eitaa logo
~سازمان حفاظت از هیولا‌های گمگشته
252 دنبال‌کننده
789 عکس
147 ویدیو
6 فایل
سازمان حفاظت از هیولا‌های گمگشته. -جایی برای بازماندگان نور🕸 خاله سایه‌ی نامه رسون:https://abzarek.ir/service-p/msg/4085539 زیر نظر: @Mahin29 کپی؟ نه خوشگله فوروارد قشنگ تره
مشاهده در ایتا
دانلود
Taylor Swift5774450502_1759473183.mp3
زمان: حجم: 4M
در جنگلی تاریک، جادوگری تنها زندگی می‌کرد. او از همه جا طرد شده بود و مردم باور داشتن که اهریمن است و بدبیاری می‌آورد، اگر دستشان به او می‌رسید بی‌شک آتشش می‌زدنند. اما اشتباه نکنید، این داستان درباره جادوگری با قلبی مهربان که دنیا با او بی‌رحم بوده نیست. این جادوگر همانطور که مردم باور دارند خبیث است و ذره‌ای مهربانی و انسانیت در وجودش باقی نمانده. شاید در گذشته آدم خوبی بوده؛ اما حالا تنها چیزی که در او مانده نفرت و کینه است و به راستی که برای همه بدبختی به بار می‌آورد. برای: اردوگاه دورگه ها از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
Deesmi - Влюбился в неё (2).mp3
زمان: حجم: 3.9M
سال‌ها بود افسانه‌ای درمیان مردم گفته می‌شد، داستان مردی که عاشق سایرن شد‌. می‌گویند آن مرد مثل همیشه نیمه‌شب به دریا رفته و صدای آوازی را از دریا شنیده. او شیفته آواز سایرن شده و وارد آب شده تا به صاحب آن صدا برسد بی‌خبر از آنکه دارد به آغوش سرد مرگ می‌رود. هیچ‌کس نمی‌داند این داستان واقعی است یا نه اما هنوز هم که هنوز است بعضی ها معتقدند صدای آوازی و همچنین صدای ناله‌های ضعیف یک مرد را از اعماق آب‌های سرد می‌شنوند. برای: اطلسی چشمانش از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
lennamusic.irAhang-Jadid--Maman-Oon-Male-Mane-128.mp3
زمان: حجم: 1.9M
در آب‌های سرد دریا، پری دریایی کوچکی زندگی می‌کرد. او هر روز به شکل انسان‌ها درمی‌آمد و وقتی انسان تنهایی را پیدا می‌کرد او را افسون و با خود به زیر دریا می‌کشید. روزی سراغ مردی رفت و خواست او را افسون کند، اما مرد با توری جادویی زندانی‌اش کرد و گفت:« بالاخره شکارت کردم، ماهی کوچولو.» خون ریخته پری ساحل و دریا را مسموم کرد، حتی بعد از مرگش دست از طلسم کردن مردم برنداشت. برای: مأمن حرف‌ها از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
Rhiannesomewhere only we know(1).mp3
زمان: حجم: 2.9M
روزگاری شهری افسانه‌ای وجود داشت که شب ماه کامل پس از نیمه شب ظاهر می‌شد. در این شهر جادو عادی‌ترین چیز بود و مردم می‌توانستند تا طلوع آفتاب از این جادو لذت ببرند. متاسفانه همیشه بعضی از مردم در این شهر ناپدید می‌شدند و هیچ‌کس پیدایشان نمی‌کردند. کسانی که بیش از حد از این مکان خوششان می‌آمد و نمی‌توانستند از آن دل بکنند همراه با شهر ناپدید می‌شدند اما ماه کامل بعدی خبری از آنها نبود. برای: Sosk از طرف:‌ نجوای کلمات و سازمان🌻
Looking-at-Me-Sabrina-Carpenter-320.mp3
زمان: حجم: 7.6M
این افسانه درباره جنگجویی تنهاست که تمام همرزمانش مرده‌اند، جنگجویی که تمام عزیزانش را از دست داده. می‌گویند او برای نجات سرزمین با یک پری معامله کرد اما خیلی دیر فهمید که هرچیزی بهایی دارد و بهای قدرتی که به دست آورد از دست دادن اطرافیان و خانواده‌اش بود. جنگجوی داستان ما تا آخرین روز زندگی‌اش گرفتار غمی عظیم و طاقت فرسا بود. برای: Stranger things از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
The Stranglersgolden_brown_-_the_stranglers.mp3
زمان: حجم: 10.7M
در جایی در از آفتاب صبحگاه و مهتاب شبانگاه،در جایی دور از اینجا،جادو بیدار بود.در بین روز و شب،جادوگری خانه و کاشانه داشت.جادوگر قلب جهان بود. جریان جادویش در اعماق خاک طنین می‌انداخت و همواره آسمان را با برق خورشید لبخند و ماه چشمانش روشن می‌کرد.با تکانی در دستش رعدی آسمان را می‌شکافت و ابر‌ها به تنگ می‌آمدند. اما اگر ذره‌ای در چشمان قهوه‌ای ساهره بنگرید،تنها برق ستارگان را نمیبینید برق اشک تنهایی غوغا می‌کند. شاید جادوگر باید تمام عمر جاودانه اش را منتظر شوالیه‌ای که حصار را بشکند و او را بیابد،بماند. برای: شمیم جادو از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
Rauf Faik - BEHMELODYRauf & Faik - Детство.mp3
زمان: حجم: 7.7M
در اعماق جنگل دروازه‌ای وجود دارد، هرکس آنقدر شجاع و قوی باشد که وارد آن دروازه بشود به تمام رویاهایش می‌رسد. اما ممکن است این داستان گول‌زننده باشد، درواقع هرکس از دروازه عبور کند تا ابد در رویا گرفتار می‌شود. همه می‌گویند کسانی که در جنگل ناپدید شده‌اند مورد حمله حیوانات وحشتی قرار گرفته‌اند، ولی کسی نمی‌داند آن انسان‌های بیچاره در رویاهایشان زندانی هستند. برای: Library از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
Sufjan Stevens ~ Musics-Fa.ComSufjan Stevens - fourth of july (320).mp3
زمان: حجم: 4.6M
هزاران سال قبل وقتی که اژدهایان بر زمین حکمرانی می‌کردند و همه جا گرفتار جنگ و آتش شده بود، خاندان سلطنتی که خونی جادویی داشتند به مبارزه با اژدهایان رفتند. آن‌ها با فدا کردن زندگی خود تمام اژدهایان را نابود کردند و مردم را نجات دادند. فقط نوزاد ملکه زنده ماند و بعدها امپراتور سرزمین شد‌. مردم می‌گویند هنوز یک اژدها زنده مانده و دنبال انتقام از آخرین فرد باقیمانده از خاندان سلطنتی است. برای: بال‌هایی از نور ستاره از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻
GafurGafur - ты не моя ( GandomMusic.ir ).mp3
زمان: حجم: 6.7M
در اعماق جنگل سبز نور آفتاب بر روی برگ‌های سبز درخت بوسه زد و پری جنگلی پلک‌های چوبی‌اش را رو به جهان گشود.شاخه‌هایش به شکل گیس‌هایی به نرمی روی شانه‌هاش ریخت.ریشه‌هایش در پا‌های چوبی‌اش جمع شد و کمی بعد،پاهایش به زمین رسید.کودکان آدمیزاد‌ها می‌گفتند درختی به شکل انسان را دیده اند.بزرگترین آرزوی هیلدا این بود که والدینشان تنها فکر کنند فرزندشان،دوست خیالی تازه‌ای پیدا کرده‌اند. برای: مردن میان نفس‌ها از طرف: نجوای کلمات و سازمان🌻