eitaa logo
کفایه ۲ (۰۲_۱۴۰۱) حسینی نسب
457 دنبال‌کننده
33 عکس
6 ویدیو
35 فایل
این کانال به فرمایش استاد برای استفاده طلاب ایجاد شده است. اما مطالب کانال انتساب به ایشان ندارد. از نکات شما استفاده خواهم کرد. آدرس کانال تلگرام https://t.me/kefayeohn
مشاهده در ایتا
دانلود
075 اتحاد طلب واراده.mp3
زمان: حجم: 10.3M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰ کفایه یک تاریخ: ۱۲ دی
076 دفع وهم.mp3
زمان: حجم: 10.3M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰ کفایه یک تاریخ: ۱۳ دی
سلام و احترام 🌹 ضمن عرض خداقوت و آرزوی قبولی عزاداری‌های عزیزان، انشاالله جلسه بعدی و شروع ترم دوم کفایه یک استاد حسینی نسب در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۰ خواهد بود. التماس دعا
صحیح و اعم بخش چهار.docx
حجم: 20.2K
صحیح و اعم بخش چهارم از امر چهارم تا ابتدای ادله صحیحی
سلام و ادب❤️ رفقایی که کفایه 2 هم امتحان دارند یکسری تقریر هم برای کفایه 2 نوشتم اگر تمایل داشتند در خصوصی اعلام کنند برایشان ارسال کنم.
اوامر فصل اول.docx
حجم: 26.1K
اوامر فصل اول این فایل هنوز تنظیم و ویراست نهایی نشده است اما امید که قابل استفاده باشد
صحیح و اعم بخش پنجم.docx
حجم: 20.9K
صحیح و اعم بخش پنجم تا ابتدای ادله اعمی
جلسه ۷۷ صیغه‌ی امر.mp3
زمان: حجم: 12M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰ کفایه یک تاریخ: ۲۸ دی ۱۴۰۰
78.mp3
زمان: حجم: 9.3M
🔹صوت تدریس استاد حسینی نسب سال تحصیلی ۰۱-۱۴۰۰ کفایه یک تاریخ: ۲۹ دی ۱۴۰۰
جلسه 77 جلسه اول بسمه تعالی صیغه امر یعنی هیأت امر با هر ماده‌ای که باشد. در صیغه امر هم تا 15 یا 16 معنا ذکر کرده‎‌اند. آخوند در ماده امر میگفت اینها معانی مختلف نیستند بلکه دواعی برای ظرف استعمال هستند. در صیغه امر هم معناهایی مانند تعجیز و احتقار و امثالهم از ظرف استعمال فهمیده میشود. مرحوم آخوند در ماده امر همه معانی را به شیء و طلب برگشت داد؛ چون این دو هم در صیغه جمع اختلاف داشتند و هم در اشتقاق. لذا این دو را به هم برگشت نداد. اما این مشکل در هیأت امر نیست لذا آخوند همه معانی را در «طلب انشایی» میداند و این معانی مختلفی که گفته‌اند را به دواعی برگشت میدهد که در ظرف استعمال حاصل میشود. اما صیغه امر ظهور در کدام یک از این دواعی دارد؟ می‌فرماید اگر قرینه نباشد ظهور در طلب حقیقی دارد و باقی معانی قرینه می‌خواهد. اما اگر کسی این را هم قبول نکرد در نهایت می‌تواند بگوید صیغه امر وضع شده برای «طلب انشایی به داعی طلب حقیقی» که بعد طلب انشایی به سایر دواعی مجاز باشد. اما اینکه آن دواعی را در موضوع له بیان کند قابل قبول نیست. حاشیه: «طلب انشایی» که آخوند برای هیأت معنا می‌کند اسم است؛ پس هیات را معنای اسمی می‌داند. این مطلب در مبنای آخوند اشکالی نیست چون آخوند در معانی حرفی و هیئات مبنای وضع عام موضوع له عام را داشت. اما کسانی که وضع عام موضوع له خاص هستند نمی‌توانند یک اسم را موضوع هیات بیاورند و لذا باید یک معنای حرفی به عنوان موضوع له انتخاب کنند. لذا اصولیون بعدی گفته‌اند معنای هیأت امر «نسبت طلبیه» است. چون موضوع له اسم عام است و موضوع له حروف و هیئات خاص است. ایقاظ آخوند می‌فرماید این بحث مخصوص امر نیست، در استفهام و امثال ذلک هم معانی مختلفی که گفته‌اند همگی برای ظرف جمله و مدلول تصدیقیه اولی هستند، نه برای مدلول تصوری. تا جایی که برخی گفته‌اند اگر خدا بگوید «لعل» مجاز است چون ترجی حقیقی در خدا معنا ندارد. در حالی که معنای «لعل» ترجی انشایی است؛ حال گاهی داعی بر ترجی انشایی، ترجی حقیقی است و گاهی چیزهای دیگر است. منکر این نیستیم که ظهور اولیه در ترجی حقیقی است، اما وقتی قرینه آمد می‌فهمیم داعی بر ترجی مثلا چیزهای دیگری مثل اتمام حجت است.
جلسه 78 جلسه دوم بسمه تعالی المبحث الثانی در بحث ماده امر چند بحث بود که ماده امر ظهور در علو دارد یا استعلا یا هر دو، یک بحث این بود که ظهور در طلب وجوبی دارد یا استحبابی و منشأ ظهور چیست، یک بحث هم در طلب انشایی یا حقیقی بود. همین مباحث در صیغه امر هم هست، اما بحث علو و استعلا و بحث حقیقی و انشایی نکته جدیدی در اینجا ندارد و اینجا هم تکرار میشود؛ اما در بحث ظهور صیغه امر در وجوب به دلیل اقوالی که مطرح شده است، لذا آخوند این بحث را دوباره مطرح میکند. اما نظر آخوند همان چیزی است که در ماده امر هم گفت. آخوند گفت ماده امر ظهور در وجوب دارد و منشأ ظهور را وضع می‌گرفت، در اینجا هم منشأ ظهور را وضع میداند. یعنی هیأت امر وضع برای وجوب شده است و استعمال در استحباب مجاز است. دلیلی که آنجا ‌آورد تبادر بود و اینجا هم تبادر را مطرح میکند. مؤیداتی هم مطرح کرد که اینجا هم می‌آورد. مثل احتجاج مولا بر عبد که وقتی امر کند و عبد انجام ندهد عقلا او را معذور نمی‌دانند. اما این مؤید بود چون ظهور در وجوب را می‌رساند اما منشأ ظهور را نمی‌فهماند. در این بخش صاحب معالم بحثی را می‌گوید که در ماده امر مطرح نکرده بود. صاحب معالم مانند آخوند می‌گوید هم ماده امر برای طلب وجوبی وضع شده است و هم هیأت امر برای طلب وجوبی وضع شده است. منتها در ماده امر مانعی که جلوی این ظهور را بگیرد نبود اما در صیغه امر مانع وجود دارد. آن مانع کثرت استعمالات فعل امر در موارد استحباب است. این کثرت باعث می‌شود ولو استعمال در استحباب مجاز بود، اما تبدیل به مجاز مشهور شده است اگر نگوییم که نقل داده شده باشد. لذا نمی‌توان از هیات امر به وجوب رسید. جواب اول اخوند این است: آنچه نزد انفتاحی منشأ ظهور است، کثرت در یک طرف و ندرت در طرف مقابل است. استعمال در واجبات نادر نیست تا مانع شود برای ظهور اولیه شده و حالت مجاز مشهور یا وضع تعینی در مستحب پیدا کند. این کثرت حتی باعث اجمال هم نمی‌شود، چون منشأ ظهور باید در مقابل منشأ ظهور (وضع) قرار بگیرد تا بتواند اجمال درست کند. در صورتی کثرت استعمال به مجاز مشهور یا وضع تعینی میرسد که وقتی در عرف نظر می‌کنیم، دیگر قرینه‌ای برای آن نیابیم. لذا ما استعمالات را نگاه میکنیم؛ از زمانی که عرف بدون قرینه معنای دوم را اراده می‌کند، کشف میکنیم که به مرحله وضع تعینی یا لااقل به مجاز مشهور رسیده است. ما منکر استعمال در استحباب نیستیم، اما همه موارد قرینه بر جواز ترک وجود دارد. استعمال با قرینه یعنی هنوز به مرحله وضع تعینی یا مجاز مشهور نرسیده‌اند. اگر به مرحله‌ای برسد که بدون قرینه هم به استحباب منتقل شویم یعنی به تعین رسیده‌ایم.