eitaa logo
~سازمان حفاظت از هیولا‌های گمگشته
251 دنبال‌کننده
790 عکس
147 ویدیو
6 فایل
سازمان حفاظت از هیولا‌های گمگشته. -جایی برای بازماندگان نور🕸 خاله سایه‌ی نامه رسون:https://abzarek.ir/service-p/msg/4085539 زیر نظر: @Mahin29 کپی؟ نه خوشگله فوروارد قشنگ تره
مشاهده در ایتا
دانلود
Taylor Swift5774450502_1759473183.mp3
زمان: حجم: 4M
در جنگلی تاریک، جادوگری تنها زندگی می‌کرد. او از همه جا طرد شده بود و مردم باور داشتن که اهریمن است و بدبیاری می‌آورد، اگر دستشان به او می‌رسید بی‌شک آتشش می‌زدنند. اما اشتباه نکنید، این داستان درباره جادوگری با قلبی مهربان که دنیا با او بی‌رحم بوده نیست. این جادوگر همانطور که مردم باور دارند خبیث است و ذره‌ای مهربانی و انسانیت در وجودش باقی نمانده. شاید در گذشته آدم خوبی بوده؛ اما حالا تنها چیزی که در او مانده نفرت و کینه است و به راستی که برای همه بدبختی به بار می‌آورد. برای: اردوگاه دورگه ها از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
Deesmi - Влюбился в неё (2).mp3
زمان: حجم: 3.9M
سال‌ها بود افسانه‌ای درمیان مردم گفته می‌شد، داستان مردی که عاشق سایرن شد‌. می‌گویند آن مرد مثل همیشه نیمه‌شب به دریا رفته و صدای آوازی را از دریا شنیده. او شیفته آواز سایرن شده و وارد آب شده تا به صاحب آن صدا برسد بی‌خبر از آنکه دارد به آغوش سرد مرگ می‌رود. هیچ‌کس نمی‌داند این داستان واقعی است یا نه اما هنوز هم که هنوز است بعضی ها معتقدند صدای آوازی و همچنین صدای ناله‌های ضعیف یک مرد را از اعماق آب‌های سرد می‌شنوند. برای: اطلسی چشمانش از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
lennamusic.irAhang-Jadid--Maman-Oon-Male-Mane-128.mp3
زمان: حجم: 1.9M
در آب‌های سرد دریا، پری دریایی کوچکی زندگی می‌کرد. او هر روز به شکل انسان‌ها درمی‌آمد و وقتی انسان تنهایی را پیدا می‌کرد او را افسون و با خود به زیر دریا می‌کشید. روزی سراغ مردی رفت و خواست او را افسون کند، اما مرد با توری جادویی زندانی‌اش کرد و گفت:« بالاخره شکارت کردم، ماهی کوچولو.» خون ریخته پری ساحل و دریا را مسموم کرد، حتی بعد از مرگش دست از طلسم کردن مردم برنداشت. برای: مأمن حرف‌ها از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
Rhiannesomewhere only we know(1).mp3
زمان: حجم: 2.9M
روزگاری شهری افسانه‌ای وجود داشت که شب ماه کامل پس از نیمه شب ظاهر می‌شد. در این شهر جادو عادی‌ترین چیز بود و مردم می‌توانستند تا طلوع آفتاب از این جادو لذت ببرند. متاسفانه همیشه بعضی از مردم در این شهر ناپدید می‌شدند و هیچ‌کس پیدایشان نمی‌کردند. کسانی که بیش از حد از این مکان خوششان می‌آمد و نمی‌توانستند از آن دل بکنند همراه با شهر ناپدید می‌شدند اما ماه کامل بعدی خبری از آنها نبود. برای: Sosk از طرف:‌ نجوای کلمات و سازمان🌻
Looking-at-Me-Sabrina-Carpenter-320.mp3
زمان: حجم: 7.6M
این افسانه درباره جنگجویی تنهاست که تمام همرزمانش مرده‌اند، جنگجویی که تمام عزیزانش را از دست داده. می‌گویند او برای نجات سرزمین با یک پری معامله کرد اما خیلی دیر فهمید که هرچیزی بهایی دارد و بهای قدرتی که به دست آورد از دست دادن اطرافیان و خانواده‌اش بود. جنگجوی داستان ما تا آخرین روز زندگی‌اش گرفتار غمی عظیم و طاقت فرسا بود. برای: Stranger things از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻