هدایت شده از کاروان دل (یوسف رحیمی)
#اعیاد_شعبانیه
#ترکیب_بند
🔸ماه عشّاق🔸
ماه عشق است، ماه عشّاق است
ماه دلهای مست و مشتاق است
در میخانهٔ کرم شد باز
اَلدَّخیل! این حریمِ رزّاق است
ریزهخوارش فقط نه اهل زمین
جرعهنوشش تمام آفاق است
بیحساب است فضل این ساقی
شب جود و سخا و انفاق است
بین دلهای بیدلان امشب
با سر زلفِ یار میثاق است
«قبره فی قلوب من والاه»
حرمش قبلهگاه عشّاق است
ماه شعبان رسید! ماه سه ماه
کربلا میرویم! بسم الله
::
السلام ای پناه مُلک و مکان
در یدِ قدرتت عنان جهان
رفته قنداقهات به عرش خدا
تشنهٔ پایبوسیات همگان
در طوافت قیامتی شده است
میرسد هر فرشته با هیجان
پَر قنداقهٔ تو میبخشد
پر و بالی به فطرس نگران
از سرانگشت پاک مصطفوی
جرعه جرعه بنوش شیرهٔ جان
خواند جدّت «حسینُ منّی» را
«وَ أنا مِن حسین» را تو بخوان
با تو جود و شجاعت نبویست
ای شکوه حماسههای عیان
در نمازت شبیه فاطمهای
بین میدان علیست جلوهکنان
چشمهای تو مرز خوف و رجاست
قَهر و مِهر تو آتش است و امان
رحمت محض! یا ابا الأیتام!
پدری کن برای عالمیان
ای که آقایی تو بیحد است
باز ما را به کربلا برسان
شب جمعه شمیم سیب حرم
منتشر میشود کران به کران
روضههایت بهشت اهل ولاست
چشم ما چشمههای کوثر آن
«وَ... مِنَ الماءِ کُلَّ شَیءٍ حَیّ»
اشکها از غمت همیشه روان
اَلسّلام ای شهید روز دهم
اَلسّلام ای امام تشنهلبان
تا ابد در فراز، پرچم توست
خون سرخت همیشه در جَرَیان
کربلای تو از ازل بودهست
مبدأ حرکت زمین و زمان
شب سوم رسیدهای، ای ماه
اَلسّلام علیکَ ثارالله
::
اَلسّلام ای نگین عرش برین
سروِ بالا بلند اُمّ بَنین
جذبههای نگاه هاشمیات
ماه را میکشد به سوی زمین
عبد صالح! مُواسِیاً لِلّه!
پدر فضل! روح حق و یقین!
به حضورت گشوده دست، فلک
به قدوم تو سوده عرش، جبین
وقت هوهوی ذوالفقار علیست
به روی مرکب حماسه نشین
میشود با اشارهٔ تو دو نیم
هر کسی آید از یسار و یمین
زینبت «إن یکاد» میخواند
آسمان محو هیبت تو! ببین
کاشف الکرب اهلبیت نبی!
بازوان تواند حصن حصین
ماه من! بازوی رشید تو را
که برافراشتهست بیرق دین -
- زده بوسه علی به گریه، چنان
چیده از آن حسین بوسه، چنین
سائلان تو بیشمارند و...
گوشه چشمی به ما! بس است همین
شب جود و کرامت و بذل است
شب چارم شب اباالفضل است
::
اَلسّلام ای حقیقت جاری
روح تقوا و زهد و بیداری
سَیّدُالسّاجدینِ شهر رسول
عبد مسکینِ حضرت باری
روزهایت مجاهدت، ایثار
نیمهشبهات بخشش و یاری
در مناجاتت ای صحیفهٔ نور
آیه آیه زبور میباری
همه مجذوب ربّنای تواند
محوِ این سِیْر و این سبکباری
گوش کن این صدای داوود است
که به شوق تو میشود قاری
پا برهنه به حجّ که میآیی
کعبه را هم به وجد میآری
خطبههای تو تیغِ برّاناند
ثانی حیدری و کرّاری
در مصاف تو سهم دشمن تو
چیست غیر از مذلّت و خواری؟
وارث عزت و سخای حسین
ای که بعد از عمو، علمداری
به محبان خود نظر فرما
بیشتر موقع گرفتاری
رو سیاهی من گذشت از حدّ
تو برایم مگر کنی کاری
در نماز شبت دعایم کن
تو عزیزی تو آبروداری
دلم از بند هر غم آزاد است
شافع من امام سجاد است
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#حضرت_علی_اکبر علیهالسلام
#قصیدهواره
🔸کریم السجایا🔸
سلامٌ علی آل یاسین و طاها
سلامٌ علی آل خیر البرایا
سلام خدا و سلام رسولش
به ماهی که همتا ندارد به دنیا
اگر در فضائل... جمیل الثنایا
اگر در خصائل... کریم السجایا
به صورت حمید است و محمود و احمد
به سیرت علی است و عالی و اعلی
به هنگامۀ کارزار است حیدر
به هنگام ذکر و مناجات، زهرا
حسین است در علم و حلم و سیادت
شده عین عباس ساقی و سقا
که ساقی عشق است و مرد شهادت
که سقای آب حیات است و یحیی
خوشا آن اذانی که باران فیضش
کند خاک دلمُرده را باز اِحیا
فدای نمازی که وقت قیامش
سراسر شود دشت چشم تماشا
فدای قنوتی که پرواز داده
به افلاک دلهای دردآشنا را
فدای سجودی که با اشتیاقش
به خاک حرم سجده آورده طوبی
فدای سلامی که گفتهست پاسخ
به صد شوق آن را نبی البرایا
خوشا آن جوانی که در خلق و خویش
شود سورۀ حُسن یوسف سراپا
برای پدر چیست زیباتر از این؟
جوانش شود سرو خوش قد و بالا
برای حسین است از این چه خوشتر؟
که هر جا سخن گفت با ماه لیلا،
به غیر از سَمِعتُ به غیر از اَطَعتُ
نیاورد آن ماه حرفی به لبها
ببینید در این بیابان، چه ماهی
مهیا شده تا زند دل به دریا
که دریادل است و به لب دارد اینک:
ألَسنا علی الحق؟ ألَسنا؟ ألَسنا؟
چه سخت است از او چنین دل بریدن
مگر تاب میآوَرَد قلب بابا
بپرسید از چشم یعقوب، مردم!
از این هست جانکاهتر؟ هست آیا؟
نگاه حسین است حرزی به جانش
به لبهای زینب خدایا خدایا
به بازی گرفته چنان مرگ را او
که شد مست از آن رزم، شمشیر حتی
گرفتهست در دست خود ذوالفقاری
که برخاسته بانگ لا سیف الا...
چه شوریست در سر، چه شوقیست در دل
شگفتا از این جانفشانی شگفتا
شهادت شده مست چشمان مستش
که مشتاقتر پر گشودهست حالا
برای تماشای صبح نگاهش
دل قدسیان است غرق تمنا
ملائک همه صف به صف در طوافش
بهشت است دلتنگ آن ماهسیما
ببین کیست آغوش وا کرده سویش؟
ببین کیست کوثر به دست آمد اینجا؟
به بعثت رسیده مگر مصطفایی؟
و یا رفته تا آسمانها مسیحا؟
ذبیح است سوی منا پر گشوده؟
و یا این بیابان شده طور سینا؟
رسیدهست دیگر زمان عروجش
شنیدهست از سوی حق «ارجعی» را
زبان لال مانده به توصیف ذاتش
همان ذات ممسوس در ذات یکتا
سلامٌ علی اهل بیت النبوه
سلامٌ علی آل یاسین و طاها
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#امام_عصر علیهالسلام
#دعای_ندبه
🔸ازدحام ابرها🔸
امروز دلتنگم، نمیدانم چرا! شاید...
این عمر با من راه میآید؟ نمیآید؟
اصلاً چقدر از راه مانده؟ من کجا هستم؟
کِی اختیار لحظههایم رفت از دستم؟
دلخوش به رفتن بودم اما راه گم کردم
این راه روشن را چه شد ناگاه گم کردم
حتی چراغ روشنی هم این طرفها نیست
در ازدحام ابرها، خورشید پیدا نیست
فانوس دل، میخواهد ای خورشید، نور از تو
خیری ندارد باقی این عمر دور از تو
دور از نگاهت لشکر غمها کمین کرده
آهِ مرا داغ فراقت آتشین کرده
ای یوسف غربتنشین! سوی وطن برگرد
جانِ سفر کرده بیا یکدم به تن برگرد
آرام جانها! کی جدا بودی ز ما؟ هرگز
از دیده پنهانی ولی از دل جدا؟ هرگز
این دود اسفند است یا نه، آتش دلهاست
در چشم بارانی به یادت تا سحر احیاست
تو پرسش بیپاسخ دلهای مشتاقی
سوز و گدازِ ناله و فریاد عشاقی
سخت است یوسف باشی و تنهاترین باشی
در اوج عزت باشی و غربتنشین باشی
گم کرده این دنیا دوباره راه و چاهش را
گم کرده پشت ابر غیبت، آه... ماهش را
دنیای ما بازار مصر است و چه بازاریست
دنیا غمش هم بی تو حتی کوچهبازاریست
عمریست که ما راه را از چاه گم کردیم
افسوس با خود یک کلاف نخ نیاوردیم
این لحظهها بی یاد تو دلگیر و دلتنگاند
این نغمهها بی عطر نام تو بدآهنگاند
این روزها شاید تو دلتنگی که اینگونه
یکباره دیگرگون شده دنیای وارونه
من خوب میدانم تو دلگیری از این دنیا
دلگیری از روز و شب ما بیتفاوتها
بیتو تمام عمر، ما غرق تماشاییم
بار گرانی بر زمین... ما گرم حاشاییم
در کولهبار عمر ما حتی کلافی نیست
هر کس که گفت از انتظار تو که «کافی» نیست
دلگیری از بیرنگی این شادی و غمها
دلگیری از دنیای تکراری آدمها
هر صبح جمعه آمد و ما خواب میدیدیم
دریای عشقت بود و... ما مرداب میدیدیم
یک شب بیا بیدار کن ما را که برخیزیم
از عشق خود سرشار کن ما را که برخیزیم
دلها اسیر سوز و سرمای زمستان است
دنیای ما محتاج لبخند بهاران است
میآیی از فصل گل و لبخند میدانم
در روزهای آخر اسفند... میدانم
با تو بهار رفته، از تبعید میآید
میآیی و آن روز با تو عید میآید
✍🏻 #یوسف_رحیمی
📘 #دوستت_دارم
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷میآید با سپاهی از شهیدان...
ای دل بخوان تا اشکها حاجتروا گردد
باب نجات حق به روی خلق وا گردد
دنیای ما دلخسته از هر ظلم و بیداد است
ساکت نباش! امروز دیگر وقت فریاد است
شد موسمِ با اشکها طوفان بهپا کردن
از عمق جان موعود دلها را صدا کردن
میآید و بر شانۀ او پرچم نصر است
میآید و با او سپاه قدس و وَالعَصر است
با ذوالفقار عدل میآید به این میدان
با خاک یکسان میشود کاخِ ستمکاران
او با سپاهی از شهیدان میرسد آری
دارد سپاه عشق، سردار و علمداری
فردا که آفاق جهان یکدست بارانیست
این بیرق خونرنگ در دست سلیمانیست!
آن روز میپیچد نسیم صبح خوشعهدی
از راه میآیند، نصرالله، ابومهدی
ای کاش ما هم لایق دیدار او بودیم
در عصر غربت، یاور او، یار او بودیم
با حضرتش ما هم ملازم میشدیم ای کاش
در یاری او، حاج قاسم میشدیم ای کاش
✍🏻 #یوسف_رحیمی
📘 #دوستت_دارم
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
﴿تُوبُوا إِلَى الله﴾
چرا غفلت؟ چرا حسرت؟ چرا آه؟
چرا حیرت میان راه و بیراه؟
چه عذری دارد این عبد پشیمان؟
تو گفتی بارها «تُوبُوا إِلَى الله»
::
تویی تو مهربانتر از کریمان
منم آشفتهدلتر از یتیمان
پشیمانی اگر توبهست يا رب
پشیمانم پشیمانم پشیمان
::
امان از عُجب، فریاد از تکبُّر
به سویت آمدم آشفته چون حُرّ
خطاکار آمده «یا غافرَ الذَّنب»
گرفتار آمده «یا کاشفَ الضُّر»
::
من و این شام تار و سرد و خاموش
من و بار گناهِ مانده بر دوش
به دیوان عمل نامهسیاهم
ببار ای ابر، ای ابر خطاپوش
✍🏻 #یوسف_رحیمی
📘 #دوستت_دارم
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#امام_حسن_مجتبی علیهالسلام
#غزل
🔸سنگ صبور🔸
سلام مرا میرساند نسیم
به تو همنفس با پرِ یاکریم
چه عطریست میآید از کوچهها!
عجب دلبری میکند این شمیم!
مدینه پر از عطر لبخند توست
که آورده آن را به اینجا نسیم
نشستی سر سفره با کودکان
شد آغوش تو جنت هر یتیم
تو سنگ صبوری برای همه
تویی در غم دردمندان سهیم
قیامت به پا کرده در کوچهها
طنینت: «لَقَولُ رسولٍ کریم»
ولی در مدائن چه تنها شدی
در آن فتنه، آن ابتلای عظیم
امان از ریاکاریِ روزگار
فغان از فریبِ زر و زور و سیم
غریبی تو در بین قوم ریا
غریبی و این غربت است از قدیم
چه کردی که حتی شده دشمنت
اسیر تو و آن نگاه رحیم
چه خاکی بدون تو بر سر کنند
کسانی که رفتند از آن حریم!
مبادا دمی از تو باشم جدا
که جز عشق تو نیست در دل مقیم
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#دعای_سحر
#چارپاره
🔸فَاَجِبنی یا الله🔸
رمضان گذشته یادم هست
حاجتی داشتم در آن شبها
نیمهشب بود و راه افتادم
به سوی مرقد امام رضا
صورتم را نسیم آهسته
در مسیر حرم نوازش کرد
اشکهایم برای اذن ورود
از نگاه امام خواهش کرد
گفتم آقا تو خوب میدانی
با امید زیاد آمدهام
به هوای نگاه لطفت از
سمت بابالجواد آمدهام
منقلب شد چهقدر حال دلم
غرق در شور و التهاب شدم
در پیِ کنج خلوتی بودم
راهی صحن انقلاب شدم
چه نوایی! چه شور و غوغایی!
میشد از نور، لحظهها سرشار
هر دلی را در آن سحر میبرد
لحن زیبای «موسویقهّار»
چه شد آن لحظهها! نمیدانم
حاجتم پاک رفته بود از یاد
دل من رفت و من به دنبالش
تا رسیدم به پنجرهفولاد
چشمها بیقرار و بارانی
گره بغض بود و حنجرهها
دستها با نوایِ «اَساَلُکَ»
میشد آنجا دخیل پنجرهها
نمنم اشکها نوایی داشت
فَاَجِبنی، اَجِبنی یا اللّٰه
هر کسی زیر لب دعایی داشت
فَاَجِبنی، اَجِبنی یا اللّٰه
هر کسی داشت حاجتی با خود
زائری از خدا شفا میخواست
مادری هم برای فرزندش
پسری صالح از خدا میخواست
پدری دلشکسته را دیدم
قاب عکسی میان دستش داشت
سر خود را به وقت دلتنگی
به روی شانههای قاب گذاشت
ندبه میکرد زیر لب اما
حرفها داشت گریه و آهش
در دلم محشری بهپا میکرد
العجل یا بقیة اللّٰهش
آخرین سطر از دعا بود و
لحظههای بیان حاجتها
رفتم آرام سمت او گفتم
ای پدر! دارم التماس دعا
گفتم امشب مرا دعا کن تا
با دعای تو روسفید شوم
در رکاب اماممان من هم
مثل فرزند تو شهید شوم
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#امام_علی علیهالسلام
#چارپاره
🔸شهر عبرتها🔸
با من این شهر را تماشا کن
شهر بُهت است، شهر عبرتها
کوچههایش غریب و رازآلود
دارد این کوچهها حکایتها
فصل اندوهگینی از تاریخ
بین این کوچهها رقم خورده
چه قرار و مدارهایی که
چون در خانهها به هم خورده
در هر خانه را که میکوبی
با تو رازی نهفته میگوید
در هر خانه را که بگشایی
حرفهایی نگفته میگوید:
کوچهها گرم رفت و آمد بود
غرق در رفت و آمدی مرموز
بوی فتنه به گوش میآمد
که به چهره نقاب داشت هنوز
گوش این شهر پر شد از پچپچ؟
یا صدای چکاچک شمشیر؟
زخمهایی عمیق زد دشمن
زخمی از جنس فتنه و تزویر
لشکر مخفی شیاطین داشت
شهر را از دروغ پر میکرد
نیزههای فریب و فتنهگری
عزم این شهر را ترور میکرد
بگذر از کوچههای سرگردان
حال این کوچهها دگرگون است
سوی مسجد شتاب کن، انگار
دل تنگش هنوز پر خون است
دیده با چشم خود، مجاهدها
یک به یک لب به شکوه وا کردند
باز یاران همدل دیروز
غُر زدند و گلایهها کردند:
این یکی گفت: فصل رفتن نیست!
فصل کِشت است، فصل محصول است
فصل بازار و کسب و کار، آخر
ترک شهر و دیار معقول است؟
آن یکی گفت: خستهایم از جنگ
آه دیگر نبرد کافی نیست؟
آن همه دوری از زن و فرزند
آن همه رنج و درد کافی نیست؟
حرفها بوی بیوفایی داشت
هر کس آنجا بهانهای آورد
عاقبت شام، زهر خود را ریخت
عاقبت کوفه کار خود را کرد
جَبَلُ الصّبر لب به شِکوه گشود
داغ دل بود یا گدازۀ درد؟
داشت از هُرم درد دلهایش
مسجد کوفه نالهها میکرد
آه ای مردم نمکنشناس!
چه به روز دل من آوردید؟
اُف به عهد شما ریاکاران
که دلم را همیشه خون کردید
چه شده دشمنانتان در شام
اینچنین همدلاند و همپیمان
چه شد ای قوم، وقت یاری حق
دلپریشان شُدید و نافرمان؟
منبر از داغ او پریشان بود
ماند محراب و چشم خونبارش
در و دیوار هم به خود لرزید
تا به گوش آمد أینَ عمارش
چقَدَر خطبه خواند با دلِ خون
چقَدَر شِکوه کرد با دلِ تنگ
دل آن شهر مرده بود اما
«نرود میخ آهنین در سنگ»
أینَ عمار؟ نیست در کوفه
مرد صبر و بصیرت و تبیین
أینَ مالک؟ هنوز هم تازهست
داغ قرآن ناطق و صفین
نکند باز در همین کوفه
فتنه برپا کنند بدعهدان
در شب تار و تیرۀ این شهر
ماه سرنیزهها شود قرآن
با من این شهر را تماشا کن
گاه تاریخ میشود تکرار
شهر رنگ و درنگ و عبرتهاست
کوفه، باقیست یا اُولِی الاَبصار
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#امام_عصر علیهالسلام
#غزل
🔸جای تو خالیست🔸
عيد جديدی آمد و آغاز سالیست
آقای من! امسال هم جای تو خالیست
وقتی که لب میخندد و دل غرق آه است
يعنی که بی تو عيدهای ما خيالیست
ما غائبيم از محضرت که روسياهيم
آثارِ با خورشيد پيوستن، زلالیست
چشمان تو از غصههای ما پر از اشک
اوقات ما از ياد تو اما چه خالیست!
ماه رُخت را در شب گيسو مپوشان
در شام هجران بیگمان صبح وصالیست
دلهای بيدار و ... جهانی چشم در راه
در انتظارت جمعههای ما سؤالیست
هر صبح غزّه لاله لاله، ندبهخوان است
دنيا اسير دست قومی لا ابالیست
پايان کار ظالمان با ذوالفقار است
برگرد با تو شوکت مولَیالمَوالیست
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#مناجات
#امام_علی علیهالسلام
#مثنوی
🔸یا علی و یا عظیم🔸
ای چشم عالم از کرامات تو روشن
ای روشن از مهرت دل ناقابل من
ای با دل من از خودم هم مهربانتر
هرگز ندیدم از تو یا رب همزبانتر
از هر چه غیر از خود رهایم کن، رهاتر
تا با تو باشم از همیشه آشناتر
چشم مرا روشن کن از نور نگاهت
بگذار باشم تا همیشه در پناهت
راهم بده این بار در حصن حصینت
در سایۀ لطف امیرالمؤمنینت
با عشق مولا دل شده آیینهکاری
تا نور تو باشد در این آیینه جاری
ذکر لب من یا علی و یا عظیم است
من خوب میدانم که مولایم کریم است
از تو چه میخواهم به جز نور ولایت
جز یک نگاه لطف و لبخند رضایت
روشن کن از نور نگاهت چشمِ دل را
سرشار کن از نور این سرچشمه، دل را
جان مرا با یک نگاهت شعلهور کن
از من جدایم کن به خود نزدیکتر کن
تا با نگاهی محرم اسرار گردم
فانی شوم محو جمال یار گردم
جان مرا غرق تبسم کن الهی
با من به لطف خود تکلم کن الهی
تا با تماشایت شبی مدهوش گردم
هم لب ببندم هم سراپا گوش گردم
تا بنگرم با چشم جان، اعجاز حق را
با لهجۀ مولا بگویی راز حق را
تا بشنوم با گوش جان سِرّ جلی را
در بند بند خود طنین یا علی را
هر کس که از تو راز پنهانی شنیدهست
دیگر از این دنیای فانی دل بریدهست
::
دنیا برای مرد حق همچون سراب است
دنیای او خاک قدوم بوتراب است
هر نیمهشب دارد دلی از بیم لرزان
دارد دلی لرزانتر از اشک یتیمان
لطفش همیشه میشود چون چشمه جاری
تا سهم مظلومی نباشد بیقراری
قلبش به یاد دردمندان بیشکیب است
لطفش پناه بیپناهانِ غریب است
با او برای داغداران مرهمی هست
یعنی برای بیکسان هم همدمی هست
ای دل! بیا ما هم سراغ از خویش گیریم
راه علی را مدتی در پیش گیریم
با اشک، گرد غربت از دلها بگیریم
گاهی سراغ از غربت مولا بگیریم
ای دل! ببین این زندگیها زندگی نیست
راه من و تو، راه و رسم بندگی نیست
این لحظهها فانیست، پس کاری کن ای دل!
امشب بیا و آبروداری کن ای دل!...
✍🏻 #یوسف_رحیمی
📘 #دوستت_دارم
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#امام_علی علیهالسلام
#غزل
🔸شب آخر🔸
پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر
حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر
اشکی که شده نذر غم فاطمه سیسال
انگار شده چندبرابر شب آخر
انگار همین چند شب پیش شبانه...
آمد چه به روز دل حیدر شب آخر
حالا شب وصل است ولی با سر خونین
شرمنده نماندهست ز کوثر شب آخر
با اشک غریبانهٔ خود گفت سخنها
از بیکسی آل پیمبر شب آخر
از کربوبلا گفت و حکایات غریبش
از داغ برادر به برادر، شب آخر
گویا خبر آورده نسیم از دل صحرا
پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi
#امام_عصر علیهالسلام
#غزل
🔸عقیق یمن🔸
شمیم یاد تو در جان من وطن دارد
پیمبر غم تو با دلم سخن دارد
منم حکایت چشمانتظاری یعقوب
کدام رایحه پس بوی پیرهن دارد؟
غروب آمد و بی دیدن تو برگشتم
غروب جمعۀ من غربت قَرَن دارد
عقیق میچکد از چشمهای خونبارم
بیا که دل غم غزه، غم یمن دارد
بیا که گرد غم از ذوالفقار برگیری
بیا که لشکر حیدر، کفن به تن دارد
هزار سال گذشته ولی جهان بی تو
هنوز داغ شهیدان بیکفن دارد
✍🏻 #یوسف_رحیمی
☑️ @karavanedel
☑️ @Yusof_Rahimi