکری، جهان را نیز به شکلی ملموس تغییر میدهد. برای مثال، رمان «کلبه عمو تام» اثر هریت بیچر استو در سال ۱۸۵۲ منتشر شد و با محسوس کردن ستم نهفته در بردهداری، افکار عمومی را در ایالتهای شمالی آمریکا از بیخ و بن دگرگون ساخت. یا مثلا رمان «۱۹۸۴» جورج اورول، همچنان پس از گذشت هفتاد سال از زمان انتشارش الگویی درخشان و گویا از اعمال قدرت حکومت، سانسور و نظارت بر شهروندان است.
علیرضا نجفی
@pavaragi
چهار بهعلاوه یک!
در گالری گوشیام تصویر اسکرینشات تعداد زیادی از کتابهایی است که بهمرور زمان ذخیره کرده و در نوبت خردید قرارشان دادم. امشب بعد از مدتها به دنیای کتاب رفتم و تعداد چهار مجلد از آن کتابهایی را که در انتظار ابتیاع بودند، را خریداری کردم و اینک معرفی این کتابها:
۱) اولین کتاب، قدرت پنهان زیبایی است، نوشتهی جان آرمسترانگ و ترجمهی سهیل سمی (بهضم سین و تشدید میم) است که اولین بار در سال 2004 انتشار یافت. ما در تعریف زیبایی و واکنش نشان دادن به آن، معمولا میان مفاهیم عینی و انتزاعی گیر میافتیم. دوست داریم که زیبایی را طبقهبندی کنیم و بخشهای مختلف آن را بشناسیم، اما همچنین، از مواجهه با اسرارآمیز بودن و قدرت اسطورهای آن نیز لذت میبریم. این کتاب، سفری جذاب و باشکوه در میان تفاسیر مختلف ارائه شده از مفهوم زیبایی است که از تعریف زیبایی توسط ویلیام هوگارت تا مباحث کانت در رابطه با معنای لذت، ما را همراهی میکند. جان آرمسترانگ در کتاب قدرت پنهان زیبایی تلاش میکند تا درک ما از زیبایی و خوشبختی را عمیق سازد و به ما نشان دهد که هر چه بیشتر زیباییهای اطرافمان را درک کنیم، زندگی لذت بخشتری را تجربه خواهیم کرد.
۲) کتاب دوم «شرایط عشق» است. این کتاب هم نوشتهی جان آرمسترانگ و با ترجمه مسعود علیا روانه بازار شده است.
عشق یکی از مضامین اصلی احساس ماست که هر کدام از ما هنگامی که میکوشیم به فهم زندگی خود راه پیدا کنیم، روی کاغذ میآوریم، اما چه بسا هر قدر بیشتر درباره آن تامل میکنیم، فقط حیرانیمان بیشتر میشود. رابطه عشق و خوشبختی چیست؟ احتمالاً هیچ کس بیشتر از کسی که به او عشق میورزیم از ما آزار نمیبیند یا ما را آزار نمیدهد. اگر عشق چیزی است که همه ما خواهان آن هستیم، پس چرا پیدا کردنش و حفظ آن تا این حد دشوار است. عشق یکی از پایدارترین و عزیزترین آرمانهای آدمیان است ولی دشوار خواهد بود اگر بگوییم این آرمان چیست و ارتباط آن با زندگی واقعی چگونه است. اگر به کتاب «غمهای ورتر جوان» نوشته گوته که در اواخر قرن هجدهم میلادی منتشر شد نگاهی کنیم، درخواهیم یافت چرا این کتاب در مدت زمان کوتاهی در اروپا توفیق چشمگیری پیدا میکند. این کتاب کوچک دیدگاهی ساده را درباب ماهیت عشق بیان میکند.
آرمسترانگ درباره هنر عشق ورزیدن است و به ناکامیها، بردباریها و شرایطی که عشق میطلبد ورودی اعجابانگیز کرده است.
۳) «در یتیم: خشکیدن آب دهان عنکبوت» نوشتهی محمود دولت آبادی، بازتابی از محیطی است که در آن صادق هدایت، نویسندهی برجستهی ایرانی، در پاریس زندگی میکند و با چالشهایی مواجه است. این اثر به عنوان یک روایت فلسفی و اجتماعی، عناصری از انزوای انسانی را مورد بررسی قرار میدهد، به ویژه زمانی که فرد در مواجهه با مشکلات زندگی، از جمله مرگ نزدیکان، دچار شکست میشود. این اثر، به نحوی نمایی از روابط انسانی و تأثیرات زندگی شهری را ارائه میدهد و در عین حال، به بررسی عمیقی از داستاننویسی و خلاقیتهنری نیز میپردازد. در کل، «در یتیم: خشکیدن آب دهان عنکبوت» یک اثر ادبی متفاوت است که با زبانی بیانگر و بازتابی از زندگی نویسنده، خواننده را به تأمل و تفکر در مورد موضوعات مختلف دعوت میکند.
۴) «زندگی کوتاه است» نوشته یاستین گوردر و ترجمه خانم گلی امامی چهارمین کتابی است که تهیه کردم.
آقای یوستین گوردر در حال گردش در بازار بوده که توی اجناس یک دست فروش صندوقچهای حاوی چندین صفحه پوست میبینه که روی آنها به لاتین نوشته شده بوده. کنجکاو میشه و وقتی چند خط را میخونه متوجه میشه نامه از طرف زنی به نام فولریا به قدیس اگوستین است. جعبه و نامهها را خریداری میکنه و این کتاب ترجمه اون نامه است . فلوریا معشوقه قدیس اگوستین معروف بوده. آنها سالیان زیادی به صورت عاشقانهای در کنار هم زندگی میکردند و حتی صاحب فرزندی هم می شوند. مادر اگوستین مونیکا مخالف این رابطه بوده و نهایتا هم باعث جدایی این زوج شده و آگوستین معشوقهاش را ترک گفته و به مذهب میگراید و سپس در کتاب اعترافات خود به گناهش از جمله رابطهاش با فلوریا اشاره میکند. فلوریا این نامه را در جواب اعترافات او نوشته است و عشق و زندگی عادی و ریاضت و عبادت را با دید دیگری مورد نقد قرار داده است.
۵) و کتابی که از دوستی نازنین هدیه گرفتم با عنوان «جهان هلوگرافیک» نوشته مایکل تالبوت و ترجمه داریوش مهرجویی
جهان هولوگرافیک یا نظریهای برای توضیح تواناییهای فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم. تالبوت در این کتاب مینویسد: جهان خود یک هولوگرام غول پیکر است. به این شکل در کتاب جهان هولوگرافیک، تجارب فراطبیعی ذهن، مسئلههای تئوری کوانتوم، ماورا الطبیعه و سایر معماهای حل نشدهی بدن و مغز را تشریح میشود.
✍ محمد صدرا مازنی
@pavaragi
📣#فراخوان ثبت نام «#پژوهشگری_مستقل»
🔖براساس آیین نامه جدید پژوهشگران مستقل که توسط وزارت علوم به تصویب رسیده «پژوهشگری مستقل»به عنوان یک شغل توسط تمام دستگاه های تصریح شده در ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری پذیرفته می شود.
🔗اطلاعات بیشتر flr.atf.gov.ir
📌ثبت نام
https://flresearcher.atf.gov.ir/user/login
🔹🔹🔹🔹🔹
https://pazhuhesh.ismc.ir/
@Riismc | معاونت پژوهش
@pavaragi
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷قرص آرامشبخش برای تمام کسانیکه تا این لحظه با نگرانی تمام، پیگیر نتایج انتخابات ریاست جمهوری هستند...
@pavaragi
انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید و رئیس جمهور نیز توسط ملت انتخاب شد. طرفداران دو نامزد محترم بعد از قدری استراحت، تمام محتواهایی که در فضای مجازی منتشر کردند را مرور کنند. آنگاه با استانداردهای سواد رسانه بسنجند. اگر درست عمل کردند به حکم وظیفهگروی اخلاقی خشنود باشند، حتی اگر نامزدشان رٱی نیاورده باشد، چرا که عندالله ماجورند، اگر بد عمل کردند و خدای ناکرده تهمتی به این و آن زدند، استغفار کنند. برای حقالناس هم فکری کنند.
#اخلاق
✍ محمد صدرا مازنی
@pavaragi