eitaa logo
کاروان انقلاب
705 دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
6.8هزار ویدیو
158 فایل
🌞ادامه راه انقلاب اللهم عجل لولیک الفرج
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸سپاه پاسداران: انتقال سفارت آمریکا به قدس موجب سرعت‌بخشی به زوال و نابودی صهیونیست‌ها خواهد شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای با محکومیت اقدام ترامپ در انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی تاکید کرد: 🔹این اقدام شیطانی که بدون توجه به مخالفت‌های جهانی صورت پذیرفته است، مرحله‌ای نوین از شکل‌گیری بحران‌ها و تنش‌های منطقه‌ای علیه سیاست‌ها و راهبردهای کاخ سفید را یادآور و درعین‌حال شکل‌گیری کابوسی است که صهیونیست‌ها برای فرار از آن راهی جز زندگی در پناهگاه‌ها نخواهند داشت. 🔹بی‌تردید حمایت جبهه مقاومت اسلامی و ملت‌های حق‌طلب، آزادی‌خواه و ظلم‌ستیز در یاری‌بخشی به ملت فلسطین و رزمندگان و مجاهدان انتفاضه قدس، ازاین‌پس ابعاد و گستره‌ای وسیع‌تر خواهد یافت. 👊 @dolate_enghelabi
هم اکنون مزار شهید مدافع وطن مصطفی (کمیل) صفری تبار دعای گوی همه عاشقان و دلسوختگان آدرس:مازندران_شهرستان بابل_روستای پایین بیشه سر_آرامگاه سیدمیرزا_گلزار شهدا 🌹کانال رسـمـے شهـید مصطفے صـفـرے تبار🌹 @SHAHID_MOSTAFA_SAFARITABAR
هدایت شده از کف خیابان🇵🇸
باورکنند یانه من تو را از عمق جان دارم @shahid_Beyzaii
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از کف خیابان🇵🇸
شهادت دو برادر بایک گلوله کاتیوشا هر دودلباخته بودند. جعفردلباخته حضرت زهرا(س) ناصر عاشق ۶ماهه رباب آنقدرعاشـق که شهادتشان هم مثل آنها بود 🌼🍃🌺🍃🌸 🍃🌺🍃🌸 🌺🍃🌸 🍃🌸 🌸 🔸برای شهیدان ناصر و جعفر بذری؛ 🔸یک گلوله دو برادر بابلی را آسمانی کرد عملیات کربلای۵ خیلی طولانی بود. در اثنای عملیات فرصتی پیش آمد و جعفر و ناصر تصمیم گرفتند به مرخصی بروند. بعد از سه روز به عملیات کربلای ۵ و مرحله سومش بازگشتند. گردان ما که حمزه سیدالشهدا(ع) بود، رفت خط سوم شلمچه و بچه‌های گردان ویژه شهدا هم به خط آمدند. ناصر و جعفر در جنگ با هم رقابت می‌کردند. برادرم جعفر به شوخی می‌گفت تجربه جنگی من بالاتر است و با هم کل کل می‌کردند. یادم است ناصر به جعفر گفت بند حمایلم را کیپ کن. جعفر هم گفت یک نظامی باتجربه که بند حمایلش را نمی‌دهد دیگری کیپ کند. بعد از کمی گفت و گو بلند شدند بروند و آخرین صحنه‌ای که از آنها به یاد دارم، این است که به علامت خداحافظی دست‌شان را تکان دادند و از من خداحافظی کردند. روز بعد دوباره آتش عملیات شدت گرفت. انفجارها خیلی سخت بود. طوری که چند دقیقه اول تلفات داشتیم و بعد از مدتی معاون گردان اکبر خورنده گفت بچه‌ها آماده باشید. ما هم آماده شدیم و رفتیم منطقه عملیاتی. همین طور جنازه‌ بود که روی زمین افتاده بود. دوست نداشتم این صحنه‌ها را ببینم. اما باید دنبال برادرانم می‌گشتم. هر شهیدی را که می‌دیدم یاد حضرت زینب(س) می‌افتادم. داخل سنگر شدم و نماز خواندم. آن موقع ۱۸ سالم بود. یکی از بچه‌ها آمد و گفت نادر لباست را جمع کن برو خانه. علتش را پرسیدم که گفت برادرت ناصر مجروح شده و باید برگردی. گفتم خانه نمی‌روم. اما فرمانده اصرار کرد. وقتی باز هم مخالفت کردم، یک نفر گفت جعفر شهید شده است. خبر شهادت جعفر را که شنیدم خیلی گریه کردم. همه آمدند دلداری‌ام دادند. داخل سنگر داشتم گریه می‌کردم که یکدفعه شنیدم از بیرون صدایم می‌زنند. به نظرم رسید پیکر جعفر را آورده‌‌اند. رفتم و دیدم تویوتایی ایستاده است. غلام اوصیا از بچه‌های گردان به من گفت: نیا! برادر تو داخل تویوتا نیست. با حرفش بیشتر شک کردم و دیدم بالای تویوتا یک پتو روی جنازه‌ای است. جنازه سمت چپی را کنار زدم. دیدم جعفر است که پهلوی راستش مورد اصابت قرار گرفته و به شهادت رسیده است. ۱۰ دقیقه بالای سر شهیدم گریه کردم. هنوز بدنش گرم بود. بوی خاصی می‌داد. جعفر ۲۶ ساله بود و دو تا بچه داشت. بعد از شهادتش یک فرزند دیگرش به دنیا آمد. هنوز متوجه شهادت ناصر نشده بودم و به من نگفته بودند که او هم شهید شده است. هنوز بالای تویوتا بودم و عاشقانه‌ترین و برادرانه‌ترین حرف‌ها را به جعفر می‌زدم که دیدم یک شهید دیگر هم زیر پتو و کنار پیکر جعفر است. دلم یک طوری شد. گفتم صورت او را هم ببوسم. تا خواستم او را ببوسم دیدم‌ ای دل غافل! چقدر شبیه برادرم ناصر است. همین لحظه بچه‌ها که تمام حرکاتم را زیر نظر داشتند، زدند زیر گریه. فهمیدم چشمانم اشتباه ندیده و ناصر هم به شهادت رسیده است. برگشتم و به همرزمانم گفتم شما که گفته بودید فقط جعفر شهید شده، ناصر هم که شهید شده است. یکی از بچه‌ها گفت: نادر جان! یک گلوله مینی‌کاتیوشا افتاد کنارشان و هر دو با هم به شهادت رسیدند. انگار گلوله افتاده بود وسط‌شان و با ترکش‌های خمپاره هر دو برادرم شهید شده بودند. ناصر گردنش ترکش خورده بود. برادرم ناصر در روضه‌های حضرت زهرا(س) و علی اصغر(ع) خیلی گریه می‌کرد و عاقبت مثل علی اصغر(ع) شهید شد. بعد از چند روز به بابل برگشتم. مادرم خبر نداشت پسرانش شهید شده‌اند. وقتی به محله رسیدم کیف برادران شهیدم دستم بود. به کوچه که رسیدم، ‌همسایه‌ها از حالتم و اینکه سه تا ساک همراهم بود متوجه شدند که ناصر و جعفر به شهادت رسیده‌اند. انگار که به آنها الهام شده بود، یکدفعه شیون سر دادند و تا رسیدم خانه مادرم با پای برهنه آمد. هر سه تا کیف از دستم افتاد و گریه کردم. مادرم گفت بگو که برادرانت ترکش خوردند! نمی‌دانم چطور از نحوه شهادت‌شان مطلع شده بود. اما از آن به بعد مادرم اسم من را ذوالجناح گذاشت. همه می‌دانیم اهل بیت امام حسین(ع) وقتی که ذوالجناح را بدون امام دیدند متوجه شدند که اباعبدالله(ع) به شهادت رسیده است. مادرم هم تا آخر عمرش و تا زمانی که زنده بود به من می‌گفت: «نادرم ذوالجناح است.» راوی: رزمنده بسیجی، نادر بذری ❤️🇮🇷شهدا🇮🇷❤️ @shahid_Beyzaii
هدایت شده از دعا واذکار الهی
روزی فیل، با سرعت از جنگل می گریخت، سبب را پرسیدند؛ گفت؛جناب شیر دستور داده که تمام زرافه ها را گردن بزنند ! گفتند؛تو را چه به زرافه،تو که فیل هستی! پس برای چه نگرانی؟ گفت؛بله میدانم که فیل هستم، اما جناب شیر،"الاغ" را مامور پیگیری این موضوع کرده است...!
نمازهایت را عاشقانه بخوان حتی اگر خسته ای یا حوصله نداری ، تکرار هیچ چیز جز نماز در این دنیا قشنگ نیست... شهید دکتر چمران التماس دعادر لحظات ملکوتی اذان و راز و نیاز با معبود ...
هدایت شده از بیداری ملت
🔴مدیریت بحران ساز " " نمونه کوچکی از مدیریت غربگراها در ایران است این افراد: *درد را می‌بینند *علاج هم که معلوم است *ولی اینقدر بی توجهی به آن می‌کنند تا به بحران تبدیل شود و بعد از دِلَش مطالبات سیاسی را برای تحت فشار گذاشتن نظام، طرح می‌کنند +علی قلهکی+ 🔴به کمپین بپیوندید👇 ✅ @bidari
هدایت شده از فداییان سید علی
💠 #دعای_روزانه_ماه_مبارک دعای روز سوم 🇮🇷 کانال  #فداییان_سید_علی http://eitaa.com/joinchat/3991863300C62cf6c49ce
فایل کامل کتاب آتش وخشم درباره واقعیت های درون کاخ سفید ترامپ جهت مطالعه شما بخوانید تا بدانید چه موجودی بر امریکا حکومت میکند. حیرت خواهید کرد. @professorkarami فایل در پی دی اف 👇👇👇