پارت ¹⁵
فقط برای او✨
{انچهـ گذشتــ}
نه نه امکان نداشت دوباره عاشق بشم اخمام رو در هم کردم و گفتم:
برو بیرون
با حرفم چشمی گفت و از اتاق خارج شد اون رفته بود اما هنوز بوی عطر لعنتیش توی اتاق مونده بود.
کلافه از تفکراتم به سمت تراس رفتم تا کمی هوا بخورم
سیگارم رو روشن کردم شروع کردم به کشیدن
نمیدونم چقدر گذشته بود که هوا تاریک شد
به سمت اتاق رفتم و دراز کشیدم روی تخت از دوده سیگار چشمام میسوخت پس بستم تا سوزش آروم بگیره اما نمیدونم چی شد که به عالم خاموشی فرو رفتم.
با صدا زدنهای پی در پی کسی چشمام رو باز کردم و با آنیتا روبرو شدم
عصبانی از اینکه آرام نبود گفتم:
+تو اینجا چیکار میکنی
آنیتا با تعجب گفت:
اومدم برای شام صداتون بزنم
صدام رو بردم بالا و گفتم:
+مگه تو خدمتکار شخصی منی که تو اومدی من رو صدا بزنی ها؟؟؟
آنیتا با بغض گفت:
آرام کار داشت من جاش اومدم آقا
+ آرام غلط کرد که کار داشت آرام الان خدمتکار شخصی منه جز کارای من هیچ کار دیگهای نباید داشته باشه
در حال توبیخ آنیتا بودم که سر و کله آرام پیدا شد با عصبانیت به سمتش رفتم و از دستمال سرش که موهاش رو توش جمع کرده بود گرفتم و شروع کردم به کشیدنش و با داد گفتم:
+ تو کدوم گوری بودی ها؟؟
مگه تو خدمتکار شخصی من نیستی؟؟
آدمت میکنم
با شتاب پرش کردم سمت دیوار که با کمر به دیوار برخورد کرد و از شدت درد صورتش جمع شد
هه این تازه اولش بود کمربندم رو درآوردم و شروع کردم به زدنش آرام که داشت زیر شتاب های کمربندم جون میداد فقط به خودش میپیچید و چیزی نمیگفت
حرصی از اینکه التماسم نمیکنه که ولش کنم چونش رو گرفتم که با....
https://eitaa.com/kdguen
هدایت شده از {فریاد خاموش}🖤
اینجا پارت های +¹⁸ و قسمت های هیجانی و عکس کامل شخصیت ها گذاشته میشه👀
https://eitaa.com/khfhfhlfhkfh
سلام ادمین های محترم.
من داخل کانال های همسایه نیستم لطف کنید لینک کانال هارو همینجا ارسال کنید.
تا عضو کانالشون بشم😉
مچکرم...